|
مقاله نیویورک تایمز در مورد اتهامات جدید در ایران
رسوایی دفن مخفیانه اجساد معترضان
سه شنبه ۳ شهريور ۱۳۸۸
مایکل اسلاکمن
روز: درحالی که ایرانیان ماه مبارک و مقدس رمضان را آغاز می کنند، حکومتگران با اتهامات جدیدی مبنی بر شکنجه حامیان جنبش اصلاحات در زندان و دفن مخفیانه اجساد معترضان در گورستانی در خارج تهران روبرو شدند.
این اتهامات در وبسایتهای مربوط به جنبش اصلاحات منشتر شد و بر کشمکش بین جنبش مخالفان که سعی دارند خود را از سرکوب نجات دهند و دولت که تلاش کرده است بحران ناشی از انتخابات مناقشهآمیز ریاست جمهوری را پشت سر بگذارد اضافه شده است.
تحلیلگران میگویند بحران سیاسی ایران در دو سطح زبانه میکشد: از یک سو در خصومت میلیونها نفر که اعتقاد دارند پیروزی آقای احمدینژاد جعلی است و از سوی دیگر در مبارزه پشت صحنه در درون ساختار قدرت بین خودیهای سیاسی و روحانی.
به گزارش خبرگزاری مجلس که وابسته به جناحی از مجلس است که با رئیسجمهور مخالفت کرده است، روز شنبه زمانیکه آقای احمدینژاد سنت را شکست و در اجلاس مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت نکرد جنگ داخلی به نمایش گذاشته شد. این مجمع که هیاتی تاثیرگذار درحاکمیت است توسط حریف آقای احمدینژاد، رئیسجمهور اسبق، علی اکبر هاشمی رفسنجانی اداره میشود.
آقای رفسنجانی که مناقشه سیاسی بر سر انتخابات را سوخترسانی کرده است و در عین حال تلاش کرده است در انظار عمومی خود را ورای این نزاع نشان دهد، این اجلاس را با درخواست «وحدت و یکدلی برای عبور از مشکلات داخلی» آغاز کرد.
سخنرانی او نسخهای را برای التیام پیشنهاد کرد وخواستار اطاعت از قانون شد و زیرکانه تقصیرهایی را متوجه تمام طرفها ساخت. آقای رفسنجانی نتایج انتخابات و واکنش دولت را مورد چالش قرار داده است اما نسبت به در خطر انداختن جدی ثبات سیستم محتاط بوده است.
وی روز شنبه گفت: «وضعیت حاضر این را میطلبد که از رهنمودهای رهبر پیروی کنیم، محیط مساعدی را برای نزدیکی بیطرفانه به قانون اساسی و برخورد با قانونشکنان ایجاد کنیم.»
اما تحلیلگران میگویند آرام کردم این مناقشه ورای دسترس است و اتهامات اخیر شکنجه، تجاوز و کشتار که به نظر میرسد دلیل اصلی خشم عمومی است فروکش نکرده است.
رسول نفیسی یکی از دانشگاهیان ساکن ویرجینیا که سالها در مورد جمهوری اسلامی مطالعه کرده است با اشاره خاص به اتهام تجاوز گفت: «این موضوع قلب ادعای کشور بر اخلاقیات را نشانه میرود.»
دولت ادعاهای مبتنی بر تجاوز را رد کرده است اما رئیس کنونی مجلس، علی لاریجانی که اول این اتهامات را رد کرده بود قبول کرده است تا شواهد آن را، در صورت وجود، بررسی شوند.
ایران درهای کشور را به روی خبرنگاران خارجی بسته و بسیاری از روزنامهنگاران را زندانی کرده است و تایید یا تکذیب بسیاری از اتهامات را مشکل دشوار است.
دولت رسما گفته است که حدود 30 نفر در اعتراضات و سرکوبی دولت کشته شدهاند در حالیکه مخالفان میگویند این رقم نزدیک به 70 نفر است.
روز شنبه خبرگزاری نوروز، یک سایت اصلاحطلب گزارشی منتشر کرد که میگفت کارگران بهشت زهرا در تهران، 28 جسد را از 12 تا 15 ژوئیه (21 تا 24 تیر) در قطعه 302 دفن کردهاند. اگر این خبر تایید شود، آمار کشتهشدگان بیشتر از مقداری خواهد بود که دولت عنوان کرده است.
این گزارش با تصاویر ضمیمه گفته است که در موارد دیگر، اجساد توسط مقامات به خانوادههای آنها بازگردانده شدهاند که بصورت یخ زده بودهاند و نشان از آن دارند که در مکانهای صنعتی نگهداری شدهاند.
گزارشهای جدید بسیار دیگری از جمله یکی در وبسایتی وابسته به رهبر جنبش میرحسین موسوی میگوید، رهبران اصلی جنبش در زندان مورد آزار یا حتی شکنجه از جمله ماندن طولانی مدت در سلول انفرادی قرار گرفتهاند. گزارشهای قبلی شکنجه متمرکز بر معترضان خیابانی بود نه رهبران مخالف.
گزارشات دیگر میگویند تعویق محاکمه احمد زیدآبادی و فیضالله عربسرخی به این دلیل بوده است که این افراد بستری شدهاند و این گمانهزنیها را ایجاد میکنند که در زندان مورد شکنجه قرار گرفتهاند.
----
من فرزند یک کارمند بهشت زهرا هستم
در شبهای 22 . 23 و 24 تیرماه در بهشت زهرا چه گذشت ؟
آگوست 25, 2009 با minaakbari
من دانشجو هستم و یکی از افراد خانواده ما در بهشت زهرا مشغول کار است وضعیت مالی آنچنانی نداریم و من و خانواده همگی طرفدار احمدی نژاد هستیم ( میخواد خوشتون بیاد میخواد خوشتون نیاد ! ) هر چند که میدونیم که تقلب هم واسش کردن ! . چون این دولت خانواده کارمندان بهشت زهرا ( بخصوص ما ) روبعد از سالها صاحب خانه کرد طرفدارشیم !. من بر این باور هستم نیرویی ما فوق احمدی نژاد این جنایات رو مرتکب میشه و اگر احمدی نژاد از این جنایات اطلاع پیدا میکرد شدیدا جلوی آن می ایستاد و به دلایلی هم نمیتونه علیه این جنایات انجام شده موضع بگیره……………………… بگذریم
مادر من که در یکی از شیفتهای قسمت خدمات بهشت زهرا کار میکنه و سابقه طولانی در بهشت زهرا داره خیر داد که به تعدادی از اونها گفتن که چند شب یعنی 22 و 23 و 24 تیر ماه تعدادی تصادفی دارند که باید در شب خاک بشوند ! که هم او و هم من تعجب کرده بودیم . و حدس زدم که احتمالا خبرهایی است . من از مادرم بارها درباره اجساد کشته شدگان تظاهراتها سوال میپرسیدم . و اون هم به خاطر روحیات من سعی میکرد هیچوقت درباره این چیزها صحبت نکنه و من رو به درس خوندن ترغیب میکرد . اما اینبار توی شیفت شب این اتفاقات قرار بود بیفته البته تو یه مواردی هم شیفت شب باز هم کار کردن . مثل تصادفات که کار آنها یک خورده مشکل میشد و نیاز به وقت بیشتر داشتند . ولی اینبار برای 3 شب !. خلاصه مادرم رو قرار بود خودم برسونم ولی مادرم گفت قراره خودشون بیان سراغش . خلاصه مادرم صبح ساعت 6 برگشت و ازش سریع پرسیدم که چی شده بود ؟ جوابی نداد ولی توی چهرش اضطراب و ناراحتی رو میدیدم . باز ازش پرسیدم . گفت بگیر بخواب !. فردا صبح که بهش مرخصی داده بودند مشغول کار خونه بود که دستاش رو دیدم که جای جوهر استمب بود . انگار پای یک چیزی رو انگشت زده بود . گفتم نمیخوای بگی چی شده بود ؟تصادفی بودن ؟ گفت هیچ نگو که حالم اصلا خوب نیست . منم گیر ندادم . شب ساعت 12 بود که زنگ زدن موبایلش و دوباره اومدن سراغش و رفت ولی اینبار ساعت 7 صبح بود که اومد و خسته و ناراحت خوابید ساعت 9 صبح دیدم صدای هق هق گریش میاد . سریع بلند شدم و گفتم یا میگی چی شده یا خودم الان میرم بهشت زهرا . گفت هیچی . هیچی نشده . گفتم پس الان زنگ میزنم خاله مهین ( همکار مامانم ) از اون میپرسم که اونجا چه خبره ؟ گفت اون خبر نداره . این رو بگم که مادر من درسته که زنه ولی هیچوقت ندیده بودم که به خاطر مشاهداتش که شغلش ایجاب میکنه گریه کنه ولی باور کنید خیلی دلرحمه .
خلاصه کلی گیر دادم و قسمم داد به روح بابام که چیزایی رو که میگه به کسی نگم . من هم قبول کردم و قرآن رو آورد پیش روم گذاشت و گفت برو وضو بگیر و دستت رو بزار رو قرآن و قسم بخور که جایی این حرفارو که میخوام بگم رو نمیزنی ( من که خیلی تعجب کرده بودم ! چون انگاری خیلی براش مهم بود که جایی چیزایی رو که میگه درز پیدا نکنه .چون تا حالا واسه قسم خوردن انقدر حساس ندیده بودمش ) گفت که بیشتر واسه خود من و حفظ سلامتیم چیزی نمیخواد به گوش کسی برسه . به هر حال قسم خوردم و مادرم شروع کرد . گفت که پریشب ( 22 تیر ) وقتی وارد محوطه بخش شدم تعداد زیادی حدود 30 جنازه کاملا منجمد رو تو محوطه خوابونده بودن که یخشون آب بشه . کلی آدمهای ریش و پشم دار هم اونجا بودن و ما رو همراه تعدادی از همکارام به اتاقی بردند . اونجا واسمون یک آدم مسنی که جای مهر رو پیشونیش بود شروع به صحبت کرد و گفت امشب و چند شب دیگه ما اینجا باید جنازه هایی رو خاک کنیم که مربوط به منافقین هستند . اینها از گروه های ضد انقلاب هستند که با حمله به ما تعداد زیادی رو از سربازان ما رو کشته اند و ما جنازه اونها رو از نقاط مرزی برای شناسایی به اینجا اوردیم . و الان قراره دور از چشم جاسوسان و خبر گزاریها اینها رو خاک کنیم . در این رابطه اگر با کسی صحبت کنید و اشاره ای کنید . مطمئن باشید که جون خودتون و تک تک افراد خونوادتون در خطره . بعدش یک به یک اسم اعضای خونواده ها رو میپرسیدند و مینوشتند . و در آخر هم اثر انگشت چند چا از ما گرفتند . و دوباره تاکید کردند که نکاتی رو که گفتند رو نباید فراموش کنیم . ما رو به محلهای کارمون راهنمایی کردند . جنازه هایی رو که بیشتر آورده بودند مربوط به آقایون بود و اونجا تعداد همکاران ما بیشتر بود . در قسمت خانمها من بودم و چند نفر دیگه . به ما آنشب 5 جنازه زن و دختر تحویل دادند که به کلی یخ زده بودند ولی قسمت آقایون فکر کنم بالای 20 نفر بودند . اونطوری که توی محوطه دیدم . خلاصه مدیر بهشت زهرا هم که اونشب اومده بود به ما اعلام کرد که حتی اگه جنازه ها رو نیمه کاره شستشو و کفن کنیم باید ساعت 5 و قبل از طلوع خورشید کار رو تموم کنیم . ما هم شروع کردیم . تو کشته شدگان که خون توی صورتشون منجمد شده بود و آثار پارگی در صورت بودن آنها شدیدا دیده میشد . سه زن میانسال بودند و دو دختر 20 تا 30 سال که یکی از اونها کلا سرش متلاشی شده بود و ما آن را بدلیل آب نشدن یخهای شکل رفته در بدن که آنها را مانند چوب کرده بود کفن کردیم و تحمیل خدماتیهای دفن دادیم .
—— ولی مادرم بیشتر از چیزی که امشب 23 تیر ماه دیده بود خواست برایش تعریف نکنم ولی قبول نکردم و با اصرار ازش خواستم که بگه ——-
-از زبان مادرم
امشب هم به محوطه اون بخش رفتیم تعداد 4 برابر شب گذشته بود ! بیش از 100 نفر!! . به ما ( بخش خانمها ) تعداد 23 جنازه بی نام و نشان را تحویل دادند . تعداد ریش و پشمیا ( لباس شخصی ها ) 3 یا 4 برابر شب قبل شده بود . ورودیهای بهشت زهرا مامور گذاشته بودند و تمام رفت و آمدهای احتمالی کنترل میشد . شروع به کار کردیم ولی اعلام کردیم که اینها برای قبل از ساعت 5 حاضر نمیشن که رئیسشون که جای مهر روی پیشونیشون بود وارد بخش ما شد که با اعتراض ما روبرو شد ( چون ورود مرد ممنوع بود ) که ایشون در جواب گفت اینا همه یک مشت فاحشه . قاتل و وطن فروش بودند . گفت از مردا سریع کمک بیارین اینجا ! ولی اونجا هم ( بخش مردها ) کلی جنازه داشتند . به هر حال 3 نفر از اونا هم واسه اولین بار وارد بخش زنها شدن ! و شروع به کمک ما کردند . صحنه ای که من رو آزار می داد جسدهای یخ زده دخترانی بودند که علاوه بر آثار شکستگی فک و شکاف—– . خونی بود که از آلات تناسلی و مقعد آنها لخته بسته بود .( کروبی وقتی این افشاگری تجاوز رو کرد جا خوردم ! چون ما قبل از اون این اطلاعات و این حدسو زده بودیم که تو بازداشتگاه این بلا رو سرشون آوردن ) - امشب یخ جنازه ها تقریبا آب شده بود ولی آثار یخ روی آنها موجود بود . در بین آنها دخترانی بودند که زیر بیست سال سن داشتند . با سرعت زیادی که به کار بردیم توانستیم تا ساعت 4 صبح چهارده تاشون رو به کمک آقایان حاضر کنیم . که کلی به ما تند رفتند و گفتند بقیه رو بدون شستشو و پنبه گزاری فقط کفن کنید . که ما هم همینکارو کردیم ولی تا ساعت 5 به 17 تا رسید . که گفتند این 6 جنازه آخرو پارچه ای بپیچید دورشون و تحویل خدمات دفنی ها بدین که رئیسشون گفت که دیگه دیره و تا طلوع خورشید چیزی باقی نمونده و باید به فردا شب موکول بشه —- مادر من که اشک تو چشماش حلقه بسته بود گفت قراره که فردا شب هم بره و گفتن شب آخره . مادرم خودش از همکاراش شنید که همه میگفتن و زمزمه میکردند که اینا مربوط به درگیریهای بعد از انتخابات تهران بوده .
امشب 24 تیر مادرم رفت و منتظر برگشتنش شدم و خوابم نبرد تا اینکه ساعت 7 صبح کلید رو انداخت در و اومد . سریع رفتم جلوشو دستش رو گرفتم و نشست و تاکید کرد چیزایی رو که به من گفته هیچ جا نگم . گفت که دیشب ( 24 تیر ) فقط دفن اجساد بوده و چند جنازه پریشب رو که نصف و نیمه کفن کرده بودند رو اوردن و کاراشون رو انجام دادند . دیشب مادرم هفته های بعد شنید که تعداد زیادی از جنازه ها رو بهشت زهرا دفن نکردند و با خودشون به جای نامعلومی بردند. در ضمن یکی از کارگرای دفن که رفت و آمد با ما داره بعدا به ماگفت که بهشون گفتن بعضی از قبرها رو خالی بزارن و اگه فردا و روزهای آینده مردم جنازه و فوتیشون رو اوردن بین اینا بذارن خاک . در ضمن نیازی به گفتن قطعه ها نیست چون تو بی بی سی شماره قطعه ها رو گفتند . یک خبر رو هم بگم که بدونید تا چند روز دیگه قراره با رئیس یهشت زهرا به خاطر آنچه که ناشیگری بهش گفتند وقطعه ها رو بدون نام . شماره گذاری ( تابلو ) کرده . برخورد کنند
من هم این اطلاعات رو به دلایلی دادم با این که قسم خورده بودم . هر چی هم بخواد بشه اگر هم طرفدار موسوی بودند و مخالف اونها بودم ولی هموطنهای من بودند و جون من در مقابل جون اونها عزیز تر نیست .
|