بازگشت به صفحه اول

از اخبار روز

 
 

تجمع کارگران معدن زغال سنگ البرز غربی، در مقابل نهاد رياست جمهوری و وزارت صنايع

• فتح اللهی پيمانكار شركت زغال سنگ البرز غربی، با حمايت نماينده رودبار در مجلس, مالكيت اين معدن را در اختيار گرفته و با وجود قول مساعدی كه به كارگران در خصوص پرداخت به موقع حقوقشان داده, اكنون نه ماه است كه ريالی به كارگران پرداخت نشده و در حال حاضر کارگران در بدترين شرايط ممكن به سر می برند
• عليرغم دستور دفتر رياست جمهوری مبنی بر رسيدگی به خواست های کارگران، وزير صنايع از حضور در جمع کارگران خودداری کرد و كارگران معترض اعلام كردند كه تا دستيابی به خواسته‌‏های خود، همچنان در ساختمان مركزی وزارت صنايع و معادن تجمع خواهند كرد
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

سه شنبه ١۹ مهر ١٣٨۴ – ١١ اکتبر ٢٠٠۵


ايلنا: بيش از دويست كارگر شاغل در معدن زغال سنگ "سنگرود" واحد البرز غربی، صبح روز سه شنبه با تجمع در مقابل نهاد رياست جمهوری, ضمن اعتراض به وضعيت نا به سامان خود, خواستار رسيدگی هر چه سريع تر رئيس جمهوری به مشكلات خود شدند.
اين كارگران كه با خودروی حمل دام از سنگرود خود را به تهران رسانده بودند، شب گذشته را در كنار ميدان آزادی به صبح رساندند.
كارگران معترض اين واحد، با اشاره به اين كه مشكلات معدن سنگرود‌‏ از زمان واگذاری مالكيت آن به بخش خصوصی آغاز شد ، اظهار داشتند: نه ماه است حقوق نگرفته ايم، اين در حالی است كه پيمانكار شركت هيچگونه مسووليتی را در قبال مشكلات كارگران نمی پذيرد.
يكی از كارگران معترض گفت‌‏: شركت اكتشاف حفاری ايران كه به تازگی مالكيت معدن زغال سنگ البرز غربی را پذيرفته، مديريت و صلاحيت لازم را برای اداره اين معدن نداشته و در اثر اين سوء مديريت، بيش از ششصد كارگر شاغل بلاتكليف هستند.
كارگران معترض كه به دليل عدم توانايی مالی، شب گذشته را در حاشيه ميدان آزادی صبح كرده اند, می گويند: مسير رودبار تا تهران را با خودروی ويژه حمل دام طی كرده‌‏ايم تا ندای مظلوميت خويش را به گوش مسوولان برسانيم.
يكی از كارگران معترض می گويد: شخص آقای "فتح اللهي" كه پيمانكار شركت زغال سنگ البرز غربی است، با حمايت نماينده رودبار در مجلس, مالكيت اين معدن را در اختيار گرفته و با وجود قول مساعدی كه به كارگران در خصوص پرداخت به موقع حقوقشان داده, اكنون نه ماه است كه ريالی به كارگران پرداخت نشده و در حال حاضر در بدترين شرايط ممكن به سر می بريم.
كارگران معترض, تاكيد كردند‏: نه ماه گرسنگی را تحمل كرده و باز هم اين وضعيت را تحمل خواهيم كرد، مشروط به آنكه مالكيت معدن به دولت و يا هر شخص دارای صلاحيت ديگری واگذار شود و كارگران از بلاتكليفی موجود نجات پيدا كنند.
يكی از نمايندگان كارگران اين معدن، با هشدار نسبت به عواقب خطرناك ناشی از تعطيلی اين معدن و بلاتكليفی چند ماهه كارگران، گفت‏: اين معدن تنها منبع در آمد هفتصد كارگر و خانواده هايشان است كه با تعطيلی و توقف فعاليت‌‏های اين واحد, معيشت كارگران منطقه به خطر خواهد افتاد.
يك نماينده كارگری نيز با اشاره به مشكلات بيمه‌‏ای كارگران، گفت‌‏: به علت عدم پرداخت حق بيمه كارگران, از نه ماه پيش دفترچه بيمه كارگران از اعتبار ساقط شده و كارگران و خانواده هايشان كه در منطقه سردسير كوهستانی زندگی مي‌‏كنند، در صورت بروز هرگونه مشكل, نمي‌‏دانند كه هزينه‌‏های درمان را از كجا تامين كنند.
يكی از كارگران معترض هم گفت: كارگران امسال به دليل مشكلات مالی, از ثبت نام فرزندان خود در مدرسه خودداری كرده و شرمنده خانواده خويش هستند.
كارگر ديگری با صدای بلند، فرياد می زد‌‏: اگر آقايان مسوول بتوانند يك ماه بدون حقوق زندگی كنند, ما هم نه ماه زندگی بدون حقوق را تحمل می كنيم.
كارگری كه دستش شكسته و باندپيچی شده‌‏ بود، گفت‏: هزينه های سنگين درمانی، كمر ما را شكسته و مجبوريم كه از دوستان و آشنايان پول قرض بگيريم، به همين دليل هميشه شرمنده هستيم.
كارگری ديگری، گفت: تقريبا نود روز است كه زن و بچه هايمان رنگ گوشت را نديده اند، اين است رسم مسلمانی؟!
بيشتر كارگران معترض كه چهره هايشان حكايت از خستگی و ياس دارد, عاجزانه تقاضای رسيدگی از مسوولان را داشته و تاكيد كردند‌‏: ما فقط كار می خواهيم و نه چيز ديگر، مدت نه ماه حقوق معوقه ما را پرداخت كنند و معدن دوباره فعاليت خود را آغاز كند, اين خواسته اصلی ماست، اگر زياده خواهی مي‌‏كنيم, ما را زندان كنند؟!
يك نماينده كارگری، از قطع آب و برق و مخابرات معدن خبر داد و گفت‌‏: پيمانكار شركت، بخشی از اموال معدن را به مكان ديگری منتقل كرده و در پاسخ به اعتراض كارگران، می گويد "مالك هستم و هر كاری كه دوست دارم, انجام خواهم داد".
اين نماينده كارگری، می گويد: تجربه ثابت كرده ‏است، بخش خصوصی كه توان مالی نداشته باشد, نمی تواند مديريت يك واحد صنعتی همچون معدن سنگرود را بر عهده بگيرد و در اصل بايد چنين ادعا كرد كه معدن‌‏داری بايد در اختيار دولت قرار گيرد.
در ادامه اين تجمع، نمايندگان كارگران با حضور در محل دفتر نهاد رياست جمهوری، موارد اعتراض كارگران را به اطلاع رئيس دفتر دكتر احمدی نژاد رساندند.
پس از پايان مذاكرات، يكی از اين نمايندگان، گفت: دفتر رياست جمهوری طی نامه ای به وزير صنايع و معادن، دستور بررسی مشكلات كارگران اين معدن و پرداخت حقوق نه ماهه كارگران را صادر كرده‌‏است.
اجرای قانون بازنشستگی پيش از موعد و پرداخت حق سنوات كارگران، از ديگر موارد مورد تاكيد دفتر رياست جمهوری است كه در اين نامه به وزير صنايع و معادن ابلاغ شده است

آخرين گزارش ها حاکی است كارگران شركت معدن زغال سنگ البرز غربی، ظهر سه شنبه و در حالی كه حكم رياست جمهوری مبنی بر حل مشكلات خود به وسيله وزير صنايع و معادن را در دست داشتند، با تجمع در مقابل ساختمان مركزی وزارت صنايع و معادن، خواستار رسيدگی به مشكلات خود شدند.
به گزارش خبرنگار گروه كارگری ايلنا, با وجود قول مساعد دكتر "طهماسبی"، وزير صنايع و معادن مبنی بر حضور در جمع كارگران معترض، تا ساعت مخابره خبر (شانزده و بيست دقيقه) اين وزير از حضور در جمع آنان خودداری و رفع مشكلات اين كارگران را به معاون امور معدنی خود محول كرده‌‏است.
در اين راستا ،"هراتی"، معاون وزير صنايع در امور معادن نيز از حضور در جمع كارگران معترض خودداری كرده‌است.
بنا بر آخرين گزارش خبرنگار ايلنا, قرار است "ايرج اكبريه"،‌‏ از مسوولان وزارت صنايع و معادن در جمع كارگرانی كه در سالن اجتماعات وزرات صنايع تجمع كرده اند، حضور يابد.
بنا به اين گزارش، كارگران معترض اعلام كردند كه تا دستيابی به خواسته‌‏های خود، همچنان در ساختمان مركزی وزارت صنايع و معادن تجمع خواهند كرد.

در حاشيه تجمع اعتراض آميز کارگران معدن زغال سنگ البرز غربی


آنچه در ذيل مي‌‏آيد, حاشيه‌‏ای است بر مصائب كارگران معدن زغال سنگ البرز غربی كه به تهران آمده اند تا فرياد مظلوميت خويش را به گوش مسوولان برسانند، البته اگر گوش شنوايی باشد‌‏!
به گزارش خبرنگار گروه كارگری ايلنا، در معدن زغال سنگ البرز غربی، نزديك به هفتصد كارگر شاغل هستند كه نه ماه حقوق نگرفته‌‏اند.
بعد از بی توجهی مسوولان به مشكلات اين كارگران، تعداد دويست كارگر از هفتصد كارگر معدن با يك كاميون ويژه حمل دام و اتوبوس عهد بوق به تهران آمدند، تا شايد دلی برای آن‌‏ها بسوزد.
كارگران، خسته و كوفته شب هنگام به تهران رسيدند و به خاطر بی پولی، تا صبح در محلی زير برج ميدان آزادی خوابيدند!
از صبح ديروز، نهاد رياست جمهوری واقع در خيابان پاستور, شاهد تجمع اين كارگران بود، كارگرانی كه رنگ به رخسارشان نيست و به مردگان متحركی مي‌‏مانند كه فقط زنده‌‏اند!
يكی از كارگران گفت: نيروهای انتظامی همكاری خوبی با تجمع كنندگان داشتند‌‏! گويی آنان نيز درد را به چهره خسته اين كارگران احساس كرده بودند، الحق و الانصاف با ما هم خوب رفتار كردند، خسته نباشند!
زمانی كه به جمع آنان رفتم, نای بر خاستن از جايشان را نداشتند, حق هم دارند از آدمی كه چهل و هشت ساعت چيزی نخورده, چه انتظاری مي‌‏توان داشت‌‏!
كارگری مي‌‏گفت‌‏: از ديروز تا حالا، از همديگر پول قرض مي‌‏گيريم تا بيسكويت و نوشابه بخوريم! البته بعضی از ما ريالی در بساط ندارد؟!
دستشان را می گيرم تا بلند شوند و صحبت كنند و برخی اوقات می نشينم تا شرمنده نشوند! اين كارگران در عين خستگی و نا اميدی، شريف هستند و بزرگوار‌‏!
چشمان تمامی كارگران رنگ خون است, می پرسم ديشب نخوابيده‌‏ايد، مي‌‏گويند نه ماه است كه خواب بر ما حرام شده.
كارگری می گويد‌‏: ما كار مي‌‏خواهيم, فقط كار, آيا جرم است، آيا زياده خواهيم؟
آن يكی مي‌‏گويد: پنج تا بچه دارم, دوتايشان مدرسه رو هستند, بخاطر نداشتن پول، با لباس های رنگ و رو رفته پارسال سر كلاس مي‌‏روند.
و يكی مي‌‏گويد: امسال به بچه‌‏هايم گفته‌‏ام, درس و مشق ممنوع! بابا پول نداره كه شكم آنان را سير كند, مدرسه پيشكش!
كارگری مي‌‏گويد كه منطقه معدن سردسير است و كوهستانی، نفت را بشكه ای پنج هزار تومان مي‌‏خريم, چه كنيم بهتر از آن است كه خرج دوا و درمان بدهيم‌‏!
كارگری می گويد: ماه رمضان است و ماه اطعام نيازمندان! آيا ما نيازمند نمی باشيم، چرا بايد ديشب را در ميدان آزادی به صبح برسانيم و هيچ كس نگويد كه چه مرگتان است!
و آن يكی مي‌‏گويد: رنگ گوشت را دو ماهی است كه نديده‌‏ايم، نان خالی شايد داشته باشيم، شايد هم پنيری و ماستی!
كارگری می گويد: نماينده رودبار از پيمانكار ظالم حمايت می كند، ايشان نماينده مردم هستند يا ياور "فتح اللهي" پيمانكار. كارگران ديگر به او چشم قره می روند ‏و او سكوت می كند.
كارگری مي‌‏گويد: بنويسيد اين مسلمانان را چه شده كه ما نه ماه است گرسنه‌‏ايم و هيچ كس سراغمان را نمی گيرد، آيا ما كمتر از نيازمندان كوفه‌‏ايم!!
كارگری می گويد: چند تن از همكاران ما كه بيمار شده بودند، به دليل ناتوانی در پرداخت هزينه های درمانی فوت شدند‌‏, خوش به حالشان كه رفتند و اين روزها را نديدند.
و كارگری مي‌‏گويد: نداشتم كه اجاره خانه بدهم, صاحب خانه وسايلم را بيرون ريخت! راستی زندگی در هوای آزاد چه زيباست؟!
كارگری می گويد: در عمق چهارصد متری زمين كار مي‌‏كنيم و اين دستمزد مسوولان به تلاش مان است، واقعا چه بايد گفت.
خواسته كارگران اين است كه‌‏ ما گرسنگی را تحمل می كنيم و بی توجهی را به جان می خريم، اما مسوولان نيز همت كنند تا معدن دوباره آغاز به كار كند، آخر معدن قلب تپنده اقتصاد منطقه است و اگر بخوابد، ما مرده‌‏ايم!

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به همبستگی