بازگشت به صفحه اول

از ايران ما

 
 
روزنامه‌نگاری جنگ، روزنامه‌نگاری صلح

سخنراني كريم ارغنده‌پور عضو جبهه مشاركت و روزنامه‌نگار در شانزدهمين نشست از سلسله نشست‌هاي «چه بايد كرد؟»

ايران ما -كريم ارغنده‌پور با بيان اين‌كه هيچ مبارزه‌ي دموكراسي‌خواهانه‌اي وجود ندارد كه در آن، آزادي مطبوعات مورد مطالبه نباشد، گفت: در آستانه‌ي ورود به عصري هستيم كه در دنيا سانسور سياسي رواج پيدا مي‌كند و نهادهاي غيرپاسخگو امكان بروز و ظهور سانسور را فراهم مي‌آورند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران ، عضو جبهه مشاركت و روزنامه‌نگار كه با عنوان «روزنامه‌نگاري جنگ، روزنامه‌نگاري صلح» در شانزدهمين نشست از سلسله نشست‌هاي «چه بايد كرد؟» جبهه‌ي مشاركت سخن مي‌گفت، با بيان اين‌كه صلح مهم‌ترين مبحثي است كه در زمينه‌ي روشن‌فكري ايران مي‌توان مطرح كرد، آن را يك نياز دانست كه با ادبيات جهان درهم آميختگي دارد.

وي با اشاره به گفت‌وگوي روشنفكران جهان درباره‌ي صلح در برابر نهضت جنگ‌طلبي كه اخيرا رواج پيدا كرده گفت: برخلاف جنگ كه ادبيات بسته‌اي دارد، ادبيات صلح نامحدود است. بسيار گفته مي‌شود كه رسانه‌ها عرصه‌هاي تبليغاتي براي افرادي هستند كه از ثروت و قدرت برخوردارند. اين نكته‌ي مهمي است كه مي‌توان گفت آيا روزنامه‌نگاري امري «ممتنع» است يا «ممكن» كه به نظر من ممتنع است.

ارغنده‌پور در ادامه به نسبت رسانه‌ها و دموكراسي اشاره كرده و افزود: رسانه‌ها به سه بخش عمومي، خصوصي و حكومتي تقسيم مي‌شوند كه رسانه‌هاي حكومتي يا دولتي مربوط به رژيم‌هاي بسته هستند؛ از اين رو وقتي از روزنامه‌نگاري صحبت مي‌كنيم كمتر مي‌توانيم به روزنامه‌هاي حكومتي بپردازيم. هيچ‌گاه در رسانه‌هاي حكومتي، تجلي روزنامه‌نگاري واقعي را نمي‌بينيم.

وي با بيان اين‌كه روزنامه‌نگاري عمومي نمونه‌ي موفق‌تر روزنامه‌نگاري است از BBC به عنوان يكي از رسانه‌هاي عمومي ياد كرد و گفت: به دليل اين‌كه مردم انگلستان موظفند ماهانه هزينه‌اي را براي اين رسانه بپردازند، به همين دليل مي‌تواند از دولت انتقاد كند. هم‌چنين تجلي رسانه‌هاي خصوصي را مي‌توان در رسانه‌هاي آمريكايي از جمله CNN ديد كه بر اساس عرضه و تقاضا كار مي‌كنند و مشتق از ليبراليسم هستند.

اين عضو جبهه‌ي مشاركت با بيان اين‌كه رسانه‌هاي حكومتي (دولتي) و خصوصي در موضوع مصونيت مشترك هستند، گفت: در رسانه‌هاي عمومي اين مصونيت نسبت خوبي دارد، ولي در روزنامه‌نگاري خصوصي امري به نام دولت قدرتمند به عنوان تضمين وجود دارد. البته دولت قدرتمند به معناي دولت اقتدارگرا نيست.

اين روزنامه‌نگار در ادامه با اشاره به رشد يكباره‌ي خبرگزاري‌ها در كشور آن را نشان‌دهنده‌ي عدم تعادل در جامعه خواند و اظهار داشت: امروز پيشنهاد اين است كه جامعه‌ي مدني مديريت رسانه‌هاي عمومي را دست بگيرد؛ مثلا اگر صدا و سيما تحت تاثير جامعه مدني قرار بگيرد در انتخابات مي‌تواند بسيار قوي عمل كند و شهروندان مي‌توانند جامعه نمايندگان را استيضاح كنند.

وي دموكراسي را بدون روزنامه‌نگاري آزاد و مستقل بي‌معنا خواند و گفت: رسانه‌ها بايد بازتاب‌دهنده‌ي افكار عمومي باشند و بتوانند عقيده‌ي مخالف حكومت را نشر دهند. بنابراين بخشي از وجه مهم حكومت‌هاي دموكراتيك در روزنامه‌نگاري تجلي پيدا مي‌كند.

ارغنده‌پور با بيان اين‌كه هيچ مبارزه‌ي دموكراسي‌خواهانه‌اي وجود ندارد كه در آن آزادي مطبوعات مورد مطالبه نباشد، آن‌را در ارتباط مستقيم با توسعه‌ي مدنيت خواند و افزود: معمولا در قانون اساسي كليه‌ي كشورها از آزادي بيان و آزادي نشر صحبت شده و اين به معناي عدم محدوديت است اما مي‌بينيم در بسياري از كشورها به انحاي مختلف اين محدوديت‌ها اعمال مي‌شود و متاسفانه در آستانه‌ي ورود به عصري هستيم كه در دنيا سانسور سياسي رواج پيدا مي‌كند و نهادهاي غيرپاسخگو امكان بروز و ظهور سانسور را فراهم مي‌آورند.

اين عضو جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي، در ادامه با تاكيد بر اين‌كه بايد امروز روزنامه‌نگاري صلح را اشاعه دهيم، به ويژگي‌هاي روزنامه‌نگاري جنگ و روزنامه‌نگاري صلح پرداخت و گفت: تمركز بر خطاها و گناهان از ويژگي‌هاي روزنامه‌نگاري جنگ است كه با اين ادبيات آشنا هستيم، در حالي كه روزنامه‌نگاري صلح بر علت‌يابي و تجزيه تمركز دارد. هم‌چنين روزنامه‌نگاري جنگ بر شمردن كشته‌شدگان در جنگ تمركز مي‌كند، در حالي كه روزنامه‌نگاري صلح حقيقت‌مدار است و كاري ندارد كه اعلام خبر به نفع چه كسي است.

وي ادامه داد: روزنامه‌نگاري جنگ، تبليغات‌مدار است در حالي كه روزنامه‌نگاري صلح حقيقت‌مدار است و هم‌چنين مردم‌دار. اما روزنامه‌نگاري جنگ نخبه‌مدار و خواص‌مدار است. در روزنامه‌نگاري صلح، تعامل‌گرايي و قادرسازي وجود دارد، در حالي كه روزنامه‌نگاري جنگ ناظر و تحت فرماندهي كار مي‌كند. روزنامه‌نگاري صلح غيروابسته است، اما هنوز نسبت به پاره‌اي از مسائل داخلي وابستگي دارد، در حالي كه روزنامه‌نگاري جنگ نسبت به مسائل تحت پوشش غيروابسته است.

ارغنده‌پور هم‌چنين خاطرنشان كرد: روزنامه‌نگاري صلح مسوول است و اثرگذار، اما روزنامه‌نگاري جنگ، غيرمسوول و فاقد اثرگذاري است. لذا بايد به سمتي برويم كه درام‌هاي ما نهايتا بتوانند جامعه را به جهت مثبتي سوق دهند و روزنامه‌نگاران به عنوان كساني كه در اين راه، محور اصلي هستند، كاملا مي‌توانند بفهمند كه يك روزنامه‌نگاري در جهت جنگ است يا صلح و اگر پذيرفتند كه جنگ مذموم است، آگاهانه انتخاب كنند.

در ادامه‌ي اين جلسه ارغنده‌پور به پرسش‌هاي حاضران پاسخ گفت.

وي در پاسخ به پرسشي درباره توقيف روزنامه‌ي ايران گفت: از توقيف اين روزنامه متاسفم. مساله‌ي قوميت‌ها مساله‌اي اجتماعي است و موضوع ديريني است كه با آن در ارتباط مستقيم است. در قوميت‌ها تصويري وجود دارد كه در آن احساس تحقير، تبعيض و عقب‌نگه داشته شدن مشاهده مي‌شود، در حالي كه اين‌گونه نيست. اگر چه اين كاريكاتور در اصل چنين مفهومي را نمي‌رساند، اما عرصه‌ي ايران عرصه‌ي آماده‌اي است، اگر به قوميت‌ها نگاه تحريكي و امنيتي شود، اوضاع بدتر خواهد شد. بازداشت روزنامه‌نگاران و بستن اين روزنامه مسكن است، اما راه‌حل مساله نيست. مساله‌ي اصلي همان سه اصل (احساس تحقير، تبعيض و عقب‌نگه داشته شدن) مذكور است كه بايد از بين برود.

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه