بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

رابطه نزديک حجاب و انرژی هسته ای

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com

۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵

جدال براي توافق بر سر پرونده هسته اي درخارج از کشور و مباحثه در خصوص وضعيت پوشش زنان درداخل کشور، بازتاب دو چالش اصلي جمهوري اسلامي در دو حوزه سياست خارجي ومسائل داخلي است.

طي سالهاي بعد از انقلاب با آنکه غالب نهادهاي تربيتي، آموزشي ومذهبي درگير اشاعه نوعي قرائت خاص از پوشش زنان بوده اند، توفيق اندکي درتحميل اين قرائت خاص از حجاب در ميان همه اقشار داشته اند وهر سال براي اينکه اين قرائت را عمومي کنند، مجبور به هزينه بيشتري شده اند. آنچنان هم بر نقش اين شکل خاص از حجاب تاکيد شده است که پنداري بخشي از هويت پديده اي به نام "جمهوري اسلامي" است. به همين جهت است که براي برخي ازمسئولين، هرگونه بازتعريفي از حجاب به مانند عقب نشيني از آرمان هاي انقلاب است نه تصحيح تلقي نادرست در تحميل سلايق ناآزموده به جاي هنجارهاي اجتماعي .

حال آنکه مردم نه به خاطر با حجاب شدن انقلاب کردند و نه اساسا رسالت انقلاب در باحجاب کردن مردم بود. همچنانکه طي روزهاي اخير هم بارها توسط نويسندگان بسياري مورد توجه قرار گرفته است، تا سال 1359 نيز چنين پديده اين اجباري نبود. خيلي از زناني نيز که در انقلاب نيز مشارکت داشتند با اجباري شدن آن مخالف بودند ودر همان ايام در قالب تظاهرات به مخالفت با اجباري شدن حجاب پرداختند. حالا دولت در وضعيتي است که بسياري از مردم نه اعتباري به اين سليقه تحميلي وقرائت سختگيرانه قائل مي شوند ونه دستگاه هاي حکومتي قادر هستند به کنترل آنها بپردازند. با اين وجود محافظه کاران همچنان اصرار دارند، براين تلقي پاي بفشرندو هزينه پرداخت کنند تا انجا که دولت ايران را در زمره منحصر به فردترين دولت هايي دربياورند که به شهروندانش مي گويد چه لباسي بپوشند وچه لباسي نپوشند ودرخيابان ها در خصوص ميزان آراستگي و مقدار آرايش وهمچنين مدل لباس به آنها تذکر مي دهد واحتمالا جريمه مي کند.

کار ممکن است به جاهاي باريک تر نيز بکشد. ارائه نوعي پوشش که استفاده از آن براي همه اجباري باشد و تعابيري مانند لباس ملي و يا اجباري کردن برخي معيارها در لباس هاي زنانه در اماکن عمومي نيز سرديگر ماجراست که اندک اندک به به شکل زننده اي مضحک به نظر مي رسد. اين حالت مضحک، بازتاب تقليل کارکردهاي دولت است درقالب رفتار با ملت. يک کلام، دولت نمي داند از ملت چه مي خواهد ومردم ازان چه مي خواهند و مرزهايش براي ترسيم خطوط زندگي اش تا کجاست؟ به اين ترتيب سليقه و برداشت عده اي بخشي از حاکميت، به عنوان جريان اصلي حاکم برجامعه معرفي مي شود.

مساله هسته اي هم، به عنوان بحراني ترين مساله در سياست خارجي ادامه چنين رويکردي در سياست خارجي است وبي شباهت به ماجراي حجاب نيست. اول آنکه آنچنان برغني سازي اورانيوم پافشاري شده که پنداري بخشي از هويت جمهوري اسلامي دستيابي به انرژي هسته اي است که در صورت هر گونه تمايل به مصالحه برسر اين موضوع براي جلوگيري از خسارت هاي بيشتر، جمهوري اسلامي ديگر جمهوري اسلامي نخواهدبود وپايه هاي انقلاب سست خواهد شد. ديگر آنکه مانند مساله حجاب، به عنوان کهنه ترين چالش اجتماعي داخلي، تلاش مي شودقرائت خاصي از اهميت دست يابي انرژي هسته اي، به عنوان خواست واراده همه ملت تلقي شود.

پنداري از ماموريت هاي اصلي نظام جمهوري اسلامي دستيابي به انرژي هسته اي است و بدون آن اين ماموريت تکميل نمي شود. در هر دو مورد گفته مي شود اقليت کم تعدادي مخالف هم وجود دارند که پرواضح آب به آسياب دشمن مي ريزند. نکته سوم، آنکه اظهار نظر آزاد گروه هاي مختلف در خصوص هر دو اين موضوعات عملا ممنوع است و مشکلاتي را براي نقادان آن به همراه مي آورد. اولي به مخالفت با اصول بديهي اسلام متهم خواهد شد ودومي به اقدام عليه امنيت ملي يا تشويش اذهان عمومي ويا عناويني از اين دست. بنا براين در هر دو اين موارد دقيقا معلوم نيست برداشت گروه هاي مختلف از موضوع چيست وچه اعتباري براي قرائت رسمي قائل هستند. چنين رويکردي به هر دو موضوع باعث شده است، بدون توجه به مجموع منافعي که دنبال کردن اين سياست ها دارد،اين بخش از محافظه کاران که برنهادهاي قدرتمندي نيز تکيه دارد، به مسلط کردن رويکرد خود بپردازد و سياست "انجام به هر قيمت" را دنبال کند. در هر دو مورد هم گروه هايي وجود دارند که اين سياست "انجام به هر قيمت" سياست بازنده – بازنده است.

کما اينکه جواد شمقدري مشاور احمدي نژاد، که از اصول گريان محسوب مي شود، به نقد سختگيري در مورد حجاب وبي حاصلي تلاش اين گروه براي تحميل سليقه اي که ازنظر او با نظر امام هم لزوما يکي نيست، مي پردازد. از سوي ديگر برخي ازمحافظه کاران ميانه رو وعمل گرا که تجربه فعاليت سياسي بيشتروديد بازتري نسبت به شرايط بين المللي وجايگاه ايران درمقايسه اعضاي دولت فعلي دارند، معتقدند سياست هسته اي دولت اندک اندک، شرايط خطرناکي را پيش روي کشور گذاشته است. ازجمله محسن رضايي ازپرسابقه ترين فرماندهان سابق سپاه که لباس سياستمداران را امروز برتن دارد در همايشي در دانشگاه اميرکبير شيوها "تهاجمي" ديپلماسي دولت را به نوعي "ناکارآمد" توصيف مي کند و آن را "ساده انديشي" برمي شمارد که درآن جاي نخبگان خالي است.

ناکارآمدي ديپلماسي دولتي در زمينه مساله هسته اي، وسياست هاي تحميلي اجتماعي مانند آنچه در مورد حجاب هم اکنون به چشم مي خورد، بازتاب ناکارمدي دستگاه سياستگذاري است که در ظاهر به نام مردم، آنها را گروگان خود گرفته است تا هرکاري را- صرف نظر ازسودمندي که براي کشوروکل جامعه- به نام آنها وبه کام خود بنويسد. پيوند زدن چنين سياست هايي با هويت کل نظام هم بيشترين صدمه را به آن زده به گونه اي که اندک اندک آن را درداخل وخارج کشوربا کم اعتباري بي سابقه اي مواجه کرده که جز کشورهاي غيرتاثيرگذارو بسيار ضعيف درخارج وحاميان وابسته داخلي وکساني که تحت تاثير ماشين تبليغاتي آنها هستند، کمتر کسي پشت آن مي ايستد. حتي براي محافظه کاران وانقلابيوني که هوشيار به نظر مي رسند، چنين وضعيتي امروز بسيار هشدار دهنده است.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه