بازگشت به صفحه اول

 

 
 

بجای سلاحها وقدرتها به ملت سربسپرید!

مردم سالاری را آخرین دستاورد بشردرامرحکومت وموجه ترین شیوه اداره امورکشورشمرده اند. تا جائیکه غیردمکراتیک ترین حکومتهای امروزدنیا نیزبرای موجه قلمداد کردن خود وکسب اعتباردرنزدافکارعمومی بدان ملبس گشته اند. اما تمایزآشکاری است بین دمکراسی وپوپولیسم . تفاوت است بین مردمی بودن ودماگوژی .

مردم سالاری آن نیست که درشعارها ازملت بگوییم ومیزکارخودرا به میان شهرها بریم وبه بهای برهم ریختن نظام برنامه ریزی کشور(بی فکر کسری بودجه وتبعات زیانباراقتصادی )اینجا وآنجابا گشاد دستی تخصیص اعتباردهیم تا شاید درفصل انتخابات رای بیشتری درو کنیم ولی حق آزادی بیان وانتقاد واعتراض را ازهمان مردم سلب نماییم.

مردمی بودن آن نیست که بجای یاری رساندن مصیبت دیدگان بم وسیلاخوروآینده نگری برای مناطقی که هرآن ممکن است فاجعه دیگری چون بم یا منجیل و... راتجربه کنند، بجای پرداخت حقوق کارگران چیت بهشهر وچینی مروارید یزد بجای اعطای حقوق حقه کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و... هرروزمیلیونها دلارازخزانه ملت را صرف حقوق کارمندان وکیسه دولت بیگانه ای که مورد تحریم جامعه بین المللی وحتی منزوی بین ملتهای منطقه اند نماییم.

مردمی بودن آن نیست که برای آنانی که هرروزه دربرابردوربینهای تلویزیونی سرمی برند ودرافغانستان ، نیویورک ، بغداد و... با انفجاربمب وتروردسته دسته انسانها رابه خاک وخون می کشند واکنون درگوانتاناموودیگرزندانهامحبوسند دل بسوزانیم  امابرای  فرزندان آزاده میهن نظیر باطبی ها که تنها جرم شان نشان دادن پیراهن خونین ستم کشیده ای بود مجازات اعدام درنظرگیریم. مردمی بودن آن نیست که طبرزدی ، امیرانتظام ، پیمان پیران، داراب زند، جاوید طهرانی ، لهراسبی ، دلدار، محمدی ،  فرزاد حمیدی ، امیرحشمت ساران ، حجت بختیاری ، ارژنگ داودی ودهها انسان نام آشنا یا گمنام وآزاد اندیش دیگر  را به جرم اندیشه ونظربه حبسهای طولانی مدت محکوم کنیم اما خود را معترض به خوی سلطه جویی ودیکتاتوری قدرتهای مستبد جهانی عنوان کنیم . مردمی بودن آن نیست که برای حل مشکلات ملتهای منطقه چون عراق ، فلسطین و... نسخه رفراندوم تجویزکنیم اما نسبت به خواست اقشارمختلف مردم ایران اعم ازدانشجویان، کارگران ، معلمان و... مبنی برلزوم برگزاری رفراندوم ساختارسیاسی بی اعتنا باشیم.

مردمی بودن آن نیست که بجای اتکا به نیروی ملت ایران که تنها درگرو برسمیت شناختن حقوق شهروندی ورفع فقروتبعیض ازتوده ها ممکن است . هرروزبا صرف بودجه های نجومی موشکی هوا کنیم ویا به بهانه کسب فناوری هسته ای کشوروملت را تاورطه نابودی کامل سوق دهیم وازورای دوربینهای صدا وسیمای انحصاری چنین ترسیم کنیم که این یک خواست ملی است درحالیکه حتی عوام نیزاین تبلیغات را باورنداشته وآنراتاحد شعار" 200 تومان بسته ای" به سخره گرفته اند والبته نیروهای روشنفکر وآگاه جامعه نیزبرغم مسدود بودن فضای اطلاع رسانی روزی نیست که به هروسیله ممکن ازمخاطرات این بی سیاستی ها داد سخن سرندهند.

آری اکنون که کشوربه یمن بی تدبیری هاوشعارهای پوچ درآستانه خطرجدی قراردارد لازم است حکومتگران این مهم را درنظرآورند برای نجات میهن ازمهلکه  نیازبه انتخاب گزینه ای سرنوشت سازاست. یا باید به ملت سرسپرد یا قدرتهای بین المللی. اگرامروزبا سرسپردن به مطالبات مردمی نظیر لغو توقیف غیرقانونی مطبوعات مستقل ، آزادی کلیه زندانیان سیاسی ، لغو سانسوررسمی وغیررسمی برمطبوعات و کتاب، لغو فیلترینگ سایتهای اینترنتی ، برسمیت شناختن فعالیت آزاد احزاب و مجامع صنفی ، برچیدن بساط گروههای فشار ونیروهای سرکوب، لغو قوانین تبعیض آمیزبین زنان ومردان ، احترام به حقوق اقلیتهای مذهبی وقومی وتمهید رفراندوم ساختاری با حضورنیروی بیطرف بین المللی گزینه نجات بخشی انتخاب نگردد باید منتظربود تا سیاست بازان درمعاملات پنهانی و پشت میزهای مذاکره منافع وحقوق ملتی را به چوب حراج زنند.بطورقطع قدرتهای جهانی چه درشرق یا غرب بدون امتیازجویی وباج خواهی درصدد حمایت ازکشوری برنخواهند آمد . این قانون تاریخ است که حکومتها آنروزی راه سقوط را برخود هموارمی کنند که به ملت خود پشت نمایند ویقینا دربرابراراده ملتی که درمقابل ظلم قیام نموده هیچ اسلحه وقدرتی تاب مقاومت نخواهد داشت . فراموش نکنیم حکومتی را که خود را پنجمین قدرت نظامی زمین وجزیره ثبات می دانست وچگونگی غلبه اراده ملت برخواست آن بساط سلطانی زمان.

29 فروردین 1385

شورای مرکزی جبهه دمکراتیک ایران

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه