بازگشت به صفحه اول

از نامه

 
 

دانشگاه و دولت نهم

زهرا بيگدلي *

وضعيت دانشگاه‌ها در دوره‌ي نهم رياست‌جمهوري
اخراج‌هاي دامنه‌دار
پس از آغاز به كار دولت نهم، وزارتخانه‌اي كه بيش از ديگر قسمت‌هاي دولت دچار تغيير و تحول شد، وزارت علوم و تحقيقات و فن‌آوري بود. در حقيقت، عزل و نصب‌هاي پي‌درپي روِساي دانشگاه‌هاي مختلف و اعتقاد به اين موضوع كه رييس دانشگاه برآمده از راي هيأت علمي، نمي‌تواند پاسخ‌گوي عمل‌كرد خود باشد و نياز به وجود دست‌هايي است كه رييس دانشگاه را از بالا نصب كنند، موجب شد تا تغييرات وزارت علوم بسيار گسترده شود.
در اين ميان، يكي از دانشگاه‌هايي كه باعزل و نصب سريع رييس دانشگاه روبه‌رو شد، دانشگاه علامه طباطبايي تهران بود. محبوبيت رييس سابق اين دانشگاه، دكتر نجف‌قلي حبيبي، در ميان اعضاي هيأت‌علمي و دانشجويان و بركناري ناگهاني وي، واكنش‌هاي متعددي را ميان دانشجويان برانگيخت، با اين وجود، دامنه‌ي تغييرات روِساي دانشگاه‌ها از علامه طباطبايي آغاز و به ديگر دانشگاه‌ها كشيده شد. پس از اين عزل و نصب‌هاي سريع و واكنش‌برانگيز، انتظارمي‌رفت تا مدتي وزارت علوم كم‌تر با تغيير روبه‌رو شود، اما در عمل پس از بركناري روِساي سابق دانشگاه، نوبت به استادان و اعضاي هيأت‌علمي رسيد و دوباره دانشگاه‌علامه طباطبايي تهران در نوك پيكان اين تغيير قرار گرفت. در روزهاي آخر بهمن، خبر اخراج نمك‌دوست، كسي كه پدر علم ارتباطات نام گرفته بود، قاضي‌زاده و مرتضي مرديها منتشر‌شد. دانشجويان اين دانشگاه همان‌طور كه انتظار ‌مي‌رفت در اعتراض به اخراج نمك‌دوست تجمع كردند، بيانيه صادر كردند و صحبت از به‌خطر افتادن حريم دانشگاه به‌ميان آوردند. در اين ميان برخي از استادان حاضر در تجمع، از اداري‌بودن مشكل استخدام استادان و حل‌شدن اين موضوع "به‌دست تواناي حجت‌الاسلام شريعتي" رييس جديد دانشگاه علامه طباطبايي صحبت به‌ميان آوردند. مواضع اين استادان عمل‌كرد حراست دانشگاه را در ممانعت از ورود خبر‌نگاران و عكاسان تأييد كرد.
از آغاز اخراج استادان، محرز بود‌،كه دست‌آورد تجمع علامه نيز چيزي فراتر از تجمع دانشگاه تهران نخواهد بود. همان‌طور كه تجمع دانشجويان دانشگاه تهران براي بركناري دكتر فرجي دانا، رييس سابق دانشگاه تهران، مانع عزل و نصب‌هاي متعدد وزارت علوم دولت نهم نشد، اعتراض و تجمع دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي نيز نمي‌توانست خللي در اراده‌ي پولادين وزارت علوم براي بركناري استادان ايجاد كند و از همين‌روي چند‌روز پس از اخراج حسن نمك‌دوست، قاضي‌زاده دومين استادي بود كه از دانشگاه علامه طباطبايي اخراج شد. اين موضوع، فرضيه‌ي تدريجي و دامنه‌دار بودن حركت اخراج استادان را در اذهان تقويت مي‌كند. ‌ ‌
دانشجويان كُرد و احياي هويت قومي:
دانشجويان كُرد دانشگاه تهران كه همواره بر هويت محلي و منطقه‌اي اصرار مي‌ورزند، در يكي از آغازين روزهاي اسفندماه جلو دانشكده‌ي ادبيات دانشگاه تهران تجمع كردند تا اعتراض خود را نسبت به برخوردهاي صورت گرفته در مناطق كردنشين ايران اعلام كنند. در حقيقت سخن اين دانشجويان كه بيش‌ترِ شعارهاي خود را به زبان كردي بيان مي‌كردند، اعتراض به وضعيت غيرقابل تحمل حقوق‌بشر در مناطق كردنشين ايران بود.
محكوميت دانشجويان جمهوري‌خواه يزد:
دانشجويان عضو انجمن جمهوري‌خواه يزد كه معروف به "تحريمي"هاي انتخابات رياست‌جمهوري اخير هستند، پس از آن‌كه موضع رسمي خود را روزهاي پيش از انتخابات اعلام كردند، با تشكيل پرونده از سوي نهادهاي قضايي مواجه شدند و متعاقب آن از طرف مسؤولان دانشگاه، اين انجمن غيرقانوني اعلام شد. اين دانشجويان كه قصد حفظ دفتر انجمن جمهوري‌خواه يزد را داشتند، در روزهاي پر تب و تاب نزديك به انتخابات، با اجراي طرح "ماراتن مرگ" روزها از خوردن غذا خودداري كرده و چند تني از آنان نيز روانه‌ي بيمارستان شدند. با پايان يافتن اين اعتصاب غذا و گرفتن قول‌هاي مساعد از سوي روِساي دانشگاه، انتظار‌مي‌رفت وضعيت اين انجمن پس از شروع سال تحصيلي رونق تازه‌اي پيدا كند. در نهايت امر، امير اسحاقي و علي‌رضا سلطاني كه از اعضاي اصلي اين انجمن بودند، در روزهاي مياني اسفند به سه ماه و يك روز حبس تعليقي از سوي شعبه‌ي سوم دادگاه انقلاب يزد محكوم شدند.
بازداشت دانشجويان دختر:
حدود يك سال است كه پيوسته اخبار مربوط به بازداشت دانشجويان از نقاط مختلف ايران به گوش مي‌رسد و اين اخبار اگر‌چه دردناك است اما آن‌قدر زياد است كه در روزمرگي‌ها گم مي‌شود. چيزي كه در ميان اين‌همه خبر بازداشت دانشجويان، حادثه‌اي نوين به‌حساب مي‌آيد، آغاز بازداشت دانشجويان دختر است كه تا به حال كم‌تر در اين چند سال سابقه داشته است. ريحانه پورغني، دانشجوي دانشگاه زنجان، جزو نخستين دانشجويان دختر است كه پس از سه بار احضار از سوي دادگاه انقلاب زنجان، بازداشت شده است و قرار وثيقه 30 ميليون توماني براي وي صادر گشته است.
اين خبر در دل خود حكايت از آن دارد كه باب بازداشت دانشجويان دختر نيز گشوده شده است.
توقيف اموال انجمن اسلامي دانشگاه لرستان:
بستن انجمن‌هاي اسلامي حادثه‌اي است كه با پلمپ‌شدن موقت در انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير در چندين سال پيش آغاز‌شد و با پلمپ‌شدن در دفتر تحكيم وحدت به اوج خود رسيد. اما آن‌چه به‌تازگي باب شده است، توقيف اموال انجمن‌هاي اسلامي است؛ اموالي كه بسياري از آن‌ها نيز شخصي و متعلق به خود دانشجويان است. در اين ميان، اموال انجمن اسلامي دانشگاه لرستان جزو نخستين توقيف اموال از اين دست است كه در مورد چگونگي بازگشت آن نيز هيچ‌گونه توضيحي ارايه نشده است. در حقيقت پس از تذكرهاي شفاهي و كتبي به دانشجويان براي عدم فعاليت، اكنون پلمپ‌كردن در انجمن و توقيف اموال آن، به‌شيوه‌ي جديدي براي برخورد با انجمن‌ها تبديل شده است.

‌‌‌*روزنامه‌نگار

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه