|
حق مسلم این ملت چیست؟
امید عباسقلی نژاد
بیاد دارم وقتی که در زندان فردیس کرج در
تبعید بودم – به عنوان یک زندانی سیاسی - و در اعتصاب غذا برای حقوق اولیه
ام که توسط قوه قضائیه نقض شده بود. طی تحلیل بلند و بالایی از وضعیت
انتخابات تحت عنوان « تحلیل انتخابات هفتم و چالش های پیش رو » در اوج
صداقت و مهر به رئیس جمهوری که تاکید کلامش مهرورزی بود، پیشنهاداتی کردم.
نه اینکه به مهرورزی احمدی نژاد ایمان و اعتقاد داشته باشم ، که از اخلاص
وجودم و نگرانی های انسان دوستانه ام برای ملتی که با همه ئ وجودم دوستشان
دارم نوشتم و پیشنهاداتی هم کردم . امیدوار نبودم که کسی به این حرف
صادقانه گوش دهد . چرا که ماهیت ذهن کسانیکه من با آنها رودرو هستم را چون
کف دست میشناسم. چرا که صداقت در این برهه از زمان مفهوم واقعی خودش را از
دست داده و تبلیغ – هرچند دروغ – جایگزین آن گشته است.
دیگر امیدی به پیشرفت نیست ، همانطور که
من و همه کسانیکه دستی بر آتش دارند در داخل و خارج از کشور ، تحلیل کرده
بودیم ، اوضاع در مملکت چنان پیش رفت که دغدغه های عمیق تری جای گزین
دغدغه های دو - سه دهه قبل را گرفته و همان دغدغه های قبل نیزهمچنان با
شدت و حدت بیشتری ادامه دارد.
دیگر دغدغه ما نداشتن آزادی و فقر دمکراسی
نیست ، دیگر نقض فاحش حقوق انسانی انسان ها در درجه اول اعتراضات ما قرار
ندارد ، دیگر زندانی شدن زندانیان سیاسی و روشنفکران تعجب برانگیز نیست ،
دیگر کسی غصه نان شب آن معلم و کارگر را ندارد ، و دیگر کسی برای بسته شدن
روزنامه ها ، فیلتر شدن سایت ها ، برخورد با ماهوارها ، تقابل مشخص با توده
ها تحت عناوین بد حجابی ، فحشا ، اعتیاد ، هتک حرمت ، دزدی ، عبور از چراغ
قرمز در خیابان ها و ... اعتراضی ندارد. دیگر کسی نمیگوید که چرا فلان
روحانی در ایستگاه مترو بر جوانی که متلکی به دختری گفته ، هفت تیر کشیده
و وی را با دیار ابدی پیوند زده !! و حالا با پراخت دیه میتواند آزادانه به
سرکار خود برگردد و این بار به پستی بالا تر از قبل به خاطر رشادت و
شهامت!!ارتقا میابد . دیگر کسی نمیگوید پس نان نفتمان چه شد!! و دیگر
اعتراض به نبود امکانات در سرای سالمندان و خشکیدن درختها در پارکها ، و
... مفهومی ندارد و دیگر .... چرا که اکنون دغدغه زنده ماندن یا نماندن
است. دیگر حرف روز ملت ما شده ، « به نظرت آمریکائیها به ایران حمله میکنند
!!! » و « اگر حمله کرد تکلیف آینده ایران چیست؟ » عجب آشفته بازاری است
اینجا ، با حضور رئیس جمهوری که به واسطه خواسته افراد پشت پرده ملت را
دچار آشفتگی و بحران نموده است .
جناب آقای احمدی نژاد!! این ملت دیگر تاب
جنگ و تحریم را ندارد . این ملت را یارای تقابل با نکبت جنگ نیست. آنهم به
بهانه دستیابی به تکنولوژی هسته ایی . نمی دانم چرا چشم ها را بسته و گوشها
را کیپ کرده اید و محیط پیرامونی خود را به نمی بینید ؟ براستی شما به
کدامین ملت چشم دوخته اید که در دفاع از « شعار ، انرژی هسته ایی حق مسلم
ماست !! » گام برمیدارد؟ براستی شما نماینده کدامین گروه از آحاد ملتید که
اینگونه ترکتازی را پیشه خود ساخته اید؟ همان توده هایی که بواسطه فقر و بد
بختی و نکبت پای صندوق های رای آمدند؟ - فرض بر اینکه انتخاب شما حقیقی
بوده باشد!! – براستی تاوان این بدبختی ها را چه کسی باید بپردازد؟ شما!؟
یا آن کسانی که از پشت پرده سالهاست این ملت را و اینک شما را ببازی گرفته
اند !؟ مسلما نه سما و نه آن گروه نقابدار تاوانی بر این بدبختی نخواهید
داد!! و باز این ملت محنت زده که در نکبت فقر غوطه ورند!!
آقای احمدی نژاد :
« انرژی هسته ایی حق مسلم ماست !!» اما
آزادی و برابری حق مسلم این ملت نیست ! برخورداری از تضمین نان شب برای این
ملت ، حق مسلم نیست !، حتی آزادی در حریم خصوصی افراد حق مسلم نیست !
اعتراض به هدر رفتن سرمایه های این ملت حق مسلم نیست !، دفاع از ناموس ،
آزادی در داشتن دین و عقیده حق مسلم نیست!، و برخورداری ازانتخاب آژاد برای
نظام حاکم حق مسلم این ملت نیست ، اما « انرژی هسته ایی حق مسلم ماست !!!»
چشمهایتان را باز کنید و پنبه ها را که
برای حفظ قدرت در گوشهایتان فرو کرده اید را از گوشهایتان درآورید و بدانید
« ما حقوقی را حق مسلم خود میدانیم که توسط شما و دوستان شما در پست های
گوناگون این مرز و بوم له شده اند . آری ما اینها را حق مسلم ملت میدانیم و
در کنار آنها تکنولوژی هسته ایی را هم حق مسلم این ملت . پس ملت را در
جریان بازی ها و بحران آفرینی های خود قرار ندهید.
18/اردیبهشت/1385 |