توهمات و واقعيت ها
امير زندي
۳۰ فروردین ۱۳۸۵
ايران عاشق برتوهمات خويش، موشکهاي سريع خود را آزمايش مي کند و قرار است اين
هفته به آزمايش موشک اختصاص داشته باشد. گوئي تصميم گيرندگان حکومت ايران هيچگونه
علاقه اي به باز کردن چشم هايشان بر واقعيتي که اطرافشان را فرا گرفته و آنچه از
اين به بعد پيش رو دارند، ندارند.
نمايشنامه مشکوک 11 سپتامبر و القاعده شروع عصر جديدي بود.
با آمدن بوش نهاد قدرت طلب سرمايه داري و استراتژيست هاي کاخ سفيد دريافتند که
زمان بهره برداري از نيروي رزمي ارتش آمريکا که در طول جنگ سرد به پيشرفته ترين
سلاح ها و تکنولوژي رزمي مجهز شده بود فرا رسيده است [پس از فروپاشي شوروي ارتش
آمريکا علت وجودي خود را از دست داد و عملا تبديل به غولي مصرف کننده و بلا استفاده
شده بود]. به همين دليل قرار بر اين شد که از اين ارتش در راه سود آوري استفاده شود
وهيچ طرحي مثل دستيابي به منابع عظيم کشور هاي منطقه خليج فارس سود آور نبود.
آمادگي ژنرال هاي آمريکائي آنچنان از پيش تنظيم شده بود که فقط دو ماه پس از 11
سپتامبر قواي آمريکا در کابل بودند. ماجراي صدام اگر چه به قول کاندوليزا رايس با
"هزاران اشتباه" صورت گرفت، اما باز نتايج شيرين براي آمريکا داشت و اينک نوبت
ايران است.
نفت به مثابه خون براي جوامع صنعتي و مصرف کنندگان بزرگ دنيا، و خليج فارس قلب
جهان است که خون را از حوزه هاي نفتي به دنيا پمپاژ مي کند. يک سکته در اين قلب
ممکن است به مرگ جوامع صنعتي منتهي شود. داشتن تضمين هاي کافي براي دسترسي به نفت
با توجه با ارزش اقتصادي روزافزون و ارزش کاربري آن که مايه حيات غرب است اصل و
اصول برنامه هاي بوش و دارودسته اوست که ارزش نفت را بيش از ديگران مي دانند.
آمريکا بيشتر علاقه مند بود به رژيم ايران نزديک شود و به نوعي از آن حداقل
نيرويي بي خطر بسازد. کاري که ممکن بود در زمان خاتمي و کلينتون اتفاق بيفتد. ولي
محافظه کاران خيال پرور (همچون آقاي حسين شريعتمداري در کيهان، که هنوز در بند
تفسير مفاد پي.ان.تي است) در ارزيابي نيرو ها دچار توهم شدند و فکر کردند با اتخاذ
مواضع افراطي و شليک موشک هاي سريع، غرب را نسبت به ادامه بازي هراسان مي کنند.
آنها هنوزهم در حال چرتکه انداختن هستند و اينکه چگونه از تضاد روسيه و چين و هند و
اروپا و آمريکااستفاده کنند و با دادن امتياز هاي بزرگ و فروش ثروت هاي ملي از اين
تضاد ها براي بقاي حکومت در شکل و شمايل فعلي استفاده کنند. اصولگرايان آنچنان از
واقعيت ها به دورند که حتي در محاسبات خود روي شفاعت کشور هاي عضو عدم تعهد هم حساب
باز مي کنند. غافل از آنکه بازي با ايران تازه شروع شده و تنها مساله اي که ذهن
آمريکا را به خود مشغول کرده تجزيه و تحليل هزينه ها وگزينش راه هاي کم هزينه تر و
ميان بر براي رسيدن به پايان بازي است که همانا تسلط و يا حداقل داشتن تضمين هاي
کافي و لازم براي دسترسي به منابع نفتي ايران است.
آمريکا در اپوزيسيون ايران راه حل هاي کوتاه مدت نمي بيند. نيروهاي سر خورده
داخلي هم که در شرايط متعارف مي توانستند نقش داشته باشند در شرايط حاد فعلي ذهنشان
متوجه مسائل خارجي است و دولت هم براي خفه کردن هر صدائي آمادگي کامل نظامي و توجيه
سياسي دارد. با اين حال غرب بازي هاي خود را در شکل هاي مختلف به پيش مي برد، چه از
طريق تخصيص بودجه، چه وقايعي مثل بلوچستان و اهواز و چه از راه جنگ هاي بالقوه شيعه
و سني که در کشور هاي همسايه بافعل شده اند و بيشتر نقش دست گرمي و نشان دادن نقاط
آسيب پذير به حکومت ايران را دارد.
حکومت ايران که از ابتدا براي آمريکا شمشير را از رو بست و هر کجا که توانست موي
دماغ شد، رفته رفته متهم شد که به اختاپوسي با دست هائي در منطقه و حتي در دنيا
تبديل شده است و اين موضوع به هيچ وجه خوش آيند غرب نيست. ايران هم مواضع انعطاف
ناپذيري را در پيش گرفته و رئيس جمهور آن هل من مبارز مي طلبد. در چنين شرايطي براي
غرب هيچ چيز بيشتر از يک رودرروئي، که في النهايه قدرت و کنترل آن را بر منابع نفتي
ايران ضمانت کند سريع تر ومفيد ترنيست.
آقاي احمدي نژاد که قبل از رياست جمهوري و در شهر داري تهران کاري به کار دنيا
نداشت، اکنون به مسايل جهاني علاقه اي افراطي پيدا کرده و با خطابه هاي آن چنانيش
بهترين فرصت را به غرب داده تا به اسلام ترسي [اسلاموفوبيا] دامن بزند و اذهان
دنياي مسيحيت را براي جنگ صليبي ديگري آماده کند. نگاهي به حزب تازه اي که قرار است
در ايتاليا تاسيس شود وحمايت سياستمداران و واتيکان از "مانيفست غرب" نشان مي دهد
که اکنون هنگام اين است که ابعاد مذهبي اين جنگ هم تبليغ شود.
رژيم ايران حق دارد احساس کند که بازي هيچ يا همه چيز شروع شده است. برنامه هاي
هسته اي و آژانس و شورا ي امنيت همه اجزاي يک بازي بزرگترند. هنوز مسائلي مثل حقوق
بشر و دموکراسي و حماس و دخالت در عراق و... به عنوان بهانه وجود دارند. هدف کنترل
و دسترسي به منابع نفتي و ضمانت آن بابه مسند نشيني دولتي است که قوانين بين المللي
را بداند و با زبان سياست گفتگو کند. غرب مدت ها منتظر بود تا موضع گيري حکومت
ايران در مقابل خواسته هايش شفاف شود و آقاي احمدي نژاد حرف هاي آخر را زد و شليک
موشک ها را هم به عنوان ضمانت اجرائي آن حرف ها نشان داد.
بر خلاف تصور سران
ايران و بسياري از ناظران سياسي در ايران، وضعيت عراق براي آمريکايي ها اگر نگوئيم
ايده آل است اما زياد هم از ايده آل دور نيست و تا زماني که رژيمي در عراق حاکم
نشده تا تسلط آمريکا را بر منطقه نفت کرکوک و بريتانيا را برنفت جنوب عراق ضمانت
کند حالت فعلي مطلوب است. روزانه صد ها عراقي به دست عراقي کشته مي شوند که براي
افکار عمومي دنيا اهميت چنداني ندارد و زخمي شدن يکي دو سرباز آمريکائي هم در مقابل
تسلط آمريکا بر نفت عراق هزينه چنداني نيست. از آن گذشته تغيير دادن کانون بحران از
عراق به ايران، نه تنها باعث تضعيف نيرو هاي مقاومت در عراق مي شود که تکليف نيرو
هائي مثل حماس و حزب الله و حکومت بشار الاسد هم زودتر روشن خواهد شد. آمريکا تصميم
دارد سر مار را بکوبد.
اگررهبران ايران همانگونه که آيت الله خميني مي گفت "حفظ نظام را از واجبات
بدانند" بايد با استفاده از فرصت باقي مانده با تعليق غني سازي موافقت کنند و با
تعويض احمدي نژاد و تغييرات در سطوح سياست گزاران مملکتي، راه را براي ايراني نظير
چين بعد از مائو تسه تونگ آماده کنند و بازي با غرب را سياستمدارانه به پيش ببرند؛
و جهان را از گزند و آسيبي که بيش از همه متوجه مردم ايران خواهد شد حفظ کنند.اما
اگر پاي لج بر اصولگرائي باطل خود بکوبند و و در مقابل غرب و مسيحيت با موشک
بايستند، در اين صورت بازي غرب با ايران تا سرنگوني نظام و جايگزيني آن با حکومتي
که با قوانين بازي، بازي کند ادامه خواهد داشت. در آن صورت اصولگرايان بايد خود را
براي جنگي که در خوشبينانه ترين حالت با تحريم هاي فرسايشي شروع و با تسلط غرب بر
حوزه هاي نفتي ايران و برادر کشي ايرانيان پايان خواهد گرفت آماده
سازند.
|