بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

بازی منصفانه

شيرين عبادی

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵

دستور تبليغاتي آقاي احمدي نژاد در مورد ورود زنان به ورزشگاه ها و واکنش هاي صدور اين دستور، يک هفته است که به موضوع بحث بسياري از رسانه هاي داخل و خارج ايران تبديل شده است.

ظاهراً قرار بود اين اقدام تبليغاتي، با توجه به انتقادهاي بين المللي راجع به وضعيت حقوق زنان در ايران، وجهه مثبتي را از دولت فعلي ارائه دهد. البته اقدام فوق، حتي در همان حد تبليغاتي خود نيز، با مقاومت سريع نهادهاي سنتي مواجه شد و مسکوت ماند. اما از آنجايي که بحث و گفتگو پيرامون آن، همچنان در داخل و خارج از کشور ادامه دارد، لازم است به عنوان يک فعال حقوق زنان، تاملاتي را مطرح کنم.

اگر چه حق حضور برابر در فعاليت هاي اجتماعي- از جمله حضور در ميادين ورزشي- همواره يکي از خواسته هاي انکارناپذير و مهم جامعه زنان ايراني بوده است، اما اقداماتي تبليغاتي از نوع آنچه اخيراً توسط دولت آقاي احمدي نژاد صورت گرفت، نبايد باعث فراموشي اين واقعيت شود که مانع اصلي در زنان ما از حقوق خود، "قوانين ضد زن" هستند که نيمي از جامعه را به لحاظ حقوقي، يک انسان کامل به حساب نمي آورند.

راجع به اين قوانين، تاکنون به کرات صحبت کرده ايم و تکرار مجدد اين صحبت ها ملال آور به نظر مي رسد. اما چگونه مي توان تکرار نکرد که حتي مجازات "کشتن" يک زن ايراني، مشابه با مجازات کشتن يک مرد نيست؟

اين در حالي است که همواره بحث حقوق زنان در ايران، وجه المصالحه خواسته هاي سياستمداراني بوده که کوشيده اند با استفاده ابزاري از آنان و خواسته هايشان، به اهداف سياسي دست يابند. سياستمداراني که به عنوان نمونه، چون به رأي زنان ايراني احتياج دارند تا آمار شرکت در انتخابات را بالا ببرند، پي گير برابر نبودن حق رأي زنان با مردان نيستند. اما همين زنان- که محافظه کاران در مورد "تشخيص سياسي" آنها براي شرکت در انتخابات شبهه اي وارد نمي کنند- وقتي فرضاً قرار است در دادگاه در مورد جنايتي که جلوي چشم آنها اتفاق افتاده شهادت دهند، "تشخيص فيزيکي" آنها داراي اعتبار کافي تلقي نمي شود و شهادت هر دو نفرشان معادل گواهي يک مرد محاسبه مي شود.

شرکت در استاديوم هاي ورزشي هم حکايت مشابهي دارد. نهايت عدالتي که سياست-مردان محافظه کار مي توانند براي زنان ايراني تصور کنند، آن است که براي گرم کردن بازار رقابت هاي ورزشي کشور به استاديوم ها بروند و براي "بازي هاي مردانه" هورا بکشند. درست همان طور که براي گرم کردن بازار رقابت هاي سياسي پاي صندوق هاي رأي مي روند تا "بازي مردانه سياست" هيجان انگيزتر شود.

اما اين نوع بازي هاي يک جانبه، بايد جايي تمام شوند. زنان تحصيل کرده و آگاه ايراني، مطالبات و "قواعد بازي" خود را دارند و اولويت هاي حقوق خود را، بهتر از حافظان وضع موجود مي شناسند.

آنان، در آينده اي نه چندان دور، فضاي "بازي مردانه" هدايت شده از سوي صاحبان قدرت را، به فضاي "بازي منصفانه" تبديل خواهند کرد.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه