بازگشت به صفحه اول

از صدای آلمان

 
 

علل پافشارى ايران بر سياست‌های خود در بحران هسته‌اى

عباس عبدی

عباس عبدی تحليلگر سياسى و عضو برجسته‌ی جبهه مشاركت معتقد است بار سنگنين بحران هسته‌ای بر فضای سياسی كشور مانع از طرح مسائل ديگر چون دموكراسی و حقوق بشر می‌شود. افزايش درآمد نفت مانع اصلی رشد دموكراسی در ايران است چرا كه موجب افزایش قدرت حكومت می‌شود. همين‌ها آيا دلايل كافی برای پافشاری ايران بر مواضع خود در بحران هسته‌ای نيست؟ گفتگويی با آقای عباس عبدی در اين زمينه‌.عباس عبدی

گفتگو: مریم انصاری

آقای عبدی، شما در آخرين مقاله‌تان نوشته‌اید كه اگرچه پذیرش پیشنهادات غرب با منافع اقتصادی‌ای که  جامعه شدیدا نیازمندش هست همراه است، اما به این دلیل که بحران را کاهش می‌دهد، منجر به کاهش قیمت نفت هم می‌شود و این به ضرر دولت است. خوب سوال من این است که قیمت بالای نفت اگر قرار باشد هزینه‌ی برنامه هسته‌ای بشود، تورم و افزایش نقدینگی را بهمراه بیاورد و نهایتا منجر به افزایش کالاهای وارداتی بشود، چه سودی برای جامعه دارد که بر منافع اقتصادی یادشده ارجحیت داشته باشد؟

عباس عبدی: اگر از نظر من می‌پرسید، حتا اگر به این چیزها هم مصرف نشود، بالارفتن قیمت نفت کلا برای کشور ما خسارت دارد. بالارفتن قیمت نفت یک عوارض جدی در جامعه ما دارد، حتا اگر صرف این مسایل هم نشود، دراین موضوع بخصوص. اما من از زاویه حکومت این بحث را دارم مطرح کنم. یعنی ارزیابی آنها این است که حتا وقتی افزایش قیمت نفت بیاید، درآمدشان کم می‌شود اما از نظر من اگر بپرسید، می‌گوییم حتا اگر صرف این مسایل هم نشود کلا خسارت است برای مملکت ایران افزایش قیمت نفت. اين به این معنا نیست که مثلا قیمت نفت را کاهش بدهیم. بالارفتن درآمد نفتی درایران منشا اساسی، مانع اصلی رشد دمکراسی درایران هست که بهرحال مردم یک جامعه صحیح و سالمی داشته باشند. افزایش نفت موجب افزایش قدرت می‌شود که خودش کلا برای جامعه خسارت دارد.

در جای دیگری اشاره کردید که اگر فضای سیاسی کشور از بار سنگین هسته‌ای رها بشود، آنگاه زمینه برای مسایل دیگری مانند اقتصاد، حقوق بشر و دمکراسی هم باز می‌شود. چیزی که زمین بازی اصلاح طلبان بوده و زمین بازی اصولگرایان نیست در حال حاضر. آیا معنای این جملات این است که برنامه‌ هسته‌ای اهرمی‌ست که می‌شود با آن مسایل اصلی جامعه را کنار گذاشت و به آنها پاسخی نداد؟ تا کجا و تا چه زمان این اهرم کارساز است آقای عبدی؟

عباس عبدی: بهرحال این که نمی‌تواند بی‌نهایت ادامه پیدا بکند. این مسایلی‌ست که حکومتها آنها را تبدیل می‌کنند به مسایل اساسی امنیتی‌شان و اینها، این خاصیتی دارد عین جنگ. وقتی شرایط جنگی در کشورها بوجود می‌آید، کم و بیش همه به آن حساس می‌شوند و سعی می کنند مسایل دیگر را در مرحله دوم قرار بدهند. بنابراین تا وقتی هم که این موضوع هست، آن مسایل دیگری که در آن مقاله نوشته و اشاره شده، طبعا نمی‌توانست در اولویت به آن شکلی که هست قرار بگیرد. حتا اگر یک عده‌ای علاقمند باشند آن را در اولویت بیاورند، به دلایل متعددی قرار نمی‌گیرد. شما ببینید، الان امروز روزنامه‌ها  و مطبوعات و رسانه‌های خارجی اولین خبرشان خبر چی هست، خبر هسته‌ای‌ست. خوب، وقتی در دنیا مسئله اصلی مسسله هسته‌ای‌ست، چه جور می‌تواند در ایران این مسئله به مرحله دوم و چندم بشود یا مسایل دیگر مطرح بشوند. بنابراین‌ بطور عادی این اتفاق می‌افتد، اما این طولانی مدت نیست و جامعه نمی‌تواند تا مدت زیادی با این قضیه به این شکل خودش ادامه بدهد. بنابراین دیر یا زود باید برود کنار.

شما معتقدید که علی‌رغم اینکه زیانهایی که پذیرش تعلیق غنی‌سازی برای حکومت دارد، مانند ببارآوردن سرشکستگی و بی‌اعتباری و غیره و ذلک. اما در صورتی که ایران بر غنی سازی پافشاری بکند و این مسئله به تصویب قطعنامه‌ای از سوی شورای امنیت منجر بشود، نتایج پذیرش این قطعنامه برای نه فقط مردم که برای خود حکومت هم بیشتر خواهد بود از زیانهای یادشده. آیا این به این معنا نیست که ایران زمانی مجبور می‌شود جام زهر را بنوشد که دیگر نفعی هم برایش نداشته باشد.

عباس عبدی: من دقیقا در آن مقاله اشاره کرده‌ام که اینها یک نوع اتمام حجتی احتمالا می‌خواهند برای عقب‌نشینی کردن. یعنی اینکه یک دلیل قاطعی می‌خواهند برای عقب‌نشینی کردن از مواضعشان. و این دلیل قاطع همان موقعی‌ست که خودش را بتواند نشان بدهد. چون این دلیل، حتا اگر من و شما یا دیگران اعتقاد داشته باشیم که وجود دارد، خودش را نشان نداده. بنابراین تا وقتی که خودش را بصورت طرح یا مسایلی از این قبیل نشان ندهد، احتمالا دولت قانع نمی‌شود به اینکه از مواضع خودش عقب نشینی بکند. ولی آنروزی که نشان داد، مثل سال ۶۷ که قطعنامه ۵۹۸پذیرفته شد، آنموقع که آثار خودش را نشان داد، طبیعی‌ست که آنموقع آنها می‌پذیرند، ولی هیچ منافع ملی را براى مردم نخواهد داشت.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه