بازگشت به صفحه اول

 

 
 

محمد کامرانی؛ یکی دیگر از کشته‌شدگان درگیری‌های تهران

محمد کامرانی

محمد کامرانی در اثر جراحات وارده از زندان اوین به بیمارستان لقمان تهران منتقل شده بود

بی بی سی: محمد کامرانی، جوان ۱۸ ساله ای که در اعتراضات روز ۱۸ تیر سال ۱۳۸۸ بازداشت شده بود، روز ۲۵ تیر در اثر جراحات وارده، که معلوم نیست در جریان درگیری ها و یا در زندان ایجاد شده، از دنیا رفت.

طبق آمارهای رسمی در درگیری های بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران بیش از بیست نفر کشته اند. اما بعضی از معترضین تعداد کشته شدگان را چند برابر این تعداد می دانند.

یکی از اعضای خانواده آقای کامرانی به بی بی سی فارسی گفت که او در درگیری های روز پنجشنبه ۱۸ تیر در حوالی میدان ولیعصر تهران بازداشت شده است. البته به گفته این عضو خانواده آقای کامرانی، او در حرکات اعتراضی شرکت نداشته و صرفا در حال عبور از خیابان بوده است.

بنا بر گزارش های رسیده از ایران و اظهارات این عضو خانوده محمد کامرانی، او پس از دستگیری به همراه تعداد دیگری از بازداشت شدگان به بازداشتگاهی در کهریزک منتقل شده است.

بعد از چند روز فهرستی از سوی مسئولان زندان اوین از بازداشت شدگان منتقل شده از کهریزک به زندان اوین منتشر شد که نام محمد کامرانی هم در میان آنها وجود داشت.

با پیگیری های خانواده آقای کامرانی به آنها اطلاع دادند که روز چهارشنبه ۲۴ تیر، او از زندان آزاد خواهد شد و هنگامی که خانواده برای تحویل گرفتن او به زندان مراجعه کردند، به آنها گفته شد که به دلیل جراحاتی که به او وارد شده، به بیمارستان لقمان تهران منتقل شده است.

این عضو خانواده آقای کامرانی که خود در بیمارستان لقمان حاضر شده می گوید که در بیمارستان با پیکر نیمه جان محمد کامرانی روبرو شده است. خانواده آقای کامرانی با اصرار و تحت حفاظت ماموران، او را به بیمارستان مهر منتقل می کنند، اما بعد از چند ساعت و علی رغم تلاش پزشکان بیمارستان مهر، محمد کامرانی ۱۸ ساله از دنیا می رود.

پیکر محمد کامرانی، صبح روز شنبه در بهشت زهرای تهران دفن شده است.

پیش از محمد کامرانی نام چند تن دیگر از کشته شدگان این وقایع از جمله ندا آقا سلطان، دانشجوی ۲۷ ساله، سهراب اعرابی، جوان ۱۹ ساله، و یعقوب بروایه، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمایش در دانشکده هنر ومعماری دانشگاه تهران، در رسانه ها مطرح شده بود.

----

اطلاعات تازه در مورد کشته شدن مسعود هاشم زاده در روز ۳۰ خرداد

نیکی محجوب

مسعود هاشم زاده از کشته شدگان حوادث اخیر

بی بی سی: مسعود هاشم زاده، جوان ۲۷ ساله ای است که در ناآرامی های ۳۰ خرداد ماه در محدود خیابان شادمان و نصرت در تهران به ضرب گلوله ای کشته شد. میلاد هاشم زاده برادر کوچکتر مسعود می گوید زمان مرگ مسعود فقط پدرش و او در تهران بودند و بقیه خانواده در شمال زادگاه پدری مسعود به سر می بردند.

به این ترتیب مسعود هاشم زاده یکی دیگر از کشته شدگان ناآرامی های بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران است که نام و شیوه کشته شدنش در رسانه ها مطرح می شود. پیش از این ندا آقاسلطان، سهراب اعرابی، یعقوب بروایه و محمد کامرانی از جمله کشته شدگان حوادث اخیر بودند که نامشان در رسانه ها مطرح می شود.

میلاد با اشاره به اینکه مسعود ساعت شش بعداز ظهر روز ۳۰ خرداد برای دیدار با یکی از دوستانش در اطراف منزل به خیابان شادمان مراجعه کرده بود، می گوید: "زمانی که به خانه رسیدم پدرم تنها بود و من قبل از رسیدن به خانه درگیری ها و شلوغی ها را دیده بودم، نگران شدم و به سوی خانه دوستش رفتم، به چهار راه نصرت داخل خیابان شادمان که رسیدم دیدم صدای تیر می آید و یک سری تیر خورده اند."

به گفته آقای هاشم زاده درمانگاهی در آن محل وجود داشت که مجروحان و زخمی ها را به آنجا می بردند. برادر کوچک مسعود هاشم زاده ادامه می دهد: "زمانی که به درمانگاه رسیدم از روی ساعت، انگشتر و لباس مسعود، او را شناختم و از دیدن صحنه جا خوردم."

از آنجایی که اقوام درجه یک مسعود هاشم زاده در تهران نبودند، قرار بر این می شود که پیکر او را به زادگاهش در شمال ایران در اطراف رشت منتقل کنند. میلاد هاشم زاده با اشاره به درگیری های زیادی که در آن زمان در تهران بوده است می گوید: "دنبال آمبولانس ولی اصلا آمبولانسی برای انتقال مسعود نبود. در این رفت و آمدها پسر صاحبخانه گفت که او با ماشین شخصی اش به شهرستان می برد. دکتری هم که آنجا بود گفت برای انتقال به شهرستان گواهی فوت می نویسد."

میلاد هاشم زاده و پسر صاحبخانه با ماشین شخصی پیکر مسعود را به شهرستانی در حوالی رشت می برند، آقای هاشم زاده اضافه کرد:" ساعت پنج و نیم صبح یک شنبه به زادگاه خود سمت رشت رسیدیم. شبانه برادر و پسر خاله هایم را در جریان گذاشتم که مسجد آماده کنند، شورای محل و بستگان و اهالی محل بودند."

آقای هاشم زاده ادامه داد: "زمانی که ما رسیدیم به ما گفتند مسعود را نمی توانیم در آنجا خاک کنیم، دلیلش را کامل نبودن مجوز اعلام کردند. به ما گفتند مسعود باید به پزشکی قانونی برده و علت فوتش کاملا مشخص شود. بعد از آن من و راننده ماشین را برای بازجویی به آگاهی بردند که چرا این اتفاقات رخ داده است و تا ۴۸ ساعت بعد بازداشت بودیم. نگذاشتند من در مراسم خاکسپاری برادرم شرکت کنم."

آنها گفتند اگر مراسم بگیرید هم برای خود و هم خانواده سخت می شود. خیلی زودتر بروید تهران و نمانید

میلاد، برادر کوچک مسعود هاشم زاده

به گفته برادر کوچک مسعود هاشم زاده در گواهی فوت از طرف پزشکی قانونی نوشته شده است، اصابت گلوله به قلب و سوراخ کردن ریه، پارگی ریه و خونریزی داخلی و خارجی شدید.

میلاد هاشم زاده در بخش دیگری از گفت و گو با اشاره به ایجاد محدودیت هایی برای خانواده هاشم زاده می گوید: "بعد از روز ۳۱ خرداد که مراسم تشییع انجام شده که من نبودم، خانواده ما به خانه بستگان می روند و ما هم آزاد شدیم. روز یک تیرماه بود که برای مراسم سوم مسعود آگهی زدیم و به دنبال حجله و مراسم بودیم. به محض پخش اعلامیه مطلع شدیم آمدند و اعلامیه را کندند. شب هم تماس گرفتند که می خواهید مراسم برگزار کنید. تا زمانی که علت فوت مسعود مشخص نشده حق برگزاری مراسم را ندارید."

روز بعد از این تماس خانواده هاشم زاده برای یافتن علت عدم برگزاری مراسم مراجعه می کنند اما به گفته میلاد هاشم زاده توضیح خاصی به آنها داده نمی شود. آقای هاشم زاده افزود: "آنها گفتند اگر مراسم بگیرید هم برای خود و هم خانواده سخت می شود. خیلی زودتر بروید تهران و نمانید."

خانواده هاشم زاده با امضای تعهدی اجازه پیدا می کنند که بدون برگزاری مراسم بر سر خاک بروند و تجمعی به هیچ عنوان شکل نگیرد.

خانواده هاشم زاده با خانواده سهراب اعرابی یکی دیگر از کشته شدگان حوادث اخیر ملاقات داشتند. همچنین میرحسین موسوی و تعدادی از اعضای ستاد او برای دلجویی از خانواده هاشم زاده به دیدار آنها رفته اند. مادران صلح و مادران عزادار نیز با مادر مسعود هاشم زاده دیدار کردند.

----

رنجنامه دکتر ایرج فاضل وزیر علوم هاشمی رفسنجانی

پس از انقلاب به ياد ماندني بهمن ماه 1357ملت ايران و به منظور احياء و پاسداري از حقوق مردم نجيب اين سرزمين قرار شد:

-       حكومت مردم سالار باشد

-       ميزان رأي ملت باشد

-       به كمك مردم، توي دهن دولت‌هاي فاقد مشروعيت زده شود

-       بند بند قانون اساسي بدون كم و كاست به اجرا درآيد

-       نيروي انتظامي و نيروهاي مسلح در كنار مردم و حافظ مال و جان آنان باشند

-       اجتماعات مسالمت آميز جزء حقوق مسلم مردم باشد

-       روزنامه‌ها و مطبوعات آزادي كامل داشته باشند تا مردم بتوانند از طريق آن آزادانه بر نحوه كار مسئولين انتقاد كنند

-       صدا و سيما با مردم صادق باشد و به مردم درس راست گوئي و درست انديشي بدهد و بزرگترين دانشگاه باشد

-       قرار شد........

آيا حقيقتاً چنين شد؟ چرا كار ما به اينجا كشيد كه در كمتر ا ز سه دهه سوگوارانه شاهد ريخته شدن خون جوانان معصوم و بي‌گناهمان باشيم ؟ چرا دانشجويان عزيز و دختران و پسران پاك انديش و نگران ما بايد بي‌دليل مورد حمله وحشيانه قرار گرفته و راهي سياه چالها شوند؟

به كدام دليل ملتي كه هنوز خستگي يك انقلاب بزرگ را به تن دارد بايد اين همه زنداني سياسي داشته باشد؟

چه كساني مسئول اين جفاها در حق اين ملت شريف حق جو هستند؟

و چه راهي براي مردم باقي مانده است تا بتوانند خواست‌هاي مشروع خود را بيان كنند!

مگر مردم ايران چه مي‌خواهند؟ آيا شعار «دروغ ممنوع» از زيباترين و مسالمت آميزترين و خداپسندانه ترين شعارها نيست؟ و حمل اين شعار توسط جوانان پر شور و با كمال و پاكدل ما  يك افتخار بزرگ و يك جهش بلند اخلاقي در جامعه‌اي متأثر از انواع بداخلاقي ها بشمار نمي‌رود؟

من به عنوان يك خدمتگزار ناچيز و عاشق مردم اين سرزمين و ايران عزيز و ميليونها نفر مانند من درد و فرياد مان را به كجا ببريم و اين همه كج روي‌ها را در چنين مدتي كوتاه چگونه توجيه كنيم.

با توجه به مسائل ايجاد شده به نظر مي‌رسد براي جلب اعتماد عمومي و حل مشكلات موجود ، حكومت بايد صادقانه و با درستي و شفافيت با مردم روبرو شود و از اين همه بيدادگري و گستاخي و بي‌ادبي كه در حق مردم به ويژه جوانان رشيد و آگاه و افتخار آفرين كه صاحبان اصلي اين ديارند انجام شده است  پوزش بخواهد و با دلجوئي از خانواده‌هاي محترمي كه عزيزشان را از دست داده‌اند و آزاد كردن بي‌قيد و شرط زندانيان سياسي و دانشجويان در بند و تأمين حقوق ذكر شده در قانون اساسي زمينه‌اي فراهم كند تا در سايه بزرگواري و دريادلي مردم بتواند به حيات سياسي خود ادامه دهد و در جهت تحقق اهداف ياد شده گام بردارد.

----

رفتار غیر انسانی با خانواده های دستگیر شدگان و لیست جدیدی از اسامی دستگیر شدگان

بنابه گزارشات رسیده از مقابل  دادگاه انقلاب و زندان اوین، خانواده های دستگیر شدگان اخیر برای اطلاع یافت از عزیزانشان و آزادی آنها مقابل زندان اوین و دادگاه انقلاب برای چندمین هفتۀ متوالی تجمع  کردند .

امروز حدود 80 نفر از خانواده ها درمقابل دادگاه انقلاب به انتظار اعلام اسامي بازداشت شده ها بودند حدود ساعت 9:15 صبح 28 اسم كه همگي آقا بودند و نام هيچ خانمي در آن قيد نشده بود در صورتي كه هنوز تعدادي از خانم ها در بازداشت هستند از طرف دادگاه انقلاب براي گذاشتن كفالت اعلام شد .مامورین سرکوبگر  در مقابل دادگاه انقلاب از تجمع خانواده ها در مقابل دادگاه جلوگيري مي كردند و با داد زدن سر خانواده ها آنها را از جلو دادگاه انقلاب دور مي كردند.

در بين بازداشت شده ها افرادي هستند كه براي بار دوم بعد از شروع اعتراضات دستگير شده اند.اين بازداشت شده ها بعد از گذاشتن كفالت براي آنها و آزاد شدن روز جمعه 26 تير نيروهاي گارد بدون دليل وارد منزل آنها شده اند و براي بار دوم آنها را بازداشت كرده اند.

در مقابل زندان اوين هم بيش از 100 نفر از خانواده ها تجمع كرده بودند .تعدادي از آنها حدود يك هفته است كه براي عزيزانشان كفالت گذاشته اند اما هنوز آزاد نشده اند و دائم آنها را از اوين به دادگاه انقلاب و از دادگاه انقلاب به اوين پاس مي دهند.

تمامي خانواده هايي كه به دادگاه انقلاب مراجعه كرده اند به آنها گفته شده پرونده دست قاضي حداد است و بايد با او صحبت كنيد اما به هيچ كس اجازه رفتن به پيش حداد و حتي تماس تلفني با دفتر او داده نمي شد.و خانواده ها هر روز از ساعت 8 صبح تا 15 سرگردان و بلاتكليف به انتظار مشخص شدن وضعيت فرزندانشان در داخل و بيرون دادگاه انقلاب  مي نشينند .در چند روز اخير هر روز تعداد كمي اسم كه از 30 اسم تجاوز نمي كند توسط دادگاه انقلاب براي گذاشتن كفالت اعلام مي شود و بقيه خانواده ها بايد همچنان چشم انتظار اعلام اسامي فرزندشان در روزهاي ديگر بمانند.

لیست اسامي تعداد دیگری از بازداشت شدگان اخیر جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می یابد:

1- مسعود سرگل 14 ساله يك ماه پيش در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده

2- حميد رضا مسعودي 25 ساله مهندس عمران 18 تير نيروهاي گارد به داخل منزل يورش برده و او را بازداشت و به اوين منتقل كرده اند

3- نويد نصيرزاده 27 ساله و متاهل فوق ليسانس كشاورزي پنجشنبه 18 تيربا يورش نيروهاي گارد به داخل منزل بازداشت و به اوين منتقل شده

4- سيد مهدي شريفي 22 ساله سرباز پنجشنبه 18 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

5- سيد حسين نظامي 23 ساله 40 روز پيش تنها به دليل پوشيدن لباس مشكي بازداشت و به اوين منتقل شده

6- علي قاسمي 27 ساله ليسانس كامپيوتر پنجشنبه 18 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

7- كسري داور پناه 29 ساله ليسانس ادبيات جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

8- احمدرضا احساني 25 ساله ديپلم شنبه 30 خرداد در جمهوري بازداشت و به اوين منتقل شده

9- حامد نصيري 24 ساله فوق ديپلم جمعه 26 تير در خيابان قدس بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

10- سيد كاوه موسوي 26 ساله جمعه 26 تير در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده

11- سعيد سعادتي 17 ساله شنبه 30 خرداد در آزادي بازداشت و به اوين منتقل شده

12- سينا محرابي 28 ساله فوق ليسانس عمران شنبه 30 خرداد در خيابان آذربايجان بازداشت و به اوين منتقل شده

13- ايمان اسفندياري  18 ساله ديپلم جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

14- محمد جواد نوري 19 ساله دانشجوي عمران پنجشنبه 18 تير بازداشت و به اوين منتقل شده

15- مسعود افشار 24 ساله فوق ديپلم برق پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و به اوين منتقل شده

16- ناصر كوهي 30 ساله شغل آزاد جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

17- دانيال اميري 21 ساله شغل آزاد شنبه 30 خرداد در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده

18- نريمان سليماني فر 25 ساله ليسانس الكترونيك پنجشنبه 18 تير در امير آباد بازداشت و به اوين منتقل شده

19- مجيد حامدي 23 ساله شغل آزاد جمعه 26 تير در انقلاب بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص

20- حسن صادقي 26 ساله شنبه 30 خرداد در شادمان بازداشت و به اوين منتقل شده

21- عليرضا سعيدلو 19 ساله شنبه 30 خرداد در ستارخان بازداشت و به اوين منتقل شده

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، دستگیری، شکنجه و ادامۀ یازداشت آنها بخصوص کودکان را محکم می کند و خواستار آزادی فوری آنها است.و همچنین از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار ارسال هیئتی برای بررسی وضعیت دستگیر شدگان اخیر در زندانهای این رژیم است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
30 تیر 1388 برابر با 21 ژولای 2009

 ----

نامه سرگشاده فرزندان بهزاد نبوی به میرحسین موسوی: نکند  لحظه ای بخاطر نگرانی از وضعیت پدر ما در پیگیری مطالبات مردم  تردید به خود راه دهید

بسم الله الرحمن الرحیم
رئیس جمهور منتخب و محبوب ملت ایران، جناب آقای مهندس موسوی
با عرض سلام و ارادت
مدتیست در پی فرصتی بودیم تا در فضایی آرام تر و عقلانی تر عرض ادبی‌ داشته باشیم و پیروزی قاطع شما را چه در عرصه انتخابات ریاست جمهوری، چه در عرصه دفاع از حقوق مردم و چه در عرصه افشای ماهیت زشت استبداد موجود بر کشور تبریک بگوییم.
ما فرزندان آقای بهزاد نبوی مفتخریم که پدرمان توسط دولت کودتا و به جرم دفاع از رأی مردم بیش از یک ماه است در زندان انفرادی بسر می‌‌برد. در حقیقت جریان کودتاچی مدتها به دنبال انتقام گیری از جریانی بود که پس از دوم خرداد و به ویژه در مجلس ششم سعی‌ در افشای برنامه اقتدار گرایان جهت هدم جمهوریت نظام و تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت به اصطلاح اسلامی داشت. استعفای نمایندگان مجلس ششم و تحصن افتخار آمیز آنان در خانه ملت تنها گوشه‌ای از تلاش ایشان در جهت تنویر افکار عمومی‌ در مورد انحرافی بود که در خط اصیل امام و انقلاب در حال شکل گیری بود. ولی‌ متاسفانه باید اعتراف کنیم که ما در میزان عطش اقتدارگرایان به قدرت و عدم پایبندی آنها به ابتدایی‌ترین اصول انسانی‌، اخلاقی‌ و اسلامی فهم درستی‌ نداشتیم. باور نداشتیم که در روز روشن مردم را به گلوله ببندند و بی‌ شرمانه ادعا کنند که مردم با سلاح‌های اهدایی آمریکا و اسرائیل کشته می‌‌شوند. باور نداشتیم که این گوبلز‌های وطنی، در لباس نظامی و روحانی و رئیس دولت و امام جمعه، هیچ حد و مرزی برای دروغ گفتن جهت حفظ قدرت نا مشروع خود قائل نباشند.

از شما می‌‌خواهند که در چارچوب قانون و از طریق شورای نگهبان مطالبات خود را پیگیری کنید. سوال ما این است که چرا هنگام تصویب قانون مطبوعات در مجلس ششم نگذاشتند که روند قانونی‌ طی‌ شود؟ مگر شورای نگهبان نمی‌‌توانست آن طرح را هم مانند تمامی طرح‌های سیاسی مجلس ششم رد کند؟ ما می‌‌پرسیم مگر نمی‌‌شد مطبوعات اصلاح طلب توسط شاکیان همیشگی‌ و طی‌ روند قانونی‌ بسته شوند؟ چه شد که ۱۲روزنامه در یک روز بطور فله‌ای توقیف شد؟ نتیجه پرونده قتل‌های زنجیره‌ای و کوی دانشگاه در چارچوب قانونی‌ چه بود؟ بالاخره آن ریش تراش کذایی پیدا شد؟ چرا در حکومت عدل علی‌ پس از ۱۰ سال از شکایت آقای تاج‌زاده از آقای جنتی هیچ اقدامی صورت نگرفت، جز اینکه شاکی‌ یک ماه است در انفرادی بسر می‌‌برد و متهم کماکان بی‌ هیچ واهمه‌ای مشغول اتهام زنی‌ست. آیا اینکه پدر ما و فرزندان خدوم این ملت بیش از یک ماه است که در سلول انفرادی بسر میبرند قانونیست؟ آیا اینکه نمی‌گذارند حتی یک دقیقه با خانواده‌شان مکالمه تلفنی داشته باشند قانونیست؟ اینکه اجازه نمی‌‌دهند قرص‌هایی‌ را که آقای نبوی پس از عمل جراحی قلب باید به طور مرتب استفاده کنند را به ایشان برسانیم قانونی‌ و طبق اصول اسلامیست؟ البته از جماعتی که ایشان را ۴ سال پیش و تنها چند ماه پس از جراحی قلب باز در قم به قصد کشت کتک زدند انتظار دیگری نیست. این ناجوانمردان از سعید حجاریان، این جانباز اصلاحات چه می‌‌خواهند؟ البته که در قاموس اینان امثال حجاریان بر هم زننده امنیت ملی‌ و امثال سعید عسگر تثبیت کننده امنیت ملی‌ هستند. و شاهدیم که چگونه سعید عسگر‌ها را رها کرده‌اند تا نداها و سهراب‌ها را قربانی قدرت نا مشروع خود کنند.

عجبا که در این روزگار غریب شعار "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین" نیز در رسانه به اصطلاح ملی‌ سانسور می‌‌شود. تا جایی‌ که ما به خاطر داریم شعار مرگ بر شوروی از شعار‌های ثابت زمان امام بود. آیا مشکل ما در آن زمان با اقمار شوروی سابق بود یا با هسته اصلی‌ آن، یعنی‌ روسیه غاصب جنایتکار که عظیمترین تجاوزات را در طول تاریخ به تمامیت ارضی کشور ما کرده و می‌کند؟ چه شد که شعار "نه شرقی‌، نه غربی" تبدیل به سیاست نگاه به شرق یا به بیان صریح تر باج دادن به شرق شد؟

جناب آقای موسوی! ما به نوبه خود از شما و عزیزانمان آقایان خاتمی و کروبی میخواهیم که لحظه‌ای برای احقاق حقوق ملت و احیای خط راستین امام و انقلاب دست از مبارزه بر ندارید. نکند لحظه‌ای به خاطر نگرانی از وضعیت پدر ما و سایر زندانیان در پیگیری مطالبات مردم تردید به خود راه دهید. این جماعت نه دین دارند و نه آزاده‌اند. بی‌ تردید شهادت پدران و برادران ما در راه نیل به استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بسیار گواراست. آنچه تلخ و غیر قابل تحمل است نهادینه شدن استبداد در کشور، پایمال شدن خون شهدای انقلاب، دفاع مقدس و جنبش سبز و بلا موضوع شدن رای مردم است.

ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین
با ارادت بسیار
یاسر و میثم نبوی

۳۰ تیر ۱۳۸۸

----

انتقال خبرنگار زندانی از زندان اصفهان به بند 209 زندان اوین

بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان،خبرنگار-عکاس  زندانی امید سلیمی از زندان اصفهان به بند 209 زندان اوین منتقل شدند.

خبرنگار- عکاس زندانی امید سلیمی روز یکشنبه 28 تیر ماه از بند الف-ط وزارت اطلاعا ت زندان مرکزی اصفهان به بند 209 زندان اوین منتقل شد. او در شرایط سختی در بند الف- ط زندان مرکزی اصفهان بسر می برد و سر او دچار جراحاتی شده بود  او از یک هفته پیش از سلولهای انفرادی بند الف –ط به سلول عمومی منتقل شده بود.

خانواده آقای سلیمی از زمان دستگیری فرزندشان بارها به دادگاه انقلاب و ستاد پیگیری اداره اطلاعات برای اطلاع یافتن از وضعیت فرزندشان  مراجعه کردند. بازپرس شعبۀ  12 دادگاه انقلاب اصفهان  رفتاری وحشیانه و غیر انسانی با این خانواده داشت و با داد و فریاد سعی در بیرون کردن این خانواده از دفتر محل کارش داشت.خانواده آقای سلیمی با پیگیریهای مستمر خود روز پنجشنبه 25 تیرماه توانستند با عزیزشان ملاقات کنند.  

لازم به یادآوری است که خبرنگار زندانی امید سلیمی 31 ساله متاهل  و دارای 2 فرزند می باشد و در حرفۀ خبرنگاری - عکاسی مشغول بکار است. خبرنگار زندانی علاوه بر حرفۀ خبرنگاری خود دانشجوی رشتۀ حقوق دانشگاه پیام نور اصفهان و دانشجوی دانشکده خبر تهران می باشد. روز یکشنبه  24 خرداد ماه مامورین وزارت اطلاعات با آقای سلیمی تماس می گیرند و به او گفته شد برای تحویل گرفتن اموال ضبط شدۀ خود به دفتر سپاه اصفهان  باید مراجعه کند. او هنگام مراجعه دستگیر و به سلولهای انفرادی بند الف-ط زندان مرکزی اصفهان که در دست بازجویان وزارت اطلاعات است منتقل شد.آقای سلیمی عضو انجمن خبرنگاران می باشد و  دبیر سابق بخش فرهنگی روزنامه نصف جهان در اصفهان بوده. آقای سلیمی در جریان گرامیداشت روز 16 آذر 1387 دستگیر و به مدت 20 روز در سلولهای انفرادی بند 209 بسر برد و سپس آزاد شد ولی بعد از 4 روز دوباره دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209  برده شد و از آنجا به سلولهای انفرادی بند الف-ط زندان مرکزی اصفهان منتقل شد.ا و جمعا 3 ماه را در زندان بسر برد.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران، دستگیری،ادامۀ بازداشت  و انتقال او به بند 209 زندان اوین  این خبرنگار زندانی را محکوم می کند وازسازمانهای مدافع حقوق خبرنگاران و حقوق بشر خواستار اقدامات عاجل برای پایان دادن به  فشارها و اذیت وآزار خبرنگاران در ایران وآزادی فوری و بی قید وشرط تمامی خبرنگاران زندانی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
29 تیر 1388 برابر با 20 ژولای 2009

----

نگران امنیت زنان زندانی هستیم

فاطمه گوارایی

سه شنبه ۳۰ تير ۱۳۸۸

روز: شادی صدر نیز به خیل بازداشت شدگان کودتای انتخاباتی 22 خرداد پیوست.

زمانی که خبرگزاری ها از زبان خانم سعید زاده چگونگی بازداشت وی را گزارش می دادند بی اختیار گریستم با خود اندیشیدم کسانی که ادعای شرعی بودنشان گوش فلک را کر کرده وقتی این گونه در مقابل چشم صدها نفر بی مهابا عمل کرده و بی پروا و بی شرم  روسری بر سر و مانتو بر تن زنان ما پاره می کنند به راستی در پشت درهای بسته بازداشتگاه های نامعلوم با عناصر بازداشت کننده مجهول الهویه با زنان ما چه خواهند کرد؟

زنان زندانی آسیب پذیر ترین اقشار جامعه هستند. اخبار زندان های زنان ایران به دلیل جنسیت زندانیان و دشواری های مرتبط با آنها هیچ گاه  نتوانسته در صدر خبرها و گزارش ها باشد، اما قربانیان خود را نیز کم نداشته است. به عنوان زنی که خود سال ها در انفرادی و زندان این تجربه را پشت سرنهاده است به جرات می توانم بگویم تهدید و تعرض نسبت به زنان زندانی کابوس وحشتناکی است که اغلب زندانیان زن  این کابوس رازآلود را تا لحظه مرگ پنهان نگاه می دارند. ترس از به خطر افتادن آبرو، هراس از انگشت نما شدن، موقعیت اجتماعی و خانوادگی، مراحل توهین آمیز بازجویی، وحشت از ضرب شتم و یا حتی کشته شدن در بعد از آزادی، جامعه  را با عدم اطلاع رسانی درست و فقدان آمار واقعی در این عرصه مواجه ساخته است.

در کودتای اخیر کشورمان نیز به علت مشارکت بسیار خیره کننده زنان، آنان از هیچ آسیبی در امان نبودند. از دستگیری تا ضرب و شتم با باتوم و لگد در خیابان  تا نصیب شدن گلوله و به شهادت رسیدن ندای جنبش ازادی مردم ایران. 

کودتاگران که به همه اهداف خود دست نیافته و استمرار جنبش سبز موجب افشای بسیاری از تبانی ها و ناکامی بخشهایی  از اقداماتشان گردیده ناراحتی و عقده خود را علاوه بر سرکوب وحشیانه خیابانی و دستگیری های فزاینده، در اعمال خشونت با دستگیر شدگان از بدو دستگیری تا بازداشتگاه ها خالی می نمایند. و زنان زندانی نیز از این عقده گشایی ها در امان نیستند. به طور قطع این وضعیت و آسیب دیدگی در جریان بحران های سیاسی و  اجتماعی که کنترل کاملی بر اوضاع وجود ندارد و حتی خشونت ورزی بیشتر خود به مثابه یک ابزار کارآمد برای مهار بحران به کار می آید افزایش می یابد.

آنچه که مشخص است کودتا گران دست نیروهای خود را در برخورد با افراد بازداشت شده باز گذاشته اند.کسی عوامل بازداشت کننده را نمی شناسد. هیچ گروهی مسئولیت رخدادهای پدید آمده  را نمی پذیرد. بازداشتگاه ها یی که این خیل عظیم را در خود جای داده بر خلاف قوانین داخلی و بین المللی ناظر بر حقوق زندانیان نامشخص بوده و به طور رسمی ثبت نشده اند. سیلوهای کهریزک، زیر ساختمان وزارت کشور، بند 2 الف زندان اوین و...  مکانهای غیر رسمی است که در رابطه با این بازداشتی ها نام برده شده است. دامنه اختیاراتی نیز که به عوامل سرکوب داده شده نامشخص است. پس سرنوشت افراد بازداشت شده نیز کاملا نامشخص می باشد سابقه پرونده  برخورد با زنان زندانی در طی دهه های گذشته علی الخصوص دهه 70 که باز گشایی پرونده آن رسالتی بزرگ بر دوش فعالان حقوق بشر و حقوق زنان است که باید در جای خود به آن پرداخته شده  و تابوی حرف نزدن از آن شکسته شود، خاطره تلخ متاخر قتل زهرا کاضمی و دکتر  زهرا بنی یعقوب و اخبار ضد و نقیض مربوط به خانم ترانه موسوی از بازداشت شدگان بعد از کودتا ما فعالان زنان را نسبت به سرنوشت خواهران بازداشتی خود به شدت نگران کرده است. ما از وضعیت زنان بازداشت شده اعم از فعالان زن، دانشجویان زن و زنان و دخترانی که در اعتراضات پس از کودتا بازداشت شده اند نگرانیم و اعتمادی به دستگاه های بازداشت کننده نداریم.

ما در کنار تلاش برای آزادی کلیه بازداشت شدگان بعد از کودتا از همه حقوق دانان، فعالان حقوق بشر، فعالان سیاسی و اجتماعی و مدنی در داخل و خارج از ایران می خواهیم برای جلوگیری از فجایع بیشتر بر محور ازادی زنان زندانی در اسرع وقت کوشش نمایند.

ما شادی، زینب، ژیلا، شیوا، مهسا و سایر خواهران خود را میخواهیم. آن ها را آزاد کنید. ما نسبت به امنیت آنان از جوانب مختلف به شدت بیمناکیم.

----

جان دستگیر شدگان اخیر در زندان اصفهان در معرض خطر جدی قرار دارد

بنابه گزارشات رسیده از بند الف –ط وزارت اطلاعات در زندان مرکزی اصفهان ،تعداد زیادی از مردم اصفهان و بخصوص جوانان در سلولهای انفرادی آن تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار دارند.

در حال حاضر سلولهای انفرادی بند الف-ط مملو از دستگیریهای اخیر می باشد،دستگیریها ی گسترده  درسطح استان و بخصوص شهر اصفهان  همچنان ادامه دارد، مامورین وزارت اطلاعات به منازل مردم یورش می برند و اقدام به دستگیری مردم می کنند. در بین دستگیر شدگان کودکان با سنین 15 تا 17 ساله وجود دارد و یکی از نوجوانان 17 ساله در اثر شکنجۀ بازجویان وزارت اطلاعات  فک او شکسته شده است. تعدادی از جوانان دستگیر شده به بازداشتگاههای اطلاعات سپاه پاسداران منتقل شده اند. و تحت شکنجه های وحشیانه بسر می برند.از وضعیت تعدادی از جوانان خبری در دست نیست و ناپدید هستند این درحالی است که بستگان و دوستان آنها  شاهد دستگیری آنها در اعتراضات خیابانی بودند. جان آنها در معرض خطر جدی قرار دارد.

خانواده ها دستگیرشدگان توسط بازجویان وزارت اطلاعات در اصفهان  تحت فشارهای زیادی قرار دارند که نام فرزندان دستگیر شده و شرایط و شکنجه هایی که علیه آنها اعمال می شود را نباید به بیرون درز نمایید در غیر اینصورت خود آنها بازداشت و عزیزان در بندشان متحمل عواقب آن خواهند شد. یک جو وحشت آوری در بین خانواده های دستگیر شدگان  ایجاد کرده اند.همچنین جوانانی که با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منازل آنها  دستگیر می شوند در مقابل چشمان عزیزانشان مورد ضرب وشتم وحشیانه  قرار می گیرند.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران،نسبت به جان بازداشت شدگان اعتراضات اخیر در بند وزارت اطلاعات زندان اصفهان شدیدا ابراز نگرانی می کند. از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدامات فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
29 تیر 1388 برابر با 20 ژولای 2009

----

احضار دکتر رضا جلالی به دادگاه

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: مورخ 27 تیرماه سال جاری احضاریه دادگاه از سوی شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب گرگان به دکتر رضا جلالی استاد علوم سیاسی، حقوق و روابط بین الملل ابلاغ شد.

مورخ 27 تیرماه سال جاری احضاریه دادگاه از سوی شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب گرگان به دکتر رضا جلالی استاد علوم سیاسی، حقوق و روابط بین الملل ابلاغ شد.

رئیس ستاد ائتلاف مردمی مهندس میرحسین موسوی در استان گلستان ، تهدید شده است در صورت عدم حضور در موعد مقرر در محل شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب گرگان، به اتهام توهین، نشراکاذیب و تشویش اذهان عمومی غیاباً محاکمه و جلب خواهند شد. گفته میشود دلیل این احضار و اتهامات وارده به فعالیتهای ایشان در زمان انتخابات در استان گلستان باز میگردد.

لازم به ذکر است این فعال سیاسی پیش تر در خصوص اتهاماتی مشابه، در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی به ده ماه حبس، 30 ضربه شلاق و مبالغی جزای نقدی  محکوم شده بود.

رضا جلالی از مجروحین جنگ هشت ساله با سابقه 70 ماه حضور در جنگ و جانبازی بالای 70 درصد است. بدلیل 9 بار مصدومیت در جنگ و آسیب های بسیار جسمی، همچنین وجود ترکش های غیر قابل خارج کردن در اطراف نخاع، احتمال خطرات جانی برای این استاد دانشگاه در صورت بازداشت وجود خواهد داشت.

----

مقیسه ای معروف به ناصرین دانشجوی زندانی را به حکم سنگین و غیر انسانی 1 سال زندان محکوم کرد

بنابه گزارشات رسیده از بند 209 زندان اوین دانشجوی زندانی مهسا نادری محکوم به حکم سنگین و غیر انسانی 1 سال زندان شد.این حکم  توسط  محمد مقیسه ای معروف به (ناصریان )  به وی ابلاغ شد.

دانشجوی زندانی مهسا نادری 19 ساله دانشجوی رشتۀ اقتصاد دانشگاه مفید شهرستان قم،روز سه شنبه 23 تیر ماه به شعبۀ 28 دادگاه انقلاب برده شد. رئیس شعبۀ 28 فردی بنام محمد مقیسه معروف به ناصریان از اعضای هیئت مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 می باشد . حکم سنگین و غیر انسانی  1 سال زندان را به او ابلاغ کردند . در حالی است که او تمامی اتهامات نسبت داده شده را رد کرده بود .

از طرفی دیگر وکیل دانشجوی زندانی با استدلهای حقوقی خود تمامی اتهامات را رد کردند. محمد مقیسه ای رئیس شعبۀ 28 دادگاه انقلاب ،هنگامی که دانشجوی زندانی برای ابلاغ حکم غیر انسانی در دادگاه حاضر شده بود با برخوردی وحشیانه و غیر انسانی شروع به تهدید او نمود و نهایتا حکم 1 سال زندان را به وی ابلاغ کرد.دانشجوی زندانی علیرغم ابلاغ حکم همچنان در بند مخوف 209 زندان اوین نگهداری می شود  

اتهاماتی که به دانشجوی زندانی توسط سر بازجویان وزارت اطلاعات سعید شیخان و علوی  نسبت داده شده است به قرار زیر می باشد: شرکت در مراسم خاوران،محاربه، تبلیغ علیه نظام است.

محمد مقیسه ای معروف به ناصریان از اعضای هیئت مرگ سال 67 می باشد این هیئت بنابه شاهدان بازمانده از آن قتل عام که  باعث  جان باختن هزاران زندانی سیاسی شد شناسائی شده اند. علیرغم  خواستۀ سازمانهای حقوق بشری برای دستگیری ، محاکمه و مجازات  آمرین و عاملین این قتل عام هنوز تحقق نیافته است بلکه بعضی از آنها  در نقش قاضی های وزارت اطلاعات مشغول بکار هستند و تا به حال چندین زندانی سیاسی با اتهامات واهی و بدون برخوداری از حق دفاع و وکیل به سالها زندان محکوم کرده اند

لازم به یاد آوری است که زندانی سیاسی مهسا نادری 19 ساله 2 اسفند ماه در پی یورش  مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شدو 153 روز است که از بازداشتش در بند 209 زندان اوین می گذرد 88 روز آن را در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بسر برد. این دانشجوی زندانی در اثر شکنجه های غیر انسانی دچار ناراحتی قلبی و سردردهای شدید شده است.سعید شیخان سربازجوی وزارت اطلاعات و فردی به نام سید او را مورد بازجوئی و شکنجه های جسمی و روحی قرار داده اند.

همچنین اکثر خانم هایی که در اعتراضات اخیر  دستگیر شده اند در بند 209 زندان اوین بسر می برند آنها تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارند.

 فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دستگیری، شکنجه و صدور احکام سنگین و غیر انسانی توسط مقیسه ای را محکوم می کند و از دبیر کل وکمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدام فوری برای رسیدگی به وضعیت زنان زندانیان سیاسی که در شرایط غیر انسانی بسر می برند است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
30 تیر 1388 برابر با 21 ژولای

----

آتش زدن محل كسب يكي از شهروندان بهايي در سمنان

در ادامه حملات مهاجمان ناشناس به اماکن کسب بهاییان در سمنان، مغازه شهروندی دیگر در این شهر به آتش کشیده شد.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: در ادامه حملات مهاجمان ناشناس به اماکن کسب بهاییان در سمنان، مغازه شهروندی دیگر در این شهر به آتش کشیده شد.

در نيمه شب شنبه 20 تير ماه 1388 مهاجمين ناشناس با حمله به تعميرگاه اتومبيل يكي از شهروندان بهايي اهل سمنان به نام  "شيردل پيراسته" ، ضمن آتش زدن مكان مزبور موجب ايجاد خسارات بسياري به آقاي پيراسته شدند متاسفانه نيروي انتظامي با آنكه در طي يك ماه گذشته چندين مغازه بهاييان در سمنان مورد حمله قرار گرفته ولي تاكنون هيچ اقدام و پيگيري در مورد شناسايي و دستگيري مهاجمان بعمل نياورده است.

لازم به یادآوری است علاوه بر تخریب قبرستان بهاییان در این شهر، آتش زدن اماکن کسب و حمله به منازل آنان، چندی پیش تعدادی از ادارات دولتی در اقدامی عجیب فهرستی از بهاییان شاغل در سمنان را تکثیر و در تابلو اعلانات خود بدون توضیح خاصی در معرض دید عموم قرار دادند.

----

گسترش سیطره نهادهای امنیتی بر زندان اوین

مجموعه فعالان حقوق بشر در طی گزارشی از افزایش بازداشت شدگان سیاسی و امنیتی در زندان های کشور خبر داد این نهاد همچنین می افزاید سیطره نهادهای امنیتی بر بندهای مختلف زندان اوین رو به گسترش بوده است

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: با افزایش بازداشت شدگان سیاسی و امنیتی سیطره نهادهای امنیتی بر بندهای مختلف زندان اوین رو به گسترش است.

بنابرگزارشات دریافتی نهادهای امنیتی و در راس آن وزارت اطلاعات علاوه بر بند 209 مدیریت بندهای 240 و 241 که پیش تر در اختیار حفاظت قوه قضائیه بود و همچنین قرنطینه 7 که بندی جدید التاسیس در طبقه زیرین اندرزگاه 7 با ظرفیت 100 نفر (جمعیت حاضر افزون بر 400 نفر) است را بعهده گرفته است. این موضوع اماکنی چون بند 2 الف که متعلق به اطلاعات سپاه پاسداران در زندان اوین است را در بر نمی گیرد.

در حال حاضر نیروهای امنیتی مورد نیاز، از اماکن دیگری به زندان اوین منتقل شده و در مدیریت و اداره امور اماکن نگهداری زندانیان اعتراضات اخیر شرکت دارند. با کمرنگ شدن نقش سازمان زندانها و بالطبع قوه قضائیه در زندان اوین این زندان بزرگ به سمت هر چه امنیتی شدن حرکت می کند.

همچنین لازم به یادآوری است علیرغم آزادی بیش از صد شهروند زندانی طی روزهای 26 و 27 تیرماه کماکان صدها معترض و زندانی سیاسی حوادث اخیر در زندان اوین و اماکن دیگر نگهداری می شوند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه