بازگشت به صفحه اول

از خبرنامه اميرکبير

 
 

شکنجه پوریا نژاد ویسی و وضعیت نگران کننده وی در زندان

پوریا نژاد ویسی، روزنامه نگار و برنامه ساز تلویزیون، که درطی یک ماه گذشته دارای وضعیت نامساعد جسمانی ازجمله عدم تعادل در راه رفتن، استفراغ، حالت تهوع، خون دماغ، از دست دادن حافظه و بینایی و… شده بود، صبح امروز به بیمارستان انتقال یافت.

وی در این مدت بارها به بهداری زندان اوین مراجعه کرد و با وجود نظر دکتر موحدی، رئیس بهداری زندان اوین، که خروج از زندان و انتقال به بیمارستان را برای وی تجویز نموده بود، قاضی پرونده ی( رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب شهریار) با انتقال وی به بیمارستان مخالفت نمود.

روزیکشنبه و درپی بالا رفتن فشارخون وی، او بصورت اورژانس از زندان به بیمارستان شهدا (میدان تجریش)منتقل شده و تحت آزمایش خون و سی تی اسکن قرار گرفت. گفته می شود، پزشکان بیمارستان شهدا پس ازمشاهده نتایج آزمایشات اعلام نموده اند: که به علت ضربه مغزی و آویزان بودن طولانی از پا، مغز وی متورم شده و از رسیدن مایع نخاعی به مخچه جلوگیری می کند، با این حال پزشکان نتیجه قطعی را منوط به گرفتن ام آر آی از وی دانستند.

نژادویسی که شب گذشته به بند ۳۵۰ اوین بازگردانده شده بود، صبح امروز مجددا اززندان اوین به بیمارستان منتقل شد و در تمام این مدت مامورین زندان، وی را به تخت بسته و از بازکردن دست بند و پابند وی نیز خودداری نمودند.

لازم به یادآوری است، پوریا نژادویسی در تاریخ ۱ شهریور ماه  سال جاری توسط مامورین اطلاعات نیروی انتظامی اسلامشهر بازداشت شد که اتهام وی از سوی قاضی شعبه اول دادگاه انقلاب شهریار جاسوسی عنوان گشت؛ با این حال نژاد ویسی تاکنون اتهامات وارده را نپذیرفته است.

وی همچنین پیش از این گفته بود که در مدت ۲۰ روز بازداشت در بازداشتگاه اطلاعات ناجا (سازمان اطلاعات نیروی انتظامی) مورد آزار و اذیت جسمی و روحی قرار گرفته بود.

پوريانژادويسی نويسنده و تهيه کننده ی برنامه تلويزيونی ” ماجرای ورود و توزيع گوشت های آلوده به کشور” بوده که در بخش گفتگوی خبری شبکه دوم سيمای جمهوری اسلامی پخش شده بود.

Komite.gozareshgar@gmail.com
http://komitegozareshgar.blogfa.com

-------------------

تجمع کارگران ۵ مرکز کارگری استان کردستان در مقابل استانداری

صبح روز پنج شنبه ۲۵ آبانماه سال جاری کارگران کارخانه های نساجی کردستان، ريسندگی و رنگرزی پرريس ، ريسندگی شاهو ، آلومين و علوم پزشکی سنندج در مقابل استانداری استان کردستان تجمع اعتراضی کردند .

بازگشت به کار کارگران اخراجی ، پرداخت بيمه بيکاری ، لغو قراردادهای موقت و پرداخت حقوق های معوقه کارگران از جمله مطالبات کارگران حاضر در تجمع بود .
اين تجمع که حدود دو ساعت به طول انجاميد با قول مساعد استانداری کردستان برای ملاقات نمايندگان کارگران با وزير کار پايان يافت و کارگران اعلام نمودند که اگر نتايج مذاکرات ، خواسته های آنان را عملی نکند به اعتراضشان ادامه خواهند داد .

--------------------

محکوميت سه شهروند بوکانی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی

شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی شهر مهاباد، سه شهروند بوکانی به نام های آوات قريشی فرزند مصطفی، دارا قريشی فرزند مصطفی و ابوبکر باپيری فرزند رحمان را به حبس درتبعيد محکوم کرد.

اين دادگاه، آوات قريشی را به تحمل ۴ سال حبس در زندان تبريز، دارا قريشی را به تحمل ۳ سال حبس در زندان مراغه و ابوبکر باپيری را به تحمل ۳ سال حبس در زندان مياندوآب، با احتساب ايام بازداشت قبلی محکوم کرد.

شايان ذکر است اين احکام به استناد ماده ۵۰۰ و ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی و به اتهام اقدام عليه امنيت داخلی و تبليغ عليه نظام صادر شده است.

خسرو کــردپور، روزنامه نگار ، کردستان
www.mukrian.blogsky.com
khosrow_kurdpoor@yahoo.com
Tel: ۰۰۹۸۹۱۸۸۷۳۷۶۸۳

--------------------

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به مناسبت روز آزادی بیان

روز ۲۱ آبان ماه البته نه همانند ادوار گذشته، برنامه بزرگداشت روز آزادی بیان( ۱۸ آبان) با چند روز تاخیر در دانشگاه تهران برگزار شد. روزی که به افتخار مقاومت و پایداری تمامی آزادی خواهان، خصوصا مجاهدت های دکتر هاشم آقاجری در بیان آنچه که منش و رای طیف وسیعی از نخبگان محذوف و اخراج شده از نظام، روز “آزادی بیان” نام گرفت. سالروز صدور حکم ننگین اعدام برای استاد دانشگاهی که تنها مجالی برای سخن گفتن و ابراز عقیده در خانه ی خویش یعنی ایران را مطالبه می کرد و اینگونه ۱۸ آبان، یادواره،  اعتراض نسبت به مهجور واقع شدن یکی از حقوق طبیعی انسانها،  یعنی حق آزادی بیان و سخن برای تمامی ایرانیان به پیشنهاد دموکراسی خواهان دانشگاه تهران که آن روز هنوز از مجموعه ی انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران اخراج نشده بودند روز آزادی بیان و اندیشه نام گرفت.

برگزاری برنامه روز آزادی بیان امسال در دانشگاه تهران رنگ و بویی دیگر گرفته بود. افرادی که برای اولین بار در ۱۸ آبان ماه سال ۸۲ پیشنهاد و طرح برگزاری مراسم یادبود آزادی بیان را داده بودند، طی یکسال گذشته و با همکاری حاکمیت سیاسی و طیف دست نشانده ی انجمن اسلامی دانشگاه،  از انجمن اسلامی اخراج شدند. در نتیجه مجریان برنامه امسال،  همان مجریان و کارگزاران طرح پاکسازی و تصفیه انجمن اسلامی از غیر خودی ها و به تعبیر ایشان “بی دین ها” بودند. طیف اخراج شده ی انجمن اسلامی هر چند به تعدی و ظلم یاران سابق و همراهان فعلی حاکمیت در انجمن اسلامی دانشگاه مورد هتاکی های فراوان قرار گرفتند،  لیکن به اعتبار اینکه بانیان اصلی این یادبود بودند با شرکت در این مراسم،  فریاد همان حق فراموش شده ای را سر دادند که بهانه برگزاری مراسم بود. اخراج شدگان از انجمن اسلامی که طی یکسال پیش پس از تعرضات فراوان از: اتهام بی دینی و غیر مسلمان بودن از جانب طیف سنتی  وابسته انجمن اسلامی تا دریافت احکام سنگین انضباطی،  بازداشت، توبیخ و محرومیت از تحصیل از جانب حاکمیت سیاسی را بر سینه دارند،  خود را در غالب انجمن اسلامی دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران سازماندهی کرده اند و هر بار به بهانه های مختلف از دریافت مجوز فعالبت محروم شده، چرا که مجموعه دموکراسی خواه انجمن بر این عقیده است که جواز مشروعیت و مقبولیت خود را تنها و تنها از جانب بدنه ی دانشجویی اخذ نموده و نیازی به دریافت مجوز از طرف دست نشاندگان حاکمیت سیاسی در دانشگاه ندارد و نه همچون انجمن اسلامی حکومتی که موجودیت خود رابر اساس ارتباط وثیق خود با حاکمیت سیاسی استوار ساخته است. دموکراسی خواهان انجمن اسلامی در برنامه روز آزادی بیان حاضر شدند و خواستار تریبونی برای بیان اسناد زنده و روشن دانشجویان ستاره دار و محرومان از تحصیل شدند و خواهان بیان آلام بیش از ۶۰ تن از محکومین به احکام سنگین انضباطی و تعلیق از تحصیل  دانشگاه تنها به بهانه شرکت در تجمعات اعتراضی شدند، لیکن مخالفین دیروز روز آزادی بیان و اندیشه که این نام را تند و افراطی قلمداد کرده بودند و امروز میراث خوار روز آزادی بیان و اندیشه گشته اند، همانان که هم نوا و هم صدا با وزیر علوم احمدی نژاد وجود دانشجویان ستاره دار و محرومان از تحصیل را کذب محض خوانده بودند، مانع از آن شدند تا صدای این دانشجویان بعضا گمنام که از تمامی ابزار و وسایل اطلاع رسانی محروم شده اند در خانه خودشان یعنی دانشگاه طنین انداز شود و گستاخانه این دانشجویان را خرابکار معرفی کردند. ما دموکراسی خواهان انجمن اسلامی تنها مجالی کوتاه می خواستیم نه در رثا و مدح آزادی بیان که در مطالبه حق تحصیل و آموزش برای تمامی ایرانیان و حق حیات و زیستن برای یاران در بندمان، متاسفیم که مدعیان حاضر در انجمن اسلامی حکومتی در روز آزادی بیان از بردن نام و یاد و حق حیات “اکبر محمدی – دانشجوی دانشگاه تهران”  که به طرز شنیعی در زندان جان داد دریغ کردند تا بیش از پیش التزام تمام و کمال خویش را نسبت به حرکات و رفتار های تحقیرآمیز حاکمیت سیاسی با دانشگاهیان به اثبات رسانند. تا بار دیگر نشان دهند که برندگان صحنه ی نمایش تاریخ نه آرمان خواهان و حقیقت طلبان که فرصت طلبان اند و ما را با این سوال باقی بگذارند که شما فرصت طلبانی که در ظاهر به آزادی بیان و اندیشه معتقدید چرا در روز آزادی بیان و اندیشه  مخالفین خود را که از داشتن کوچکترین تریبونی در دانشگاه  برای بیان نظرات خویش محرومند از کوچکترین تریبونی محروم می کنید؟

 ما بعنوان اعضای انجمن اسلامی دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران،  لازم می داریم تا مراتب تاسف و اعتراض خود را نسبت به آلوده شدن تریبون انجمن اسلامی به زبان و بیان نشخوار کنندگان احزاب شکست خورده ی سیاسی و حاکمیت متصلب اعلام کرده و در این زمینه تمامی دانشجویان را به هوشیاری فرا خوانیم. گلایه ای از حاکمیت سیاسی نیست،  چرا که استبداد راه خویش را در تمرکز قدرت و بستن زبان مخالف کماکان خواهد پیمود، دریغ از اینکه تریبون انجمن اسلامی در اختیار مشتی فرصت طلب گرفتار آمده و در این میان حتی یک نفر از محرومان از ادامه تحصیل و محکومین به احکام انضباطی سهمی از تریبون روز آزادی بیان نداشتند و بالاجبار با زبان مکتوب با شما سخن می گوییم.

انجمن اسلامی دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن پاسداشت روز آزادی بیان و تمجید از مقاوت و استواری دکتر آقاجری و دیگر آزادیخواهان گمنام در راه آزادی خواهی و روشنگری،  اعتراض و انزجار خود را از صدور احکامی چنین ننگین از سوی سیستم قضایی کشور و صدور احکام مشابه کنونی برای یاران دبستانیمان را  اعلام  داشته و هشدار می دهیم که رویکرد کنونی وزارت علوم دولت احمدی نژاد در زمینه برخورد و تعرض حداکثری به دانشجویان و اخراج اساتید دگر اندیش دانشگاه از جمله اخراج استاد و متفکر دانشگاهی “دکتر کدیور”, جدای از هتک حریم علم و پژوهش و بر هم زدن امنیت روانی دانشجویان و دانشگاه، سیر قهقرایی خواهد بود که دامان دولت و نظام حاکم را در بر خواهد گرفت. ما دموکراسی خواهان انجمن اسلامی، اعلام می داریم که همچنان و با تکیه بر بدنه دانشجوی بر مطالبات آزادی خواهانه و دموکراتیک پای فشرده و دانشجویان را نسبت به پیوند شوم انجمن اسلامی وابسته و ارکان قدرت به هوشیاری و دقت دعوت نموده و انزجار خود را از سوء استفاده و برداشت شخصی از هویت و اصالت انجمن اسلامی به نفع گروه و احزاب خاص اعلام می داریم.

------------------------------

آخرین خبر از بند ۳۵۰ زندان اوین

منابع خبری گزارش می دهند که امروز عصر عامل اصلی حمله به زندانیان سیاسی را از بند ۳۵۰ منتقل کرده اند.

این منابع اطلاع می دهند که در اثر پافشاری زندانیان سیاسی بر خواسته های خود و تهدید ایشان به اعتصاب غذای جمعی، مدیریت زندان وادار شد تا سید جلیل غریب، سر دسته ی اوباشی که در دو روز گذشته به زندانیان سیاسی حمله کرده بودند، را از بند ۳۵۰ به بند ۸، معروف به آموزشگاه، منتقل نماید.  همین منابع متذکر گشته اند که زندانیان سیاسی این بند مصمم هستند تا رسیدن به نتیجه بر کلیه ی خواسته های خود  پافشاری کنند.

نامه ی زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین

ملت غیور ایران!

مدتی است که ما زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین متوجه گشته ایم که دستی از رده ی بالای مدیریت زندان برای ایجاد تنش و تشنج در این بند برنامه ریزی می کنند و به همین منظور باندي از اوباش و اراذل رجائي شهر و مراكز ديگر را براي آزار و اذیت زندانیان سیاسی به قسمت كارگري ۳۵۰ ظرف سه روز گذشته منتقل كرده اند. سركرده اين باند، شرور بد سابقه اي است بنام سيد جليل قريب كه با اسماعيل افتخاري (اسمال تيغ زن) كه از قبل در ۳۵۰ بوده است براي اقدامات خود هماهنگ شده اند.

ظرف سه روز گذشته به انحاء مختلف قريب و نوچه هاي او سعي در ايجاد درگيري و تنش كرده اند كه زندانيان سياسي متقابلأ كوشيده اند از بروز تنش و دادن بهانه به دست حضرات جلوگيري كنند.

روز دوشنبه رئيس بند ۳۵۰ (حيدرلو) بوسيله زندانيان سياسي دعوت شد و مطالب در اطاق ناصر زرافشان و با حضور زندانيان سياسي با صراحت و شفافيت در ميان گذاشته شد و او قول داد مسئله را حل و فصل كند. اما ظاهرأ توانائي يا تمايل به اين كار را ندارد.

صبح سه شنبه مأمورين براي بردن سعيد شاه قلعه يكي از زندانيان به انفرادي وارد بند شدند. زرافشان براي پي جوئي دليل انتقال سعيد به دفتر رئيس ۳۵۰ رفت. در آنجا در خود دفتر رئيس بند مورد حمله جليل قريب و همدستان او قرار گرفت كه منجر به درگيري او وساير زندانيان سياسي با اوباش مزبور شد و در اين ماجرا يكي از زندانيان سياسي بنام هاشم شاهين نيا مجروح  شد.

پس از اين ماجرا، دو معاون زندان (كيان پور و جواد مؤمني و سرپرست حفاظت اطلاعات و كارمندان او و …. به بند آمدند و زندانيان مسائل را با آنان در ميان گذاشتند ولي نامبردگان توانائي يا تمايل اقدامي را در اين زمينه از خود نشان ندادند.

جليل قريب سركرده اراذل مدعي است كه به كيان پور معاون جديدالورود زندان پشتگرم است و دستورات او را اجرا مي كند. نظر به اينكه رابطه زندانيان سياسي ظرف اين دو ماهه با رئيس زندان رابطه اي مبتني بر احترام متقابل و بدون مشكل بوده است، زندانيان سياسي منتظرند تا با رياست زندان اوين ملاقات و ببينند آيا مشكل در خود اوين قابل حل هست يا نه، ولي طي دو روز گذشته ظاهرأ بدليل غيبت رياست زندان و درگيري هاي كاري او در خارج موفق به مذاكره با نامبرده براي اخذ تصميم در مورد وضعيت خود نشده اند و در حال حاضر منتظر ملاقات با نامبرده هستند تا حجت را بر مسئولين زندان تمام كرده و بتوانند در مورد وضع خود تصميم بگيرند.

زندان اوین

٢٤ آبانماه ١٣٨٥

(١٥ نوامبر ٢٠٠٦)

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه