بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 هيئت تحريريه نشريه اينترنتی « جنبش سوسياليستی »

در باره  نوشته ها و مصاحبه هائی در تائيد و يا مخالفت با " رفراندوم "

در اين مجموعه  245  نوشته و مصاحبه  جمع آوری شده است

 در اواحر آذر ماه  (1383 ) ليستی که دربرگيرنده  تيتر  94  نوشته  در رابطه با  موضوع " رفراندوم " و آدرس اينترنتی سايت هائی که آن نوشته ها را انتشار داده بودند ، بضميمه ای  مقدمه  ای با امضاء هيئت تحريريه نشريه اينترنتی " جنبش سوسياليستی " را انتشار داديم .

www.tvpn.de/sa/sa-318.pdf

  همانطور که در توضيح اول هيئت تحريريه اشاره رفته است ، دراين بين در جهت تکميل آن مجموعه کوشش نموديم و  تعداد نوشته های جمع آوری شده ، تا کنون بيش از دوبرابر شده اند. در ضمن عده ای از خوانندگان محترم اين مجموعه ، نوشته هائی را  که مربوط به موضوع بحث " رفراندوم "  می باشند ، ولی نام آن ها در ليست اين مجموعه ذکر نشده بود ،  را ازطريق پست الکترونيک در اختيار ما گذاشتند که از اين طريق از اين هموطنان تشکر می نمائيم.

 چون اصولا بازديد و بررسی مطالب  تمام سايت ها و وبلاگ های اينترنتی،  تا کنون بطور کامل برای ما مقدور نبوده است ، بدين خاطر ما تا کنون نتوانسته ايم به بسياری از نوشته ها ـ  صرفنظر از اينکه در تائيد و يا در مخالفت با موضوع  « رفراندوم »  بنگارش در آمده اند ـ ، دسترسی پيدا کنيم وبنابراين  روی همين اصل، تيتر بخش بزرگی از نوشته های مربوط به اين موضوع و  نام نويسندگان و آدرس اينترنتی آنها در اين مجموعه هنوز ذکر نشده است . به اين اميد که با همکاری و راهنمائی و کمک علاقمندان بتوانيم در تکميل اين مجموعه بکوشيم.

اگرچه  تمام اين نوشته ها از طريق  سايت های مختلف  اينترنتی انتشار پيداکرده اند و بسياری از مراجعين به صفحه های اينترنتی از محتوی اكثر آن ها با خبر شده اند ، ولی همانطور که قبلا متذکر شديم ، جمع آوری تمام اين نوشته ها در يک مجموعه می تواند کمکی جهت دامن زدن به بحث و روشنگری  در باره موضوع فوق باشد. وانگهی خود اين مجموعه بيانگر اين واقعيت است که اگر نخواسته باشيم محتوی نوشته های مزبور را فقط بر پايه معيار " تائيد "  و يا " مخالفت "  با رفراندوم در مقطع زمان کنونی تقسيم بندی کنيم ، در چنين حالتی باين واقعيت پی خواهيم برد که  چه در ليست طرفداران رفراندوم و چه در ليست مخالفين رفراندوم ، نه تنها اهداف و خواست های يکسانی دنبال نمی شود، بلکه نيروهائی  که نسبت به مسائل مختلف  اجتماعی ، حتی چارچوب جامعه دمکراتيک و حقوق شهروندان، دارای نظراتی کاملا متفاوت و متضاد هستند ، در کنار يکديگر قرار گرفته اند.

 

در توضيح اول هيئت تحريريه به برداشت غلط بعضی از نويسندگان ازشعار " جدائی مذهب از دولت " و انتقاد بی جای آن افراد نسبت به نظرخواهی برخی از افراد در باره رفراندوم  از مراجع تقليد واظهار نطر آيت العظمی منتظری در آن مورد  اشاره کرديم.

  در اين نوشته ضروری می بينيم  همچنين به سه  مسئله  ديگراشاره  ای کوتاه نمائيم، اگرچه با بسياری از مطالب مطرح شده در اين مجموعه  همنظر نبوده و به بسياری از آنها انتقاد داريم.

بعضی از نويسندگان اين مجموعه ، به جملاتيکه  در " دفاع از تماميت ارضی ايران"   در  " فراخوان برگزاری رفراندوم  " بدان  اشاره رفته است ، اعتراض کرده اند ـ که در واقع  برخی از آنان طرفدار" تجزيه ايران" هستند ـ بدون اينکه به پيوندهای تاريخی چندين هزارساله ی  اقوام ساکن ايران  با يکديگر  و فاجعه ای که مبارزه در جهت تحقق  آن  خواست ـ " تجزيه ايران " ـ می تواند با خود بهمراه داشته باشد فکر کرده باشند!

  بعضی از اين افراد و نيروها ی مخالف " دفاع از تماميت ارضی ايران " ، طرح اين خواست  را در رابطه با امر بهزيستی مردم " غير فارس "  ساکن ايران تبليغ می کنند، نظراتيکه  بهيچوجه نمی تواند مورد تائيد و توافق  ما سوسياليست های مصدقی باشد. اگرچه ما به مشکلاتی که برخی از اقوام ساکن ايران با آن روبرويند کاملا واقفيم و بر اين باوريم که تمام نيروهای دمکرات و آزاديخواه ايرانی بايد با حفظ تماميت ارضی ايران جهت پيدا کردن راه حلی برای پاسخ گفتن به اين " مشکل ملی  " بکوشند. درهمين  رابطه است که ما  در طرح 8 ماده ای  مربوط به  « مبانی ائتلاف نيروهای سياسی و ايجاد " جبهه " »  که بخشی از " اصول و اهداف سازمان  سوسياليست ها ی  ايران " می باشد ، بر اين  امر تاکيد  نموده ايم  و در بندهای  3 تا 7    از  بخش " اهداف " ،  بطور مشخص نظرات خود را در باره تماميت ارضی و حقوق اقوام ساکن ايران بيان کرده ايم.

www.ois-iran.com/aadaf/ahdaf,pdf

  برای مثال  نويسنده ای  از  طيف  طرفداران  "  برگزاری رفراندوم  "  که  در گذشته  هيچگونه  حقوق  دمکراتيک برای " بخشی از دگرانديشان  وابسه  به  برخی از طيف های سياسی"  قائل  نمی شد  و  شخصأ از مبلغين بهمزدن "ميز کتاب " نيروهای طرفدار نظام پادشاهی، طرفداران دکتر شاپور بختيار ( سازمان نهضت مقاومت ملی ايران) ، حزب توده  ايران و سازمان فدائيان خلق ايزان  ـ اکثريت در محيط دانشگاهای  کشور های اروپائی  بود ودر تائيد اين امر غير دمکراتيک ـ بهمزدن ميز کتاب ـ  با عده ای ،  مشترکأ " اعلاميه " ای  صادر کرد و حتی اين جناب ، مدت زمانی هر نوع " گفتگو "  با نيروهای  سلطنت طلب  و  يا  طرفداران دکتر شاپور بحتيار و ...  را جزء " گناهان کبيره "  تلقی می کرد ، حال بجای انتقاد از اعمال غير دمکراتيک گذشته خود ، برای توجيح عملکرد کنونی خود ـ  يعنی قرار دادن امضاء  خود در کنار امضاء همان افرادی که حرف زدن با آنها روزی  از "  گناهان کبيره "  محسوب می شد ـ ،  به  وارونه جلوه دادن حقايق تلخ  گذشته  دست زده است !

يا نويسنده ای ديگر که  در رابطه با کودتای 28 مرداد 1332 عليه حکومت ملی و قانونی دکتر محمد مصدق در کنار اوباش و اراذل دروازه قزوينی و چاله ميدانی  در خيابانهای تهران در برپا کردن آشوب ، سهيم بوده است و در دوران رژيم محمد رضا شاه  در پايمال کردن حقوق مردم نقش داشته است ،  ولی درطول  سالهای گذشته  چنين جلوه می داد که طرفدار جامعه ای آزاد و دمکراتيک شده است ، يعنی  در رابطه  با اين نظرات جديد که گويابعد از سرنگونی رژيم شاه  کسب کرده است ، برای حقوق دگرانديشان  احترام قائل می شود  و بجای فحاشی و اتهام نسبت به مخالفين و منتقدين خود، بادامن زدن به بحث و ارائه استدلال  به مبارزه نظری با آنها دست خواهد زد و از اين " شيوه  مبارزاتی " که  در جوامع دمکراتيک غرب رسم است،  استفاده می نمايد.

 اما ساخت و پاخت چندين ساله اين نويسنده و دوستانس  با بعضی افراد و رهبران برخی گروه ها ، با  وجود پول کافی  و آنهمه دستگاههای رنگارنگ  تبليغاتی ، اگر چه چنين شيوه کاری برايشان تا حدودی بارمثبت بهمراه داشته است ،  ولی  تا کنون نتوانسته است  آنچنانکه  مورد  نظرشان است  در بين ايرانيان اين شيوه کار تأثيرگذار باشد ، چرا که هنوز هستند افراد  و نيروهای سياسی  که  تحت عنوان " دمکرات "  بودن ، همکاری  با " نيروهای غير دمکرات "  و " وابسته "  را نمی فهمند  و بهيچوجه حاضر باتحاد  و همکاری با چنين نيروهائی ـ  آنهم در رابطه با چنين موضوع مهمی همچون " رفراندوم"  که نتايج آن  می تواند نقش بزرگی در تصميم گيری در باره  سرنوشت  چند نسل  را با خود  بهمراه  داشته باشد ـ ، نيستند  و علاوه  بر اين ، عليه اين سياست " همه با هم "  که فقط کسب قدرت را هدف دارد و  هيچگونه رابطه ای با آزاديخواهی و دمکراسی طلبی ندارد ، دست به افشاگری زده  و روشنگری می کنند . چنين وضعيتی باعث شده است تا " دمکرات " ما  مجبور شود  " ماسک آزاديخواهی "  خود را بکنار بگذارد و نيرو های مخالف با " برگزاری رفراندوم " را ، بباد ناسزا و تهمت بگيرد و بجای ارائه استدلال در مقابل دلايلی که "مخالفين " تا کنون در مخالفت با " برگزاری رفراندوم " در نوشته ها و مصاحبه های خود  ارائه داده اند ، ماهيت غير دمکراتيک خود را بر ملا نمايد  و ادعا کند که:

 " فريادهای دردناک جبهه مشارکت و اصلاح طلبان در دشنامهای مرده پرستان مصدقی و شاهنشاهی، و موميائی‌های زنده چپ انقلابی، و ناله‌های مدافعان وضع موجود در طيف رنگارنگ جمهوريخواهان پيچيده است. اما از ميان اين غوغا صدای رسای عقل سليم و ميانه روی و رواداری، ندای حقوق بشر و دمکراسی ليبرال، گوشهای هرچه بيشتری را می‌نوازد." .

 آری از سوی چنين افراد  متظاهر به  آزاديخواهی و دمکراسی طلبی ، که هدفی جز کسب قدرت از دست رفته ندارند، بخشی از نيروهای مدافع " آزادی و استقلال " ، در واقع  ادامه دهندگان" راه مصدق" ، " مرده پرستان مصدقی "  ناميده می شوند.  و آن بخش از " نيروهای چپ " نيز که بنابر دلايلی که در نوشته های مختلف ـ  که بسياری از آن نوشته ها را می توان در هميين مجموعه مشاهده کرد ـ، متذکر شده اند ، که  حاضر به حمايت از " فراخوان رفراندوم " نيستند، " موميائی های زنده  " ناميده  می شوند! !

 در رابطه با مسائلی که اشاره رفت بطور مفصل سخن خواهيم گفت.

 

هيئت تحريريه نشريه اينترنتی " جنبش سوسياليستی "

 30 ديماه 1383 برابر با 19  ژانويه 2005

 از طريق رابط زير می توانيد  به مجموعه مقالات ( 3 +  242 ) دست يابيد.:

 www.ois-iran.com/pdf.202.pdf

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه