بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

سهم مردم ايران از دوئل هسته ای

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com

۳۱ فروردین ۱۳۸۵

دولت ايران، همواره بعد از انقلاب با تهديد سرنگوني وفشار خارجي روبه رو بوده است. بعد از بحران گروگان گيري ديپلمات هاي آمريکايي در نوامبر 1979، ايالات متحده همواره از طريق حمايت مخالفان دولت ايران، تحريم هاي اقتصادي وفشار بر روي کشورهاي ديگر براي کاهش روابط با ايران، يا حمايت کشوري مانند عراق براي حمله نظامي به ايران به مدت هشت سال، خواستار براندازي حکومت ايران بوده است. به همين خاطر طبيعت رژيم سياسي ايران مواجهه هميشگي با بحران بوده است. در واقع، از همان سالهاي نخستين پس از انقلاب اسلامي، مخالفان ايراني همواره گمان مي کرده اند که کار دولت انقلابي شش ماهه ويا يک ساله تمام است. اما در طول اين مدت، تحمل فشارخارجي، هموار در دستور کار نظام اسلامي بوده و مسئولين کشور نيز، صرف نظر از اينکه چه هزينه اي را ملت بايد پرداخت کند، به اين نوع فشارها عادت داشته اند.

با وجود اين، پس از ماجراي گروگان گيري، ايران همواره در دوحوزه فشار خارجي و داخلي، دو برخورد مختلف داشته است. حکومت در ايران غالبا در برخورد با فشار خارجي حالت تدافعي داشته است و در مقابل فشار هاي نيروهاي داخلي براي تغيير، حالت تهاجمي وسرکوب. از يک طرف وقتي در سال 1987 بيش از چهارصد حاجي ايران درعربستان کشته مي شوند، جمهوري اسلامي علي رغم مواضع سرسختانه ديپلماتيک، بعد ازچند سالي روابط حسنه رادرپيش مي گيرد. به نحوي که هاشمي رفسنجاني به رياض مي رود و از روابط استراتژيک وحسنه با خاندان سعودي سخن مي گويد. همچنين درسال 1988 و بعد از يک جنگ هشت ساله، به محض آنکه پاي آمريکا به جنگ کشيده مي شود، ايران مجاب به امضاي قعطنامه 598 شوراي امنيت وتن دادن آتش بس و فورگذاردن "شعار استراتژيک راه قدس از کربلا مي گذرد" مي شود. ماجراي فوريه سال 1989 بعد ازچاپ کتاب آيات شيطاني و صدور فتواي قتل او توسط رهبر انقلاب ايران وخروج سفراي کشورهاي خارجي نيز، باز ملايمت مسئولان کشور را درعمل به همراه دارد به نحوي که پس ازچندي تصريح مي کنند که چنين حکمي جنبه مذهبي دارد وموضع رسمي دولت نيست. در ديگر بحران هايي که در سطح بين المللي براي ايران به هر دليلي درست شده است، مسئولين جمهوري اسلامي تلاش کرده اند که در مسير کاهش بحران ورابطه بهتر با جامعه بين المللي پيش بروند. به ويژه در16 سال زمامداري دو دولت هاشمي رفسنجاني ودو دولت خاتمي که حرکت به سوي توسعه اقتصادي از يک سو و توسعه سياسي وتنش زدايي از روابط خارجي از سوي ديگر، در جهت پيوستن به جامعه جهاني بوده است. به طور کلي، وضعيت نرمش وانعطاف پذيري در مقابل جامعه بين المللي، اگرچه همواره در صحنه داخلي براي افکار عمومي همراه با شعارهاي "مرگ بر" و"نابودي" کشورهاي مخالف ايران بوده، اما محور رفتارسياسي دولتمردان ايران را تشکيل داده است.

از سوي ديگر درهمه اين سالها در داخل کشور مخالفان قانوني کشور تحمل نمي شوند. به صورت مثال در سال1998 مشخص شد که بخشي از دستگاه هاي اطلاعاتي کشور که بايد حافظ امنيت مردم باشند، در کار قتل عام نويسندگان وروشنفکران دگر انديش بوده اند. روزنامه نگاران وسياسمتداران اصلاح طلب وآزادي خواه ودگر انديش زنداني شدند ومطبوعات –صرف نظر ازيک دوره کوتاه پس از روي کار آمدن دولت خاتمي در سال 1997- همواره درحالت سکوت وسانسور به سر برده اند. جامعه مدني نيز زير سايه سنگين دولت، مجال نفس کشيدنش اندک بوده است.

با تمام اينها، اکنون و در زماني که به دليل تغييرات درحال شکل گيري در جغرافياي سياسي منطقه، منافع ملي کشو به شدت با مخاطره مواجه است، دولت ايران با در پيش گرفتن يک سياست تهاجمي براي دستيابي به انرژي هسته اي وسخن گفتن از مسائلي که هيچ گاه اولويت سياست خارجي يا نگراني مهم مردم، روشنفکران يا حتي روحانيت نبوده است (مانند پاک کردن اسراييل از نقشه جغرافيايي يا نفي واقعه هولوکاست) عملا همه مخالفان دولت ايران را که سالها به دلايلي دولت ايران را تحمل مي کردند، بسيج کرده است. با فشار مطبوعات غربي نيز عملا "ايران هراسي"، به يک باور تبديل مي شود. براي يکي از معدود دفعات بعد از انقلاب است که تهديدات عليه کشور اينچنين به راديکال ترين حد خود رسيده وگزينه هاي محتمل بين تحريم وحمله نظامي در حال نوسان است.

اتخاذ لحن تهاجمي و انزواگرايانه در خارج و بستن فضاي نقد واظهار نظر درداخل، ايران راهمچنين به يکي از آسيب پذير ترين روزهاي خود بعد از انقلاب رسانده است. اگردولت مي گويد انرژي هسته اي "حق مسلم" مردم است، از طرف ديگر دانستن اينکه در اين "دوئل بزرگ" چه چيزهايي به دست خواهد آمد و چه چيزهايي از دست خواهد رفت نيز حق مردم است که هم اکنون با بستن فضاي داخل کشور درنقد سياست هاي دولت ازآنها گرفته شده است. اگر تصوير دقيقي ازماجرا در نزد مردم وجود داشت، بايد هر روز شاهد تظاهرات هاي انبوه و خودجوش مردم ايران در مخالفت با اين تهديد ها بوديم.

به همين جهت اگر چه دولتمردان ايراني به دليل "طبيعت حکومت" وتجربه هاي گذشته، گمان مي کنند که مي توانند ازپس تحمل فشارهاي احتمالي گزينه هاي طاقت فرساي پيش رو برآيند، اما هيچگاه ثابت نشده مردمي که اميد به بهبود وضعيت اقتصادي، پيوستن به جامعه جهاني و رها شدن از يک انزواي 27 ساله را آرزومي کردند نيز در صورت اختيار ، انتخاب دولت را بر مي گزيدند. تحميل انتخاب دولت برملت، احتمالاً ناشي از محاسبات غلط دولتمردان محافظه کار ايراني است و البته قابل استمرار ودوام نخواهد بود. کما اينکه درعراق وافغانستان درنزد طالبان وصدام نيز نبود.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه