|
|
|||
انرژی هسته ای يا جان مردم ؟
علي افشاری
زلزله لرستان و جان باختن نا بهنگام شمار زيادي از مردم محروم اين منطقه، سئوالي جدي را مطرح مي سازد که آيا مقاوم سازي منازل مسکوني در مناطق زلزله خيز "اولويت ملي" است يا دستيابي به تکنولوژي هسته اي؟ شعار "انرژي هسته اي حق مسلم ماست" که اين روزها از تمامي رسانه هاي حاکميت به صورت گسترده در جامعه القاء مي شود، تا چه اندازه بازتاب دهنده مبرم ترين نيازهاي جامعه است؟ منافع عموم مردم و بويژه نيازهاي اوليه آنها اعم از حداقل هاي معيشتي و امنيت، محور اصلي منافع ملي است. منطق حکم مي کند، منابع هر جامعه در وهله اول صرف تامين نياز هاي حياتي ساکنان آن شود. درحالي که بخش عمده اي از قلمرو کشور هر آن در خطر سقوط نا بهنگام آوار قرار دارد و جان هزاران نفر انسان در خطر مي باشد، چگونه مي توان منابعي بي پايان از سرمايه کشور را در پروژه هاي مبهم اتمي هزينه کرد؟ در نظام هاي اقتدار گرا همواره مسائل نظامي و دفاعي اولويت بر مسائل رفاهي مردم برتري دارد. حاکمان بقاي حکومت را بر هر چيز ترجيح مي دهند و مي پندارند با تقويت بنيه نظامي و دفاعي مي توانند تهديدها را خنثي سازند. جالب است کساني که اشتهاي زياد شاه مخلوع ايران به خريد اسلحه و تجهيز ساختار نظامي را حمل بر بي توجهي به خواسته هاي مردم مي کردند، خود از اتخاذ حداقل تدابير پيشگيرانه براي حفظ جان مردم غافل هستند! تخصيص منابع کشور به طرحهايي که از اولويت برخوردار نيستند و سودمندي آنها معلوم نمي باشد از عوامل اصلي عدم تحقق عدالت اجتماعي است. بنا بر اعلام نظر مدير كل ستاد حوادث غيرمترقبه که تنها در سال گذشته 396 زمين
لرزه در شهرها و روستاهاى مختلف كشور رخ داده است که در مجموع 612 قرباني داشته
است. براساس آمارهاي مستند هر 2 سال يك زلزله 6 ريشتر به بالا و هر 10 سال يك زلزله
7 ريشتر به بالا در ايران رخ داده است و 76 درصد كشته شدگان حوادث غيرمترقبه در
ايران را قربانيان زلزله تشكيل ميدهند. در عين حال بر اساس گزارش دفتر برنامه
عمران سازمان ملل در تهران، هر ساله به طور متوسط در ازاي هر يک ميليون نفر 1074 در
ايران بر اثر حوادث ناشي از زلزله در مناطق زلزله خيز جان خود را از دست مي دهند.
با توجه به اينکه فلات ايران بر روي منطقه اي از گسل هاي زلزله خيز قرار دارد، گرچه
پيش بيني زمان وقوع آن فعلا امکان پذير نمي باشد، اما پي بردن به لزوم مقاوم سازي
بناها و افزايش آمادگي دستگاه هاي عمومي براي مقابله با زلزله، چندان دشوار نيست.
در حقيقت، با توجه به تلفات پي در پي ناشي از زلزله در کشور ما، ضرورت دارد نوعي
"استراتژي ملي" براي مقابله با زلزله و تدوين راهکارهاي تخفيف دهنده خسارات و عوارض
آن تدوين شود. سرمايه گذاري در طرحهاي ملي نيازمند بررسيهاي دقيق کارشناسي، ارزيابيهاي اقتصادي- فني گسترده و تجزيه و تحليل اولويت در پيکره نيازمنديها و ضرورت هاي ملي است. توسعه پايدار و سازندگي نيازمند نيروي انساني مولد است. نيروي مولد نيز تنها در جامعه پر نشاط بر مي خيزد.جامعه اي که مرتب بيم جان باختن ناگهاني در زلزله، سيل و ديگر بلاياي طبيعي بر چهره آن چنگ مي زند، نمي تواند چنين نشاطي را در خود بپرورد. دولتي که ادعاي "مهرورزي" و توجه به مطالبات محرومين را سرلوحه شعارهاي خود قرار داده، بهتر است به جاي مقدس کردن "دستيابي به غني سازي اورانيوم" و "مهمتر از نان شب" جلوه دادن آن، به امنيت جاني مردم بينديشد. رويکردي که حداقل نشانه هاي آن، در نحوه مقابله با بلايايي تکراري چون زلزله نمود دارد.
|
||||
|