بازگشت به صفحه اول

از ايران ما

 
 
روحانیت در بوته نقد

سعيد افسر

پانزده خرداد ماه یک هزارو سیصدو چهل و دو یک روز تاریخی برای انقلاب ایران است . در این روز حوزه علمیه قم ( فیضیه ) شاهد رویارویی روحانیت با حاکمیت وقت ایران بود و متعاقب آن مردم نیز در حمایت از روحانیت دست به راهپیمایی زدند و این روز ازنقاط عطف در شکل گیری انقلاب شکل گرفت .

روحانیت به طور مشخص به رهبری امام خمینی و امثال ایت الله طالقانی و ایت الله منتظری و جمعی دیگر از روحانیون طیفی از مخالفان رژیم گذشته را دور خود جمع کرده بودند و با پیروزی انقلاب روحانیت به دلیل خاستگاه و نفوذ سنتی که در جامعه ایران داشت شانس بیشتری نسبت به سایر گروه های سیاسی مثل نهضت آزادی ، حزب توده ، مجاهدین خلق و ... برای کسب قدرت داشت و ارتباطات منبری و اسلام ، مشروعیت را در ید روحانیت قرار دا د و از بهمن پنجاه و هفت تا کنون جامعه روحانیت توانسته قدرت را در اختیار بگیرد و اگر بگوییم آنچه در بیست و هفت سال گذشته در ایران رخ داده نتیجه و ثمره مدیریت روحانیت در ایران است ، بی راه نرفته ايم .

موضوع بررسی عملکرد روحانیت (کسانی که در قدرت وحاکمیت نقش دارند نه کسانی که به کار تحقیق و تعلیم در حوزه مشغول هستند) اگرچه ممکن است خاطر عده ای را آزده کند وباعث تکدر ودلخوری شود اما بدون نفد و آسیب شناسی یک یا چند جریان چگونه می توان روند یک جامعه را بررسی کرد و نسبت اصلاح آن اقدام کرد؟ خوب یا بد ، در ست یا غلط قبل از نام ایران «جمهوری اسلامی » آمده است و بیش از ان که ما جمهوری باشیم یک کشور اسلامی محسوب می شویم ، کشوری که می خواهد یا می خواست الگو برای سایر کشورهای جهان باشد و نمونه ای از حکومت داری با مشی دینی به جهان معرفی کند و به طورطبیعی مجری این سیاست ها قشر روحانیت است ، از این رو دیکته نا نوشته غلط ندارد اما هنگامی که روحانیت آستین بالا می زند و خود مجری ایده ها و سیاست ها می شود قاعدتا باید پاسخگوی عملکرد خویش نیز باشد و به قولی کسی که به دریا می زند باید انتظار داشته با شد که خیس شود و این لازمه دل را به دریا زدن است .

روایت کرده اند که امام خمینی در ایتدای انقلاب با حضور روحانیت در مناصب اجرایی مخالف بوده اند وقضایای بنی صدر و نهضت آزادی و... روحانیت را مجبور به پذیرش و سکانداری کشور کرد ، هر چه بود امام به خوبی می دانست که حضورروحانیتی که تجربه اجرایی ندارد می تواند به بدنه روحانیت ضربه بزند و مهمتر آن که اشتباهات روحانیت و خطاهایی که از این قشر سر بزند به حساب اسلام ریخته می شود و قدسی بودن و شان این لباس در بین مردم ریخته می شود .به هر حال روحانیت گرچه ممکن است با هدف هدایت اولیه وارد عرصه و اجرا شد اما با كسب قدرت و طعم آن اجازه نداد از قدرت فاصله بگیرد و نقش یک ناظر را بازی کند و به اصطلاح خود روحانیون، اگر آخوندی سوار شد پیاده کردن آن کار مشکلی است و روحانیت ترجیح داد از قدرت دور نشود از این رو هر سه قوه کشور را در اختیار گرفت و در جزییی ترین مسایل کشور حضور داشت و دخالت می کرد و مشکل از زمان دوران سازندگی نمود پیدا کرد . جنگ پایان یافت ، غبار جنگ فرو کش کرد وبا اقتصاد و پول خون تازه ای در رگ های ایران تزریق شد و عملا فساد در قشر روحانیت از همین دوره آغاز شد، طعم ثروت و کسب امتیازات اقتصادی بیش از بیش وابستگی و نیاز به قدرت را زمزمه می کرد ومتاسفانه هر چه قدر این الودگی بیشر می شد سپر و لایه حفاظتی که این قشر برای خود می تنید ضخیم تر می شد و عملا آن ها در همه امور حضور داشته و دارند اما هنگام پاسخگویی کسی پاسخگو نیست و به رغم آن که دادگاهی به نام دادگاه ویژه روحانیت وظیفه رسیدگی به جرائم روحانیون وجود دارد اما مصلحت اندیشی و مصونیتی که بسیاری از آن ها دارند اجازه نمی دهد یکسان با آن ها برخورد شود و تاسف دو چندان زمانی است که بعضی از آقایان دایره مصونیت خود را تا خانواده و خویشان خویش نیز کسترش داده اند و دست عدالت از محاکمه این افراد نیز نا توان است و هم اکنون دهها شرکت صوری و واقعی با شناسنامه و بدون شناسنامه از طرف خانواده های آقایان وجود دارد که در مناقصه ها و بخصوص قرارداد های خارجی و واردات بسیاری از کالا ها دست دارند و به راحتی جریان اقتصاد و منافع ملی را تحت الشعاع منافع شخصی و خویشاوندی می کنند و هیچ دستگاه عدالتی قادر به مقابله با آن ها نیست .در میان باید صادقانه اعتراف کرد که عده ای هم هستند بخصوص در حوزه های علمیه حاضر نبوده و نیستند خود را آلوده سیاست و اقتصاد کنند ،کسانی که از نظر علمی و دانش بسیار برجسته و صاحب نظرهستند.

براي آسیب شناسی و چرایی وضعیت روحانیت در جامعه امروزبا ید به چند نکته اشاره کرد :
نخست آن که نقادان در درون حوزه و بیرون حوزه ،امکان نقد روحانیت و عملکرد آن ها را نداشته و کسانی که چنین کرده اند با انتقادات و برخورد شدیدی مواجه بوده اند . دوم آن که تمامیت طلبی و اجازه نیافتن سایر گروه های سیاسی برای فعالیت سیاسی، اجازه زایش و بازنگری در این قشر را از بین برده است و به همین خا طر در تمام این سال ها از نظر علمی و هم گامی با نیاز های جامعه عقب ماندگی و حتی پس روی را در رفتار و کردار آن ها می بینیم خالی بودن مساجد و تکراری بودن مباحثی که در منابر گفته می شود از جمله موارد و مصادیق این گفته است .

جمهوریت یک نظام ایجاب می کند که برای کسب قدرت یک رقابت و فضای باز سیاسی ایجاد شود که همه گروه های سیاسی در انتخابات شرکت کنند و چرخش قدرت خود به خود بازسازی و بازنگری و تجدید سازماندهی را بوجود می اورد در حالی که در جامعه سیاسی ایران چنین اتفاقی بوجود نیامد و نبود رقیب و نداشتن نگرانی از برای از دست دادن قدرت الزامی برای این قشر بوجود نیاورد و این در حالی بود که آرام آرام آرا و تعداد نمایندگان روحانی در مجلس کاهش یافت و اعتراض به عملکرد این قشر رو به فزونی نهاد و عملا میزان حرف شنوی و تاثیر گذاری آن ها در پایین ترین حد ممکن قرار گرفت و این زنگ خطری می تواند برای روحانیون باشد .

نکته دیگر در خصوص بحران اخلاق و گسترش نا هنجاری در جامعه است . این انقلاب اگر یک انقلاب اسلامی و معناگرا است انتظار این بود که روحانیت با تکیه بر آموزه های دینی حداقل بتواند روحیه ایثار ، عدالت طلبی ، صداقت ، راستگویی ، محبت ، گذشت ،ظلم ستیزی ،پاکدامنی وده هاهنجار دیگر را گسترش دهد و این در حالی است گسترش فساد اخلاقی اعم از جنسی ، دروغ ، ریا ، رشوه خواری و مهمتر از همه متزلزل بودن نهاد و بنیان جامعه یعنی خانواده همه حکایت از ناکارامدی و بی توجهی به هدف اصلی انقلاب دارد و به صراحت با ید گفت مسببب تمام وضعیت موجود بی برنامه بودن و بی توجهی روحانیت به این مقولات است و این تقصیر را نمی توان به گردن مردم یا دشمنان داخلی و خارجی انداخت .

امروز اگر مادری از سر فقر کار خلاف شرع انجام دهد،اگر کودکی از گرسنگی به خواب رود ، اگر بیماری به خاطر نداشتن پول درد بکشد یا افرادی از سر نداری جرمی مرتکب شود باید خواب مسوولان آشفته شود و تا لحظه ای که مشکل حل نشود نباید به خواب برود !آیا چنین افرادی داریم ؟ تاکنون چند تن از روحانیون به خاطر بی کفایتی توبیخ و اخراج شده اند ؟ تاکنون چند بار به صراحت در تریبون های عمومی روحانیون خودشان را نقد کرده اند ؟ مردم اگر امین و پشتوانه این قشر است باید روحانیت نیز وفاداری خود را به ملت نشان دهد ، سطح زندگی خودشان را هم سطح مردم کنند وقتی که وارد اداره و مکان های عمومی می شوند بدون تماس قبلی و در یک صف بایستند ، برای استخدام فرزندان و خویشان و برای برنده شدن در مناقصه خود یا خانواده و خویشان متوسل به راه های سفارش و پارتی نشوندو...
در هر حال روحانیت از قیام پانزده خرداد چهل و دو تا هشتاد و پنج تقییر اساسی داشته است و بین سیر و سلوک روحانیون چهل سال پیش تاکنون باید تفاوت ها ی اساسی قایل شویم امروز با قشری مواجه هستیم که درست یا غلط، عملکرد و کارنامه آن پیش روی مردم است و مردم و تاریخ قضاوت می کنند و ممکن است در رسانه ها و در ملاء عام حرف ها گفته نشود اما نمی توان جلوی قضاوت مردم و تاریخ را گرفت .

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه