|
 |
Mohammad_arasi@yahoo.com
يكشنبه
٢٠ فرودين ١٣٨٥
در شرایط کنونی، مهمترین وظیفهی انسانی، دموکراتیک و
میهن دوستانهی هر ایرانی آزاده و مردمی، این است که با هر امکانی که در توان
دارد، با حملهی نظامی آمریکا و متحدانش به ایران، مخالفتِ قاطع کند و با
منطق صلح و گفتگو، بکوشد تا میانِ ایران و آمریکا و مهمتر از آن میان ایران و
اسراییل، خصومتها کاهش یابد و صلح و احترامِ متقابلِ پایدار برقرار
شود.
اگر یک وظیفهی حیاتی و جدی در حالِ حاضر وجود داشته باشد، همین
وظیفهی انسانی است که منطقِ صلح در برابر ما قرار داده تا بر منطقِ جنگ و
ویرانی چیره شویم.
هرکاری غیر از این، فرار کردن از وظیفهی انسانی و
ملی است. یعنی به فرعیات پرداختن و با فاجعه بازی کردن است. فاجعه یی که با
گامهای بلند لحظه به لحظه نزدیکتر میشود...
"مدعیان وطن پرستی و
آزادی خواهی کجا هستند؟"
اکنون، جنازه درهم ریختهی کشور عراق در
برابر دیدگان ماست. عراقی که در عصر صدام بعثی اگر برزخی تاثرآور بود، امروزه
به دوزخی وحشت آور و سوزان تبدیل شده که ریشهی حیات و زندگی در آنجا خشک
میشود...
پس سئوال واقعی این است که: چه اتفاقی باید بیفتد که ما
ایرانیانِ ملی مدعی دموکراسی خواهی و میهن پرستی، به خود آییم و صلح و میهن و
مردم را تنها نگذاریم؟
دمکراتهای ایرانی کجایند؟ ملیها و وطن
خواهها چه میکنند؟ آنهایی که "چو ایران نباشد تن من مباد" شعارشان، "ای
ایران، ای مرز پرگهر" سرودشان بود، چه میکنند؟ از دمکراسی خواهی کاسبکارانه
و از وطن دوستیِ ریایی هنوز خسته نشده ایم؟
آیا میهن و مردم را در
زمان ثروت و قدرتمندی و سربلندی آن فقط میباید دوست داشت و یا عشق به میهن و
مردم، امری بی زمان و غیرمشروط است؟
"درسی که صاحب موسسهی هوندایی
داد"
از آن صاحب سرمایه و خردمند بزرگ کره یی بیاموزیم که وقتی
خبرنگار فیگارو فرانسوی پرسید: راز و رمز معجزهی اقتصادی کره جنوبی چیست و
چطور کشوری سوخته و ویران شده و دیکتاتوری زده خود را به این مرحله از ترقی و
تعالی رساند؟
گفت: "راز و رمز و اعجازی در کارنبوده ونیست. هر چه شده
نتیجهی میهن دوستی ومردم خواهی بود. ما کره اییهای بازمانده از جنگ و
ویرانی، کشور خود را ساختیم زیرا هر روز و در هر موقعیتی، در خانه و مدرسه،
در کارخانه و سربازخانه و اداره... از صمیم قلب فریاد میزدیم که:
کشورم،
ترا در فقر و ویرانی انبوه و مشکلاتی که به سر میبری همانقدر میخواهم و
دوست میدارم که در زمان پیروزی و ثروت و سربلندی ات."
این حقیقتی است
که اگر حملهی نظامی آمریکا به ایران قطعی و صد در صد هم باشد باز توجیهی بر
انفعال و بی عملی هیچیک از ما نمیتواند تلقی گردد. زمان خدمت به صلح و یا به
ایران همین حالاست، یعنی یک لحظه کوچک از زمان را نباید تلف کرد. از یاد
نبریم که: اگر صلح دوستی و میهن خواهی نتیجهی مثبتی داشته باشد، حالاست
وگرنه، پس از سقوط ایران و تباهی و تیره بختی مردم آن، وطن دوستی و مردم
خواهی ما چه سودی دارد؟ اگر ایران رفت، مملکت ویران تر شد، ایران پرستان و
ملی گرایان، هر قدر میخواهند و میتوانند عزا بگیرند و اشک بریزند، چه فایده
یی خواهد داشت؟
بیایید در این زمانهی پراضطرابی که از منجنیق فلک سنگ
فتنه میبارد، در روزها و ساعاتی که اذهان را برای جنگی مرگبار علیه ایران و
منطقهی تیره بخت خاورمیانه آماده میکنند، امنیت مردم ایران، بقای ایران، و
حفظ وحدت ملی آن را بالاتر از هر خواست و اختلافی قرار دهیم و برای صلح، برای
پایان دادن به دعواهای حقیر گروهی از جان و دل بکوشیم.
آیا گوشِ
شنوایی هست؟