نگاه گاردين به آفسايد جعفر پناهي
زناني که با جرات مقابل قوانين مردانه مي ايستند
پيتر بردشاو
۲۱ خرداد ۱۳۸۵
يک کمدي ايراني درباره زنان طرفدار فوتبال؟ يک نسخه ايراني از فيلم "مثل بکام
شوت بزن"* بعيد به نظرمي رسد. فيلم دوست داشتني، لطيف و جذابي که جعفر پناهي ساخته
است، کمدي نيست. فيلم درباره زنان جوان طرفدار فوتبال است که با جرات در مقابل
قوانين مردانه مي ايستند و خودشان را به شکل پسرها در مي آورند تا بتوانند براي
ديدن مسابقه بين تيم ملي ايران و بحرين در چارچوب بازي هاي مقدماتي جام جهاني 2006،
وارد ورزشگاه بشوند. جعفر پناهي با شهامت زياد، فيلم را در همان ورزشگاه و در زمان
مسابقه فيلمبرداري مي کند تا بتواند واکنش طبيعي مردم را داشته باشد. البته ايران
به جام جهاني راه پيدا کرد و روز يکشنبه هم در مقابل مکزيک بازي خواهد کرد.
اميد جليلي کمدين، يک شوخي دارد درباره واکنش ايرانيان مقيم انگليس، زماني که
تيم ايران در جام جهاني 1998 درمقابل آمريکا بازي کرد و با نتيجه 2-1 به پيروزي
رسيد. پولدارها و مغازه دارهاي محله "اج وررود"، در غرب لندن، سوار ماشين هايشان
شدند و ماشين هايشان را کمي بيشتر از سرعت معمولي راندند و يک کم بيشتر از روزهاي
عادي خوشحال بودند، تک و توک بوق زدند و يواشکي پرچمشان را تکان دادند و با مهرباني
لبخند زدند: بهترين رفتار در جشن پيروزي يک تيم در تاريخ فوتبال. اما اين بازي در
ايران آتشي به پا کرد و نقش خودش را در ميان فرهنگ جوانان ايراني که حضورزنان
ايراني هم در آن نقش داشت، بازي کرد. اين بازي از نقطه نظر يک بازي جوانمردانه هم
قابل توجه بود، بازي با رد و بدل کردن گل و اهداي هديه قبل از سوت آغاز بازي، شروع
شد و اين درحالي بود که نتيجه بازي اصلا به نفع آمريکا تمام نشد و رفتار جوانمردانه
در ورزش، به نظر مي رسد در دنياي بيرون از ورزش بين اين دو کشور، دوراز دسترس به
نظر مي رسد.
فوتبال درايران، موضوع مهمي است و فيلم آفسايد با زيرکي دست روي اين موضوع
گذاشته است. ما در اين فيلم دختري را مي بينيم که لباس گل و گشاد ورزشي پوشيده و
صورتش را به سه رنگ پرچم ايران رنگ کرده است و با يک عده جوانک شلوغ، روي نيمکت
نشسته است و اميدوار است که گير نيافتد. پدرش، که بشدت نگران است دنبالش مي گردد.
يک پسر متوجه تغيير قيافه اش مي شود و برايش آرزوي موفقيت مي کند، اما دختر حال و
حوصله عشوه گري ندارد. بي اعتنا به آرزوي موفقيت پسر، با جمعيت بيرون ورزشگاه همراه
مي شود و بليط مي خرد و توسط پليس دستگير مي شود و به بازداشتگاه موقت به زنان
ديگري که براي ديدن بازي آمده بودند، مي پيوندد. حالا بايد از صداي غرش جمعيت و
تفسير ورزشي سربازبي اطلاعي که نگهباني مي دهد، از نتيجه بازي با خبر شوند.
اوج طنز پناهي در اين فيلم آنجاست که گروهبان نگون بخت موبايل يکي از زنان
زنداني را قرض مي گيرد تا به همسرش زنگ بزند و وقتي همسرش به همين شماره زنگ مي
زند، از شوهرش بازخواست مي کند که چرا يک زن تلفن را جواب داده است. افسر مافوقش به
او دستور داده که اين زنان جيغ جيغو را به صف کند و او يک روستايي ساده است که تنها
آرزويش اين است که از ارتش بيرون بيايد و به مزرعه اش بازگردد و ازگله اش مراقبت
کند. اما وقتي يکي از سربازان زير دستش يکي از زنان را تا توالت مردانه همراهي مي
کند و آن زن فرار مي کند، تحقق اين آرزو برايش ناممکن مي شود. در گزارش آمده است که
شش زن دستگير شده اند و حالا فقط پنج زن باقي مانده اند و معني اش اين است که او
بعد از تحويل دادن زن ها بايد تنبيه بشود و تا مدتي در ارتش بماند و با بهشت
روستايي اش خداحافظي کند.
آفسايد يکي از معدود فيلم هايي است که ساختار مشخص روايتي ندارد و با خلاقيت
شخصي پيش مي رود و در عين حال بي هدف نيست. در سال هاي اخير من عاشق سياه نگاري و
گرايش به روايت بدبختي ها در سينماي ايران شده ام: اين موضوع با فضاي بسيار افسرده
حاکم بر فيلم "سکوت ميان دو فکر" [2004] بابک پيامي آغاز شد. اما فيلم هاي ديگري با
همين تازگي و انرژي هم ساخته شدند. يک نمونه ديگر از اين فيلم "مارمولک" کمال
تبريزي [2005] است، که شخصيت هايش مانند آفسايد، قابل دسترسي و ملموس اند و اين
همان ظرافتي است که خاص سينماي ايران است. من از آفسايد، خيلي بيشتر از فيلم "طلاي
سرخ" [2003] پناهي خوشم آمد و آن را با وجود تفاوت زيادي که درسوژه دارد، در رديف
فيلم "دايره" [2001] مي گذارم. اين فيلم نگاهي هوشمندانه و طنزآلود به فوتبال،
فرهنگ عامه و موقعيت زنان در ايران دارد.
زيرنويس: *"مثل بکام شوت بزن" يک فيلم انگليسي هندي است به کارگرداني گريندر
چادها درباره دختري هندي که در آمريکا زندگي مي کند و عاشق فوتبال است، اما پدر و
مادرش به او اجازه نمي دهند تا فوتبال بازي کند.
منبع: گاردين 9 ژوئن
2006 |