بازگشت به صفحه اول

 

 
 

متن سخنرانی مهندس شاه اویسی

 در نخستین نشست شوراهای استانی جبهه متحد کرد؟

با عرض صمیمانه ترین سلام به حضور شما سروران گرامی. حال که فرموده اند نکاتی را به استحضارتان برسانم با توجه به ضیق وقت مطالبی را بسیار مجمل د ر ارتباط با شرایط کردها تقدیم می کنم.

هم میهنان گرامی، زنان و مردان دلیر کرد، حضار محترم ! که از اقصا نقاط میهن مان ایران گرد آمده اید . لازم می دانم گردهمایی بی سابقه امان را ( علی رغم همه کارشکنی ها ) به ملت ایران بویژه شما سروران گرانقدر صمیمانه شاد باش بگویم.

.... " من به واحد های ویژه اس- اس دستور داده ام به مرز لهستان بروند و بدون ترحم همه را از زن، مرد و بچه بکشند! امروز دیگر چه کسی از قتل عام ارامنه سخن به میان می آورند؟! .... " (1)

دیکتاتور عراق، جنایتکاری که فرمان بمباران شیمیایی حلبچه و دستور اجرای طرح ضد انسانی انفال، نسل کشی کردها این انسانهای بی گناه را صادر کرد. بی شک به این امید بود که آیندگان فاجعه حلبچه وانفال را نیز همچون تمامی نسل کشی ها به فراموشی خواهند سپرد.

و امروز نیز چون کسی، دیکتاتور عراق را بخاطر جنایات انفال و حلبچه به پای میز محاکمه نکشانده است، نخست وزیر ترکیه نیز پس از کشته شدن سه کودک خردسال کرد توسط نیروهای امنیتی تحت فرمانش بخود اجازه می دهد که بطور رسمی اعلام کند: " به زن و مرد و کودک کرد – که جز حقوق شهروندی و انسانی خویش چیزی را مطالبه نمی کنند- رحم نخواهد کرد! و پاسخ اعتراض انسانیش را با گلوله خواهد داد".

سروران! پریروز هیتلر، دیروز صدام، امروز نخست وزیر ترکیه. اینست شمه ای از روزگاران کردان در آغاز هزاره سوم.

و اما در میهن مان ایران، با تبلیغات پاره ای ناآگاهان که نه کردها را می شناسند، نه ایران را و نه برای مردم کرد و نه بعضی دیگر اقوام ایرانی، کمترین احترامی قائلند، روبروئیم .

با افسوس پاره ای که نام به اصطلاح روشنفکر را نیز یدک می کشند، از ما کردها بعنوان قومی که شایستگی زندگی در جوامع سازمان یافته را نداریم، یاد می کنند.

ولی عزیزان! می گویند در سرزمینی که مردم آنجا تاریخ می خوانند، خردسالان همانند سالخوردگان می اندیشند و در سرزمینی که مردم آنجا تاریخ نمی خوانند، سالخوردگان همانند خردسالان می اندیشند.

اما بشنویم تاریخ درباره کردها چه قضاوتی دارد: ما کردها وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران را شکل داده ایم، فرهنگی چنین دیرینه و پرتوان، امروز با چنان بی مهری روبروست که استادی جامعه شناس در دانشگاه تهران در پاسخ به پرسش دانشجویی می گوید: ما کردها را به دانشگاه راه دادیم تا اهلیشان کنیم!؟ "

در سایه چنین تاریک اندیشی فضیلت سوزی است که نه در یکصد سال گذشته و نه طی 26 سال اخیر(بجز دورانی کوتاه) حتی اجازه اداره شهرهایشان به کردها داده نشده است. ایجاد تشکل های سیاسی و نهادهای مدنی که سنگ بنیادین استقرار هر دموکراسی است با موانع جدی روبروست.

- نگاه امنیتی به منطقه همواره نخبگان و دلسوزان کرد را در بیم و هراس قرار داده است. مردم بعنوان صاحبان واقعی قدرت، نقشی دراداره امور حتی منطقه ی خود و نظارت بر کار کاربدستان، ندارند.

کردها نه تنها در تصمیم گیری های کلان کشور محلی از اعراب ندارند حتی از مدیریت های میانی کشور نیز بی بهره هستند.

علیرغم اینکه شجاعت ومیهن دوستی کرد زبانزد است در 26 سال گذشته کمتر کردی به مقام امیری و فرماندهی در نیروهای مسلح منصوب شده است.

در بخش اقتصاد نیز با وجود منابع طبیعی خدادادی در پایین ترین سطح از نظر درآمد سرانه در بین مناطق کشور قرار دارد.

واقعیت اینست که کردها بیشتر از هر چیز بعلت پاسداری از فرهنگ اصیل خود ( که در واقع فرهنگ ملی ایران مجموعه ای از همین فرهنگ اقوام است) مورد هجوم و بی مهری حاکمان قرار گرفته اند وهرگونه اعتراض و حتی انتقاد مردم با تندی و گاه  اتهامهای گوناگون روبرو می شود و یا انگی به آن زده می شوند و هرگاه نمایندگان برگزیده مردم اقدامی در راستای پرکردن این شکاف آشکار برداشته اند  بجای استقبال از آنان، حاکمیت راه حذفشان را در پیش گرفته است.

برخوردهای حذفی و بی پاسخ ماندن مطالبات قانونی، همه این ناکامی ها بخاطر عدم انسجام و یکدلی ماست، عزیزان باید به این باور برسیم که با دیگرهم میهنان در سراسر ایران بدور از خشونت به تعامل، گفتگوی دوسویه و برابر وهمزیستی روی آوریم و خود را کنار نکشیم، ایران بما بیش از همه تعلق دارد خرد همگانی را راهنمای رفتارمان کنیم از تفرقه دوری کنیم.

- امروز خاورمیانه در شرایطی به سر می برد که هر آن احتمال رخ دادن حادثه ای غیر منتظره وجود دارد، بیش از هرزمان نیاز به همبستگی ملی احساس می شود والبته درست است که این همبستگی در صورت احساس هم زیستی مشترک دوسویه و رفع تبعیض ها  پایدارتر خواهد بود. ما از تاریخ و شرایط موجود و رویدادهای اخیر در منطقه باید آموخته باشیم، راه گریز از خشونت وحل مسالمت آمیز مشکلاتی که ایران و اقوام ایرانی را در چنبره خویش گرفتار کرده است – وحدت و یگانگی تمام ما در ایران مردم سالار است و این امر امروز در بوجود آوردن مجموعه های مدنی تحقق می یابد که بتواند در چارچوب قوانین کشور با همه نقایص آن و اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای مربوطه، به حقوق ومطالبات خود که برابری، اجرای عدالت، آزادی و توسعه متوازن تمامی مناطق درایرانی یکپارچه میسر است، دست پیدا کنیم.

در سایه همبستگی همه ایرانیان، مطالبات سیاسی- فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی همه آنان در فضائی آزاد عاری از نابرابری برآورده شود تا بر همگان ثابت شود، مردم سرزمینی که 2700 سال پیش از این پدران و مادران ما، کردها به آن شکل وانسجام بخشیده اند. از بلوغ سیاسی برخور دارند واز زمره آنانکه چشم بدستان و گوش به فرمان بیگانه دوخته اند نیستند.

                                               بژی کرد                          بژی ایران

1) تاریخ ارمنستان ترجمه محمد قاضی

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه