حق مسلم ماست؟
من خیلی فکر کردم. تعجب نکنید، گاهی موقع طنز نوشتن از این جور اتفاقات احمقانه
می افتد. در هنگام تفکرات عمیق بالاخره فهمیدم که « انرژی هسته ای حق مسلم ماست.» و
علاوه بر این فهمیدم که به چه دلایلی جنبش ملی شدن اورانیوم و غنی سازی، اگر اهمیتی
بیشتر از جنبش ملی شدن نفت نداشته باشد، حداقل اینکه در همان حد مهم است. از نظر من
شباهت های زیر( که بعضی اوقات تفاوت های زیر) می شود، میان این دو جنبش وجود
دارد.
اول: روشنفکران و سیاستمداران و رهبران جنبش ملی شدن نفت، بعدا بخاطر ملی شدن
نفت زندانی و تبعید شدند، اما در جنبش انرژی هسته ای سیاستمداران و رهبران جنبش ملی
شدن اورانیوم زندانی کردند.
دوم: ملی شدن نفت یک خواسته ملی بود که دلایلی برای آن وجود داشت، اما جنبش ملی
شدن اورانیوم یک خواسته دولتی است که الآن هزاران نفر دست به دست هم داده اند تا
دلیلی برایش پیدا کنند.
سوم: درجنبش ملی شدن نفت، مصدق وقتی سخنرانی می کرد کسانی که حرف او را می
شنیدند قانع می شدند و یک بحران حل می شد، اما احمدی نژاد هر وقت حرف می زند، یک
عده آدمی که قانع شده بودند، دچار بحران می شوند و یک مشکل جدید به وجود می
آید.
چهارم: رهبر جنبش ملی شدن نفت یک پیرمرد قد بلند حقوقدان بود که فرانسه را مثل
بلبل حرف می زد، اما رهبر جنبش ملی شدن اورانیوم یک جوان کوتاه قد است که لری را
مثل قناری حرف می زند. پنجم: یک آدم منطقی وقتی فکر می کند می بیند هیچ راهی
برای پیشرفت ایران جز ملی شدن نفت وجود نداشت، اما همان آدم منطقی هرچه فکر می کند
می بیند هیچ راهی برای نابودی ایران بهتر از ادامه غنی سازی وجود ندارد.
ششم: در جنبش ملی شدن نفت همه جهان با ایران مخالف بود، اما رهبران جنبش با حضور
در مجامع جهانی موفق شدند حق ملت ایران را به دست بیاورند. اما در جنبش ملی غنی
سازی هیچ کشوری در جهان با استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته ای مخالف نیست،
اما به محض اینکه رهبران جنبش در مجامع جهانی حضور پیدا کردند و دهان شان را
بازکردند، موفق شدند که این حق را از دست بدهند.
هفتم: ما قرار بود نفت را ملی کنیم، چون موانعی وجود داشت، یک جنبش ملی اتفاق
افتاد تا موانع را از پیش رو بردارد و نفت ملی شود. در حالی که ما اصلا قرار نبود
غنی سازی کنیم، بلکه احتیاج به یک جنبش ملی داشتیم تا یک سری موانع را از پیش رو
برداریم، اول قرار شد یک جنبش علیه مفسدین اقتصادی بوجود بیاید، اما چنین نشد، بعد
تصمیم گرفته شد یک جنبش علیه اسرائیل بوجود بیاید، اما این جنبش هم ملی نشد، به
همین دلیل تصمیم گرفته شد که برای ایجاد یک جنبش، اورانیوم را غنی سازی کنیم.
هشتم: ملی شدن نفت باعث شد تا ما بتوانیم هر سال میلیاردها دلار به دست بیاوریم،
اما انرژی هسته ای باعث شده است که ما هر سال تمام پول نفت و گازمان را هم از دست
بدهیم.
نهم: در ماجرای ملی شدن نفت، انگلیس نفت ما را می برد و روسیه هم می خواست نفت
شمال را ببرد، مصدق جلوی آنها را گرفت. اما در ماجرای انرژی هسته ای، ما داریم به
زور انرژی هسته ای را به روسیه می دهیم و هر روز هم حمله می کنیم به سفارت انگلیس.
دهم: جنبش ملی شدن نفت جنبش مخالفان سیاسی حکومت ایران بود علیه خارجی ها، اما
جنبش غنی سازی اورانیوم جنبشی است علیه مخالفان سیاسی حکومت و هر چه هم تلاش می
کنیم پای یک دشمن خارجی را این وسط باز کنیم هیچ دولتی حاضر به دشمنی با ما
نیست.
یازدهم: ما از آزادی استفاده کردیم تا نفت را ملی کنیم، آنها از انرژی هسته ای
استفاده می کنند تا جلوی ملی شدن آزادی را بگیرند.
عظمت ایران را احیا کنیم احمدی نژاد به یاسوج رفت و در آنجا
یاد عظمت ایران افتاد و گفت: «باید میهن عزیز و بزرگ مان را همانند سابقه تاریخی اش
بسازیم.» آگاهان پیش بینی می کنند که طرح ابتکاری رئیس جمهور برای ساختن ایران با
همان سابقه تاریخی به شرح زیر باشد.
توضیح مقدماتی: تعدادی کتاب تاریخ دبیرستان در اختیار رئیس جمهور قرار بگیرد تا
ابتدا با سابقه تاریخی ایران آشنا شده و به قرارداد گلستان نگوید قرارداد گلستانچای
و بعد عظمت ایران باستان را احیا کند. مرحله ساسانیان: برای احیای عظمت دوره
ساسانیان از این به بعد کلیه سربازان و سرداران باید مثل همان دوره ریش بگذارند و
از شمشیر و قمه استفاده کنند.( در مورد لباس شخصی ها این کار لازم نیست، چون قبلا
انجام گرفته است.) مرحله سامانیان: برای احیای دوره سامانیان، باید کلیه
روستاهای کشور و روستائیان عزیز از جمله برادر زریبافان و باجناق های محترم ایشان
سروسامانی بگیرد، در عوض شهرها هم شبیه دوره مغولها بشود. مرحله اشکانیان: برای
احیای دوره اشکانیان مشکل خاصی وجود ندارد، فقط باید سیاستهای صدا و سیما و وزارت
ارشاد ادامه پیدا کند. غزنویان: برای احیای دوره غزنوی احتمالا احمدی نژاد به
هند حمله می کند و تخت طاووس را به زور به هندی ها می دهد تا آنها را وادار کند که
در شورای حکام به ایران رای دهند و یک قرارداد تاریخی سیصد ساله هم با آنها می
بندد. صفویان: برای احیای دوره صفویان طرح سهمیه بندی بنزین و سایر کالاها بزودی
اجرا می شود، تا ملت ایران با عظمت صف و صفویان آشنا شوند. تیموریان: برای احیای
دوره تیموریان از لباس شخصی ها استفاده می شود و هفته ای سه بار مثل سربازان تیمور
لنگ به سفارتخانه ها، دانشجویان، کارگران شرکت واحد و زنان حمله می شود تا عظمت
دوره تیموری عینا بازسازی شود. آل بویه: برای احیای دوره آل بویه شستن جوراب و
رفتن حمام و استفاده از شانه و هر نوع اصلاح ممنوع می شود، تا این دوره بودار
تاریخی احیا شود. طاهریان: برای احیای دوره طاهریان ملت موظف می شوند دائما
طهارت شان را حفظ کنند و در هر حال دائم الوضو باشند. در این دوره با هر نوع آلودگی
صوتی نیز مبارزه می شود. صفاریان: برای احیای دوره صفاریان کلیه سرداران و وزرا
و نمایندگان مجلس و مسوولان نظام موظف می شوند مثل یعقوب لیث صفاری هر روز نان و
پیاز بخورند، حالا می خواهند همدیگر را ماچ کنند یا نه، به بقیه مربوط
نیست. نتیجه گیری تاریخی: بهترین راه برای بازگشت به سابقه ایران باستان این است
که همین وضعیت دوره احمدی نژاد ادامه پیدا کند، چون اگر هر سال پنجاه سال عقب
برویم، بالاخره بعد از سه چهار دهه موفق می شویم به عظمت ایران باستان برسیم.
تهرانجلس، نبش سر لس آنجلس آقا! من دارم می روم به سفر.
فردا از اروپای استعماری کهن خارج و همان فردا وارد امپریالیسم آمریکا می شوم. قرار
است چهار هفته در آمریکا باشم و احتمالا یک سفرنامه ده جلدی از این سفر یک ماهه
خواهم نوشت. مطالب "روز" را از همان جا می نویسم، حالا ببینید چه لهجه ای پیدا کنم!
از حالا فارسی حرف زدنم مشکل پیدا کرده، احتمالا وارد لس آنجلس بشوم ترکی را با
لهجه کالیفرنیا حرف می زنم. در آمریکا احتمالا هفت هشت برنامه استندآپ کمدی خواهد
داشت. محل برگزاری هیچ کدام از برنامه ها در سنای آمریکا نیست، اصلا هم کار
مشمئزکننده ای قرار نیست انجام بشود. تمام پولی هم که قرار است بگیرم 65 میلیون
دلار است، ظاهرا 10 میلیون دلار را قبلا محسن سازگارا و علی افشاری و اکبر عطری
گرفته اند. فعلا برنامه های نیویورک، واشنگتن دی سی، ساکرامنتو، برکلی، سن خوزه، لس
آنجلس و بلانسبت سن دیه گو مشخص شده است. اصلا قرار نبود بروم، ظاهرا بوش طلبیده
است!
|