|
موفقيت
افتخارآميز علمی؟!
• اين روزها
دولت جمهوری اسلامی ايران تبليغات گسترده ای پيرامون به ثمر رساندن غنی
سازی اورانيوم در ايران به راه انداخته است. در اين مقاله، نظر دکتر
کامران بهنيا، فيزيکدان و مدير پژوهش در مرکز ملی پژوهشهای علمی پاريس
را درباره موفقيت افتخارآميز علمی مورد ادعای جمهوری اسلامی می
خوانيم
دکتر کامران بهنيا
اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه ٢٨ فروردين 1385 – 17 آوريل 2006
يادآوری
سنگدلانه چهار نکته پيش پاافتاده به گردانندگان کشوری که به افتخار غنی
کردن اورانيوم نائل شد! نکته اول - ميزان توسعه علمی يک کشور
ارتباطی به غنی شدن يا نشدن اورانيوم در آن کشور ندارد. جدول ضميمه 1،
توليد علمی تعدادی از کشورهای جهان را با يکديگر مقايسه می کند [منبع:
ديويد ا. کينگ، «تأثير علمی کشورها»، Nature 430, 311
(2004)]. براساس جدول ضميمه 1، در طول سالهای 1997 تا 2001 ،
دانشمندان متعلق به موسسات علمی ايران 0,13درصد مقالات علمی جهان را
توليد کردند. سهم آنان از نقل قول های علمی[citations] جهان درهمين
دوره 0,06 درصد بوده است. به ياد داشته باشيد که جمعيت ايران يک درصد
ازجمعيت کره زمين است. به عبارت ديگر از هر يک صد نفر ساکنان اين سياره
يکی ايرانی است، اما از هر هفت صد مقاله و از هر هزار و شش صد نقل قول
علمی يکی متعلق به ايرانيان است. اين ارقام جای زيادی برای خود فريبی
باقی نمی گذارند. برای اينکه ايران به يک کشور علمی متوسط بدل شود،
بايد کميت و کيفيت مقالات علمی اش چنان پيشرفت کند که نقل قولهايشان
شانزده برابر شود. تازه آن وقت به ميانگين جهانی خواهد رسيد، يعنی سهمش
در توليد جهانی دانش متناسب خواهد شد با جمعيتش. اين را هم در همين
جدول ببينيد که اسرائيل بيست برابر ايران نقل قول علمی دارد، در حالی
که جمعيت اش ده برابر کمتر است. به عبارت ديگر توليد علمی سرانه
اسرائيل دويست برابر ايران است و اين در حالی ست که درآمد سرانه اش فقط
سه برابر ايران است. اسفناک برازنده ترين صفت برای توصيف موقعيت
پژوهش علمی در ايران به نظر می رسد. کسانی که گمان می برند که داده های
پنج سال پيش کهنه شده و اين موقعيت در حال عوض شدن است، بهتر است به
جدول ضميمه 2 نگاه کنند. اين رده بندی کنونی کشورهاست در رشته فيزيک بر
اساس توليد مقالات علمی شان. می بينيد که ايران پايين تر از مصر و
ارمنستان ايستاده است.
نکته دوم - هرسال، برنامه توسعه سازمان
ملل متحد (UNDP) گزارشی درباره توسعه انسانی در سراسر جهان منتشر می
کند. با گردآوری اطلاعات مربوط به اميد زندگي، آموزش و پرورش و ثروت
اقتصادی برای هر کشوری يک شاخص توسعه انسانی تعريف می شود. نتايج گزارش
سال 2005 در جدول ضميمه 3 خلاصه شده است . شاخص توسعه انسانی ايران اين
کشور را در مکان نود و نهم قرار می دهد. به اين هم دقت کنيد که اگر
ملاک تنها درآمد سرانه باشد، ايران هفتادم است. به عبارت ديگر سطح
پايين توسعه انسانی در ايران صرفا ناشی از فقر اقتصادی نيست. مديريت
سياسی منابع ايران چنان است که درطبقه بندی توسعه انسانی به مکانی بيست
و نه پله پايين تر از جايگاه اش در طرازبندی اقتصادی سقوط می کند. مفيد
است دانستن اين که قطر، بحرين و کويت بيش از پنجاه رده بالاتر از ايران
ايستاده اند و پاکستان، که هم صاحب «پرافتخار» بمب هسته ای است و هم 51
درصد اهالی اش بی سوادند، برعکس چهل رده پايين تر و در مکان صد و سی و
پنجم قرار دارد. هنوز از هر چهار ايرانی بالغ يکی بی سواد است
(بازهم به جدول ضميمه 3 رجوع کنيد) و نمی تواند خبر «پرافتخار» تفکيک
ايزوتوپ های اورانيوم در خاک ايران را در روزنامه ها
بخواند.
نکته سوم- در سال 1384 هجری خورشيدی ايران 0,64 درصد از
توليد ناخالص داخلی اش را صرف پژوهش و توسعه کرده است. اين رقم که
بسيار کم تر از ميانگين جهانی (1,9 درصد) است می تواند شاخص عينی مفيدی
برای اندازه گيری دلبستگی واقعی دولت کنونی ايران به پژوهش علمی به
حساب آيد. کشورهای صنعتی عموما تلاش می کنند که 3 درصد توليد ناخالص
داخلی خود را به پژوهش و توسعه اختصاص دهند. پافشاری کنونی بر پژوهش
های هسته ای تنها می تواند به کاسته شدن منابع مالی و انسانی شاخه های
ديگر علمی بيانجامد. هيچ نشانی از اين نيست که درآمد نفتی ايران صرف
خروج از عقب ماندگی علمی کشور می شود.
نکته چهارم- از ميان بيست
و چند کشوری که از فن آوری هسته ای برای توليد الکتريسيته استفاده می
کنند، تنها 9 کشور مراکز غنی کردن اورانيوم در خاک خود ساخته اند. اين
کشورها عبارتند از چين، فرانسه، آلمان، هلند، ژاپن، پاکستان، روسيه،
انگلستان و ايالات متحده (نگاه کنيد به جدول ضميمه 4). هيچ استدلال
عاقلانه ای نمی تواند ميزان توسعه علمی (يا سطح رفاه اقتصادی بسيار
متفاوت) اين 9 کشور را به توانايی شان در غنی کردن اورانيوم مرتبط کند.
هفده کشور ديگر (آرژانتين، آفريقای جنوبی، بلژيک، برزيل، کانادا،
جمهوری چک، فنلاند، مجارستان، کازاخستان، کره جنوبي، مکزيک، ليتواني،
اسلوواکي، اسپانيا، روماني، سوئد و سوئيس) برق هسته ای توليد می کنند
بی آنکه اورانيوم را در خاک خود غنی کنند. اين کشورها عموما از ايران
توسعه يافته ترند، انرژی هسته ای را تنها برای مقاصد صلح آميز به کار
می برند و اورانيوم غنی شده را از توليد کنندگان آن خريداری می کنند.
اين همان راه حلی است که روسيه، اروپا و آمريکا به ايران پيشنهاد می
کنند و دولت ايران نمی پذيرد. آيا تعجب آور است که هيچ کس ادعای
دولت ايران را در باب صلح آميز بودن فعاليت های هسته ای اش باور
نکند؟
کامران بهنيا، فيزيکدان، مدير پژوهش در مرکز ملی پژوهشهای
علمي، پاريس، 12 آوريل 2006
معرفی مختصر دکتر کامران
بهنيا دکتر کامران بهنيا (kamran.behnia@espci.fr) در حال حاضر مدير
پژوهش در مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه در پاريس است و موضوع کار او
از جمله ابررسانا هاست. از دکتر بهنيا که نويسنده شمار زيادی مقالات
علمی در فيزيک است، به زبان فارسی نيز اثری ادبی تحت عنوان «عارفی در
پاريس» منتشر شده است (نشر گردون، برلين، منتشر شده در سال
2004).

|