مباركتان باشد، اما...
احمد زيدآبادی
۳۰ فروردین ۱۳۸۵
مطلبي كه با عنوان "فاتح شديم" نوشته بودم، بيش از ارزش و ظرفيتش مورد توجه قرار
گرفته بود. بعضي از دوستان آن را بسيار مناسب و باعث خنك شدن دلشان در اين فضاي
بسته دانستند و برخي ديگر نيز آن را تند و تمسخرآميز توصيف كردند.
به گمان من، آن مطلب "تند" نبود، اما لحن تمسخرآميز آن علنيتر از آن بود كه
قابل كتمان باشد.
به رسميت شناختن تنوع و تكثر لحن و نوع گفتار افراد براي بيان آراء و نظراتشان
البته از اصول ابتدايي هر نوع دمكراسي است و از همين رو به باور من، تمسخر اصحاب
قدرت نيز حق مسلم هر شهروندي است هر چند كه در ايران تمسخر همه مجاز است به جز
صاحبان قدرت كه مجازات تعريف شدهاي هم در پي دارد! با اين همه، لحن تمسخرآميز
به جز در موارد ويژهاي كه طاقت فرد طاق شده است، روش پسنديدهاي نيست و بهتر بود
كه من از آن اجتناب ميكردم بخصوص به اين علت كه تمسخر اغلب بر مخاطب اصلي اثري
معكوس ميگذارد و به جاي متقاعد كردن او يا آنها به انجام يا عدم انجام كاري وي و
يا ايشان را به لجاجت تحريك ميكند.
وقتي كه من در آن مطلب قصد تحريك كسي يا كساني را به لجبازي نداشتم، لازم بود
لحن خود را نيز متناسب با هدف اصليام، تنظيم كند. پس بهتر بود كه اينگونه
مينوشتم: اگر مقامهاي جمهوري اسلامي به اين باور رسيدهاند كه با تكميل چرخه
سوخت هستهاي وارد باشگاه هستهاي جهان شدهاند، مباركشان باشد، مگر ما بخيل
هستيم؟
اگر سران حكومت ايران بر اين تصورند كه اورانيوم غنيشده همان "كيمياي سعادتي"
است كه نياكان ما در جستجوي آن از بينايي چشم خويش مايه گذاشتهاند، تا باد چنين
بادا، مگر ما اهل حسادتيم؟
حرف من در واقع اين است كه پس از دستيابي به اين كنز آمال ، اينك سران جمهوري
اسلامي چه برنامهاي در سر دارند و ميخواهند در مناقشه با جامعه جهاني تا كجا پيش
روند؟
اگر قرار باشد آنچه شما ادامه تحقيقات هستهاي ميناميد، به برقراري تحريمهاي
اقتصادي بينالمللي عليه كشور منجر شود، آيا باز هم بر تصميم خود اصرار ميورزيد؟
اگر اصرار ميورزيد با چه منطقي؟ آيا به راستي سود حاصله از اورانيوم غنيشده با
زيان تحريم اقتصادي برابري ميكند؟
اگر قرار باشد، پافشاري شما بر چرخه سوخت هستهاي به حمله نظامي به كشور ختم
شود، آيا باز هم بر آن مصر خواهيد بود؟ اگر مصريد با چه توجيهي؟ آيا فوايد چرخه
سوخت بيش از لطمات يك حمله نظامي است؟ شايد به اين تحليل رسيدهايد كه آمريكا و
متحدانش در موقعيتي نيستند كه قادر به تحريم موثر ايران و يا حمله نظامي به كشور
باشند، در صورت وجود چنين تحليلي، در مورد صحت آن از كجا اطمينان داريد؟
ظاهرا بر اين باوريد كه اگر از داخل ايران فقط «يك پيام» به گوش جهانيان برسد و
آن پيام هم حمايت همه ايرانيان از غنيسازي اورانيوم باشد، در آن صورت آمريكا و
متحدانش در برابر جمهوري اسلامي كوتاه ميآيند. با تكيه بر چه قرائني به چنين باوري
رسيدهايد؟ تجربه حماس پيش روي شماست. اين گروه در يك انتخابات آزاد و دمكراتيك
اكثريت قاطع كرسيهاي پارلمان فلسطين را به خود اختصاص داده و موفق به تشكيل دولت
شده است. آيا صرف اين مساله، دنياي خارج را در مقابل دولت حماس به تسليم واداشته
است؟ و يا اينكه كشورهاي قدرتمند جهان به صراحت اعلام ميكنند كه حمايت مردمي از يك
دولت براي توجيه رفتارهاي بينالمللي آن كافي نيست و هر دولتي موظف است كه طبق
هنجارها و قواعد بينالمللي رفتار كند، در غير اين صورت نحوه انتخاب آن باعث مدارا
در برابر رفتارهاي هنجار شكنانه آن در محيط بينالملل نخواهد شد.
باور كنيد اين همه ترس و بيم شما از وجود صداي مخالفي در پرونده هستهاي هيچ
مبناي منطقي ندارد و هيچ تاثيري هم بر نوع برخورد آمريكا و دوستانش در اين موضوع
خاص به جا نميگذارد.
باور كنيد كه اصرار شما بر ادامه غنيسازي، كشور را به ورطه تحريم ميكشاند و
اگر تحريم با همه عوارض هولناكش براي مردم ايران نتيجه نداد، حمله نظامي ويرانگري
در انتظار كشور باستاني ماست.
باور كنيد تحليلهايي كه برخي مطبوعات متنفذ مورد اعتماد شما در باره تحولات
منطقهاي و جهاني ارائه ميكنند و طي آنها قدرت آمريكا را تقسيم بر صد و توان شما
را ضربدر صد ميكنند، بر چنان دادههاي سست و بياساسي استوار است كه جز پاشيدن
خاكستر بر چشم شما اثري ندارد.
باور كنيد كه اين مردم در طول تاريخ خود رنجهاي بسياري متحمل شدهاند و بيش از
اين سزاوار درد و رنج نيستند پس به هر كه ميپرستيد براي تهيه سوختي كه نيروگاهي
براي مصرفش نداريد اين مردم دردكشيده را قرباني تحريم و جنگ نكنيد. |