اهم و اوهوم، ياالله،
يا الله، مرد اومده
احمد شيرزاد
اين روزها به كرات از قول بعضي از مقامهاي سياسي كشور مي شنويم كه "غربي ها بايد واقعيت ايران هسته اي را بپذيرند و با يك ايران هسته اي وارد گفتگو شوند". بگذريم از اين كه احتمالاً برخي از آقايان متوجه نيستند كه صرف دستيابي به چرخة سوخت كه بيست و چند كشور دنيا داراي آن هستند قدرت خاصي در عرصة ديپلماسي به كسي نمي دهد. آن چيزي كه ممكن است تحت شرايطي قدرت سياسي- استراتژيك به كشوري دهد چيز بدي است كه نمي توانم اسمش را بياورم. ياد خاطره اي از دوران نوجواني خودم افتادم كه بي مناسبت با اين موضوع نيست.
حالا شده حكايت اين آقايان. باورشان نيست كه بلوغ يك كشور قبل از آن كه بخواهد با جشن هاي هسته اي و تكرار اينكه "آن زيرهای بيابان يك خبرهايي هست" باور شود، بايد در رفتار و منش مدبرانه و بزرگ منشانة مسئولان آن خودش را نشان دهد. اين نمي شود كه آدم حرفهاي كودكانه بزند و با لحن و رفتار نابالغ با مسائل روبرو شود و از آن طرف بخواهد با "اهم و اوهوم" و "ياالله، مرد اومده" به زور به ديگران مردانگي خود را ثابت كند.
توسعه يافتگي و قدرتمندي يك كشور مُشكي است كه بايد خود ببويد و گرنه از گفتن و تكرار كردن عطار چه سود. غني كردن اورانيوم شايد نشانه اي از توانايي تلقي شود. اين كاري است كه حدود صد و پانزده سال پيش در مقياس آزمايشگاهي توسط ماري كوري و شوهرش نيز به انجام رسيد. مهم ايجاد ساختاري است كه در آن ماري كوري ها پرورش يابند و در آن بمانند. در آن صورت هر گرم از اورانيوم غني شده و يا هر محصول ديگري از تحقيقات، ارزشي هزاران برابر خواهد داشت.