بازگشت به صفحه اول

 

 
 

عبدالله شهبازی بازداشت شد

عبدالله شهبازی، پژوهشگر تاریخ ساکن شیراز که اخیرا به دلیل انتشار کتابی اینترنتی در مورد زمین‌خواری در استان فارس به تحمل یک سال و نیم زندان محکوم شده بود، بازداشت شد.

بی بی سی: او خود در ساعت ۶:۳۱ عصر امروز چهارشنبه ۱۰ آذر (اول دسامبر) در وبسایت خود نوشت که دستگیر شده است.

یکی از بستگان آقای شهبازی بازداشت او را تأیید کرد و گفت که او احتمالا در آخرین لحظه های پیش از بازداشت، عبارت "دستگیرم کردند" را روی وبسایت خود منتشر کرده است.

آقای شهبازی یک ساعت پیش از بازداشت در یادداشت دیگری نوشته بود که مأموران نیروی انتظامی خانه او را تفتیش کرده اند و بعضی از وسایل شخصی او را با خود برده اند.

به نوشته آقای شهبازی، این مأموران حکم محکومیت اخیر او را همراه داشته اند.

آقای شهبازی اخیرا به دلیل انتشار کتاب اینترنتی "زمین و انباشت ثروت: تکوین الیگارشی جدید در ایران امروز" و بنا بر شکایت عبدالعلی جعفری، فرمانده پیشین سپاه ناحیه مقاومت فارس و فرمانده پیشین سپاه حفاظت انصار المهدی، ابراهیم عزیزی، فرمانده پیشین بسیج و فرماندار سابق شیراز و چند شخص دیگر که در کتاب مذکور به زمین خواری و فساد متهم شده بودند، به تحمل یک سال و نیم زندان محکوم شد.

کتاب "زمین و انباشت ثروت" در فروردین ماه سال ۱۳۸۷ در وبسایت آقای شهبازی منتشر شد و جنجال های زیادی به دنبال داشت.

آقای شهبازی می گوید که برکناری آقای جعفری از فرماندهی سپاه انصار المهدی و کناره گیری محی الدین حائری شیرازی، امام جمعه پیشین شیراز، بر اثر افشاگری های این کتاب بوده است.

او در دفاعیاتش در دادگاه اعلام کرده بود که بخش عمده اسناد و مدارک استفاده شده در کتاب را داوود احمدی نژاد، برادر رئیس جمهوری ایران و رئیس وقت بازرسی ویژه ریاست جمهوری در اختیار او قرار داده است.

آقای شهبازی که زمانی به حزب توده ایران گرایش داشت، پس از انقلاب، به نوشته خود، در مباحثه نظری با احسان طبری (عضو سرشناس حزب توده که توسط حکومت اسلامی دستگیر شده بود) با حسین شریعتمداری، مدیرمسئول فعلی روزنامه کیهان همکار بود و در "تغییر عقیده" آقای طبری نقش داشت.

آقای شهبازی در یکی از نوشته هایش، خود را "بنیانگذار نامدارترین و موثرترین موسسه پژوهشی وزارت اطلاعات، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی" معرفی می کند و می نویسد که یک دهه گرداننده این موسسه بوده است.

----

در آستانه 16 آذر و عاشورا مامورین وزارت اطلاعات 3 تن از اعضای خانواده جوشن و دوستان آنها را ربودند

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" مامورین وزارت اطلاعات با یورش به بستگان خانواده جوشن در گنبدکاووس 3 عضو این خانواده را دستگیر و به اداره اطلاعات این شهر منتقل کردند.

روز یکشنبه 7 آذر ماه حوالی ساعت 16:30 مامورین وزارت اطلاعات به منزل بستگان خانواده جوشن یورش بردند و 3 تن از مهمانان آنها را دستگیر و با خود بردند.دستگیر شدگان عبارتند از خانم فرشته جوشن و امیر حسین علی نیا فرزند 3.5 ساله اش ،یعقوب و هادی جوشن می باشند.

فرشته جوشن همراه با فرزند 3.5 ساله اش بنام امیر حسین علی نیا  با ضر ب و وشتم و برخوردی وحشیانه دستگیر و به اداره اطلاعات گنبد کاووس منتقل  گردید. مامورین ادراه اطلاعات در مقابل چشمان وحشت زده و گریان  فرزند خورد سالش او را بشدت مورد ضرب وشتم قرار دادند. آنها برای ساکت کردن فرزندش دائم او را تهدید به کتک زدن می کردند.فرزند خانم جوشن پس از چندین ساعت بازداشت  با اصرار مستمر بستگانش به آنها تحویل داده شد.خانم فرشته جوشن سومین عضو خانواده جوشن می باشد که دستگیر می شود. در حال حاضر مادر وی خانم زهرا اسدپور گرجی و برادر او رضا جوشن در زندان گوهردشت گرج زندانی هستند.

یکی از دوستان خانوادگی آنها به نام یعقوب  در این یورش شدیدا مورد ضرب و شتم مامورین اداره اطلاعات  قرار گرفت و گفته می شود که آنها را از اداره اطلاعات گنبد کاووس به بند سپاه زندان گوهردشت کرج منتقل کرده اند.

یورشها و ربودن اعضای خانواده و دوستان خانوادگی زندانیان سیاسی در آستانه روز 16 آذر و عاشورا هدفی جز ایجاد رعب و وحشت در بین مردم ایران ندارد.مامورین اطلاعاتی ولی  فقیه علی خامنه ای با اینگونه اعمال سرکوبگرانه و غیر انسانی سعی دارند که مانع شرکت گسترده مردم در گرامیداشت روز 16 آذر و عاشورا شوند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،یورشهای وحشیانه،ربودن اعضای  خانواده های زندانی سیاسی و حتی کودکان خردسال را به عنوان یک جنایت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای پایان دادن به اعمال ضدبشری که بطور سیستماتیک و سازمان یافته توسط رژیم ولی فقیه علی خامنه ای علیه مردم ایران صورت می گیرد خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد برای گرفت تصمیمات لازم اجرا می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

10 آذر 1389 برابر با 01 دسامبر 2010

----

استمداد یک زندانی سیاسی کرد از سازمانهای حقوق بشری جهان

زندانی سیاسی رضا شریفی بوکانی گزارشی از وضعیت و شرایط حاد جسمی و بلاتکلیفی خود را که در زندان مخوف گوهردشت کرج بسر می برد تهیه و جهت انتشار برای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ارسال نموده است که متن گزارش به قرار زیر می باشد:

اینجانب رضا شریفی بوکانی در تاریخ 20 اردیبهشت 1389 توسط نیروهای امنیتی و اطلاعات سپاه دستگیر شدم. آنها بدون داشتن حکم بازداشت از دادگاه بصورت غیر قانونی و غیر انسانی من را دستگیر کردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند سپس من را به دادگاه انقلاب بخش قدس به ریاست بازپرسی علی عهدی قرار بازداشت صادر گردید و به اتهام اقدام علیه امنیت نظام بازداشت شدم و روانه بازداشتگاه اطلاعات سپاه پاسداران شدم که پس از مدتی با اجازه قاضی دادگاه و تبدیل قرار بازداشت دوباره به زندان اوین بازداشتگاه 209 انتقال یافتم .

حال اینجانب رضا شریفی بوکانی زندانی سیاسی کرد که از همان موقع در بلاتکلیفی بسر می برم و در تبعید در زندان رجایی شهر هستم . بدلیل مریضی حاد تنفسی و انحراف بینی که در زندان رجایی شهر بند 4 سالن 10 دچار آن هستم و بارها پیگیری درمان بیماریم شدم  ولی متاسفانه با بی توجهی مسئولین زندان مواجه هستم .

لذا اینجانب رضا شریفی بوکانی از نهادها و سازمانهای جهانی حقوق بشر تقاضا دارم که در مورد وضعیت بنده اقدامات لازم  برای رسیدگی به وضعیت بیماری و بلاتکلیفی من صورت گیرد.

با سپاس فراوان

زندانی سیاسی رضا شریفی بوکانی

آذر ماه 1389

----

بیانیه زندانی سیاسی ارژنگ داودی به مناسبت 16 آذر روز دانشجو

بیانیه زندانی سیاسی ارژنگ داودی به مناسبت 16 آذر روز دانشجو خطاب به دانشجویان مدافعان سنگر آزادی و استبداد ستیزان  نوشته شده است و جهت انتشار برای "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" ارسال شده است، متن بیانیه به قرار زیر می باشد:

با درود به تمامی جانباختگان راه آزادی بشر،

با سلام به تمامی انسانهای آزادیخواه،دمکرات منش و نیک اندیش جهان،

و با تجدید پیمان با تمامی جمهورخواهان دمکرات و سکولار ایرانی،

بر می خیزم با چراغی در دست

و چراغی دل

من به جنگ سیاهی می روم

آزادیخواهان ،دانشگاهیان و دانشجویان ایران زمین

دانشگاه جایی است که بیشترین اجتماع جوانان ورزیده در آن شکل می گیرید و به همین دلیل همواره بیشترین حجم اعتراضها در آن بروز و نمود می یابد. از آغاز تاسیس نهاد دانشگاه در کشور جنبش دانشجویی ایران نیز از این مهم مستثنی نبوده است.

علاوه بر حضور کمی و وجود کیفی نیروها آنچه به اعتراض معنا و ارزش می بخشد چرایی و چگونگی آن است که می تواند با ارائۀ گفتمان مشترک و قرار یافتن؟ در بستر اجتماعی مطلوب حرکت مورد نظر را به شایستگی بیافریند .

در کشورهای جهان سوم بدلیل عدم وجود احزاب شکل گرفته از متن جامعه ونیز فقدان نهادهای مدنی و سیاسی ریشه دار بناچار وظایف آنها بر دوش جنبش سنگینی می کند و چود در عرصه های مختلف اجتماعی دانشجو به راحتی می تواند با نیروهایی گوناگون رابطه ای نزدیگ و مستحکم برقرار نماید این بخت تاریخی را می یابد که  مراحل اولیۀ تغییرات محتوم بعدی را پیشتازی کند. زیرا اعتراضات عملی دانشجویان در جهت نیل به آزادیهای اجتماعی و تامین دمکراسی سیاسی بعنوان عوامل زمینه ساز برای مشارکت حداکثری اعضا در امور جامعۀ مدنی و گسترش عدالت همگانی همواره تلاشی مثمر ثمرو تاثیرگذار می گردد.

در مقطع حساس پیشا رو چنانچه رادیکالیزم و پیش تازی جنبش دانشجویی از خواستها و ناخواستها ی مشترک بخشهای گوناگون اجتماعی نشئات گرفته باشد همزمان با ورود به حوزۀ افکار عمومی حمایتهای مادی و معنوی آنان را به منتها درجۀ ممکن کسب می کند و با پیشنهاد رویکرد اجتماعی متناسب می تواند ضمن دعوت از سایر جنبشها و کمک به سازمان یابی نیروهای روشنگر به آن عمل سیاسی دست بیازد که شتابان به حرکتی تعیین کننده در مسیر ایجاد تضاد بنیادین برای رسیدن به سر منزل مطلوب متنهی شود.

بدون تردید مطالبۀ آزادانه و آگاهانۀ ایرانیان در 150 سال گذشته در مدار دمکراسی و مدرنیزه بوده ولی علیرغم جانفشانیهای بسیار جامعۀ ایرانی در گذار از سنت به مدرنیزه فرو مانده و در کنار کامیابیهای موقت ناکامیهای فراوان تجربه نموده است. برای کام یابی نهایی باید بتوانیم با شناخت محدودیتهای آرمان گرایی و تبدیل آرمان به ایده های کار بردی استراتژی موثر و تاکتیکهای سازنده ای برای آیندۀ نزدیگ تعیین کنیم در غیر اینصورت فداکاریها و از خود گذشتگی های نیروهای صادق پر انرژی و تاثیرگذار بویژه جوانان و دانشجویان همچون گذشته ها به هدر می رود و نیروهای روشنگری همچنان به رنج حبس، شکنجه،زندان و تبعید گرفتار می مانند .

در کشوری که بطور اصولی مسئله تغییر وضعیت موجود است این وظیفۀ دانشگاهیان است که با تمسک به نظریات جدید آینده نوینی را برای جامعه رغم بزنند زیرا نظریه ها ی که کارشان به تفسیر یا توجیه وضع موجود می انجامد دیگر مفید به فایده نخواهد بود.

در یک مبارزه اصیل و راه گشا اکثریت مردم به فعالان اجتماعی سیاسی بخصوص جوانان و بویژه دانشجویان چشم امید دارند. امروز مشکل اصلی جنبشها و دستجات ایرانی فقدان رهبریت فکری و کارآمد نیست بلکه در مقطع تاریخی پیشا رو شکل گیری یک حرکت فراگیر اجتماعی در گرو غلبۀ یک راه برد اعتماد بر انگیز برای انسجام دادن به فعالان اجتماعی و مبارزان سیاسی است تا با تمسک به آن همراه با تهیج فرهنگ مبارزه و تقویت روحیۀ مردم عزم همگانی برای نیل به تغییرات محتوم آینده معنا،انگیزه و شتاب لازم را بیابد. دانشجویان عزیز رژیم خود مخرب حاکم تا مغز استخوان پوسیده و در شرف اضمحلال است. ایجاد تغییرات دمکراتیک علاوه بر شعارهای مورد قبول و مورد پسند مردم به یک الگوی جدی برای جایگزینی نظام سیاسی مستقر نیاز دارد. فقدان یک استراتژی فراگیر یا عدم توافق بر سر یک راهبرد که امکان مقبولیت عام داشته باشد ما را به جایی نمی رساند.

از زندان رجایی شهر دستان امیدوارم ما بسوی همگان دراز نموده انتظار دارم با مراجعه به مطلب نوشته شده که تحت عنوان« نظام وکیل جمهوری» یک ساختار تمام عیار برای حل مشکلات جامعه در چهارچوب نظام وکیل جمهوری یاری نمایید.

ایران هرگز نمی میرد ،

ارژنگ داودی

10 آذر 1389

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران