بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

تجارت موتور رشد، یا مانع رشد

دكتر محمدمهدی بهكيش

۲۳ خرداد ۱۳۸۵

شاه عباس اول درس اقتصاد نخوانده بود، ولي بهتر از ما مزيت‌هاي نسبي و رقابتي ايران را تشخيص داد و اين مهم را درك كرد كه موقعيت جغرافيايي ايران مزيتي را براي آن به وجود آورده كه مي‌تواند از محل عبور كالا، ثروتي قابل توجه براي كشور فراهم آورد.

ولي اين امر فقط با تشخيص اهميت موقعيت جغرافيايي ايران عملي نمي‌شد. مهم‌تر آن بود كه شاه‌ عباس اين درك را داشت كه وسائل تحقق تجارت و ترانزيت كالا را نيز فراهم آورد. براي اين منظور جاده عبور براي انتقال كالاهاي تجاري ساخت و كاروانسراهايي را كه هنوز بقاياي آنها در سراسر كشور باقي است، به وجود آورد.

جالب‌تر آن كه امنيت را به ترتيبي برقرار نمود كه مال‌التجاره‌هايي متشكل از يك‌هزار نفر شتر به سلامت از مسير ايران مي‌گذشت و امنيت در مسير ايران زبانزد تجار جهان شده بود. علاوه بر جاده و امنيت براي عبور و مرور، به اين امر واقف بود كه تجارت با خارج از كشور، فرهنگ و زبان ارتباط مي‌خواهد و باستاني پاريزي نقل مي‌كند كه شاه عباس (با درايت كامل) ارامنه را از جلفا (آذربايجان) به اصفهان كوچ داد تا ابزار ارتباط قوي‌تري را به وجود آورد. مجموع شرايطي كه شاه عباس ايجاد كرد، رهاوردي براي جامعه به ارمغان آورد كه به نقل از يكي از مورخين غرب، روستاييان اطراف مسير عبور كالا در ايران در آن زمان ثروتمندتر از روستاييان اطراف پاريس بودند.

امروز شرايط سوق‌الجيشي ايران بهتر از چهارصد سال پيش است. اگر در آن زمان ايران در مسير ارتباط شرق به غرب بود.امروز ايران در مسير ارتباط شمال به جنوب (خليج فارس) قرار گرفته است كه اهميت آن كمتر از ارتباط شرق به غرب آن زمان نيست.

هر چند اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي پانزده سال پيش فروپاشيد و از دل آن روسيه و 15 جمهوري بيرون آمد ولي اين مجموعه امروز به قدرتي اقتصادي – سياسي تبديل شده كه در آينده منطقه بسيار تاثيرگذار خواهد بود.
ولي مشكل عمده آنها همان است كه در وصيتنامه پطركبير ذكر شده كه آنها نيازمند به دستيابي به آب‌هاي گرم خليج فارس هستند و اين آرزو در طي تاريخ بر معادلات سياسي منطقه و ايران تاثير جدي گذاشته است و آثار آن را در دوران اخير نيز در رفتارهاي سياسي آنان به خصوص روسيه مشاهده مي‌كنيم.

سوالي كه به سرعت به ذهن متبادر مي‌گردد آن است كه چگونه شاه عباس اول توانست از اين موقعيت كشور بهره‌برداري مطلوب نمايد و ما به‌رغم پيشرفت‌هاي تكنولوژي و علوم اقتصادي و اطلاعات نتوانسته‌ايم از اين مزيت مهم به درستي بهره‌برداري كنيم.ترانزيت كالا – ما بين شمال و جنوب – در طي 15 سال گذشته بسيار مطرح شده است، ولي وقتي به حجم كالايي كه از مسير ايران عبور مي‌كند توجه كنيم احساس مي‌شود كه چه امتياز مهمي را از دست مي‌دهيم و چه امكان درآمدي مهمي را از دسترس شهروندان كشور دور مي‌كنيم.

تجارت نيازمند مسير مناسب براي عبور و مرور و امنيت است. در غير اين صورت به مسيري ديگر مي‌رود. همانگونه كه كشور امارات، به خصوص دبي به دليل مشكلات ايران، محل توزيع كالا براي منطقه آسياي مركزي و قفقاز و حتي ايران شده است.

به ياد دارم روزي يكي از تجار بزرگ امارات به من گفت كه قشم نگين خليج‌فارس است و مي‌توان آن را به رقيبي جدي براي دبي تبديل كرد، ولي دولت شما، بايد به اين درك برسد كه مشخصه‌هاي يك منطقه آزاد، آزادي رفت‌وآمد كالا و ايجاد احساس امنيت در سرمايه‌گذاري است نه آنكه با تغيير شرايط و يا با تغيير مديران، سياست‌ها عوض شوند و سرمايه‌گذاران تجاري يا صنعتي را با بلاتكليفي (يا عدم امنيت) مواجه سازد. شايد ياد‌آوري گفته يكي از نخست‌وزيران كشورهاي مسلمان شرق آسيا هشداردهنده باشد كه چند سال پيش گفت: «با ايران نمي‌توان به صورت جدي وارد فعاليت اقتصادي شد، زيرا كه تكليفشان با خودشان روشن نيست».

به نظر مي‌رسد در موقعيت امروز ايران، هنوز تجارت از مزيت‌هاي جدي كشور است. به علاوه‌ در طي چهل‌سال گذشته، كشور آن‌چنان دچار جاه‌طلبي‌هاي صنعتي‌شدن، شده است، كه فراموش كرده صنعت بدون خدمات، به خصوص تجارت، به قبرستاني از ماشين‌آلات و كالاي توليدشده ولي در انبارها مانده تبديل مي‌شود. به علاوه با‌ توجه به شرايط محيطي كشور، تجارت خود يكي از پتانسيل‌هاي مهم براي رشد درآمد و اشتغال است.

اگر به نرخ‌هاي بهره مصوب تسهيلات بانك‌ها در سال‌هاي گذشته براي بخش صنعت و خدمت توجه نماييم، نرخ تسهيلات براي صنعت هميشه بسيار كمتر از خدمات (از جمله تجارت) بوده است. درحالي كه اگر تجارت و حمل‌ونقل كالا از شمال به جنوب و برعكس را جزو مزيت‌هاي كشور قلمداد كنيم، كه به نظر من اهميت آن از صنعت كمتر نيست، چرا بايد اعطاي تسهيلات در بخش خدمات گرانتر از صنعت باشد و شايد عقب‌ماندگي سيستم‌ حمل‌ونقل كشور حاصل همين تدبير نامناسب است.

دنياي امروز دنياي چندوجهي است. صنعتي‌شدن از آرزوهاي هر كشور در حال توسعه است، ولي بخش خدمات (شامل تجارت، حمل‌ونقل، بانك، بيمه، توريسم و ...) اهميتي كمتر از صنعت ندارد. بلكه آنها مكمل يكديگرند و علاوه‌بر آن صنعتي شدن بدون امكاناتي چون حمل‌ونقل و بانك و بيمه... تحقق نمي‌يابد و دسترسي به بازار حتي در داخل كشور را مختل مي‌كند. حال چگونه است كه ما سعي كرده‌ايم براي توليد كالا، اعتبارات بانكي و تسهيلات ارزان‌تر فراهم آوريم ولي ابزار تحقق آنكه تجارت و خدمات مربوط به آن است را با نرخ‌هاي بالاتر بهره، تنبيه كرده‌ايم؟

علاوه‌بر آن، چرا پتانسيل كشور در ترانزيت كالا را كم‌اهميت‌تر از توليد تلقي مي‌كنيم؟ آيا جز اين است كه هنوز در بستر اقتصادهاي بسته فكر مي‌كنيم؟ اين تفكر بيشتر در دوران تسلط اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي (1991-1917) بر انديشه اقتصادي جهان سايه انداخته بود. ما ايرانيان حتي در دوران شاه‌عباس اين چنين فكر نمي‌كرديم و امروز نيز نمي‌توانيم اين چنين فكر كنيم مگر آنكه رفاه جامعه را در سايه عواملي قرار دهيم كه توجيه اقتصادي ندارند.

به نظر مي‌رسد عقب‌ماندگي بخش خدمات در كشور كه عدم رشد ترانزيت كالا يكي از عواقب آن است، هزينه تمركز تك‌بعدي بر صنعت را مي‌پردازد. توسعه اقتصادي علاوه‌بر آنكه در اثر رشد بخش‌هاي مختلف به صورت هماهنگ تحقق مي‌يابد، نياز به محركي در جامعه دارد كه ديگر بخش‌هاي اقتصاد را به دنبال خود بكشد. آيا تجارت (از جمله ترانزيت كالا) نمي‌تواند يكي از محرك‌‌هاي رشد در كشور باشد!

شايد ما فكر كرده‌ايم كه تجارت مانع رشد است كه آن را در سال‌هاي گذشته تنبيه كرده‌ايم. در حالي كه امروز با گسترش فعاليت‌هاي سازمان تجارت جهاني (WTO) بر همه روشن شده است كه تجارت موتور محركه رشد است. ما ايرانيان قبل از اينكه دنيا به اين مهم واقف شود مزيت‌هاي تجارت را فهميده بوديم، ولي درآمدهاي نفت، تجارت را به يك فعاليت رانت‌دار تبديل كرد.

راه‌حل پاك‌كردن صورت‌مساله نيست بلكه مي‌توانيم با ايجاد محيط‌ رقابتي اثر رانت در تجارت را خنثي كنيم و از مزيت‌هاي تجارت و ترانزيت كالا كه چون نفت موهبتي برخاسته از موقعيت جغرافيايي كشور است، بهره گيريم. افزايش صادرات نيز در همين بستر قابل تحقق است. ولي، حاصل راهي كه در سي‌سال گذشته طي كرده‌ايم، انبارهاي پر از كالا و كارخانه‌هاي در حال تعطيل‌شدن است و در عوض قاچاق كالا هر روز پررونق‌تر مي‌شود.

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

  ساير مطالب مربوط به ديدگاه