ايران، ناشناخته جامعه جهاني
شيرين عبادي
۲۹ فروردین ۱۳۸۵
به موازات بحراني شدن روابط سياسي حکومت ايران و جامعه بين المللي، فشار جهاني
بر روي "مردم ايران" نيز رو به افزايش گذاشته است. به ويژه ايرانياني که در خارج از
کشور زندگي مي کنند، اين فشار را بيشتر احساس مي کنند.
من در مسافرت اخير خود به ايالات متحده براي تدريس دوره هاي ايرانشناسي در دو
دانشگاه آمريکا، شاهد نوعي فضاي تبليغاتي ضد ايراني در سطح رسانه هاي گروهي بودم.
فضايي که ايرانيان مقيم امريکا، نسبت به آن بسيار حساس و گله مند بودند. نکته قابل
توجه آن است که علي رغم اين قبيل فضاسازي هاي سياسي، نسل جديد ايرانيان مقيم
آمريکا، اغلب حساسيت و علاقه خود را نسبت به سرزمين مادري حفظ کرده اند و در نتيجه،
تبليغات رسانه هاي غرب را در خصوص ايران، با نگراني تمام دنبال مي کنند. آموزنده تر
آن که بسياري از اعضاي نسل جديد ايرانيان مقيم آمريکا، حتي در جهت حفظ و گسترش
فرهنگ ايراني، سرمايه گذاري هاي قابل توجهي را نيز به انجام رسانده اند. از آن
ميان، مي توان به جوان سي و چند ساله اي اشاره کرد که از راه فروش اختراع خود،
ثروتي 600 ميليون دلاري به هم زده و از آن طريق، مبلغ هنگفتي به تأسيس رشته
ايرانشناسي در دانشگاه UC Ervine کمک کرده. يا به عنوان نمونه اي ديگر مي توان به
جوان ميلياردر ايراني صاحب سايت معروف Ebay اشاره کرد که 100 ميليون دلار به تأسيس
بنيادي خيريه اختصاص داده که يکي از کارکردهاي آن، کمک به مطالعات ايرانشناسي
است.
اين موارد، نمونه هايي از ميزان توجه نسل جديد ايرانيان مقيم غرب به ايران و
شناخت آن است. اين توجه با وجود اوج گرفتن حملات تبليغاتي عليه ايران- که در بسياري
از آنها، هيچ نشاني از تفکيک ميان صاحبان قدرت سياسي و مردم ايران به چشم نمي خورد-
از اهميت بيشتري برخوردار است. تبليغاتي که مي توان آنها را ادامه توليدات رسانه اي
باورنکردني اي دانست که بيش از ربع قرن است راجع به فرهنگ ايراني، اطلاعاتي يکسره
تحريف شده را در اختيار افکار عمومي جهان قرار داده اند.
رويکرد به "ايرانشناسي" در ميان نسل جديد ايرانيان خارج از کشور، ناشي از اين
واقعيت است که اين نسل، از سويي به سابقه درخشان فرهنگي و تاريخي خود مباهات مي کند
و از سوي ديگر با اين واقعيت تلخ مواجه است که در خارج از کشور، ميزان اطلاعات
جوامع ميزبان نسبت به ايران، به طرزي باور نکردني پايين است. در واقع، در بسياري از
کشورهاي دنيا، تنها چيزي که با شنيدن نام ايران در ذهن مخاطبان رسانه ها برجسته مي
شود، رفتار سياسي جمعي از سياستمداران اين کشور يا اطلاعات تحريف شده برخي فيلم هاي
ضد ايراني توليد شده در غرب است.
نا آگاهي نسبت به ايران، ريشه در ساليان متمادي عدم ارتباط جدي ميان ايران با
جامعه جهاني و نيز دشمني سياسي پايان ناپذير ميان حکومت ايران و دولت هاي غربي
دارد. افکار عمومي دنيا، معمولاً نه شناختي از پيشگامي تمدن ايراني در ارزش هايي
چون مدارا، تنوع فرهنگي و حتي حقوق بشر (در مقياس دنياي ماقبل مدرنيته) دارد، و نه
از واقعيت هاي برجسته جامعه کنوني ايران چون ميزان بالاتر تحصيلات زنان نسبت به
مردان، قابليت بالاي نسل جديد ايران (در مقياس جهاني) در زمينه تکنولوژي انفورماتيک
و اينترنت، يا پويايي جامعه مدني ايران براي حفظ هويت مستقل و منتقد خود در مقابل
صاحبان قدرت مطلع است. ميزان آگاهي نسبت به ايران در غرب، به حدي پايين است که حتي
ميزان کساني که مي دانند مردم ايران به زبان "فارسي" حرف مي زنند به طرز تاسف باري
پايين است.
اختلاف عقايد، ديدگاه ها و خواستگاه سياسي ايرانيان مقيم خارج از کشور، البته يک
واقعيت انکار ناپذير است. اما به نظر مي رسد که "شناساندن ايران"، اولويتي است که
همواره مي تواند به عنوان نقطه اتصال و عامل وحدت بخش ايرانيان در اقصي نقاط جهان
مطرح باشد.
اين رويکرد، اگر چه حرکتي فرهنگي و غير سياسي است، اما احتمالاً مهم ترين چيزي
است که افکار عمومي جهان، براي تصحيح درک خود از کشور و ملتي که هدف بمباران سياسي
رسانه هاي عامه پسند قرار گرفته است، به آن نياز دارد.
|