بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

وضع بغرنج جناح تندرو

احمد زيدآبادي
۲۲ فروردین ۱۳۸۵

در حالي كه روزنامه انگليسي فايننشال تايمز از تعيين هياتي بلندپايه از سوي ايران براي مذاكره با آمريكا خبر داده، تعدادي از دانشجويان هوادار جناح تندرو حاكم بر ايران در اعتراض به اعلام آمادگي مقام‌هاي ايراني براي مذاكره مستقيم با ايالات متحده در مقابل شوراي عالي امنيت ملي جمهوري اسلامي تجمع اعتراض‌آميز برگزار كردند و شعارهايي عليه هر نوع مذاكره با آمريكا سر دادند.

اين گروه از دانشجويان كه خود را عضو "جنبش عدالتخواه دانشجويي" ناميده‌اند، در قطعنامه پاياني تجمع خود ضمن توصيف كردن مذاكره با آمريكا به عنوان "گناهي نابخشودني" اعتراض خود را منطبق با مواضع رهبر جمهوري اسلامي در باره مذاكره با ايالات متحده معرفي كرده‌اند.

اين در حالي است كه آقاي خامنه‌اي رهبر جمهوري اسلامي نظر موافق خود را در باره مذاكره با آمريكا به طور علني بيان كرده و كاملا واضح است كه تصميم به انجام مذاكره با آمريكا، از جانب كل نظام سياسي ايران اتخاذ شده است.

از آنجا كه اعتراض عليه تصميم‌هايي كه به نحوي از تاييد رهبر جمهوري اسلامي برخوردارند، معمولا در داخل ايران تحمل نمي‌شود، اين پرسش پيش مي‌آيد كه دانشجويان معترض با چه انگيزه‌اي دست به اعتراض زده‌اند؟

در دوران رياست جمهوري خاتمي و هاشمي رفسنجاني، اعتراض عليه سياست‌هاي دولت آنها از جانب نيروهاي تندرو امري عادي بود و اين اعتراض‌ها اغلب به نشانه حمايت از مواضع آقاي خامنه‌اي تلقي مي‌شد، زيرا در آن دوران اين فرض پذيرفته شده بود كه تصميم دولت‌هاي خاتمي و هاشمي رفسنجاني لزوما مورد تاييد رهبري نظام نيست. از اين رو، معترضان به دولت ضمن آنكه عليه عملكرد رسمي دولت اعتراض مي‌كردند، هرگز به عدم وفاداري به نظام جمهوري اسلامي متهم نمي‌شدند.

تفكيك بين دولت و نظام كه در دوران خاتمي و هاشمي رفسنجاني امري مرسوم بود، اين امكان را براي رهبري جمهوري اسلامي فراهم مي‌كرد كه ضمن عدم موضع‌گيري علني در باره برخي از تصميم‌هاي جنجال ‌برانگيز دولت، معترضان به آن تصميم‌ها را نيز در زير چتر حمايت خود قرار دهد.

براي نمونه، هنگامي كه حسن روحاني دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي ايران بيانيه سعدآباد را براي تعليق فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران امضاء كرد، از سوي معترضان هدف حمله‌هاي شديد قرار گرفت. اصرار روحاني مبني بر اينكه اين توافق با حمايت رهبري نظام صورت گرفته است، هرگز سودي نبخشيد، زيرا رهبري از اعلام نظر صريح و علني در اين باره خودداري كرد و راه را براي معترضان باز گذاشت كه مخالفت خود را به حمايت از مواضع وي نسبت دهند.

اين وضع در دوره رياست احمدي‌نژاد به كلي دگرگون شده است زيرا كاملا روشن است كه دولت احمدي‌نژاد هيچ تصميم مهمي را بدون رضايت رهبري نظام نمي‌گيرد و در عين حال رهبري نيز علاقه‌اي به حمايت از معترضان به سياست‌هاي دولت از خود نشان نمي‌دهد.

بدين ترتيب، پس از نزديك به دو دهه، شكافي كه بين دولت و نظام در ايران مفروض گرفته مي‌شد، به هم آمده و دولت و نظام جمهوري اسلامي بر هم منطبق شده است.

در چنين شرايطي، نهادهاي تصميم‌گير بدون حمايت علني رهبر نظام، تصميم مهمي نمي‌گيرند و رهبر جمهوري اسلامي نيز حمايت خود را از آنها دريغ نمي‌كند.

اين موضوع در باره مساله بحث‌برانگيز مذاكره مستقيم با آمريكا كه در طول ساليان دراز از جمله «تابو»هاي نظام بوده است، بيش از هر چيز ديگري مصداق دارد. تندروهايي كه در سال‌هاي گذشته با تكيه بر علاقه رقيبان سياسي خود براي مذاكره با آمريكا، آنها را به "خيانت" متهم مي‌كردند، اينك با تصميم دولت مورد حمايتشان براي مذاكره با آمريكا دچار وضعيتي تناقض‌آميز شده‌اند.

آنها اگر بخواهند از مذاكره با آمريكا حمايت و يا در برابر آن سكوت كنند، در واقع همه مواضع سابق خود را كه از آن به "اصول‌گرايي" تعبير كرده‌اند، مورد خدشه قرار داده‌اند. در عين حال اگر آنان به اقدام‌هاي اعتراض‌آميز جدي مبادرت كنند، خواه ناخواه به مقابله با تصميم‌هاي نظام و رهبري متهم خواهند شد.

اين دسته از تندروها كه برخي از مطبوعات افراطي طرفدار حكومت را نيز در برمي‌گيرد، در آروزي آنند كه بار ديگر بين مواضع رهبر نظام و دولت فاصله‌اي پديد آيد تا ضمن ابراز مخالفت خود با تصميم‌هايي كه دولت در روند عيني تحولات مجبور به اتخاذ آنهاست، خود را حامي رهبر و نظام نشان دهند.

اما ابراز وفاداري و اطاعت بي‌قيد و شرط دولت احمدي‌نژاد از رهبر نظام، بروز دوگانگي گذشته را غير ممكن كرده است.

با توجه به تصميم‌هاي تلخ و پرهزينه‌اي كه دولت ايران پيش رو دارد، ممكن است شرايطي پيش آيد كه تندروها آرزو كنند، اي كاش چهره‌اي از رقباي آنان زمام امور دولت را به دست مي‌گرفت و اتخاذ تصميم‌هاي دشوار به دوش رقيب مي‌افتاد.

شايد هم تندروها آرزو كنند كه اي كاش موضوعات زودگذر و سيال مربوط به روابط خارجي را براي زمينگير كردن رقيب سياسي خود به اصولي تغييرناپذير تبديل نمي‌كردند تا امروز هزينه رواني سنگين تغيير مواضع را بر دوش خود حمل نكنند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه