رادیوفردا: خدمت سربازی در ایران از ۲۰ ماه به ۱۸ ماه کاهش یافته است. طول مدت سربازی تا سال ۱۳۷۷ در مناطق عادی ۲۴ ماه بود، ولی از آن زمان تاکنون شش ماه کمتر شده است. با وجود این کاهش، تا به امروز، بسیاری از جوانان ایران از «خدمت زیر پرچم» گریزانند و به شیوه های مختلف می کوشند تا از آن سر باز بزنند.
در این میان، وبلاگ های متعددی هم در اینترنت درباره سربازی درست شده اند. صاحبان برخی از این وبلاگ ها، خاطرات خود را از این دوران تعریف می کنند و تجربیات شان را با دیگر در میان می گذارند و برخی هم همانند فردی به نام روح الله صدرایی با سربازی مخالفت می کنند و می کوشند تا دیگران را برای این هدف بسیج کنند.
«سربازی داوطلبانه آری اجباری نه!» این تیتر وبلاگ آقای صدرایی است. او در این وبلاگ، ۲۵ دلیل برای حذف خدمت وظیفه می آورد که از آن جمله می توان به «هدر رفتن» عمر، ایجاد «تاخیر» در ازدواج و «مزاحمت» برای اشتغال اشاره کرده است. این مخالف سرسخت سربازی، دست کم در زمینه اشتغال هم نظراتی دارد.
حسن پیری، که با مدرک فوق دیپلم، دوره سربازی خود را در استان سیستان و بلوچستان سپری کرده، یکی از این افراد است. او در این زمینه می گوید: «یک دورۀ توقف است. می آیی٬ وارد خدمت می شوی دو سال تجربیاتی کسب می کنی که در زندگی به درد می خورد٬ ولی از خیلی چیزها جا می مانی. من مشغول به کار بودم. الآن پنج ماه است که بیکارم. پنج ماه است که از خدمت آمدم و هر پنج ماه را بیکارم.»
هر کشوری برای دفاع از خود در قبال خطرات خارجی نیاز به نیروی نظامی دارد. تا به امروز در بسیاری از کشورهای جهان خدمت سربازی اجباری بوده است، اما کشورهای مدرن، یا دوره سربازی را به حدود یک سال کاهش داده اند و یا آن را به طور کامل حذف کرده و دست به تشکیل یک ارتش حرفه ای زده اند؛ بدین ترتیب که افراد به صورت داوطلبانه در قبال حقوق و مزایای کافی به مدت چند سال به عضویت ارتش در می آیند و در صورت نیاز، به دفاع از کشورشان می پردازند.
حسین آرین، کارشناس نظامی، درباره مزیت این سیستم گفت: «کارآمدی نفرات نظامی این کشورها بهتر است٬ آموزش بیشتری دیده اند٬ تجربۀ بیشتری دارند و در عین حال، کسانی که ارتش حرفه ای دارند و خدمت وظیفه را لغو کرده اند٬ تعداد پرسنل ارتش آنها به مراتب کمتر است٬ زیرا از افراد حرفه ای و تکنولوژی پیشرفته تری استفاده می کنند.»
در ایران، سربازان وظیفه اغلب در چند ماه نخست، به صورت فشرده شیوه استفاده از سلاح را فرا می گیرند، مقداری تمرینات نظامی انجام می دهند و بعدا بدون داشتن آموزش تخصصی در مکان های مختلف به کار گرفته می شوند.
افشین طاهری از تجربیات خود درباره خدمت در یک پاسگاه نیروی انتظامی در شهر قم گفت: «سراسر خستگی، اجحاف و بیگاری مطلق بود. حدود هجده نوزده ساله بودیم. دیدن صحنۀ قتل٬ برخورد با قاچاقچیان بی رحم و دیدن صحنۀ تصادفات دلخراش٬ اینها همه تضعیف روحیه بود. آموزش تخصصی ندیده بودیم٬ در حالی که قرار بود که کار تخصصی انجام دهیم. در پاسگاه انتظامی، وظایف ما برخورد با قاتل و خلافکار حرفه ای بود٬ در حالی که در دوران آموزشی٬ مقداری کلاس های تئوری داشتیم٬ مقداری بی خوابی و تمرینات بدنی٬ تحمل گرسنگی و جیرۀ غذایی بسیار کم.»
آقای طاهری اضافه کرد: «اسلحه هایی که دست ما بود٬ اسلحه ژ۳، را باید با آجر مسلح می کردیم و گلنگدن را می کشیدیم٬ ولی با آن اسلحه، ما را می گذاشتند که نگهبان بانک باشیم و حتی پولی را که قرار بود از بانک٬ به بانک خزانه منتقل شود٬ اسکورت کنیم٬ با یک ماشین کرایه ای و من سرباز بی تجربه٬ با اسلحه ای که از یک چوبدستی هم کارآیی کم تری داشت.»
حسین آرین معتقد است آموزش نظامی سربازان در ایران، حتی برای شرکت در جنگ نیز کافی نیست و افرادی که در قالب ارتش حرفه ای آموزش دیده اند، از توانایی های بسیار بیشتری برخوردارند. وی افزود: «این ها در مقایسه با کسانی که حرفه ای هستند٬ آموزش آنچنانی نمی بینند. برای نمونه٬ شخصی که در ارتش بریتانیا خدمت می کند٬ داوطلب و آموزش دیده است که برای چند سال وارد خدمت شده و حرفه ای تر است. در حالی که در ایران، کسی که دو سال خدمت می کند٬ حداقل سه یا چهار ماه آن آموزش است، در شرایطی که خواهد بود و چهار ماه آموزش کافی نیست٬ که بتواند کاری را در سطح کاملا حرفه ای انجام دهد.»