علی عبدی
اظهار نظرهایی که نماینده های مجلس می کنند، مخصوصن این آخری که خانم آجرلو بیان کرده و گفته نباید اجازه داد پسران در تحصیل عقب بمانند، هیچ بعید نیست طرح سهمیه بندی جنسیتی در مجلس مطرح شود و رأی بیاورد.
من دلایلی که توی این چند روز در دفاع از سهمیه بندی جنسیتی مطرح می شود را جمع کرده ام. تا جایی که بتوانم نقدشان می کنم. البته بعضی آن قدر بیراه گفته اند که نمی دانم چه طوری می شود نقدش کرد! این ها دلایل دفاع کنندگان از طرح سهمیه بندی جنسیتی است؛ یعنی مدافعان می گویند با حضور شصت و پنج درصدی دختر ها در دانشگاه این اتفاق ها می اُفتد و باید مانع ورود بیش از اندازه ی دختران شد:
۱- ضربه خوردن قداست خانواده و تزلزل بنیان آن.
۲- افزایش طلاق.
۳- بالارفتن سن ازدواج.
۴- ناتوانی جسمی زنان در بعضی رشته ها مثل مهندسی معدن.
۵- عقب ماندن پسرها در عرصه ی تحصیل.
۶- هدر رفتن بیت المال.(چون دختران به خاطر وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور نمی توانند به شهرستان ها بروند و کار کنند، پس نباید پول بیخودی خرج کنیم.)
حرف هایم را یکی یکی می آورم. فکر کنم نقد همه ی دلایل مدافعین داخلش گنجانده شود.
۱- اولین و مهم ترین نکته این است که در صورت تصویب این طرح دست کم سه مورد از اصول قانون اساسی نقض شده است. اول اصل ۳ بند۳ که می گوید یکی از وظایف دولت تعمیم آموزش عالی و تسهیل آن است؛ دوم اصل ۳ بند ۹ آورده شده که دولت باید تبعیضات ناروا را رفع کند و برای همه و در تمام زمینه های مادی و معنوی امکانات عادلانه را فراهم کند؛ و سوم اصل ۲۱ که یکی از وظایف دولت ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن عنوان شده است.
نمی دانم تعریف علمی تبعیض را کجا می توانم پیدا کنم اما فرض کنید دو فرد A و B در امتحان کنکور شرکت کرده اند و فرد A رتبه ی بهتری نسبت به فرد B کسب کرده است. هر دو نفر می خواهند در رشته ی Y درس بخوانند. شما اگر آن که رتبه ی بدتری کسب کرده (B) را وارد دانشگاه کنی که در رشته ی Y درس بخواند و از ورود شخص A جلوگیری کنی یعنی علیه A تبعیض روا داشته ای. در صورت تصویب این طرح حتمن پیش خواهد آمد که تعداد زیادی داوطلب (که اکثرشان دختر هستند) با وجود کسب رتبه های بهتر از دیگر داوطلبان (که اکثرشان پسر هستند) امکان ورود به دانشگاه را پیدا نمی کنند؛ یعنی علیهشان تبعیض روا داشته می شود. و این صریحن با بند 9 اصل 3 قانون اساسی مغایر است. (با مواد 2 و 26 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و ماده ی 2 بند 1 کنوانسیون مدنی-سیاسی هم مغایر است؛ دولت ایران ملزم به رعایت میثاق های بین المللی است که امضایشان کرده است.)
2- نگاه دولت و حاکمیت فعلی و حتی قوانین حقوقی به زن نگاهی است که زن را نه به عنوان انسانی که اختیار دارد و می تواند تصمیم بگیرد و سرنوشت خودش را خودش رقم بزند، که به عنوان موجودی مطیع و در خدمت مرد و نهاد خانواده می پسندد که وظیفه اش استوار کردن بنیان خانواده و کمک به بازتولید خانواده ی پدرسالار و جامعه ی مردمحور است. این نوع نگاه در بین نمایندگاه مجلس هم هست. این که گفته اند طلاق زیاد می شود یا سن ازدواج بالا می رود یا قداست خانواده در معرض تهدید است به خاطر احساس خطری است که از توانمند شدن زنان و به هم ریختن معادلات نظام پیشین
می کنند.
می گویند که با افزایش سطح تحصیلات دختران طلاق افزایش پیدا می کند. اولین سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که دلایل طلاق چیست؟ به گفته ی کارشناسان اعتیاد، بی کاری و ناآگاهی دو طرف از علایق و توانایی های طرف مقابل از دلایل اصلی طلاق است. این گفته ی آقای علیزاده رئیس کل دادگستری استان تهران را تنها به عنوان یکی از کسانی که از اتفاق داخل حکومت بوده به عنوان شاهد می آورم: "هم اکنون بی کاری و اعتیاد عمدهترین دلایل طلاق هستند و همین مسائل، بنیان بسیاری از خانواده های کشور را در معرض فروپاشی قرار داده است . یکی دیگر از عوامل موثر در پدیده شوم طلاق ، تضاد فرهنگی و قومیتی بوده که حل این قسمت از مسئله نیازمند فرهنگسازی و اطلاعرسانی است."
اگر اعتیاد،بی کاری و ناآگاهی از دلایل اصلی طلاق هستند باید سیاست های کلان را در ریشه کن کردن این سه پدیده به کار بست. ممکن است کسی بگوید بین اعتیاد و بیکاری و ناآگاهی با افزایش سطح تحصیلات دختران رابطه ی مستقیمی وجود دارد. خب ما به عقل طرف شک می کنیم! در ضمن این گفته ی آقای علیزاده بیکاری خانم ها را مد نظر نداشته چون نگاهش به زن این گونه نیست که او را نان آور خانه بشناسد.
ممکن است عده ای تحصیل دختران را نه به عنوان علت بروز اعتیاد و بیکاری بلکه به عنوان علت بی واسطه ی طلاق مطرح کنند. باز باید بپرسیم چرا افزایش سطح تحصیلات دختران می تواند به افزایش طلاق کمک کند؟ یکی از پاسخ های احتمالی این است که زن آگاه دیگر در مقابل شوهر آن فرمانبری سابق را نخواهد داشت و به نظر می رسد که تواناییش برای ایستادن در مقابل نظام پدرسالار حاکم بیشتر شود. اما آیا راه حل مسأله ممنوع کردن زنان از تحصیل است؟ آیا نباید به مردان فهماند که آن ها مالک زنشان نیستند؟ این جا نیز دولت و مجلس به جای آن که سعی در فرهنگ سازی و اصلاح قوانین خانواده داشته باشند نگاهی سطحی به موضوع دارند. قوانین مدنی زن ستیز که درست بر خلاف ادعایشان، نابودی بنیان خانواده را نشانه گرفته اند، باید تغییر کنند.
پاسخ گوی اصلی کسانی هستند که نام مرکز امور مشارکت زنان را به مرکز امور زنان و خانواده تغییر
می دهند. نباید از زنان انتظار داشت که چونان گذشته دست به سینه جلوی شوهر بایستند و مطیع اوامر باشند. زنان نیز انسان اند و به حکم انسان بودنشان دارای حق اند. از کلام دین داران است که می گویند آن چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند. آیا مردانی که در مجلس دارند برای دختران اعمال محدودیت می کنند می پسندند کسی برایشان تعیین تکلیف بکند؟ یا دوست دارند برای رفتن به فلان محل از کسی اجازه بگیرند؟ آیا مردان می پسندند کسی یا کسانی خود را متولی امورآن ها بدانند و علیهشان تبعیض اعمال کنند؟
3- اما در مورد هدر دادن بیت المال. نماینده ها عنوان کرده اند که خانم ها نمی توانند به شهرستان ها بروند و اوضاع فرهنگی و اجتماعی چنین اجازه ای به آن ها نمی دهد پس نباید پول بیخود خرج تحصیلشان کنیم. این سخن پاسخش را در خودش دارد. می گویید اوضاع فرهنگی و اجتماعی اجازه نمی دهد؟ خب اول این که باید اوضاع را عوض کرد. نباید سیاست هایی اعمال کنید که این اوضاع تثبیت شود.
بگذارید مثالی بزنم. الآن وضعیت دانشجویان نخبه ی ما، مخصوصن دانشگاهی که من الآن در آن درس می خوانم، به این شکل است که بعد از آن که دوره ی کارشناسی یا کارشناسی ارشد را تمام می کنند از یکی از دانشگاه های خارج از کشور پذیرش می گیرند و می روند. بعد هم قضیه ی شتر دیدی ندیدی است. خب تعدادشان هم کم نیست. نمی دانم می توانم آماری در مورد این مهاجرت، به اصطلاح فرار مغزها، گیر بیاورم یا نه اما برای این ها هم دارد از پول بیت المال خرج می شود. آیا راه حل این است که بگوییم نخبگان حق ورود به دانشگاه را ندارند چون باعث هدر دادن بیت المال می شوند؟ آیا نباید تسهیلاتی را برایشان فراهم کرد که همین جا بمانند؟
این را هم بگویم که مهم است! نمایندگان مجلس اگر واقعن فکر هدر رفتن پول باشند بروند خرخره ی دولت را بگیرند که سمینار هلوکاست را با همین بیت المال برگزار می کند و آبروی ایران را توی دنیا
می برد. یارانه ی بنزین و نان هدر دادن بیت المال است یا افزایش آگاهی یک انسان؟ خب بله! اگر این دولت باشد و این مجلس پاسخ معلوم است.
4- خانم آجرلو گفته اند که پسرها نباید در تحصیل عقب بمانند. خب آیا راه عقب نماندن پسرها در تحصیل جلوگیری از ورود دختران به دانشگاه است؟ بروید کار کارشناسی کنید ببینید چرا پسرها اشتیاقی به ادامه ی تحصیل از خود نشان نمی دهند. آیا جز آن است که پس از فارغ اتحصیلی باید به خیل بی کاران بپیوندند؟ آیا جز آن است که ترجیح می دهند بدون ورود به دانشگاه وارد بازار کار شوند؟
خانم آجرلو هم چنین گفته اند در بعضی رشته ها خانم ها به دلیل کم بودن توان جسمی نمی توانند فعالیت کنند. اول باید بگویند کدام رشته. بعد که گفتند ما می گوییم مگر آن رشته فقط همین یک گرایش را دارد که زور بازو بخواهد؟ و مگر همه ی مردان لزومن از همه ی زنان قوی ترند؟ و اصلن آمدیم و دختری خواست در همان گرایش فعالیت کند که روز بازو بخواهد؛ آیا شما حق دارید او را از علاقه اش محروم کنید؟ و باز مگر شما به زنان امکان قوی شدن داده اید که حالا از این ادعاها می کنید؟ سرانه ی ساعت های ورزش دختران، منظورم ورزش در مدارس و دانشگاه و محیط های عمومی است، قابل قیاس با پسران هست؟ محیط هایی که برای دو جنس در نظر گرفته شده مساوی است؟ آیا کم بودن قوای بدنی زنان، به جز دلایل هورمونی که البته آن ها را هم می شود تقویت کرد، از نگاه مردسالاری نشأت نمی گیرد که نقش زنان را تنها در خانه می بیند؟
امیدوارم تلاش های ما دانشجویان و نمایندگان مخالف طرح نتیجه داشته باشد. حق داریم مطابق اصل نهم قانون اساسی مجلس را به معروف امر کنیم و از منکر بازداریم.