بازگشت به صفحه اول

 

 
 

حضور گسترده مردم تهران و گل باران آرامگاه شهدای راه  آزادی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" بمناسبت سالگرد جانباختگان راه آزادی  تعداد زیادی از مردم تهران همراه با خانواده های آنها از بعد از ظهر امروز بر آرامگاه شهدا حاضر شدند و با نثار گل و روشن کردن شمع نسبت به آنها  ادای احترام کردند

 روز سه شنبه 25 خرداد ماه از حوالی ساعت 17:00  با حضور خانواده های شهدا و تعداد زیادی از مردم تهران  مراسم  گرامیداشت سالگرد جانباختگان راه آزادی مردم ایران در بهشت زهرای تهران در حال برگزاری است و همچنان سیلی از مردم تهران بسوی آرامگاه آنها  روان است. مردم با حضور برهر کدام از آرامگاهها با قرار دادن شاخه های گل و روشن کردن شمع نسبت به آنها ادای احترام می کنند و یاد و خاطره آنها را گرامی میدارند.

امروز سالگرد تعدادی از جان باختگان راه آزدی مردم ایران است که اسامی تعدادی از آنها به قرار زیر می باشد  محرم چگيني، رامین رمضانی و سهراب اعرابی می باشند.

از طرفی دیگر از ظهر امروز انبوهی از نیروهای سرکوبگر برای ایجاد جو رعب و وحشت و در سطح بهشت زهرا مستقر شدند. عمده تجمع نیروهای سرکوبگر بر آرامگاه جانباختگان را ه آزادی می باشد. نیروهای ویژه سپاه پاسداران (لباس شخصیها) بصورت گسترده ای در میان مردم حضور دارند و برخوردهای وحشیانه نسبت به حاضرین دارند.

نیروهای سرکوبگر ولی فقیه علی خامنه ای حساسیت زیادی بر روی موبایل ها دارند و کسانی که حتی قصد جواب دادن به تلفنها ی خود دارند مورد یورش نیروهای ویژه سپاه پاسداران (لباس شخصیها ) قرار می گیرند. برخوردهای آنها تحریک آمیز،خشن و ضد انسانی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

25 خرداد 1389 برابر با 15 ژوئن 2010

----

حضور گسترده مردم در منزل سهراب اعرابی برای گرامیداشت سالگرد او

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" تعداد زیادی از مردم تهران در مراسم گرامیداشت  سالگرد جان باخته راه آزادی  سهراب اعرابی حضور دارند و در حال برگزاری آن در منزلشان می باشند .

از ساعت 20:00 مراسم گرامیداشت سهراب اعرابی در محل سکونت  آنها در حال برگزاری است و تعداد زیادی از مردم  در آن شرکت دارند و هر لحظه بر تعداد شرکت کنندگان افزوده می شود.

از طرفی دیگر روز سه شنبه 25 خرداد ماه در حین و پس از اجرای مراسم گرامیداشت جان باختگان راه آزادی  تعدادی از شرکت کنندگان دستگیر وی به نقطه نامعلومی منتقل شدند.تا ساعت 18:00  بیش از هشت نفر دستگیر شدند که 6 نفر از آنها زنان و یا دختران جوان تشکیل می دادند.

خانواده جان باختگان راه آزادی و جمعیت حاضر علیرغم اعمال سرکوبگرانه و فشارها و تذکرات مستمر که توسط نیروهای سرکوبگر صورت می گرفت و سعی در پراکنده کردن جمعیت را داشتند توجه نمی کردند و به ادامه مراسم می پرداختند و این مسئله باعث خشم آنها گردید.

اکثر دستگیریهای امروز بر سر آرامگاه شهید راه آزادی سهراب اعرابی صورت گرفت. یکی از خانم ها که در حال صحبت کردن  با مادر سهراب بود دستگیر و بقیه آنها در حین انجام مراسم گرامیداشت  دستگیر شدند.نیروهای ویژه سپاه پاسداران (لباس شخصیها ) اقدام به دستگیری می نمودند  و تمام سعی خود را بکار می بردند که دستگیریها در سکوت صورت گیرد.

مادر سهراب اعرابی نسبت به دستگیریهای امروز به مامورین سرکوبگر اعتراض نمود و تلاش زیادی کرد تا آنها را آزاد کند.

 تعدادی از مامورین سرکوبگر با دوربین های خود اقدام به عکس گرفتن و فیلم برداری از شرکت کنندگان مراسم گرامیداشت می  پرداختند. این فیلم برداری بصورت علنی و مخفی صورت می گرفت و شرکت کنندگان عمل آنها را به سخره می گرفتند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

25 خرداد 1389 برابر با 15 ژوئن 2010

----

تشدید فشارها و ایجاد محدودیتها علیه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"، فشارها و محدودیتها علیه زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج به خاطر شدت یافتن اعتراضات مردم علیه دیکتاتوری حاکم افزایش یافته است.

از روز یکشنبه 23 خرداد ماه  محدودیتهای ارتباطی علیه زندانیان سیاسی بند 3 معروف به بند کارگری زندان گوهردشت کرج به اجرا گذاشته شده است. تماس تلفنی برای بعضی از زندانیان سیاسی  تا 40 ثانیه تقلیل یافته است  و برای بعضی از زندانیان سیاسی فقط  با حضور پاسداربندها کنار آنها  می توانند با خانوادشان تماس برقرار کنند.

روز گذشته زندانی سیاسی ارژنگ داودی وقتی که می خواست با خانواده اش تماس بگیرد به او فقط اجازه 40 ثانیه تماس و با حضور پاسدار بند داده شد. پاسدار بند به مکالمات خصوصی و خانوادگی آنها گوش فرا می دهد. همچنین امروز به زندانیان سیاسی اطلاع داده شد که مدت تماس آنها با خانواده هایشان کاهش خواهد یافت.

از 9 خرداد ماه تعدادی از زندانیان سیاسی بندهای 2،4،6  و زندان کچوئی کرج به حسینیه بند 3 زندان گوهردشت کرج منتقل شدند.زندانیان در حسنیه این بند که فاقد هر گونه امکانات اولیه است بسر می برند.

گفته می شود هدف از انتقال زندانیان سیاسی به این بند برای کنترل و ایجاد محدودیتهای بیشتر علیه آنها به اجرا گذاشته شده است.احتمالا قصد دارند شرایطی غیر انسانی همانند بند 350 زندان اوین که تحت نظارت مستقیم بازجویان وزارت اطلاعات و افرادی مانند صداقت رییس زندان اوین و مصطفی بزرگ نیا رئیس بند 350 که از شکنجه گران شناخته شده را در این بند به اجرا بگذارند.

 زندانیان سیاسی که در حال حاضر در بند 3 در اسارت بسر می برند عبارتند از؛ ارژنگ داودی،منصور اسالو، ،منصور رادپور، ،مسعود باستانی،علیرضا کرمی خیر آبادی،بهنام فیدج، مصطفی اسکندری، احمد زید آبادی مهدی محمودیان،رضا رفیعی و حشمت الله طبرزدی می باشند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،تشدید فشار و ایجاد محدودیتها علیه زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

24 خرداد 1389 برابر با 14 ژوئن 2010

----

آزادگی در بند

نامه عبدالرضا تاجیک به مادرش پیش از بازداشت سوم

متن زير نامه عبدالرضا تاجيك فعال ملی مذهبی و رزونامه نگار است به مادرش درست ساعتي قبل از آن كه براي سومين بار در يكسال گذشته آزاديش را بربايند. پدر و مادر عبدالرضا تاجيك در سنين خردسالي و نوجواني او به ديدار معبود رفته‌اند و خاله‌اش، مادر بودن را براي عبدالرضا تاجيك به بزرگي ايفاي نقش كرده است. نامه این روزنامه نگار آزاده را را يك ساعت قبل از بازداشت بخوانيد:

مادري كه خاله‌ات مي‌نامم،

سلام!

در اين لحظه‌ها كه براي تو مي‌نويسم، نمي‌داني چه حالي دارم؛ دقايقي كه منتظرم تا بار ديگر براي سومين مرتبه در طول يك سال اخير به زندانم كشند. نمي‌داني كه چگونه از هيجان گرم شده‌ام.

قصدم شرح حال نيست؛ فقط مي‌خواستم بگويم كه در اين لحظه‌ها به منزل تازه‌اي در اين سفر رسيده‌ام.

مادري كه خاله‌ات مي‌نامم!

در طول يك سال گذشته، سرودها براي تو سروده‌ام. من چه بودم و تو چه كردي؟ چه مي‌گويم به تو، تو خود بهتر از من مي‌داني.

به گذشته‌هاي دور بازگشته‌ام. آن شب، شبي كه تا سحر بيدار ماندي و تا سپده‌دمان سر مرا بر سينه‌ات گذاشتي تا هرم نفس‌هايت، جايگزين نفس‌هاي مادرم باشد.

شبي كه تو، زندگيت را براي من و ما فدا كردي و چنين شد كه فداكاري و از خود گذشتن شد صفت بارز تو و سال‌ها نيز چنين گذشته است.

و حال كه لحظه وداع با توست، احساس مي‌كنم كه به من خوب آموختي درس زندگي را، فدا كردن زندگي خود براي سعادت و به روزي ديگران و اينك احساس مي‌كنم كه تا حدودي اين درس را خوب آموخته‌ام. پس بر من خرده مگير كه چرا تا حال، اينقدر همه زندگيت در سياست غرق شده است.

مادري كه خاله‌ات مي‌نامم!

اين ماه‌ها و روزها مرا به گناهي متهم كرده و مي‌كنند كه همواره در آرزوي آن و براي رسيدن به آن در تلاشم؛ دفاع از هم‌نوع، دفاع از حقوق بشر و تحقق آموزه‌هايي كه از دين اسلام آموخته‌ام.

وقتي خودم را با برخي از همراهانم مقايسه مي‌كنم از شادي در پوست خود نمي‌گنجم. به قول علي شريعتي، «اگر آنها زر اندوختند من گنج يافتم، اگر آنها كاخ برپا كردند، من معبد ساختم و اگر آنها باغي خريدند من كشور سبز معجزاتش را دارم

مادري كه خاله‌ات مي‌نامم!

شامگاه پنجشنبه بيستم خردادماه 1388 كه بازجوي وزارت اطلاعات به من تلفن كرد كه روز جمعه خودم را معرفي كنم، چند بار بالاي سرت آمدم، اما تو خواب بودي. مي‌خواستم بهترين سرودهايي كه ياد گرفته بودم را برايت بخوانم. اما ديدم كه داروهاي قلبت تازه اثر كرده و تو در خوابي، حيفم آمد كه صدايت كنم.

اما حيف‌تر آن‌كه نتوانستم آنها را برايت بخوانم و حيف‌تر آنكه زندانبانان نمي‌گذارند تا تو در طول بازداشت به ديدنم بيايي، چراكه نام تو از بد حادثه در شناسنامه‌ام نيست. البته باز وجود تو بود كه به من يك روز فرصت داد تا بيرون از زندان باشم و شنبه صبح خود را به وزارت اطلاعات معرفي كنم.
نمي‌دانم. نمي‌دانم، چه صبري داري تو. نگراني را شب قبل در وجودت ديدم، هنوز حس مي‌كني من همان طفل خردسالم؛ «آخر سه بار شد. سه بار بازداشت در طول 12 ماه، يعني چه؟» نمي‌دانم. نمي‌دانم... شايد...
«
پسرم سعي كن چيزي برخلاف رضاي خدا نگويي، عليه همراهانت چيزي برخلاف واقعيت نگو

مادري كه خاله‌ات مي‌نامم!

در اين لحظه وداع به تو مي‌گويم به فضل خدا، ايستاده‌ام. اما اين جمله را كه از كتاب «مردي در تبعيد ابدي» به خاطر دارم برايت مي‌نويسم تا صبرت را با آگاهي آميخته باشي: «زماني كه با زمانه خويش نساختي و با مسندنشينان و امربران ايشان كنار نيامدي و آنچه را كه جاهلان مي‌گويند، جاهلانه بازنگفتي، لاجرم به تبعيد ابدي روح گرفتار خواهي شد- حتي اگر در كنج منزلي در شهري ساكن باشي؛ و اگر بر نپذيرفتن پاي فشردي، آواره‌ات خواهند كرد، يا به زندانت خواهند انداخت و به دارت خواهند كشيد

----

تشریح جزئیات دستگیر محمدرضا جلائی‌پور

٢٥ خرداد ١٣٨٩

حمیدرضا جلائی‌پور: فرزندم را علی‌رغم صدور قرار منع تعقیب به صورت غیراخلاقی بازداشت کردند/ مامور امنیتی گفت یادتان باشد برای دوره سوم هم احمدی‌نژاد سر کار هست

پارلمان‌نیوز: پدر محمدرضا جلائی‌پور با انتقاد شدید از برخورد روز گذشته ماموران امنیتی با فرزندش ضمن ابراز نگرانی از وضعیت محمدرضا جلائی‌پور گفت:« آیا ما قاتل و دزد هستیم که اینگونه به حریم خانواده ما تجاوز می‌کنند و به صورت غیراخلاقی فرزندم را بازداشت می‌کنند؟»

دکتر حمیدرضا جلائی‌پور در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، ضمن تائید دستگیری فرزندش اظهار داشت:« برای محمدرضا بعد از گذراندن سه ماه حبس در سلول انفرادی و باقی قضایای که بر او گذشت اخیرا توسط قاضی منع تعقیب صادر و 200 میلیون وثیقه سپرده شده نیز آزاد شده بود.»

وی ادامه داد:« فرزندم در دو هفته اخیر پیگیر گرفتن پاسپورت خود بوده است تا بعد از نزدیک به یکسال دوری بتواند نزد همسر خود برود.»

مدیر مسئول روزنامه های توقیف شده جامعه و نوسازی تصریح کرد:« مسئولان قضایی به ریاست جمهوری برای دادن پاسپورت به فرزندم نامه زده بودند و قرار بود که دیروزتوسط دادسرای اوین پاسپورت تحویل محمدرضا شود اما به دلیل عدم حضور قاضی قرار بود که امروز به او تحویل داده شود.»

وی افزود:« با این حال کارشناس پرونده فرزندم خیلی محترمانه به محمدرضا زنگ زد و به او گفت که پاسپورت را خودم به تو می‌دهم، محمدرضا برای گرفتن پاسپورت به محل قرار که مسجد ضرابخانه بود رفت، بعد از گذشت مدتی زنگ خانه به صدا درآمد و من فکر کردم که محمدرضا است و پاسپورت را گرفته است اما ناگهان پنج مرد درشت اندام به خانه ریختند و بدون نشان دادن حکم تمام اتاق‌ها را زیر و رو کردند و  حتی به خود اجازه دادند که وسائل و لباس‌های همسرم را نیز مورد بازرسی قرار دهند.»

جلایی‌پور یادآور شد:« آن‌ها از تمامی مراحل تفتیش خود فیلم‌برداری می‌کردند اما از عکس شهدا و آیات قرآنی که محمدرضا خطاطی کرده بود و جانمازهایی که پهن بود فیلم نمی‌گرفتند، به آن‌ها گفتم از این‌ها هم فیلم بگیرید تا بدانند با چه خانواده‌ای دارند اینگونه برخورد می‌شود.»

استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گفت:« حتی جزوه درسی برادران شهیدم که در انباری منزل بود را هم درآوردند و جالب آنکه تنها چیزی که از منزل ما بردند دستخطی زیبا از آقای خاتمی بود که تولد محمدرضا را به او تبریک گفته بود و فرزندم این دستخط زیبا را قاب گرفته بود و روی چمدان خود گذاشته بود تا همراه خود ببرد.»

جلایی‌پور ادامه داد:« آقایان گفتند این دستخط یکی از سران فتنه است و ما باید همراه خود ببریم.»

وی یادآور شد:« بر اثر این برخوردها همسر من از حال رفت. من به این آقایان گفتم مگر رهبر انقلاب تاکید بر تقوا نمی‌کنند پس تقوای شما کجا رفته است؟ چرا اینگونه به خانه من می‌آئید و حتی یک مامور زن هم همراهتان نیست؟»

جلایی‌پور تاکید کرد:«محمدرضا بعد از آزادی از زندان هیچگونه فعالیت سیاسی نداشته و اکثر وقت خود را صرف اتمام تز خود می‌کرد، تنها جرم محمدرضای من این است که در انتخابات برای آقای خاتمی و سپس آقای موسوی فعال بوده است و غیر از آن فعالیت سیاسی دیگری نداشت.»

این استاد دانشگاه تصریح کرد:« مگر فرزند من که رتبه یک کنکور و دارنده مدال طلای المپیاد است یک قاتل و دزد است؟ مگر من استاد دانشگاه کسی را کشته‌ام که اینگونه به خانه من می‌ریزید و به صورت غیراخلاقی و علی‌رغم اینکه در این دو هفته فرزندم حداقل چهار ساعت در روز در دادسرا بوده و او را بازداشت نکردند و ناگهان اینگونه به خانه می‌ریزند بازداشت می‌کنند؟ چرا دروغ می‌گویند؟»

جلایی‌پور گفت:« فرزندم  در آن هنگام به این افراد یادآور شد که به تمام اتهامات پاسخ داده و قرار منع تعقیب او هم صادر شده، اما جالب آنکه یکی از ماموران گفت یادتان باشد که آقای احمدی‌نژاد برای دور سوم هم سر کار هست، سئوال من این است که این افراد مامور امنیتی هستند یا عضو حزب و گروه سیاسی که اینگونه بی‌پروا به اظهارنظر سیاسی می‌پردازند؟»

فرماندار پیشین مهاباد خاطر نشان کرد:« در حال حاضر هیچ خبری از محل نگهداری محمدرضا در دست نداریم و نگران وضعیت او هستیم، فرزندم می‌توانست در این مدت خاطرات خود از زندان را بنویسد و منتشر کند و ده‌ها کار و فعالیت سیاسی دیگر بکند اما نکرد و متاسفم که اینگونه با محمدرضا برخورد می‌کنند.»

----

تماس تلفنی علی اخوان

علی اخوان، فعال اجتماعی که بامداد 14 خرداد بازداشت شده بود، دیروز دوشنبه 24 خرداد، برای دومین بار با منزلش تماس گرفت و از سلامت خود خبر داد.

بر این اساس وی به مدت 10 روز در سلول انفرادی بند 209 به سر می برده است، اما در حال حاضر همراه یک زندانی دیگر که فردی عرب است، در سلول خود به سر می برد.وکیل وی نیز امکان دسترسی به پرونده اش را ندارد و مدت زمان ادامه ی بازداشت علی اخوان همچنان نامشخص است.اتهام وی، تبلیغ علیه نظام عنوان شده است.

همسر وی بیتا طاهباز، روحیه ی وی را بسیار عالی توصیف کرده است.

----

ادامه یافتن شکنجه های وحشیانه زندانیان بی دفاع در بند 1 زندان گوهردشت کرج

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" شکنجه ،اذیت و آزار وفشارهای قرون وسطائی علیه زندانیان بند 1 زندان گوهردشت کرج ادامه دارد.

در طی چند هفته گذشته شکنجه های غیر انسانی،اذیت و آزار زندانیان اسیر در بند1 زندان گوهردشت کرج ادامه دارد.زندانیان بی دفاع و اسیر در سلولهای انفرادی معروف به سگدونی تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارند.زندانیان در گرمای زیاد از داشتن آب ساعتها محروم می باشند و در صورت زدن درب سلول و تقاضای آب نوشیدنی به آنها دست بند ،پابند و چشم بند زده و به سلول شکنجه برده می شوند. آنها مدت طولانی تحت شکنجه های وحشیانه قرار می گیرند. شکنجه ها با باتونهای برقی و معمولی صورت می گیرد. زندانیان که در روزهای گذشته در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های وحشیانه جسمی قرار گرفتند عبارتند از؛ حسن شریفی،قیصر اسماعیلی،جواد زارع،احد فتحیان ( در اثر شکنجه بینی او شکسته شده است) ، سامان محمدی و تعدادی زیاد دیگری می باشند.

کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان اکثر اوقات در شکنجه گاه بند 1 حضور دارند و با حسن آخریان رئیس بند 1 زندان گوهردشت کرج که معتاد به مواد مخدر معروف به شیشه می باشد و همراه با افسران  پاسدار میرزا آقایی،شیرخوانی،محمدی و زینعلی زندانیان بی دفاع و اسیر که به آنها دست بند و پابند و چشم بند زده اند مدت طولانی تحت شکنجه های وحشیانه خود قرار می دهند .کرمانی و حسن آخریان افرادی درنده خو و وحشی هستند و در شکنجه و جنایت هیچ مرزی را نمی شناسند. این دو جنایتکار علیه بشریت با دست باز و بدون هیچگونه مانعی اقدام به قتل و شکنجه در زندان می کنند.

از طرفی دیگر زندانیان سالنهای 1 و 3 بند 1 زندان گوهردشت تقریبا هر روز به محوطه زندان برده می شوند و در گرمای زیاد و در معرض تابش شدید خورشید از ساعت 09:00 تا 16:00 نگه داشته می شوند. آنها در طی این مدت از داشتن آب نوشیدنی و غذا و استفاده از سرویسهای بهداشتی محروم هستند.کسانی که در اثر شکنجه های وحشیانه در آگاهی کرج و یا سلولهای انفرادی دچار معلولیت شده اند و نیاز به مراقبت شدید پزشکی دارند در آن شرایط قرار داده می شوند.

همچنین در هفته های اخیر گارد زندان بصورت مستمر به سلولهای زندانیان یورش می برند و آنها را مورد ضرب وشتم و اذیت قرار می دهند و حداقل امکانات آنها را تخریب می کند و یا با خود می برند.گارد زندان حتی اقدام به تخریب پنکه ها در سلولها ی زندانیان می زند.یورش گارد زندان توسط کرمانی و فرجی و حسن آخریان سازماندهی می شود.

شکنجه و فشار و اذیت وآزار زندانیان باعث شده است که زندانیان بصورت متحد و یگپارچه در مقابل اعمال وحشیانه و غیر انسانی آنها  به  مقاومت برخیزند. تعدادی از زندانیان که در باندهای مافیایی حذف فیزیکی سایر زندانیان و پخش مواد مخدر شرکت داشته اند از این باندهای مافیایی خارج شده اند و به همبندیان خود پیوسته اند و تا حد زیادی بساط جاسوسی و خبر چینی از بند بر چیده شده است. مقاومت زندانیان با آزادی سازی کامل بند، شکل دادن اعتصاب غذای جمعی و مقابله با اعمال وحشیانه شکنجه گران ابعاد تازه ای به خود گرفته است. این مسئله باعث شده است که اقدامات سرکوبگرانه را تا حد زیادی خنثی کنند و شکنجه گران را مایوس و مستاصل نمایند.

جنایتکاران علیه بشریت که در این زندان در قتل و شکنجه و ایجاد شرایط قرون وسطائی نقش دارند عبارتند از ؛ علی حاج کاظم رئیس زندان،علی محمدی معاون زندان،کرمانی رئیس اطلاعات زندان ، فرجی معاون اطلاعات زندان،حسن آخریان رئیس بند1 ،محمود مغنیان رئیس بند 4 ،گرامی رئیس بند 3 ، افسران پاسدار میرزا آقایی،زینعلی و ... می باشند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، به اجرا گذاشتن شکنجه های وحشیانه و قرون وسطائی توسط بالاترین مسئولین زندان علیه زندانیان بی دفاع و اسیر را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواستار پایان دادن به سکوت و اقدامات عملی برای نجات جان زندانیان در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

26 خرداد 1389 برابر با 16 ژوئن 2010

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران