توماس شلينگ از معروفترين نظريهپردازان روابط بينالملل است كه تئوري معروفي به نام نظريه بازيها بيشتر به نام او ثبت شده است. نظريه بازيها نظريهاي است كه بسياري از پديدهها و يا بحرانهاي بينالمللي در قالب آن تجزيه و تحليل ميشوند، به خصوص بحرانها يا پديدههايي كه در اثر تعامل ميان 2 بازيگر اصلي به وجود ميآيند.
توماس شلينگ در نظريه بازيها معمولا ماتريسي از گزينههاي مختلفي كه طرفين بازي ممكن است انتخاب كنند را ترسيم ميكند تا با محاسبه مخاطرات و يا مزاياي هر يك از آن گزينهها و نيز معيارهاي حاكم بر ذهنيت بازيگران، احتمال تحقق هر كدام از گزينهها سنجيده شود. نظريه بازيها كه بيشتر در روابط بينالملل شهرت دارد، در عرصه روابط اقتصادي و حتي بازيهاي ورزشي نيز كاربرد دارد. مثلا در يك بازي فوتبال ميتوان گزينههاي مختلفي را كه دو تيم احتمالا برميگزينند در نظر گرفت و هزينهها و فوايد هر يك از گزينهها را برآورد كرد. مثلا اگر دو تيم با احتياط و در حالت دفاعي در زمين مسابقه حاضر شوند احتمال پيروزيهاي درخشان و شكستهاي سنگين به حداقل ميرسد اما اگر هر دو تيم با حالتي تهاجمي وارد ميدان شوند، بازيهيجانانگيز اما بسيار پرمخاطره خواهد بود، احتمال يك پيروزي غرورانگيز و يا يك شكست فاجعهبار در اين نوع بازي افزايش خواهد يافت. البته اگر قدرت دو تيم هماندازه و يا نزديك به هم باشد، زيرا اگر تيم ضعيفتري با حالت تهاجمي و با تعداد مدافعان اندك وارد بازي شود، ممكن است همگان او را تشويق كنند و شجاعتش را بستايند، اما احتمال شكست او با گلهاي فراوان زياد خواهد بود. به نظر ميرسد كه مساله هستهاي ايران امروزه ميتواند مصداق مشخص و آزمون گويايي براي نظريهبازيها باشد.
در اين مورد ميتوان سناريوهاي مختلف و يا گزينههاي گوناگون موجود ميان بازيگران را سنجيد. در بازي هستهاي ايران، يك طرف دولت ايران است و در طرف ديگر كل اروپا، آمريكا، چين، روسيه، ژاپن، كانادا، استراليا به همراه شبكه جهاني اطلاعات و ارتباطات موجود در آنها و سازمانهايي همچون سازمان بينالمللي انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل متحد. محاسبات اوليه نشان ميدهد كه قدرت و امكانات دو طرف اين بازي برابر نيست. پس نبايد در فضاي احساسآلود فراموش كنيم كه در اين بازي، امكانات دو طرف چندان قابل مقايسه نيستند.اما در اين بازي هماكنون چند گزينه اصلي وجود دارد.
گزينه اول گزينه حداكثر خطر است. در اين گزينه اگر ايران به طور كامل به رد پيشنهادهاي قدرتهاي بزرگ بپردازد، با عكسالعمل يكپارچه آنان مواجه خواهد شد. ايران يا با استفاده از اهرمهاي قدرت خود آنان را وادار به عقبنشيني ميكند كه پيروزي بزرگي است و يا چنين تواني در خود نمييابد و با فشارهاي بيامان اقتصادي، تبليغاتي، سياسي و احتمالا نظامي آنها مواجه ميشود كه بيگمان هزينههاي بسيار سنگين امنيتي، اقتصادي، اجتماعي خواهد داشت كه بخش عمدهاي از منابع مالي- اقتصادي كشور را مصروف خود كرده و اولين تاؤير آن نيز در زمينه همين انرژي هستهاي خواهد بود و سبب خواهد شد كه كشوري كه به دليل دستيابي به تكنولوژي غنيسازي اورانيوم حد مقياس آزمايشگاهي، آنقدر در شادي و غرور غرق شده بود، اينك از راهاندازي نيروگاههاي هستهاي و برخورداري از جديدترين فناوريها در زمينه استفاده صلحآميز از انرژي اتمي محروم شود و حتي راهاندازي نيروگاه بوشهر كه 30 سال است در انتظار آن هستيم، با تغيير جهت روسيه در هالهاي از ابهام فرو رود. در بازي بيفوتبال اين بازي همچون بازيهاي متهورانه تيمهاي ضعيفتر است كه يا پيروز ميشوند و يا گلهاي فراواني را در دروازه خود خواهند ديد.
گزينه دوم حداقل خطر است. اينكه بلافاصله تمامي پيشنهادهاي قدرتهاي بزرگ، بدون آنكه بررسي جدي در مورد آنها صورت گيرد و پذيرفته شود و مثلاص هيچ فكري در مورد تضمينهاي عيني براي تحقق وعدههاي آنان نشود و يا مانند كشور ليبي به يكباره هر آنچه به دست آمده بود به زبالهدان ريخته شود. اين گزينه نيز مانند بازي فوتبالي است كه تيمها براي يك باخت آبرومندانه به ميدان ميروند و هدف آنها اين است كه تنها گلهاي كمتري بخورند.
در اين گزينه با توجه به انرژي اجتماعي فراواني كه مخصوصاص در 10 ماه گذشته مصروف اين پروژه شده است، ممكن است يك احساس منفي و سرخوردگي وسيعي در عرصهجامعه پديد آيد و در اين معامله، چيزي جز يك باخت آبرومند عايد مردم ايران نگردد.
گزينه سوم دفعالوقت براي آيندهاي پيشبيني نشده است. اينكه بازي ديپلماتيك را ادامه دهيم اندكي اميد بدهيم و پس از مدتي به جاي اوليه بازگرديمأ يك گام به بيش و يك گام به پس. گاهي سخن از مذاكره و مصالحه بگوييم و گاهي سخن از ايستادن تا پاي جان.
حسن اين بازي اين است كه ميتوانيم التهابات بينالمللي را براي توجيه پارهاي از مشكلات و نارساييهاي داخلي، به كار گيريم و اين بازي را به نماد انقلابيگري بدل كنيم و هر از گاهي با شعلهور كردن آتش آن به اتحاد و همبستگي داخلي دامن بزنيم و منتظر شكاف در صفوف قدرتهاي بزرگ بمانيم اما به نظر ميرسد كه هنوز خطر اين گزينه فراوان است.اين گزينه همچون آن نوع از بازي فوتبال است كه آنقدر به زير توپ ميزنند تا تيم قويتر خسته شود و انسجام تيمي خود را از دست بدهد. اما خطر آن اين است كه ضد تاكتيكتيم قويتر به گلباران دروازه تيم مدافع منجر شود.
اما گزينه چهارم وارد شدن به ميدان مذاكره و معامله است. در اين گزينه اصول همكاري و تعامل مثبت پذيرفته ميشود اما در مورد شرايط و نحوه تحقق اين همكاري به چانهزني و استفاده از اهرم ديپلماسي متوسل ميگردند. اصول پيشنهادهاي مطرح شده توسط قدرتهاي بزرگ زمينه مناسبي براي خروج از فاز منازعه و ورود به مرحله همكاري و تعامل باشد. ايران قبلاص و قبل از آخرين نشست شوراي حكام سازمان بينالمللي انرژي اتمي اصول طرح روسيه را كه توليد سوخت در يك كنسرسيوم بينالمللي بود پذيرفته بود و در شرايط كنوني اين هم يكي از پيشنهادهاي اصلي قدرتهاي بزرگ به ايران است اما نبايد اين پذيرش به فراموش كردن دستاوردهاي تحقيقات هستهاي منجر شده و يا بدون اخذ تضمينهاي امنيتي در مورد مشوقهاي پيشنهادي در مورد آنها توافق شود. اين گزينه بازي عاقلانهتري است كه در واقع با درك قواعد بازي و تاكتيك طرف مقابل، تلاش ميشود تا جلوي تهاجمات وسيع آينده او گرفته شود.
منبع : اعتماد ملي