بازگشت به صفحه اول

از گويا

 
 

آسيب های مبارزه سياسی فردی

سينا عليپور

تجربه نشان داده است که اغلب فعالان، منتقدان و مخالفان سياسی ايرانی بيشتر تمايل به فعاليت های فردی دارند.
۱. کم هزينه بودن اين نوع رفتار سياسی يکی از دلايل برای وجود چنين تمايلی است. در حکومت های فردی و غير رقابتی حساسيت نسبت به فعاليت های سازمان دهی شده و تشکيلاتی بالاست. بنابر اين هر نوع فعاليت سازمان دهی شده سياسی و حتی فرهنگی و صنفی تحت کنترل شديد قرار گرفته و اغلب متلاشی می شوند. برخورد با احزاب و گروه های سياسی مخالف در سال های اوليه پيروزی انقلاب و خذف آن ها از فضای سياسی کشور و همين طور کنترل گروه های سياسی منتقد و مدارا پيشه مثل نهضت آزادی و سپس ملی مذهبی ها و همين طور مخالفت با راه اندازی سنديکاهای کارگری و انجمن ها و کانون های مستقل فرهنگی و مطالعاتی دگرانديش مثل کانون نويسندگان ايران، سنديکای اتوبوس رانی، کانون معلمان، انجمن های دانشجويی مستقل واخيرا انجمن های اسلامی دانشجويی از آن جمله است. آسيب پذيری حکومت های فردی از طريق فعاليت های جمعی و سازمانی مسالمت اميز موجب افزايش ريسک هر نوع فعاليت متشکل می شود. بنابر اين، اين مساله موجب می شود که فعالان سياسی ، منتقدان و روشنفکران در ايران ترجيح دهند به صورت فردی فعاليت نمايند.اگر چه اين طيف از مخالفان و منتقدان اغلب دليل اين نوع فعاليت را عدم علاقه به فعاليت تشکيلاتی و گروهی عنوان می کنند.
۲. مبارزه سياسی مسالمت آميز و مدنی به صورت فردی و در رژيم های غيردموکراتيک می تواند تنها راه ممکن باشد، اما اين روش فعاليت نمی تواند آسيبی جدی را حداقل در کوتاه مدت متوجه رژيم حاکم کند. فعاليت های سياسی غير سازمانی و البته هيجانی در اوج خود نيز می تواند به التهاب ها و يا بحران های سياسی زودگذر منجر شود که قدرت پليسی حکومت آن را کنترل می کند.
۳. يکی از دلايل فعاليت غير متشکل و سازمان نيافته در ايران ناشی از حس خود بزرگ بينی، مطلق انديشی و همين طور تلاش برای تبديل شدن به يک چهره برتر و يا يک قهرمان سياسی است. اگر چه فعاليت سياسی به منظور کسب شهرت و برای قهرمان شدن را نمی توان مورد نکوهش قرار داد، اما به عنوان مثال نمی توان با مقايسه آن با قهرمانان ورزشی به توجيه اين رفتار سياسی پرداخت. هزينه پيروزی يا شکست اين دو نوع قهرمانی برای جامعه يکسان نيست، همان طور که پيامد های آن ها با هم متفاوت است.
۴. فعاليت های فردی سياسی در حال تبديل شدن به عرف و هنجارسياسی است. بنابر اين کسانی که به خارج از کشور مهاجرت می کنند ترجيح می دهند هم چنان به صورت فردی و يا دسته های چند نفری به فعاليت سياسی خود ادامه دهند، اطلاعيه دهند و... در صورتی که تهديد های امنيتی به حداقل کاهش يافته و خطر زندان و شکنجه برطرف شده است .

۵.يک اشتباه فعالان سياسی در ايران و خارج از ايران مقايسه کار خود با روزنامه نگاران، نويسندگان و... است که به صورت فردی و يا در قالب گروهی اندک امکان فعاليت دارند. بنابراين تفکيک کار سياسی که موفقيت در آن مستلزم سازماندهی حداقلی است با نويسندگی، روزنامه نگاری و ... که ممکن است با کار سياسی همپوشانی نيز داشته باشند بايد متفاوت شود. البته برخی فعالان سياسی نيز که از انجام حداقل کار جمعی و تشکيلاتی شانه خالی می کنند ظاهرا همه اين توانايی ها را در خود به يک جا دارند! بنابر اين، اين افراد رفتاری شبيه مد گراها از خود بروز می دهند. هرگاه فعاليت سياسی مد روز شود، ان ها پيشقدم تر از بقيه هستند، هرگاه حقوق بشر مد روز شود باز هم پيشقدم هستند و همين طورپيشگامی آن ها در روزنامه نگاری و يا فيلسوفی کردن و يا ... و البته نا گفته آشکار است که اظهار نظر و يا نوشتن پيرامون همه يا برخی از اين موضوعات با رفتارهای مدگرايانه متفاوت است.
۶. فراز و فرودهای زود هنگام و مستمر نبودن دوره اين روش فعاليت نسبت به روش های سازمان يافته و تشکيلاتی می تواند موجب غرور و هيجانی کوتاه و شايد ايجاد نوعی سرخوردگی و نااميدی سياسی در خود و جامعه شود. هم چنين ايجاد گسست و دوره فترت در فعاليت های سياسی اجتماعی و عدم انتقال تجربيات از نسلی به نسل ديگر پيامد بعدی است که اولين و مهم ترين نتيجه اين رفتار سياسی، تکرار مطالبات و شعارهای گذشته به صورت دوره ای در تاريخ سياسی ايران است.

http://alipour-m.blogfa.com

 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه