بازگشت به صفحه اول

از ايران ما

 
 
مفهوم 'راه حل ديپلماتيك' در بحران هسته ای ايران

زيد آبادی

ايران ما - مقام‌های آمريکايی در حالی که بر يافتن راه حلی ديپلماتيک برای بحران هسته‌ای ايران تاکيد می‌کنند، در همان حال در پی تصويب قطعنامه‌ای در شورای امنيت سازمان ملل تحت فصل هفتم منشور ملل متحد برای ملزم کردن جمهوری اسلامی به توقف فعاليت‌های مربوط به غنی‌سازی اورانيوم هستند.
قطعنامه‌های شورای امنيت سازمان ملل در باره بحران‌های بين‌المللی در صورتی تحت فصل هفتم منشور ملل متحد صادر می‌شوند که آن بحران‌ها، صلح و امنيت بين‌المللی را به خطر انداخته باشند.

بنابراين، اين دسته از قطعنامه‌های شورای امنيت برای اعضای سازمان ملل لازم‌الاجراست و تخطی از آنها مجازات‌هايی از قبيل تحريم سياسی و اقتصادی و يا حتی حمله نظامی را در پی خواهد داشت.

به نظر می‌رسد که اصرار آمريکا بر پيگيری راه حلی ديپلماتيک برای بحران هسته‌ای ايران، با تلاش آن کشور در جهت هموار کردن راه تحريم و يا حمله به ايران در تضاد باشد، اما از نظر رهبران آمريکا تضادی در اين بين ديده نمی‌شود.

در واقع هر گونه قضاوت در باره رفتار آمريکا نسبت به پرونده هسته‌ای ايران به تعريف دقيق ديپلماسی بستگی دارد.

ديپلماسی معمولا به فعاليت‌هايی اطلاق می‌شود که با استفاده از ابزارهايی نظير مذاکره، ميانجی‌گری و روابط پنهان اختلاف دو يا چند کشور را از راه مسالمت‌آميز حل می‌کند.

در مقابل ديپلماسی، جنگ قرار دارد که متکی بر استفاده از زور برای حل يک بحران دوجانبه و يا چند جانبه است و معمولا جنگ هنگامی آغاز می‌شود که ديپلماسی به بن‌بست برسد.

با اين همه، به نظر می‌رسد که بين ديپلماسی به مفهومی که گفته شد و جنگ، قلمرويی وجود دارد که تعريف روشنی از آن نشده است و از همين رو می‌توان آن را بخشی از ديپلماسی و يا بخشی از جنگ نام نهاد.

اقدام‌هايی مانند تحريم سياسی و اقتصادی و توسل به تهديد که ظاهرا بين ديپلماسی و جنگ قرار دارند، از نظر دولتمردان ايالات متحده آمريکا بخشی از ديپلماسی به شمار می‌روند. از همين رو، وقتی آنان بر دنبال کردن راه حلی ديپلماتيک برای بحران اتمی ايران تاکيد می‌کنند، اقدام‌هايی نظير تحريم اقتصادی و سياسی را نيز شامل آن می‌دانند.

از اين منظر، هر اقدام خصمانه‌ای پيش از آنکه به جنگ منتهی شود، در حوزه ديپلماسی می‌گنجد.
شايد همين مفهوم از ديپلماسی در نزد مقام‌های آمريکا سوءتفاهم‌هايی را در سطح بين‌المللی دامن زده است به طوری که هرگاه رهبران آمريکا بر استفاده از ديپلماسی برای حل بحران اتمی جمهوری اسلامی تاکيد می‌کنند اين تصور پديد می‌آيد که آنان در پی دستيابی به راه حلی مرضی‌الطرفين از طريق مذاکره و سازش هستند.

اين در حالی است که آمريکا در بحران هسته‌ای ايران به دنبال رسيدن به فرمولی که رضايت جمهوری اسلامی را نيز در بر داشته باشد، نيست بلکه خواهان چشم‌پوشی مقام‌های ايرانی از چرخه سوخت هسته‌ای و تسليم شدن آنان در برابر اين درخواست است.

طرف ايرانی نيز اين نوع رفتار را خارج از عرف ديپلماسی می‌داند و در مقابل هر حرکت آمريکا در جهت اعمال تحريم و يا توسل به تهديد، به تهديد متقابل مبادرت می‌کند.

به نظر می‌رسد که چرخه تهديد متقابل در بحران‌های بزرگ به جای آنکه منازعه را در سطح ديپلماسی و يا حتی اقدام‌های خصمانه غير جنگی متوقف کند، دو طرف را به سمت استفاده از زور نزديک‌تر می‌کند.

منبع : بي بي سي

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه