بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

عبادی در ديدار با خوانندگان کتابش

حرف هاي احمدی نژاد را نمي فهمم

ويدا سامعي

۶ اردیبهشت ۱۳۸۵

حرف هاي احمدي نژاد را نمي فهمم

"جنبش فمينيستي در ايران بسيار قوي است و پيروزيهاي بسياري نيز به دست آورده است اما کافي نيست،اين جنبش خواهان تساوي در تمامي ابعاد حقوقي در ايران است."

شيرين عبادي برندۀ جايزۀ صلح نوبل دريک بعد از ظهر گرم روز بيست و دو آوريل در سالن اجتماعات در پاريس حاضر شد تا ضمن معرفي کتاب تازه منتشر شده اش در فرانسه، از نزديک پاسخ سئوالهاي بيشمار حاضرين اکثريت فرانسوي را بدهد. "زن ايراني و آزادي" عنوان کتابي است که وي به تازگي در فرانسه منتشر کرده است. در زير عنوان کتاب جملۀ ديگري به چشم مي خورد: "مبارزۀ من براي عدالت".

شيرين عبادي که در سن بيست و نه سالگي در سمت قاضي دادگستري وقت ايران به قضاوت مي نشست، در روزهاي آغازين انقلاب خود را قرباني بي عدالتي ديد: "وقتي به اتاق سرپرست دادگستري رفتم و گفتم که به حکم امام بايد از سمت خود کنار برود، به من گفت اگرانقلاب بشود تو را اول از همه کنار مي گذارند. اعتراف مي کنم که آن موقع معناي حرفهاي او را نفهميدم ، بعد ها متوجه شدم که برداشتن من از سمت قاضي، مقدمه اي براي اجراي قوانين تبعيض آميز عليه زنان بود."

در جريان پاکسازي بعد از انقلاب بسياري از مشاغل از دسترس زنان خارج شد. قانون اساسي ايران با اجراي نقش خود در پست قوانين اسلامي عرصه را بر تساوي حقوق زنان تنگ کرد. از همان هنگام زنان فرهيختۀ ايران شروع به مبارزه براي دستيابي به حقوق نداشته و يا از دست رفتۀ خود کردند: "بعد از بازنشستگي پيش از موعدم از سمت قضاوت،به همراه باقي قضات و وکلاي زن همکارم شروع به تلاش براي فهماندن اين موضوع کرديم که قضاوت در اسلام براي زن ممنوع نيست، 13 سال بعد قوۀ قضاييه اعتراف کرد که در اين مورد اشتباه شده و زنان اجازۀ فضاوت يافتند، اما اين موفقيت ها کافي نيست بايد ادامه پيدا کند."

  • تربيت سياسي*

تناقض هاي بسياري در قانون اساسي ايران وجود دارد که براي اذهان بسياري قابل هضم نيست. مجري برنامه، که خيلي هم دقيق کتاب شيرين عبادي را مطالعه کرده است از همين تناقض ها مي پرسد و پاسخ مي شنود: "در زمينۀ راي سياسي چون حکومت ايران نياز به بالا رفتن آمار راي دارد راي يک زن در صندوق راي را برابر با راي يک مرد مي داند. اما در امور غير سياسي که سيستم خود را نيازمند زنان نمي بيند،حقوق زن را به نيم مرد کاهش مي دهد. در اينجا ارزش جان زن به اندازۀ نيمي از ارزش جان مرد مي شود و شهادت دو زن برابر با يک مرد."

فصل ديگري از کتاب شيرين عبادي ورق مي خورد. راي گيري در ايران. راي دهي به نمايندگان و رييس جمهور.آيا اينها به راستي منتخب مردم اند؟ آيا راي مردم است که از صندوق ها بيرون مي آيد؟ برندۀ جايزه صلح نوبل راي مردم ايران را تصويري از شعور سياسي آنها مي داند و مي گويد: "پس از انقلاب حکومت براي نشان دادن مشروعيت خود مردم را به راي گيري دعوت مي کرد و مردم که قبل از انقلاب راي گيري را نمايشي مي دانستند با موثر دانستن راي خود در سرنوشت شان به هيجان آمده بودند. اما مردم به تدريج تربيت سياسي يافتند و به دليل همين آگاهي بود که پيام رد صلاحيت ها را فهميدند و در پاي صندوقهاي راي حاضر نشدند."

عجيب ترين اظهار نظر درمورد شيرين عبادي به عنوان اولين زن ايراني برندۀ صلح نوبل از سوي خاتمي بود. رئيس جمهور خاتمي جايزۀ نوبل عبادي را داراي اهميت زيادي ندانست،اما برندۀ جايزۀ پر ارزش صلح نوبل از خاتمي به عنوان اميد مردم نام مي برد: "مردم با آگاهي سياسي که داشتند با اميد به تغيير شرايط موجود به خاتمي راي دادند .22ميليون راي به صندوقها انداخته شد اما به خاطر ساختار قانون اساسي ايران که ريس جمهور در آن فاقد قدرت لازم و کافي است خاتمي کاري از پيش نبرد."

حالا احمدي نژاد بر مسند رياست جمهوري تکيه زده است، هولو کاست را خيالي مي داند و کوس جنگ مي نوازد. تبليغات غير مستقيم براي تهييج احساسات نوجوانان و جوانان آغاز شده است .اما اين بار خطر جنگ اتمي شوخي بردار نيست. اما عبادي، نظر خود را مي گويد و "با نظر احمدي نژاد کاري ندارد." او هولو کاست را واقعۀ دردناک تاريخي مي داند که برخي مسيحيان به رهبري هيتلر عليه يهوديان مرتکب شدند. و اضافه مي کند: "من معتقدم اسراييل نبايد محو شود. همانطور که حکومت مستقل فلسطين بايد با همان شرايط حکومت اسراييل تشکيل شود.اين دو حکومت مي توانند در کنار هم مانند دو کشور همسايه زندگي کنند. خشونت بس است."

از اينجا به بعد مسير پرسش ها به سمت جنگ کشيده مي شود. سئوالي که يکي از حاضرين مي پرسد همه را به کف زدن وا مي دارد. شايد به خاطر ظاهر او و شايد هم به خاطر پرسش او. پسر 13 سالۀ ايراني- فرانسوي به نام دلآزاد. خبرنگار نيست، از حضار است، مي پرسد به فارسي البته: شما براي صلح جايزه گرفتيد اما آقاي احمدي نژاد ايران را به جنگ مي کشاند، نظرتان در اين مورد چيست؟ و پاسخ مي گيرد: "سلام به تو، من مسوول حکومت ايران نيستم. معناي حرفهاي احمدي نژاد رو هم نمي فهمم، اما اميدوارم بحران موجود در ايران از طريق مذاکره حل شود،ما خواهان جنگ با دنيا نيستيم."

"من هم سئوالم را به فارسي مي پرسم و مترجم براي حضار ترجمه مي کند: خانم عبادي به عنوان برندۀ جايزۀ صلح براي پيشگيري از جنگ قريب الوقوع در ايران چه کرده ايد؟" مي گويد: "ده روز پيش من و خانم جولي ويليامز برندۀ جايزۀ صلح نوبل از آمريکا مذاکراتي داشتيم. در پايان اين مذاکرات بيانيه اي صادر شد و در آن از دو حکومت ايران و آمريکا خواستار توقف گفتمان جنگ شديم. از حکومتها خواستيم به آيندۀ کودکان بيانديشند و مشکل را از طريق پارلمان ها و ان جي او و سازمان ملل حل کنند زيرامردم ايران و آمريکا خواهان جنگ ديگري نيستند. اين بيانيه را در سايتي براي امضاء همگان خواهيم گذاشت و پس از آن شروع به اقدامات ديگري مي کنيم."

مخالفين جنگ بسيارند، براي دور شدن از جنگ چه بايد کرد. وي پاسخ مي دهد: "دولت ايران ادعاي استفادۀ صلح آميز از انرژي هسته اي دارد و براي باور کردن دنيا تنها يک راه وجود دارد و آنهم دموکراسي در ايران است. دولت ايران بايد با احترام به دموکراسي حسن نيت خود به جهان را ثابت کند. دموکراسي در ايران مي تواند اعتماد بين المللي را جلب کند."

جلسۀ دو ساعته به پايان مي رسد. از حقوق بشر و زنان شروع و به هولوکاست و جنگ و اتم ختم مي شود. برخي سالن را ترک مي کنند و برخي ديگر براي گرفتن امضاء از برندۀ صلح نوبل بر روي جلد کتابش صف مي کشند. همان شب شيرين عبادي که براي يک مصاحبۀ تلويزيوني به کانال دو فرانسه دعوت شده بود در مورد عدم چاپ کتابش در ايران مي گويد: "نمي خواستم دروغ بگويم و يا برخي از خاطراتم را نديده بگيرم، به همين دليل اين کتاب را در ايران قابل چاپ نديدم."

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به ديدگاه