بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

حسين کاشفي در گفت و گو با روز:

نظام بايد در جهت مردم باشد

بابک مهديزاده

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵

حزب جبهه مشارکت اخيرا ديدارهايي با احزاب و شخصيت هاي مختلف سياسي کشور انجام داده است. از هيات موتلف تا آيت الله صافي گلپايگاني و آيت الله منتظري و چهره هاي مهم ديگر. اين ديدارها واکنش هاي متفاوتي را در سطح سياسون کشور برانگيخته است. در اين خصوص با حسين کاشفي، عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت که در جلسه اين حزب با موتلفه شرکت داشت و مامور تشکيل کارگروه هاي مشترک اين دو حزب شد گفت و گو کرده ايم.

جبهه مشارکت چه اهدافي را در ديدار با هيات موتلفه دنبال مي کند؟
ببينيد، ما نه تنها با موتلفه که با ديگر احزاب و شخصيت ها، با توجه به مسايل مهمي که درکشورمطرح است، از جمله انرژي هسته اي و نگراني هايي که در اين زمينه داريم ديدارهايي انجام داديم. با موتلفه هم در اين خصوص ديدار کرديم و بعد هم قرار شد چند کارگروه تشکيل شود. حالا هم ما کارگروه هاي مان را مشخص کرديم و منتظريم که دوستان موئلفه هم افرادشان را معرفي کنند تا بصورت گروه هاي کارشناسي مباحثي را در اين محور دنبال کنيم.

چه مباحث و محورهايي؟
تاثيراتي که ماجراي هسته اي روي مسايل اقتصادي و سياسي و فني مي گذارد.

اين کارگروه ها قرار است چه نتيجه اي بگيرند؟
ممکن است دوستان ما در مشارکت نظراتي داشته باشند و نظرات ديگري را هم دوستان ما در موتلفه ابراز کنند. آنچه که بايد براي احزاب اهميت داشته باشد حفظ تماميت ارضي و منافع ملي کشور است. طبيعتا بحث هاي ما نيز بايد حول اين محورها دنبال شود.

اگر اين کارگروه ها براي مصالح ملي به نتايج مشترکي رسيدند بعد مي خواهيد مثلا راهکار مشترکتان را به دولت پيشنهاد کنيد؟
بالاخره اينها حزبي هستند که مي توانند در دولت اثراتي داشته باشند ...

يعني شما موتلفه را راهي ديده ايد که از طريق آنها نظرتان را به حاکميت منتقل کنيد؟
بالاخره اگر اينها نظر ما را قبول کنند مي توانند آن را به دولت و حاکميت منتقل کنند. در مجموع بحث ما فقط با موتلفه نيست، با ساير احزاب و گروه هاي سياسي و حتي شخصيت هايي سياسي مثل مهندس موسوي، هاشمي رفسنجاني، سيد محمد خاتمي، ناطق نوري و دکتر معين هم ديدارهايي داشتيم و خواهيم داشت. قصد داريم نظرات مان را به نحوي از انحاء با مسئولين کشور در ميان بگذاريم. بالاخره آنها نقطه نظرات خودشان را مي گويند و روي موضوعات مختلف بحث مي شود.

به نظر مي رسد مشارکت در اين ديدارها دو اصل را رعايت مي کند. با آنهايي که ديدار مي کند دو ويژگي دارند يکي اينکه در حکومت هستند يا زماني بودند و ديگر اينکه چهره اي مذهبي دارند. دليلش چيست؟
ما با همه احزاب و گروه هاي سياسي ديدار مي کنيم اما بنا را بر نيروهايي گذاشته ايم که تاثيرگذارند. آنهايي که مي توانند نقش موثري در تصميم گيري ها داشته باشند. البته ما با ديگران هم ديدارهايي خواهيم داشت، اما اولويت را، با توجه به محدوديت زماني و برنامه هايي که داريم، به آنها داده ايم. به هرحال احزاب بايد از نقطه نظرات همديگر بيشتر مطلع شوند تا حتي اگر نظرات همديگر را نپذيرفتند به يکديگر احترام بگذارند. ما بايد فضاي گفت و گو را توسعه بدهيم.

حرف زدن با جامعه

مشارکت راه ديگري براي بيان دغدغه ها و نظراتش مي شناسد، جز ديدار با سران و احزاب؟
خب چرا. راه هاي ديگري هم مثل نامه نوشتن، موضع گرفتن و بيانيه دادن وجود دارد. ولي از طرفي هم چون فعلا روزنامه اي نداريم نمي توانيم دغدغه هايمان را دائم مطرح کنيم. خود اين ديدار ها باعث مي شود ضمن اينکه با گروه هاي ديگر حرف هايمان را مي زنيم ـ چون اخبار به جامعه کشيده مي شود ـ جامعه هم با نظرات ما بيشتر آشنا شود.

تقريبا اکثر احزاب روزنامه خودشان را دارند. چرا مشارکت هم که يک حزب درون نظام هست روزنامه ندارد؟
خب اين را بايد خود آقايان جواب دهند که چرا به ما مجوز نمي دهند. روزنامه هاي قبلي ما را که تعطيل کردند و مدت ها هم هست که تقاضاي مجوز کرده ايم اما هنوز با آن موافقت نشده است.

گروهي اخيرا به مشارکت پيشنهاد داده بود که روزنامه اي را با تعويض مديرمسئولي به مشارکت تحويل دهد اما مشارکت به دليل مشکلات مالي و چند دليل ديگر با اين پيشنهاد موافقت نکرد. يعني واقعا حزبي به فراگيري مشارکت اينقدر توان مالي ندارد. به هرحال اين پيشنهاد که يک لقمه آماده بود. چرا موافقت نشد؟
مشکل مالي که در مجموع داريم اما به اين دليل نيست که نخواستيم روزنامه اي داشته باشيم. ما مي خواهيم روزنامه اي داشته باشيم که ارگان رسمي حزب باشد. پيگيرش هم هستيم که از ارشاد مجوزش را بگيريم.

فکر مي کنيد موفق شويد مجوز بگيريد؟
به هرحال اميدواريم ...

آخر اميدواري تا چند سال. چرا راه هاي ديگر را امتحان نمي کنيد؟
آخر ديگر چه کنيم. راه هاي ديگر را هم که داريم امتحان مي کنيم. اگر روزنامه داشته باشيم نقطه نظراتمان را بهتر مي توانيم بگوييم، اما وقتي مجوز نمي دهند چاره اي نداريم که از همين ديدارها و بيانيه ها و ساير امکانات ديگر استفاده کنيم.

رسيدن به قدرت، هدف احزاب است. اما به نظر مي رسد مشارکت بيش از آنکه به فکر جامعه باشد به فکر قدرت است. به همين دليل فقط با گروه هايي که در قدرت هستند ديدار مي کند. آيا درست است دور شدن از پايگاه اجتماعي و چسبيدن به قدرت؟
نه، اصلا اينطور نيست. اتفاقا يکي از مواردي که در آينده نزديک و در کنگره ما هم مطرح خواهد شد اين است که ما بيشتر به مخاطبين خود توجه کنيم و ارتباط مان را با گروه هاي اجتماعي بيشتر کنيم. تنها دليل ما براي مذاکره با گروه هاي در قدرت اين است که آنها بتوانند حساسيت هاي ما را در قبال موقعيت حساس کنوني به لايه هاي بالاي قدرت انتقال دهند. اين هم به عبارتي در جهت خواست مردم است. ما مي خواهيم در اين مساله نه براي مردم ما مشکل ايجاد شود نه براي مملکت مان نه براي آينده مان. اين است که بايد ارتباطات مردمي مان را بيشتر کنيم . الان بحث ما با احزاب و شخصيت ها بحث خودمان نيست، بحث منافع ملي است.

حزب مشارکت خود را بيشتر حزب متعلق به مردم مي داند يا متعلق به قدرت؟
طبيعتا بايد از طريق مردم به قدرت رسيد. چون اگر پايگاه مردمي نداشته باشيم که حزب بي معني است. حزب موقعي مي تواند از اقتدار درستي برخورددار شود که پايگاه و مقبوليت مردمي داشته باشد. پس بايد ارتباط مردمي خودش را تقويت کند.

نظام يا مردم

اگر بين منافع مردم با منافع نظام تناقضي پيش بيايد حزب مشارکت کداميک را انتخاب مي کند؟
نظام هم بايد در جهت مردم باشد. نظام ما که بدون پشتوانه مردمي نبود. حضرت امام حتي نام جمهوري اسلامي را هم به راي گذاشتند. نمي شود مردم را کنار گذاشت. حکومت براي مردم است. بايد مردمي باشد که حکومت بر آنها حکومت کند. خب طبيعتا اين مردم هستند که تعيين کننده هستند.

چرا جبهه مشارکت ديداري با نيروهاي سکولار نداشته؟
باتوجه به اولويت ها و مسايل حساسي که در کشور موجود است و تاثيري که احزاب و شخصيت هاي متعلق به قدرت دارند با اين گروه ها ديدار کرديم اما در برنامه مان هست که با ساير نيروها هم مذاکرات و جلساتي داشته باشيم.

مثلا در برنامه هايتان هست که با دفتر تحکيم وحدت و دانشجويان و چهره هايي مثل اکبرگنجي هم ديداري داشته باشيد؟
ما در گذشته حتي سعي کرديم از آنها دعوت کنيم بيايند ما را نقد کنند. اتفاقا ما معتقديم نبايد هرچه گفتيم همان را انجام دهيم. حتما بايد با بخش هاي مختلف، که ممکن است خيلي هم همراه ما نباشند و منتقدين ما هستند جلساتي را برگزار کنيم.

نبود انسجام

آقاي شکوري راد اخيرا در سخنراني اي مهمترين دليل شکست جبهه اصلاحات را اعمال تندروهاي اصلاح طلب مثل اکبر گنجي دانستند. آيا اين موضع جبهه مشارکت هم هست؟
ببينيد، آنچه که موضع جبهه باشد در بيانيه مي آيد يا از طريق دبيرکل اعلام مي شود. بقيه صحبت هايي که اعضاي ما مي کنند را نبايد به حساب حزب گذاشت.

موضع جبهه مشارکت در قبال آنهايي که راديکال هاي اصلاح طلب نام گرفته اند و بخصوص آقاي اکبر گنجي چيست؟
ممکن است در يک بحث تحليلي، نقدي انجام دهيم يا تعريفي کنيم. اما در مجموع اگر بخواهيم بگوييم آنچه بر جبهه اصلاحات رفت، تقصير چه گروهي است، نمي شود اين را گفت. عوامل متعددي براي اين وضع وجود دارد که شايد يکي از آنها هم همين دليل باشد. اما اينها بايد در يک تحليل مشخص شود که چه شد که کار به اينجا رسيد. مثلا يکي از دلايل مهم، عدم انسجام و هماهنگي بين نيروهاي اصلاح طلب بود که بايد دليلش را بررسي کنيم. اگر انسجام وجود داشت، شايد آراي کانديداي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري نهم مانند دوره آقاي خاتمي يا مجلس ششم نمي شد، اما در مجموع کمتر از جناح راست نمي شد. اما آنها باهم به يک نتيجه و انسجام رسيدند. انسجامي که در نيروهاي اصلاح طلب نبود. اين مهم ترين مساله بود، نمي توانيم بگوييم صرفا بعضي از تندروي ها بوده. اين هم دليل درستي است اما همه دلايل نيست. اين نظر در يک تحليل چندان درست نيست.

گفته مي شود احتمال ائتلاف جبهه مشارکت با اعتماد ملي يا مجمع روحانيون مبارز در انتخابات آتي وجود دارد. آيا درست است؟
هنوز دارد بحث مي شود. بدون اينکه بخواهم اسمي ببرم بايد بگويم سياست کلي ما ائتلاف براي انتخابات است. ولي بايد در جبهه اصلاحات در اين باره بحث کنيم. ما عضو جبهه اصلاحات هستيم و هر جمع بندي اي که جبهه اصلاحات بکند ما مي پذيريم.

جبهه دموکراسي خواهي هم وجود دارد. آيا احتمال ائتلاف با ملي – مذهبي ها هم هست؟
آن يک بحث ديگري است. در جبهه دموکراسي خواهي هم هنوز به جمع بندي نرسيدند که آيا در انتخابات شرکت کنند يا خير. اما در مجموع ما در مورد ائتلاف نظر مثبتي داريم ولي اينکه با کدام گروه بتوانيم به ائتلاف برسيم بحثي است که دارد دنبال مي شود.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه