بازگشت به صفحه اول

از ايران ما

 
 
چه کسی اعتراض دارد ؟

سعيد افسر

ايران ما - چاپ یک کاریکاتور در روزنامه ایران اتفاقات و حوادثی در استان های تر ک زبان در پی داشت . این گونه حوادث اولین در نوع خود نیست و آخرین هم نخواهد بود. در همه کشور های جهان از جمله کشورهایی که دمکراسی از عمق بیشتری برخوردار است مثل فرانسه هر ازگاهی شاهد اعتراض های اجتماعی و اعتصابات و تجمع عده ای به خاطر یک مصوبه یا یک حادثه همانند مرگ یک جوان توسط پلیس و ... هستیم . سوال این است که این گونه حرکت ها چه تعریفی دارند ، چرایی آن ها و در نهایت نحوه برخورد حاکمیت با این گونه حرکت ها چگونه است؟

1- متداول ترین و رایج ترین تعریف از اعتراض های اجتماعی که منجر به حضور اقشاری از مردم در خیابان ها و شکستن و به آتیش کشیده شدن مراکزو خدمات شهری می شود ، اشاره به جنبش ها ی اجتماعی یا آشوب دارد ، زمینه و مسبب این حوادث می تواند از گران شدن بلیت اتوبوس شرکت واحد یا بسته شدن و توقیف یک روزنامه یا چاپ یک کاریکاتور باشد اما به طرح شعارها و ایده هایی می انجامد که اصل یک نظام سیاسی و حاکمیت را نشانه می رود و در این میان توسعه یافتگی و عقب ماندگی و میزان برخورداری مرد م از دمکراسی رابطه مستقیم و نزدیکی با شعارها ، مدت زمان اعتراض ، پشتیبانی سایر اقشار وبرخورد حاکمیت با اعتراض دارد به عبارت دیگر جنبش ها اجتماعی در کشور های توسعه یافته با اقبال حداکثر دو درصد مردم مواجه می شود در حالی که در کشوری مثل ما این درصد صادق نیست یا در صورت اعتراض به موضوعی مثل کاریکاتور معترضان خواهان استقلال وتمامیت خواهی می شوند و اصل حاکمیت ایران را زیر سوال می برند و حاکمیت نیز از قوه قهریه بیش از مکانیزم ها مثل چانه زنی استفاده می کند . بر این اساس جنبش های اعتراض آمیز صورتی از فعالیت ها است که سازمان می یابد تا خارج از محدوده نهادها ی رسمی سیاسی از قبیل انتخابات ،ا حزاب اعمال نفوذ و بر امور سیاسی تاثیر بگذارد افزایش سطح تحصیلات ، بهبود و گسترش وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزشها از جمله عواملی است که دامنه اعتراض ها ی عمومی و آشوب های اجتماعی را وسعت می بخشد . نکته حائز اهمیت این است که این اعتراض های عمومی معمولا به طرق مختلف خاموش می شود اما نمی توان از اثر گذاری آن بر تحولات آینده غافل شد چنانکه در حادثه کوی دانشگاه شعارها ی دانشجویان مطالباتی را مطرح میکرد ولی در حرکت های بعدی شعارها تندتر و مطالبات بیشتر شد و از این موضوع نباید غافل شد که در طول تاریخ جنبش ها ی یسیاری بوده اند که زمینه ظهور نظام هایی مثل نازیسم ، فاشیسم ، کمونیسم و امثالهم بوده اند از این رو نباید با این گونه حرکت ها بی تفاوت گذشت .

2- اعتراض های اجتماعی اقدام از پایین است فعالیت ها ی اعتراض آمیزنیاز به رهبری ،سازماندهی ،مهارت های متعدد وشناخت از ماهیت اعتراض و آشوب دارد در حادثه اخیر که چاپ یک کاریکاتور بهانه درگیری و حضور جمعی از مردم در خیابان ها شد ظاهر شکلی یک حادثه است در حالی که گرو ه هایی در آذربایجان هستند که به دنبال استقلال و تجزیه این استان و شعار آذربایجان بزرگ هستند . نشریات و اعلامیه هایی که در این استان توزیع می شود حاکی از آن است که حس شوونیستی روز به روز در حال گسترش است و برگزاری مراسم هایی مثل سالگرد« بابک خرم دین » از جمله موارد، این شرایط است و این موضوع جدیدی نیست و مسوولان از این موضوع بی خبر نیستند بی توجهی به خواست ها و نیازها ی مردم ، ندانستن فن مدیریت و آگاه نبودن به شرایط داخلی و انتخاب مدیران نا لایق برای استان های حساس از جمله مواردی است که زمینه آشوب و بحران را بوجود می آورد و گرنه یک کاریکاتور در جامعه ای که طنز و شوخی یکی از سرگرمی های مردم است نمی تواند بحران جدی برای حاکمیت بوجودبياورد

3- قومیت گرایی یک بحران جهانی است و کشورهای بسیاری با این بحران در گیر هستند در ایران استان های خوزستان ، کردستان و آذربایجان بیشترین زمینه را برای تقویت این حس دارند و متاسفانه فقر ، پایین بودن سطح درآمد ، بیکاری و عملی نشدن ده ها وعده مسوولان از جمله مسایل و مواردی است که حس قومیت گرایی و تجزیه طلبی را تقویت می کند.

4- مسوولان و دست اندرکاران نظام معمولا تحلیل درستی از اوضاع جامعه ندارند و یا نسخه درستی برای درمان ندارند از این رو در مواجهه با بحران هایی مثل حادثه اخیر راحت ترین تجویز آنان دشمن تراشی و لعن و نفرین به جان دشمن فرضی و خارجی است و در این میان گاهی افراد بی گناه یا کم گناه مسبب حادثه خوانده میشوند و پس از خاتمه غائله دوباره به دنبال منافع و برنامه های خودشان می روند و« پیشگیری » به عنوان یک اصل در نظام مدیریتی لحاظ نمی شود و دلیل این امر هم چنانکه گفته شد انتخاب نیروها و مدیران نالایق است. «استعفاء »، «عذرخواهی از بی توجهی» ، «توبیخ » و «عزل مدیران » از جمله مواردی است که به کار نمیآيد .
5 –روز نامه ایران یک روزنامه ملی است و توقیف آن نمی تواند مشکلات موجود در استان های ترک نشین را سرپوش بگذارد و نمی توان بی توجهی به نیاز ها و مشکلات و نارسایی ها را به گردن روزنامه انداخت و دو روزنامه نگار را به خاطر یک اشتباه سهوی به زندان انداخت .از این رو از مسوولان انتظار می رود به جای آن که راحت ترین راه را انتخاب کنند به دنبال حل مساله باشند نه پاک کردن صورت مساله و هر چه زودتر نسبت به رفع توقیف روزنامه اقدام كنند.

در پایان این نکته شایان ذکر است که جمهوری اسلامی صرفا با بحران قومیت گرایی مواجه نیست تهدیدهای جدی همانند بحران خانواده و بحران های اجتماعی روبرو است که در فرصتی دیگر به آن خواهیم پرداخت .

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه