بازگشت به صفحه اول

از ايران ما

 
 
بحران ریا

سعيد افسر

ايران ما - روایت کردند که در مجلسی قرار بود یک نفر برای مدیریت مجموعه ای انتخاب شود در ابتدا همه از محاسن وتوانمندی یکی از حاضران سخن ها گفتند و او را فرد شایسته ای برای تصدی مدیریت دانستند اما به خاطر آن که شکل کار رسمیتی داشته باشد به اجباردو نامزد دیگر معرفی شد ابتدا رای گیری علنی بود و همه به همان فرد رای دادند امادر همین جمع کسی تکته ای گفت وآراء بر روی کاغذ و به صورت مخفی نوشته شد، در هنگام قرائت آراء ،همان فردی که در ظاهر با اقبال بی چون و چرای جمع مواجه بود نفر سوم شد و به عبارتی شانس آورد که کاندیداها بیشتر نبود ! و این حکایت دو رنگی و تظاهر در جامعه ما است .
آفت و پاشنه آشیل تمام نظام های ایدئولوژیک تظاهر به رفاقت و همدلی و همراهی با یک ایده یا یک فکر و نظام سیاسی است و در صورتی که ازهمان ابتدا برای آن نسخه ای نپیچند و پیشگیری نشود همانند یک کرم بهترین ثمره و میوه را نیست و نابود میکند چه رسد به مجموعه و نظامی که درگیر مشکلات عدیده داخلی و خارجی باشد . در ابتدای انقلاب اسلامی ، اسلامی بودن برای مقبولیت و پذیرش درنظام یک اصل و محور بودو اتفاقی که افتاد این بود که براساس ضرب المثل همرنگ جماعت شدن جمعی خود را درکنار افراد متدین قرار دادند و دغدغه معیشت این جمع را روز به روز فربه تر کرد و پوشش ولباس و ادبیات رایج و معمول بین مردم عوض شد اما نیازهای کشور و عقلانیت برخی ازمیران مانع تداوم این روند شد تا این که با روی کار آمدن دولت جدید ،موج جدیدی از تظاهر و ریا کشور را فرا گرفت .
اگر این روزهاسری به و زارتخانه هاو سازمان ها بزنید متوجه تعقییراتی در آن ها می شوید، لباس تعدادی از آقایان مجددا روی شلوار افتاده است ،موی سرو صورت به شکل اوایل انقلاب آرایش می شود و مهمتر آن که ادبیات گفتاری آن ها نیز عوض شده است گویی آدمی که تا دیروز همه گونه حرف و رفتاررا انجام می داد به یکباره متحول شده است و خانمی که با مانتو می آمد چادری شده... و در این میان بخشنامه هایی که توسط روسا صادر می شود خواندنی و قابل ملاحظه است انگار تادیروز هیچکس نماز نمی خواند یا ملحد بودنند و با آمدن آقایان قرار است فریضه ای که ترک شده بود احیا شود .تاسف و تاثر زمانی دوچندان می شود که می فهمی همه این رفتارها تظاهر و ریا است آنان به محض خارج شدن از محیط به دنبال مشی دیگری می روند و یا در همان محیط کار خلاف ها و رفتارهایی از آنان سر می زند که در مسلک و مرام هیچکس و فرقه ای نیست و این موضوع اختصاص به بدنه کارکنان دارند و سرمنشاء آن به خود مدیر برمی گردد بسیاری از همین مدیران که داعیه اسلامی بودن و اصلاح دارند نه تنها خودشان اعتقادی به بخشنامه هایشان ندارند بلکه نخستین کسی که همان بخشنامه را زیر پا می گذارد و برای آن تبصره می گذارد خود مدیران هستند ،همین آقایان در خانه هایشان آخرین مدلباس ،وسایل ، تجهیزات ،تفریحات وسرگرمی های مجاز و غیر مجاز را دارند اما همان ها را برای دیگران مکروه و نهی میکنند . شرایط امروز برای کسانی که می خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند بسیار مهیا است ، می توان تظاهر به دینداری کرد ، می توان با کسانی که اینک شعارها ورفتار پوپولیستی دارند هم آواز شدومی توان از حفظ و تقویت و تکریم ارزشهای انقلاب گفت اما برای کسب ثروت و پول راه های میان بر و کوتاه را انتخاب کرد!یا زد وبند کرد و درمناقصه ها وقراردادها کفه ترازو را به سود هم پیمان خود سنگین تر کرد !
در هر حال جامعه امروز ایران بایک بحران یا آتش زیر خاکستر مواجه است ،تظاهر ، تملق ، چاپلوسی و ارادت داشتن به چیزهایی که با مرام انسانی مطابق نیست به وفور دیده می شود .این رفتارها به دلیل آن کهبا اصول کشورداری وانسانی مغایرت دارد دیر یا زود ریشه و بنیان هر درخت تنومندی را خشک می کند از این رو عقلا و اگر دلسوزی هست جلوی این موج را بگیرد و کار را از سر منشاء و آبشخور آن بگیرد .

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه