بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

شعار، مشت و بوسه

مهرداد شيباني
m.shibani@roozonline.com

۱۱ خرداد ۱۳۸۵

روز آغاز هفته ايراني ـ شنبه ـ در همان حال که محمد البرادعي از پله هاي هواپيما بالا مي رفت تا پيغام مذاکره را براي آمريکا ببرد، در چند کيلومتري او يگان تازه اي از استشهاديون راهپيمايي مي کردند و براي نابودي شيطان بزرگ شعار مي دادند.

اين رويداد، نمادي از سياست دورويه اقتدارگرايان است که همين روزها به سالگرد استقرار کامل خود در حاکميت جمهوري اسلامي مي رسند. سياستي که اين هفته کاملا روشن شد يک هدف را دنبال مي کند: حفظ قدرت سياسي و بقاي نظام.

سال پيش در چنين روزهايي "حزب پنهان" که با "عمليات چند لايه" و "چراغ خاموش" در صدد بود به هر نحو محمود احمدي نژاد را بر بکشد، دو شعار را برنامه انتخاباتي او قرار داد: حل مشکلات معيشتي مردم که در عبارت"آوردن پول نفت بر سر سفره ها" خلاصه شد و مبارزه با استکبار جهاني به سرکردگي آمريکا براي استقرار اسلام در جهان. شعار اول به ميان مردم برده شد و شعار دوم براي تجهيز نيروهاي بدنه اقتدارگرايان مورد استفاده قرار گرفت.

اکنون، يک سال بعد از انتخاباتي که محمد خاتمي، مهدي کروبي و هاشمي رفسنجاني ـ هر يک به زباني ـ آن را مشروع ندانستند، به گفته محسن آرمين، عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي "چرخشي 180 درجه اي در اداره امور کشور" ديده مي شود. چرخشي که بيانگر واقعيت نهفته در پس شعارهاي اقتدارگرايان را به روشني تمام بيان مي کند و آن را به تمامي معطوف به "حفظ نظام" مي بيند.

در آغاز دولت اصلاحات بود که اقتدارگرايان از زبان دکتر علي اکبر ولايتي تحليل خود را بيان داشتند. آنان وضعيت ايران را به اتحاد شوروي سابق تشبيه کردند و محمد خاتمي را در هيئت ميخاييل گورباچف ديدند. به اين ترتيب ادامه سياست خاتمي سبب فروپاشي نظام مي شد و بديل آمريکايي خود را مي يافت. مقابله با دولت خاتمي تنها در متوقف کردن آن نبود؛ در هسته مرکزي قدرت در ايران، تدارک حفظ نظام هم ديده مي شد: چراغ خاموشي که بعد از هشت سال بر سيماي محمد احمدي نژاد روشن شد.

سيمايي که برنامه تبليغاتي دقيق و گسترده اي به سرعت به آن رنگ تقدس و مذهبي زد تا در داخل کشور به عنوان جانشين امام اول، نماينده پيامبر و الهام گيرنده از خدا و در خارج از ايران از قماش "صلاح الدين ايوبي" شناخته شود که قصد جهاد با کفار و اسراييل را دارد.

اين "سيماي مقدس" هر اقدام احمدي نژاد را به عنوان چهره روي صحنه سياست، در نهايت توجيه مي کرد.اقتدارگرايان بر اين زمينه "سياست" خود را در دو بخش اعمال کردند: شعار و مشت در داخل که متوجه اقتصاد و آزادي بود و اکنون بعد از يک سال نتيجه خود را آشکار کرده است. شعار "پول نفت بر سر سفره ها" رسما پس گرفته شد، اما شعارهاي ديگر جانشين آن گرديد. نتيجه را روزنامه کيهان در اين هفته چنين جمع بندي کرد: "اوضاع در زمينه اقتصادي به شدت نگران کننده است و آينده اي تيره و تار را پيش روي کساني قرار مي دهد که به دولت اصول گرا دل بسته اند." البته کيهان تحليل روزنامه هاي سياسي و اقتصادي باقيمانده در دست اصلاح طلبان را جمع بندي کرده تا پرونده بستن آنها آماده شود.

مشت آهنين اما، در اين يک سال لحظه اي از سرکوب بازنايستاد. سياستي که عملا از سال 1379 آغاز شده بود، چنان در استقرار خاموشي پيش رفت که دو رويداد بسيار مهم هفته گذشته عملا بازتابي در ايران نيافت.اعتراض سراسري مردم آذري زبان ايران که در نقده به کشته و مجروح شدن چند نفرانجاميد، در پرده ماند؛ مگر سخن احمدي نژاد که طبق معمول اين حرکت را "توطئه دشمن" خواند. سرنوشتي که خيزش دوباره دانشجويان هم با آن رو به رو شد. و در پايان هفته يک عضو ائتلاف آبادگران، سخني را گفت که آخرين شاه ايران هم شبيه آن را درمورد مخالفين سياسي به زبان آورده بود: "کساني که نمي خواهند حجاب را رعايت کنند از کشور بروند، در ايران جايي براي آنها نيست."

شعار و بوسه در سياست خارجي هم اکنون در آستانه حساسي قرار گرفته است.در اين هفته، مذاکره با آمريکا که تابويي به اندازه عمر جمهوري اسلامي است، مانند امري عادي مورد بحث قرار گرفت و از "شرايط طرفين" سخن به ميان آمد. سرانجام آمادگي بوسه بر لبان شيطان بزرگ از پس شعارهاي توفاني اقتدارگرايان سر بر آورد.

سايت متعلق به محسن رضايي که مسائل کليدي و امنيتي را بازتاب مي دهد، به صراحت تمام صحنه را عريان کرد.اين سايت در پاسخ به اين سئوال که "آيا موافقت مذاکره با آمريکا، تصميم آقاي احمدي نژاد بود؟" از زبان عضو سياست گزاري خود نوشت: "مطمئن باشيد اگر روساي جمهور ما در ايران قدرت چنين تصميم گيري را داشتند آقاي هاشمي و آقاي خاتمي تاکنون با آمريکا مذاکره کرده بودند. موافقت با مذاکره با آمريکا، توسط رهبري انجام مي شود. آيت الله خامنه اي هم ويزاي تهران را ارزان به کسي نخواهد فروخت. آمريکا بهتر است به فکر دادن امتيازات متقابل به ايران باشد."

خبرگزاري فارس ـ متعلق به جناح راست ـ از قول منابع فرانسوي "امتيازات" مورد نظر را روشن کرد: "واشنگتن به ايران تضمين بدهد هرگز به اين کشور حمله نخواهد کرد و براي بي ثبات کردن نظام جمهوري اسلامي تلاش نخواهد نمود."

خبرگزاري رويتر هم "منابع" و "امتيازات" را با روشني بيشتري شرح داد: "برخي مقام هاي اتحاديه اروپا، آژانس بين المللي انرژي اتمي و بسياري از تحليل گران معتقدند اگر آمريکا تضمين بدهد براي سرنگوني دولت ايران به اين کشور حمله نخواهد کرد، ايران فعاليت هاي خود را براي توليد بمب اتمي متوقف خواهد کرد."

اين هفته کاملا روشن شد که آمريکا نه تنها حاضر به دادن اين "تضمين ها" نيست، مذاکره مستقيم با جمهوري اسلامي را هم نمي پذيرد. تماس ها و پيغام هاي مکرر آشکار و مخفي اقتدارگرايان براي مذاکره با آمريکا که همزمان با برکشيدن احمدي نژاد آغاز شد، در اين هفته باز هم جواب "نه" گرفت. آخرين پيام را محمد البرادعي برد، اما حضور ايگور ايوانف، دبير امنيت ملي روسيه و حامد کرزاي در تهران نشان داد که راه آمريکا بسته است. دکتر حسين دهشيار در سرمقاله روزنامه شرق علت را توضيح داد: [صرف حضور در پاي ميز مذاکرات رسمي به مفهوم "پذيرش موجوديت طرفين مذاکره" است.] امري که جمهوري اسلامي در نامه احمدي نژاد پذيرفت، اما آمريکا از آن تن زد و باز هم توپ را به زمين اروپا فرستاد؛ و درست در زماني که خبر اختلاف بر سر مذاکره با آمريکا در حاکميت ايران هم درز کرد. روزنامه الحيات در واقع همان سخنان صادق خرازي را منتشر ساخت که بعد از مدت ها سکوت بر زبان آورد و به تيتر اول روزنامه شرق مبدل شد. سفير سابق رونامه ايران در فرانسه که نقش اساسي در سياست خارجي ايران در سال هاي اخير داشته است مذاکره در شرايط کنوني را به نفع جمهوري اسلامي ندانست. الحيات هم نوشت ترس از "تحميل شرايط واشنگتن" در شرايط کنوني سبب نگراني بخشي از حاکميت ايران شده است.

در پايان اين هفته ايراني ـ امروز پنجشنبه ـ جلسه 1+5 تشکيل مي شود تا پيشنهاد جديد اروپا را رسما براي تهران بفرستد.پيشنهادي که رئوس تشويقي آن که تاکنون منتشر شده، حاوي دو نکته مهم است: توقف غني سازي اورانيوم در برابر "تضمين تماميت ارضي و حاکميت سياسي". خاوير سولانا تهديد کرد که در صورت عدم پذيرش ايران، بندهاي تنبيهي اروپا به اجرا در خواهد آمد که معنايي جز آغاز محاصره کامل ايران ندارد.

جمهوري اسلامي که شايع است پيشاپيش غني سازي را بي سرو صدا متوقف کرده است، از پيشنهاد اروپا استقبال کرد و متکي وزير خارجه ايران خواستار "مذاکره فوري" با اروپا شد. بعد از يک سال توپ باز به زمين اروپا برگشت. آمريکا که هنوز جمهوري اسلامي را به رسميت نشناخته است آيا انتظار مي کشد تا از دل مجلس خبرگاني که تدارک آن ديده مي شود، "پرويز مشرف" ايراني براي مذاکره مستقيم سر برآورد؟

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه