بازگشت به صفحه اول

از گويا

 
 

آقای خامنه ای باید برود! قسمت نخست

نيما راشدان

هیچکس خواستار مرگ آقای خامنه ای نیست. اما حیات سیاسی ایشان - نقش آفرینی مدیریتی او به فجایعی صد بار دردناک تر از یوگسلاوی سابق خواهد انجامید. به همین خاطر است که باید همه کارهای بی نتیجه و کودکانه دیگر را رها کنیم و بکوشیم - تا خامنه ای برود - هر چه زودتر بهتر

بدون ذره ای رودربایستی گفتار حاضر برای دفاع از دو ادعای روشن و مشخص می آید.

۱ - هر نوع اصلاح معنی دار سیاسی و حتی اقتصادی در ایران منوط به حذف سیاسی آقای خامنه ای است.
۲ - حذف سیاسی آقای خامنه ای جز با انحلال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ممکن نیست.

توهم حرکت به سوی دمکراسی در ایران بدون تحقق دو شرط فوق همانقدر خنده دار است که انتظار تحول انساندوستانه اصلاحی در رایش سوم . مردمسالاری آدولف هیتلر و دمکراتیزاسیون اس اس و گشتاپو.

بحث پیرامون مردمسالاری دینی - سازمانهای مدنی و غیردولتی - جامعه ارتباطی - سنت و مدرنیته - تحول لایه های شهرنشین و جهانی شدن - در کشوری که نخبگان - مطبوعات - نیروها و احزاب سیاسی و حتی شهروندان عادی اش سالهاست توسط دیکتاتور تمامیت خواهی به نام خامنه ای و گاردی از نیروهای مسلح وفادار پیشوا - سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گروگان گرفته شده اند - آنقدر مضحک است که مرغ پخته را در قابلمه به خنده می اندازد.

نشاندن قاضی مرتضوی - احمدی نژاد و مصباح و لولو سازی از ایشان به جای آقای خامنه ای - عوام فریبی نبود - عوام حقیقت را سالها بود که می دانستند. مردم در تاکسی و اتوبوس با یکدیگر گفتگو می کردند. کسی گوشش بدهکار مقالات مصباح و حجتیه ای - فلاحیانی و بقایای باند سعید امامی نبود - همه می دانستند - چه کسی مسئول است. عوام فریبی نبود - خود فریبی بود و چه خودفریبی دردناکی.

عده ای همه سالهای گذشته را کوشیدند تا با بدیل سازی ناشیانه - قاضی مرتضوی - محمود احمدی نژاد - کمیته بحران - ستاد قتلهای زنجیره ای - مصباح یزدی - انجمن حجتیه - اطلاعات موازی - محفل سعید امامی و حتی جرج بوش را مسبب اوضاع حاضر قلمداد کنند - با عرض هزار معذرت خود را فریفتند و بس. نتیجه اش را هم در برخورد آقا با قانون مطبوعات - لوایح دوقلو - توقیف مطبوعات - بازداشت چهره های سرشناس اصلاح طلب - مجلس هفتم - ریاست جمهوری دیدند.

آقای خامنه ای مسبب تک تک رویدادهای شوم سالهای اخیر است. مسبب رویدادها - آمر و حتی عامل و هماهنگ کننده مستقیم مجموعه حوادثی است که حیات میلیونها انسان را تهدید می کنند.

من ۱۳ ساله بودم که آقای خامنه ای زمام امور را به دست گرفت - امروز ۳۱ ساله ام . شاید کسانی تصمیم دارند با این خودکامگی سیاه بسوزند و بسازند و دلشان به حمایت از کاندیداتوری کروبی یا هاشمی در انتخابات خبرگان گرم باشد. نوش جانشان. شاید کسانی تصمیم دارند - پنج یا ده و یا بیست سال و باقی زندگی خود را همینجور بگذرانند. تحمل این وضع کافیست. سید علی خامنه ای از آخرین دیکتاتورهای قرن حاضر است. دیگران یا در زندان لاهه جان می بازند ، یا در بازداشتگاهند و یا در کوههای تورابورا متواری. به نفع اوست که آبرومندانه کنار رود تا شهروندان آینده میهن خود را بدون او رقم زنند. سید علی خامنه ای متهم تحت تعقیب دادگاههای صالح بین المللی است - دادگاهی که آقای خامنه ای را مورد تعقیب قرار داده است - دادگاه کنفرانس برلین نیست. قوانین قضایی در آن رعایت شده - استقلال قاضی و بی طرفی دادگاه - شهادت شهود و ... آقای خامنه ای به همین دلیل هم که باشد - صالح به اداره یک نانوایی نیست چه رسد به کشوری بزرگ مانند ایران.

من حاضرم همه حرفهای خود را پس بگیرم اگر یک و تنها یک شرط از شروط زیر محقق شود.
الف - حضرت آقای منتظری اعلام نمایند - فرد دیگری - و نه آقای خامنه ای - آمر مستقیم - حصر ایشان - حمله به مردم نجف آباد - بازداشت و شکنجه مقلدان - حمله به بیت و حسینیه ایشان است.
ب - آقای عبدلله نوری بگویند - فرد دیگری - و نه آقای خامنه ای - آمر مسقیم - بازداشت - محاکمه - محکومیت و حذف ایشان است.
ج - آقای مهندس عباس عبدی بنویسند - فرد دیگری - و نه آقای خامنه ای - آمر مستقیم بازداشت و وقایع تکاندهنده ای دوران بازداشت و محکومیت ایشان است.
د - آقای میردامادی - رئیس کمیسیون امنیت مجلس ششم - گواهی نمایند - فرد دیگری جز آقای خامنه ای مانع از قرائت کمیسیون حقیقت یاب - تحقیق و تفحص از قتلهای زنجیری ای در مجلس شد
ه - آقای سعید حجاریان تایید کنند - فرد دیگری جز آقای خامنه ای - آمر بازگشت به کار نخستین گروهی را که به دنبال افشای قتلهای زنجیره ای از مجموعه وزارت اطلاعات حذف شده بودند - است.
ز - اصولا یک انسان عاقل - بالغ و غیر دیوانه در این میان پیدا شود و گواهی کند - آقای خامنه ای شخصا قانون مطبوعات سعید امامی را به مجلس تحمیل نکرد - آقای خامنه ای شخصا با داستان پایگاههای دشمن - همه مطبوعات را تعطیل نکرد. آقای خامنه ای شخصا با حمایت از مداخله سپاه در پرونده ترور حجاریان - آمران ترور را نرهاند.
***
خامنه ای باید برود. رفتن خامنه ای به نفع شهروندان عادی - نیروهای سیاسی و نسلهای آینده ایرانیانی است که لایق زندگی بهتر مانند شهروندان کشورهای دیگرند. دیکتاتوری سیاه خامنه ای تقدیر ما نیست - تقدیر هیچکس نیست. اگر مرگ به جای 11 مارس 2006 - 11 مارس 1990 به سراغ اسلوبودان میلشوویچ می آمد - نیم میلیون انسان بی گناه کشته نمی شدند. میلیونها شهروند بی خانمان نمی شدند. این حقیقت ساده را تقریبا همه کارشناسان بی طرف بالکان تایید خواهند کرد که اگر میلشوویچ نبود - جنگ خونریزی و تخریب با این شدت - هرگز اتفاق نمی افتاد. هیچکس خواستار مرگ آقای خامنه ای نیست. اما حیات سیاسی ایشان - نقش آفرینی مدیریتی او به فجایعی صد بار دردناک تر از یوگسلاوی سابق خواهد انجامید. به همین خاطر است که باید همه کارهای بی نتیجه و کودکانه دیگر را رها کنیم و بکوشیم - تا خامنه ای برود - هر چه زودتر بهتر.

به چفیه آقای خامنه ای خوب دقت کنید. نه صدام حسین و نه ملاعمر و نه هیچ دیکتاتور دیگر چفیه را به این روشنی برای انتقال پیام سیاسی خویش بکار نبردند. چفیه یعنی که تکیلف من با دنیا - با شما شهروندان و با یاران مسلحم روشن است. مواظب باشید.

ادامه دارد ...

* لطفا نگارنده را از نظرات خود بهره مند سازید - اینجا را کلیک کنید...

http://www.rashedan.info/2006/05/post_3.html

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه