بازگشت به صفحه اول

 

 
 

 

بازگشت عاليجناب سرخپوش؟؟؟؟؟؟؟؟

نگاهی به کارنامه درخشان دوران قدرت علی اکبر هاشمی رفسنجانی که ظاهرا بازهم هوس بازگشت به قدرت را در سر می پروراند!!!و کانديدای نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری شده است!!!

 قتل هاي زنجيره‌اي،مرگ مشكوك احمد خميني و انفجار حرم امام رضا در مشهد

پائيز سال 1377 خبر قتل +داريوش فروهر; دبير حزب ملت ايران به همراه همسرش + پروانه اسكندري; موج جديدي از بحران عليه رژيم جمهوري اسلامي را در سطح جهاني ايجاد كرده و نوعي نفرت و حساسيت گسترده عمومي ايجاد كرد .با كشته شدن چهار نويسنده ديگر به نامهاي + محمد مختاري; ، + محمد جعفر پوينده; ،+ مجيد شريف; و +پيروز دواني; و اعلام رئيس جمهور خاتمي مبني بر عزم قاطع او در پيگيري اين حادثه ، مشخص شد اين جنايات به دست برخي پرسنل وزارت اطلاعات و در راس آنها سعيد امامي معاون امنيتي وزارت اطلاعات در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و وزارت فلاحیان انجام شده اند كه در نهايت به دستگيري آنها و خودكشي سعيد امامي و استعفاي وزير اطلاعات و صدور اطلاعيه زير توسط وزارت اطلاعات منجر شد :

+ با كمال تأسف معدودي از همكاران مسئوليت ناشناس كج‌انديش و خودسر اين وزارت كه بي‌شك آلت عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بيگانگان دست به اين اعمال جنايتكارانه زده ‌اند در ميان آنها وجود دارند. اين اعمال جنايتكارانه نه تنها خيانت به سربازان گمنام امام زمان (عج) محسوب مي‌شود بلكه لطمه‌ بزرگي به اعتبار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران وارد آورده است. ;

ظاهرا قضيه بايد در همينجا خاتمه مي‌يافت ولي از سوي مطبوعات و صاحب‌نظران مسائل جديدي مطرح شده و وقوع جنايات سازمان يافته ديگري توسط اين سازمان مطرح شدند و تلاش شد تا قضيه به همينجا ختم نشود .

آنچه در مجموع مطرح شد نشان مي داد ریشه این مشکلات از دوران هاشمی شروع شده و قتل ها و جنایات فراوانی در دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني اتفاق افتاده و فلاحيان در دوراني كه وزير اطلاعات شده‌بود بر خلاف نظر گزينش سعيد امامي(اسلامي) را به بالاترين مقام امنيتي منصوب كرده و او به همراه برخي نزديكانش علاوه بر شش مقتول نام برده شده مرتكب قتل‌هاي فراواني شده‌است كه تا زمان خاتمي ادامه داشته و برخي در ذيل نام برده مي‌شوند.[1]

 

1 +سيد خسرو بشارتي; كه در پائيز 1369 به خاطر ديدگاه هاي خاص مذهبي به قتل رسيد .

2- +دكتر تفتي; و فرزندش كه در سال 1372 كشته شدند .

3-+مهندس برازنده; كه در سال 1373 كشته شد .

4-+احمد ميرعلائي; كه در سال 74 كشته شد .

5-+دكتر احمد صياد; یكي از متفكران اهل سنت كه در سال 1374 مدتي پس از دستگيري در فرودگاه بندرعباس كشته شد .

6-+ماموستا محمد ربيعي; امام جمعه اهل سنت كرمانشاه كه كه با تزريق هوا يا پتاسيم كه منجر به سكته مي‌شود كشته شد .

7-;ماموستا فاروق فرساد; كه كه در تبعيدگاه خود با همان روش كشته شد .

8-+سعيدي سيرجاني; در سال 1373 با تزريق شيافي پتاسيم به قتل رسيد .

9-كشيش‌هاي مسيحي +ديباج; و +ميكائيليان; كه در سال 1374 كشته شدند.

10-+دكتر تفضلي ; كه در سال 1375 در تهران كشته شد .

11-+دكتر عبدالعزيز بجد;استاد اهل سنت دانشگاه زاهدان كه پس از يك سخنراني انتقادي از سريال امام علي در سال 1375 به قتل رسيد .

12-+ابرهيم زال زاده; كه در فروردين 1376 به قتل رسيد .

13-+حميد حاجي زاده ; كه در 31 شهريور 1376 در دوران خاتمي كه امامي هنوز در قدرت بود در كرمان به قتل رسيد و فاجعه آميز تر آنكه +فرزند 9 ساله; او هم كه در آغوش پدر بود با 15 ضربه چاقو كشته شد .

14-در تاريخ 15/5/1375 اتوبويس حامل 21 نويسنده در مرز ايران و ارمنستان به سوي دره هدايت مي‌شود تا همگي يك جا نابود شوند كه ناكام مي‌ماند و سپس همه نويسندگان تهديد مي شوند تا در اين مورد اصلا سخني به ميان نياورند .

15-+ دكتركاظم سامي; كه آيت الله منتظري قائم مقام رهبري وقت تعبير شهادت را در مورد مرگ او بكار برده بود و قتل او را واقعه مشكوكي خوانده بود و باقي اين سوال را مطرح مي كند كه اگر قتل او در پرده ابهام باقي نمي‌ماند و با يك ماجراي مبهم فيصله نمي‌يافت اين حوادث ادامه مي يافت؟به خصوص كه قتل فروهر هم در روز سالگرد قتل او انجام گرفته و قضيه را معني دارتر كرده بود[2]

 

موارد فوق منحصر به نويسندگان يا كساني بوده اند كه نظام با آنها مشكل داشته‌است اما كساني هم بوده اند كه براي حفظ اسرار به قتل رسيده‌اند .

1-+فاطمه قائم مقامي; مهماندار هواپيما كه ظاهرا مشكل شخصي شاه‌كليد بوده و به قتل مي‌رسد.

2-+سيامك سنجري; كه رابطه آشنائي با قاتلان داشته و معاملات اتومبيل آنها بوسيله او انجام مي‌شده و كشته مي‌وشد.قبل از كشتن او سعيد امامي با موبايل با فردي تماس گرفته و به او مي‌گويد كه تا چند روز ديگر عروسي سنجري بوده و كارت دعوت عروسي براي خود امامي و فرد پشت خط هم به همراه آورده است اما اين سخنان و كارت دعوت عروسي هم ترحمي ايجاد نكرده و امامي به دستور رئيس او را به قتل مي‌رساند.

اين دو نفر مشكل شخصي شاه كليد(جداگانه درباره شاه كليد توضيح داده خواهد شد) بوده و ربطي به مسائل سياسي نداشته‌اند [3]گنجي هم بر اين نكته تاكيد دارد كه پيگيري اين قتل‌ها به شاه كليد و عاليجنابان خاكستري مي‌‌رسد .

 

مورد ديگري هم به دليل آنكه تصادفا اطلاعات اضافي پيدا كرده به قتل رسيده است

1- +بانو اشرف السادات برقعي; كه در قم در منزل شخصي‌اش به قتل رسيده و حتي دست و پاي او را در ماده اي فرو برده بودند كه در نتيجه تنها استخوان او باقي مانده بود.[4]مصطفي پورمحمدي از متهمان قتل هاي زنجيره اي پسر عموي همسر بانوبرقعي بوده ولي با اين وصف هنوز دقيقا منشخص نشده او چه اطلاعاتي داشته كه قرباني شده است.پدر او در مصاحبه‌اي بعدها صراحتا اظهار كرده بود كه قاضي صراحتا به او گفته طرف تو قوي است و پيگير نباش و تا كنون هم نتيجه‌اي به دست نيامده است.[5]

 

دومورد ديگر هم كه هنوز دليل قتل آنها مشخص نشده به شرح زير مي‌باشند :

1-+رضا مظلومان;كه به دستور شاه كليد به قتل رسيده ولي اكبر گنجي هنوز اطلاعت كاملي درباره قتل او ارائه نكرده است .[6]

2-‍ + ف-ف ;كه به دستور شاه كليد به قتل رسيده ولي براي قاتل مشخص مي‌شود او عامل گروهي بوده و با آنها همكاري داشته و قاتل در جلسه‌اي در حاليكه به شدت گريه مي كرده اعلام مي‌كند به دستور شاه كليد او را به قتل رسانده اكنون خود او دستور داده درباره قتلش گزارش تهيه كنم حال من جواب خدا را چه بدهم؟[7]

 

به اين ترتيب سعيد امامي(اسلامي) كسي كه هشت سال معاون امنيتي وزارت اطلاعات بوده با هدايت عاليجنابان خاكستري و شاه كليد در اين مدت بيش از هشتاد انسان را به قتل مي‌رساند .[8] يعني در دوران رياست جمهوري هاشمي و وزارت اطلاعات فلاحيان به طور متوسط هر ماه يك نفر كشته شده است. برخي ياران او در اين جنايت‌ها عبارت بودند از مصطفي كاظمي(موسوي) ،اكبر خوشكوش ، مهرداد عاليخاني، و خسرو براتي و از معروف‌ترين همكاران سعيد امامي هم حسين و حسن شريعتمداري بوده و روزنامه كيهان هم به عنوان بخش رسانه‌اي اين محفل عمل مي‌كرده است.حسين شريعتمداري بازجوي ويژه سعيد امامي بوده و نگاه كوتاهي به مندرجات روزنامه كيهان به خوبي هم فكري اينان با محفل نشينان را روشن مي كند.[9]

 

اما آيا اين قتل هل توسط يك محفل خودسر و به دستور سعيد امامي انجام گرفته يا اشخاص ديگري پشت پرده هستند؟

اكبر گنجي و عمادالدين باقي دو تن از مطلع ترين افراد در اين زمينه بوده اند كه به افشاگري اقدام كرده اند.

اكبر گنجي كه از مطلع ترين افراد در اين زمينه بوده و حتي به گفته خودش اطلاعات فراواني را هنوز افشا نكرده معتقد است سعيد امامي و يارانش جزئي از اين ماجرا بوده و نقش عمل كننده را بر عهده داشته‌اند.گنجي با شهامت بي‌نظيري به افشاي اين باند مخوف پرداخته و به گفته خود بازي با مرگ را برگزيده و خود را براي مرگ آماده كرده‌است. او بر اين نكته تاكيد دارد كه دانش آموختگان مدرسه حقاني از ابتداي انقلاب در وزارت اطلاعات و قوه قضائيه مشغول به كار بوده اند و بسياري از مناصب امنيتي در اختيار آنها است .(مدرسه حقاني متعلق به مصباح يزدي كه به تئوريستين خشونت معروف است مي‌باشد)[10]

افرادي چون +فلاحيان; وزير اطلاعات،+روح الله حسينيان; اولين نماينده دادگاه انقلاب در وزارت اطلاعات ،+محسني اژه‌اي; جانشين حسينيان ،پورمحمدي معاون سابق وزارت اطلاعات،رهبرپور رئيس دادگاه انقلاب ،رازيني رئيس سابق دادگستري تهران و  همگي از دانش آموختگان مدرسه حقاني مي‌ باشند.

او در ادامه هاشمي رفسنجاني را به عاليجناب سرخپوش ،فلاحيان وزير اطلاعات را به شاه كليد و برخي دانش آموختگان مدرسه حقاني را به عاليجنابان خاكستري تشبيه مي‌كند.[11]و همچنين محلي را كه شاه كليد و عاليجنابان خاكستري در آن فرمان قتل صادر مي‌كنند را به تاريكخانه اشباح تشبيه مي‌كند كه در آن قدرت مطلقه و بدون نظارت مي‌رويد و چهره اشباح درون آن قابل روئيت نبوده و راه تصرف آن دستگيري شاه كليد است .

منظور از عاليجناب خاكستري كسي است كه مخالفان با حكم او كشته مي‌شوند و

عاليجناب سرخپوش در برابر آن سكوت ميكند.(اين مصداقها فرانسوي مي‌باشند) .[12]

به اين ترتيب به گفته گنجي حكم اعدام توسط كساني چون فلاحيان ،مصباح يزدي ،محسني‌اژه‌اي ، روح الله حسينيان و  صادر شده و توسط سعيد امامي و يارانش اجرا مي‌شده است و هاشمی هم در برابر آنها سکوت می کرده است.

مثلا در مورد +پيروز دواني ;مشخص شده چه كسي دستور قتل او را داده است(محسني اژه‌اي) و عبدالله نوري هم در دادگاه خود خواهان آن شده تا اطلاعاتي دراين مورد ارائه كند كه مانع شده‌اند[13].

يا حسينيان به صراحت مقتولان را مرتد(واجب القتل) و ناصبي خوانده و از امامي تعريف كرده و او را مسلمان و نمازشب خوان قلمداد كرده بود.

 

جداي از بحث قتل هاي دگرانديشان موارد ديگري هم وجود دارد كه بسيار قابل توجه مي‌باشند.

1-ترانزيت مواد مخدر:از ديگر پروژه‌هاي تاريكخانه اشباح ترانزيت مواد مخدر بوده است كه پاي زيبارويان و طنازاني هم به آن كشيده شده و آنها اطلاعاتي از آن كسب كرده اند كه به عنوان مثال خانم قائم مقامي مهماندار زيباروي هواپيمائي قابل ذكر هستند كه تبديل به مشكل شخصي شاه كليد شده و همين مساله موجب مرگ آنها شده بود.[14]

2-ماجراي فرج سركوهي :او ربوده شد و قرار بود پس از اخذ اعتراف در زير شكنجه از او جسدش در آلمان رها شود[15].

3-فرستادن موشك به بلژيك : سعيد امامي حتي يك مرتبه موشك به خارج از كشور فرستاده بود تا در كشورهاي ناتو شليك شود كه كشف شدند.[16]

4-قصد ترور حجاريان و عبدالله نوري : اين دو اصلاح طلب هم از اهداف بعدي محفل نشينان بودند كه با دستگيري آنها كشته نشدند اما نوري بعدها به زندان افتاده و حجاريان هم ترور شد . [17]حجاريان از بلندپايه ترين مقامات اسبق وزارت اطلاعات بوده و با شناختي كه از مجموعه وزارتخانه و شخص امامي داشته با همكاري نزديك با گنجي نقش موثري در افشاي جنايات اين باند مخوف و برخورد با آن داشته است .

5-فيلم كارناول عصر عاشورا : (فيلمي با صحنه سازي كه در بعد از ظهر روز عاشورا از زنان بدحجاب! و مشغول شادماني تيهه شده بود و نشان از حمايت آنان از خاتمي داشته و اين سوال را ايجاد مي‌كرد كه آيا محفل نشينان چنين زناني هم در اختيار دارند و حاضرند بعد از ظهر عاشورا به ميدان آورند) و برنامه تلويزيوني هويت(كه در آن به شدت وجهه روشنفكران تخريب شده بود) هم از ديگر اقدامات اين گروه بوده است.

 

اما بحراني ترين موارد انفجار حرم رضوي و قتل احمد خميني بوده كه جاي بررسي بسيار دقيقي دارند .

مرگ مشكوك احمد خميني

باقي در اصفهان اعلام كرده بود كه نيازي (مسئول رسيدگي به پرونده قتل ها) به نزد حسن خميني فرزند احمد خميني رفته و به او گفته است كه احمد خميني هم توسط همين محفل نشينان به قتل رسيده است. [18](البته او تاكيد مي‌كند كه اين اعترافات توسط متهمان كاملا قابل اعتماد نبوده و ممكن است تحت فشار بوده باشند)همچنين باقي اشاره مي‌كند كه از ابتدا ابهاماتي پيرامون قتل احمد خميني وجود داشته و عليرغم آنكه پزشكان به او اخطار كرده بودند كه ممكن است اتفاق ناگواري براي او بيفتد و در معرض اين حادثه بوده اما بعد از حادثه فوت او بعضي اطبائي كه او را تحت نظر داشته‌اند از اين حادثه اظهار تعجب كرده و با برخي دلايل پزشكي اعلام كرده بودند اين اتفاق نبايد مي‌افتاده است. [19]

البته موارد ترديد برانگيزي هم قبل از فوت او وجود داشته‌است.

احمد خميني چند ماه پيش از درگذشتش به بيمارستان رفته و از مهندس بازرگان نخست وزير ايران وعضو نهضت آزادي-عيادت كرده و از او طلب حلاليت كرده بود.[20]

احمد خميني كه يكي از اصلي ترين عوامل عزل آيت الله منتظري از قائم مقامي رهبر بوده و پس از فوت پدرش به مرور منزوي شده بود در اواخر عمر ظاهرا از كار خود پشيمان شده و پيام هاي مكرري براي حلاليت از آيت‌الله منتظري فرستاده و در مجلس ختم آيت‌الله صدر تا آمدن ايشان به انتظار نشسته و به احترام ورود او قيام كرده بود و پس از ورود با او نجواي مختصري كرده بود.و بارها هم از طريق صاحب مغازه اي كه به منزل منتظري تردد داشته از احوالات او پرسيده و سلام فرستاده بود(خود او از رفتن به خانه‌ منتظري معذور بود).[21]

در حاليكه مدتها احساس مي شد احمد خميني در انزوا و در يك بايكوت خبري قرار دارد ناگهان خبري مانند بمب در كشور پيچيد.سيد احمد خميني در جمع عده اي از مردم سخنراني تندي ايراد كرده و از سياست‌هاي مملكت انتقاد كرده بود و افزوده بود چرا ضعف مديريت خود را به گردن آمريكا مي‌اندازيد .نمي‌توانيد كشور را اداره كنيد و اين همه مشكل ايجاد كرده‌ايد اما همه را به گردن توطئة خارجي مي‌اندازيد .[22]اين خبر همانند بمبي در كشور تركيد .البته رسانه هاي دولتي آن را منعكس نكردند اما هفته‌نامه كم شمار و كم اهميتي با نام نشريه اميد بخشهائي از آن را منتشر كرد كه به سرعت ناياب شده و حتي توسط مردم مرتب تكثير مي‌شد.با اين روند او تبديل به يك منتقد بسيار جدي و صريح اللهجه و بسيار بانفوذ براي قدرت شده بود كه امكان بازداشت و محاكمه او هم وجود نداشت و مي‌ توانست افراد متنفذ فراواني را به دور خود جمع كند و مثلا در انتخابات بعدي رقيبي بسيار جدي باشد.

مدت كوتاهي پس از اين رويداد هم احمد خميني سكته كرده و چشم از جهان فروبست كه خود به خود به شدت به شايعات دامن مي زد.

 

 

 

خاتمه كلام اينكه مطبوعات و اكبر گنجي بارها فلاحيان و هاشمي رفسنجاني را به پاسخگوئي فرا خواندند و گنجي بارها اعلام كرده‌بود چنانچه نتواند وقوع ده‌ ها قتل در دوران هاشمي را ثابت كند داوطلبانه به زندان خواهد رفت[23] .باقي هم اظهار مي داشت قتل هاي زنجيره اي متعددي در 10 سال گذشته(قبل از 15 دي 1377 و صدور بيانيه وزارت اطلاعات )انجام شده اند[24]. اما نه هاشمي و نه فلاحيان هيچ يك پاسخگو نبودند و فلاحيان حتي براي انتخابات مجلس و رياست جمهوري هم كانديدا شد و تائيد صلاحيت هم شد .(گرچه اصلا توفيقي نيافت و در انتخابات رياست جمهوري آرا او از آراي باطله هم كمتر بود!) .هاشمي رفسنجاني هم كه خود را براي رياست مجلس آماده كرده بود حتي از تهران هم به مجلس راه نيافت و پس از چند روز تاخير به عنوان نفر آخر ليست معرفي شد و خود انصراف داد .و گنجي هم همواره از او مي‌خواست در دو زمينه مشخص به شهروندان پاسخگو باشد :

نخست قتل‌هاي زنجيره‌اي كه در دوران او رخ داده بودند

دوم نقش مهم او در ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر كه باعث به شهادت رسيدن صدها هزار تن از بهترين فرزندان ايران شده و هزاران معلول و ميلياردها دلار خسارت بر جاي نهاد [25]

گنجي بارها بر اين نكته تاكيد داشته كه به اعتراف خود هاشمي امكان اتمام جنگ پس از فتح خرمشهر و دريافت غرامت از عراق وجود داشته است و رهبر هم موافق خاتمه جنگ بوده است .[26]

در نهايت نه هاشمي و نه فلاحيان پاسخگو نشدند و گنجي و باقي و حتي ناصر زرافشان وكيل خانواده پوينده هم به زندان افتادند .البته گنجي عليرغم آنكه تحت فشارهاي زيادي هم قرار گرفت ولي بر اعتقاد خود محكم ايستاد و حتي در زندان هم مانيفست جمهوري خواهي را منتشر كرد .يقينا گنجي با گذشتن از جان خود در راه كشف حقيقت نام نيك كم نظيري از خود به جاي گذاشت كه به جرات مي‌توان گفت در تاريخ ايران كم نظير مي‌باشد . او هم اكنون در زندان بوده و بر خلاف باقي و . . . آزاد نشده و به گفته وكيلش +شيرين عبادي ; در وضع جسماني بسيار بدي به سر مي‌ برد و با خطرات جدي فراواني روبرو است .

 

البته افشاگری های اکبر گنجی نقش بسیار مناسبی در شکستن ابهت هاشمی در انتخابات مجلس داشت و موجب شد او به حضیض ذلت سقوط کند اما هم اکنون بازهم قصد رئیس جمهور شدن دارد ولی باید پرسید با چه روئی؟؟

 

 

همه چيز براي قدرت(انفجار حرم امام هشتم شيعيان)

قبل از پرداختن به مساله انفجار حرم اما رضا بر اين نكته مهم تاكيد مي شود كه جنايتكاران باند سعيد امامي از بمبگذاري و انفجار مكان هاي عمومي و كشتن مردم بيگناه و بي‌ خبر از همه جا كمترين ابائي نداشتند و ساير اعمال جنايتكارانه آنها اين مساله را به خوبي اثبات مي‌كند تا جائيكه در اطلاعيه دولتي سازمان قضائي نيروهاي مسلح هم بناچار بر آن تاكيد شده است .

طبق اطلاعيه سازمان قضائي نيروهاي مسلح باند امامي قبلا در فلكه آب مشهد بمبگذاري كرده بودند كه منجر به كشته شدن 2 شهروند بيگناه شده بود و همين مساله كاملا ثابت مي كند كه اينان از چنين جناياتي ابائي ندارند. [27]

در دهه دوم انقلاب و با پايان جنگ ايران و عراق و برطرف شدن خطرات حمله نظامي به ايران و همچنين سركوب شديد سازمان مجاهدين خلق و ساير گروهك هاي مسلح ضد نظام ،مساله مقابله با تهاجم فرهنگي به يكي از مهمترين وظايف وزارت اطلاعات مبدل شده و در اين راستا جنايت‌هاي وحشتناكي توسط باند سعيد امامي به وقوع پيوست .

سعيد امامي در پائيز 1374 در گردهمائي ائمه جمعه سراسر كشور با اشاره به مساله تهاجم فرهنگي غرب و تلاش پاپ جهت مقابله با اسلام و ايجاد جبهه واحد توسط آنها عليه اسلام چنين مي‌گويد:+ همين كشيشي كه به دست منافقين كشته شد در عرض دو سال و نيم 300 مسلمان شيعه را مسيحي كرده بود .;[28] با توجه به اين نكته مشخص مي‌شود كه باند امامي در مورد گسترش تفكر مسيحيت و برخي كشيش‌ها كه مدتي قبل توسط منافقين به قتل رسيده‌ بودند نگراني شديدي داشته است. در اواخر سال 1372 اسقف +هوسپيان مهر;ربوده و كشته شد كه اين مورد به بحراني براي ايران تبديل شده و حوادث وحشتناك بعدي را ايجاد كرد .در همان اوان كميسيوني براي بررسي مسائل حقوق بشر در ايران ، در نيويورك تشكيل شده بود و ظاهرا شنيده‌هاي اطلاعاتي حاكي از آن بود كه او قصد خروج از ايران را داشته تا در ارتباط با نقض حقوق بشر در خصوص اقليت هاي مذهبي در ايران ، منبعي براي كميسيون مذكور باشد [29]همچنين شوراي ملي مقاومت تبليغات گسترده‌اي درباره قتل او به راه انداخته و او را شهيد شوراي مقاومت اعلام كرد . اين مساله را كه آغازي بر فجايع ديگر بود به خاطر بسپاريم تا در سطور بعد يازهم به آن رجوع كنيم در مشهد مسجدي به نام مسجد فيض وجود داشت كه از مساجد قديمي اهل سنت بود.اين مسجد در نزديكي حرم امام رضا بوده و براي بسياري از افراطيون غير قابل تحمل بود.نوعا اهل سنت در شهرهاي شيعه نشين فاقد مسجد بوده‌اند چه رسد به چنين موردي كه به ذهن بسياري تلقين شده بود كه پايگاه وهابيت است و حساسيت زيادي را ايجاد كرده بود .تخريب مسجد هم كار مشكلي بود چراكه در فقه شيعه اين كار جايز نبوده و طي سال‌هاي قبل هم بارها طرح هائي كه به مساجد برخورد مي‌كرده‌اند حتي ناتمام گذاشته شده بودند و همچنين صاحبان مسجد با تخريب آن همواره مخالفت مي‌كردند و اين به معضلي مبدل شده بود.شبانگاه 11 بهمن 1372 ناگهان مسجد فيض تخريب شد و روز بعد مردم با شگفتي شاهد پارك و زمين چمن به جاي مسجد بودند و متعاقب آن اعتراض وسيع اهل سنت برانگيخته شد و آنها روز 12 بهمن در مسجد جامع مكي شهر زاهدان تحصن كردند و مسجد را سياهپوش كردند و پلاكاردي مبني بر +تسليت شهادت مسجد فيض ; بر مسجد آويخته شد .نيروهاي انتظامي براي خاتمه تحصن چندين بار به متحصنين اخطار دادند اما بي‌فايده بود و در نهايت با ورود نيروهاي مسلح غير بومي مسجد گلوله باران شد و چندين تن كشته شدند (جمله حاج فقير محمد شه بخش، مولوي عطا محمد،نعيم گوركيچ و رضا دره‌اي از جمله مقتولان حادثه بوده و و موذن مسجد به نام مونكل جزو مجروحان حادثه بودند) و متعاقب آن حكومت نظامي اعلام شد .طبيعي بود كه اين حادثه اعتراضات وسيعي را برانگيخت .چنانكه روحانيون و شخصيت‌هاي اهل سنت به مصاحبه با راديوهاي بيگانه پرداخته (بسياري از آنها بعدها به شيوه‌هاي مشكوكي مردند) و نمايندگان اهل سنت نيز به اعتراض پرداختند و مساله اقليت‌هاي مذهبي در ايران تبديل به بزرگترين بحران ،فشار و تهديد عليه ايران در سطح بين‌المللي شد و استان‌هاي مرزي ايران را دستخوش ناامني و آتش زير خاكستر كرد چنانكه هيچ راهي براي خروج از بحران باقي نمانده بود .پس آنان كه به حفظ نظام به هر قيمتي مي‌انديشيدند بايد فكري مي‌كردند .البته در نظام فكري آنان حتي قرباني كردن عده‌اي از مسلمين براي حفظ نظام بلامانع بود و اين مسائل جملگي نويد حوادث شومي را مي‌دادند كه با آغاز سال جديد (1373) خود را نمايان كردند.

خرداد 1373 جنازه كارد آجين شده كشيش + ديباج; كشف شد .وي مدت كوتاهي پس از آزاد شدن از زندان به قتل رسيده بود و آزادي او هم به دليل فشارهاي شديد بين‌المللي بود. اين خبر در رسانه‌هاي خارجي انعكاس گسترده اي پيدا كرد و اعتراضات وسيعي را برانگيخت.ازجمله كشيش ميكائيليان به شدت به آن اعتراض كرده و تلويحا آن را حادثه اي داخلي قلمداد كرده بود و طي نامه‌اي به پاپ خواهان حمايت از اقليت ارمنه در ايران شده بود[30].

مجموع اين بحران ها كه در خرداد 1373 به اوج خود رسيده بودند .در انتهاي اين ماه تحت تاثير حادثه ديگري قرار گرفتند .روز 30 خرداد آغاز رودرروئي مسلحانه سازمان مجاهدين خلق با دولت بوده كه در اين سال دقيقا در روز عاشورا واقع شده بود .در اين روز ناگهان خبري ايران را لرزاند .

در روز عاشورا بمبي در حرم امام رضا در مشهد منفجر شده و موجب شهادت 26 تن و مجروح شدن 290 تن ديگرشده بود.

در اين راستا در بين دولتمردان دو نظريه وجود داشت :

نخست عده‌اي معتقد بودند كه اين كار به تلافي تخريب مسجد فيض و حوادث زاهدان بوده و متوجه اهل سنت است .و اين شايعه مطرح شد كه سپاه صحابه پاكستان انرا بر عهده گرفته است .

فرضيه دوم اين بود كه سازمان مجاهدين خلق در سالروز سي خرداد به چنين عملي اقدام كرده است [31].

البته به سرعت فرضيه دوم تقويت شده و حتي اعلام شد كه سازمان در محل اعلاميه هائي به جاي گذاشته و مسئوليت حادثه را پذيرفته است ! و اين در حالي بود كه آنان به شدت اين مورد را تكذيب كردند و مسئوليت آنرا متوجه رژيم جمهوري اسلامي كرده بودند .در آن هنگام براي بسياري اين سوال وجود داشت كه چگونه به اين سرعت وزارت اطلاعات به نقش آنها پي برده و اگر آنها اعلاميه بر جاي گذاشته بودند چگونه آن را تكذيب مي‌كنند؟.

از سوي ديگر تعدادي از اهل تسنن هم دستگير شده و عملا آنها دچار مشكل شده بودند.

4 روز بعد فردي به نام عليرضا رحماني در تلويزيون حاضر شده و به دخالت سازمان (و نه شخص خودش ) در انفجار اعتراف كرد! او گفته بود عليرغم آنكه 20 ماه است در زندان به سر مي‌برد اما حاضر به مصاحبه نبوده و اكنون به دليل اين جنايت حاضر به مصاحبه شده است .سپس او اطلاعاتي درباره اعمال خود و ساير اعضاي دستگير شده سازمان ارائه داده ارائه داده و تنها در دو مورد به بمب‌گذاري در حرم اشاره مي‌كند[32]. اما سوالي كه در اينجا پيش مي‌آيد اين است كه اگر او به دليل اين جنايت حاضر به مصاحبه شده است چگونه به مدت بيست ماه سكوت كرده و اطلاعاتي در اين زمينه ارائه نكرده است؟و اگر از طريق بازجوها به اين مساله پي برده چگونه با صراحت ان را به گردن سازمان خود انداخته است؟

دوشنبه 6 تيرماه وزارت اطلاعات اعلام مي كند كه يكي از عوامل سازمان منافقين به نام + بهرام عباس زاده;كه قصد بمب گذاري در مراسم نماز جمعه اهل سنت در مسجد مكي زاهدان را داشته در روز پنجشنبه دستگير شده است و اعتراف كرده بمب را از فردي به نام +مهدي نحوي;تحويل گرفته[33] و بلافاصله پس از اعترافات عباس‌زاده اعلام شده بود كه قطعا عامل بمب‌گذاري در حرم امام رضا + مهدي نحوي; مي‌باشد و با كمك عباس زاده از او چهره نگاري شده وعكس او در روزنامه ها چاپ شده و از مردم درخواست شد تا هر اطلاعي از او دارند در اختيار وزارت بگذارند .سپس روزنامه‌ها از قول خبرگزاري جمهوري اسلامي مي‌نويسند كه والدين نحوي ضمن مراجعه به اداره اطلاعات قم از اين عمل فرزند خود ابراز انزجار كرده و اطلاعات ارزشمندي در اختيار اين دستگاه گذاشته‌اند و همچنين سوابق همكاري او با منافقين را تشريح كرده‌اند.[34](چگونه از دريافت بمب از نحوي به اين مساله رسيده‌اند كه او عامل انفجار بوده جاي بحث فراوان دارد! هرگز هم چنين مساله اي مطرح نشده بود كه نحوي به عباس زاده چنين چيزي گفته باشد زيرا بسيار سوال برانگيز بود و چاپ عكس بمبگذار فراري در روزنامه ها هم خيلي شبهه انگيز است و اگر اين مسائل ساختگي بوده‌اند نشان از آن دارند كه نحوي از مدتها قبل در چنگ سعيد امامي بوده‌است و الا چاپ عكس در روزنامه‌ها به خصوص براي آناني كه به دستور سازمان همواره قرص سيانور به همراه دارند جاي سوال فراوان دارد و به خصوص اگر بعدها نحوي زنده به چنگ ماموران هم مي‌افتاد خيلي بيشتر سوال برانگيز بود )

چند روز بعد هم به نوشته روزنامه ها يك مقام امنيتي كه نخواست نامش فاش شود در پاسخ به سوالي در باره اينكه چگونه چگونه مطمئن شده ايد انفجار حرم كار سازمان بوده گفته بود كه + اطلاعاتي كه از چند وقت قبل داشتيم ما را به اين جمع بندي رسانده بود و مسئولان را هم قبلا در جريان گذاشتيم ... ;[35]حال چگونه در حاليكه وزارت اطلاعات از اين مورد آگاهي داشته چنين بمبي با اين حد از قدرت وارد حرم شده و عامل آن دستگير نشده جاي سوال دارد.

 

از سوي ديگر با مفقود شدن كشيش +ميكائيليان; عملا بحران شديدي ايجاد شده بود كه انعكاس وسيعي در رسانه‌هاي جهان پيدا كرده بود.15 تيرماه در بحبوحه انتظارات مربوط به روشن شدن موضوع انفجار در حرم امام رضا اعلام شد كه +فرحناز انامي; قاتل كشيش ميكائيليان در حال فرار از كشور در مرز زاهدان دستگير شد و همچنين دو تروريست بمب‌گذار در حرم امام خميني و حرم حضرت معصومه دستگير شدند .همان روز 15 تير هم جمعي از روحانيون و شخصيتهاي اقليتهاي مذهبي از جمله فرزندان كشيش ميكائيليان با انامي ديدار كردند كه او در اين ديدار جزئياتي از قتل ميكائيليان را بازگوكرده و به سوالات فرزند او درباره رنگ لباس و رنگ ماشين پدرش دقيقا پاسخ گفته بود.

چند روز بعد هم اجساد ميكائيليان و ديباج به خانواده آنها تحويل داده شد.

18 تيرماه مطبوعات مشروح گفتگو با قاتل كشيش ميكائيليان را به همراه عكس سه زن جوان و توضيحي درباره آنها به اين شرح چاپ كردند .+بتول كلاله :عامل بمب‌ گذاري در حرم امام خميني;،+مريم شهبازپور:عامل بمب‌ گذاري در حرم حضرت معصومه ;،+فرحناز انامي : قاتل كشيش ميكائيليان;

آنچه از سخنان انامي برمي آمد اين بود كه او در پوشش علاقه به مسيحيت با او ارتباط نزديك پيدا كرده و پس از جلب اعتمادش او را به منزل خود برده و در آنجا به قتل رسانده است و قتل كشيش ديباج هم كار گروه ديگري از سازمان بوده و وظيفه انامي پيدا كردن محل مناسبي براي دفن او بوده است و هدف سازمان از اين اعمال ايجاد بحران براي رژيم بوده است.

اما اين منزل اجاره‌اي بوده و در طبقه پائين آن صاحب خانه مستقر بوده است كه ه او نيز در اين مصاحبه نكاتي را بيان مي‌كند .وي مي‌گويد كه روز حادثه (نهم تيرماه)كلاله و شهبازپور تلاش مي‌كنند تا او را با صحبت مشغول كنند كه او با شنيدن صداي خفيفي شبيه به شليك گلوله آنان را كنار زده و به سرعت طبقه بالا مي رود و در آنجا مشاهده مي‌كند كه انامي به همراه جواني كه خود را عضو سازمان مجاهدين خلق معرفي مي‌كند سلاح به دست آنجا ايستاده‌اند و دست و پاي او را بسته و در حمام مخفي مي‌كنند و از آنجا فرار مي‌كنند و او پس از مدتي مي‌تواند خود را رها كند و به پليس خبر دهد.پس از آن ماموران به محل آمده و جسد كشيش ميكائيليان را در فريزر كشف مي‌كنند[36]

خبرها نشان مي‌داد ماموران اطلاعات از يك قرار منافقين در تهران مطلع شده و مشاهده مي كنند كه يكي از آندو به سمت حرم امام و يكي به سمت حرم حضرت معصومه حركت مي كند وبا دستگيري آنها متوجه مي‌شوند كه آنان بمب به همراه داشته و به قصد انفجار حرمين وارد عمل شده بودند .همچنين سيستم اين بمب ها به نحوي بوده كه عليرغم تصور بمب گذاران بمب ها بلافاصله پس از اتصال كليد منفجر مي‌شده‌اند و حاملين بمب اولين قربانيان بوده اند كه آنها با اطلاع از اين امر به شدت متاثر شده و همه اطلاعات خود را لو داده‌اند .همچنين ايندو به وجود فرد سومي به نام فرحناز انامي كه براي خروج از كشور به زاهدان رفته اعتراف مي‌كنند كه با هماهنگي هاي مربوطه او در زاهدان بازداشت شده و بلافاصله به تهران منتقل مي شود و در مواجهه با صاحب خانه مشخص مي‌شود اينان قاتلان كشيش ميكائيليان بوده و مرد چهارم هم از مرز ايلام گريخته است.[37]

همچنين در همان هنگام بيان مي‌شود كه پس از كشف جسد ميكائيليان خانه مورد بررسي دقيق‌تر قرار گرفته و تعداد زيادي بروشورهاي منافقين و يك كروكي كشف شده است كه با بررسي آن و رفتن ماموران به محل جسد كشيش ديباج هم كشف شده است[38]

به اين ترتيب مشخص شده بود كه منافقين ميكائيليان و ديباج را كشته و جسد ميكائيليان را در خانه رها كرده و همچنين ضمن معرفي خود به عنوان اعضاي سازمان مجاهدين خلق ، صاحب‌خانه را در خانه زنده رها كرده و گريخته‌اند و حتي بروشورهاي سازمان خود و كروكي محل دفن ديباج را هم بجاي گذاشته‌اند و پس از فرار هم از شدت ترس مجددا مراجعه نكرده‌اند و با گزارش صاحب خانه و پيدا شدن كروكي در منزل و رفتن ماموران به محل جسد ديباج هم كشف شده است!.

انامي در مورد قتل ديباج گفته بود كه قتل ديباج توسط گروه ديگري از منافقين بوده اما وظيفه پيدا كردن محلي براي دفن جسد وظيفه او بوده كه اين كار را انجام داده است[39]. و همچنين او اعتراف كرده بود كه قتل كشيش +هوسپيان مهر;هم توسط سازمان انجام شده و براي ايجاد بحران براي رژيم بوده است.به گفته انامي مجيد در اين باره به او گفته است كه همانند قتل هوسپيان مهر كه موجب بحران براي رژيم شده بود ساير قتل ها هم رژيم را دچار مشكل خواهد كرد[40]

دستگيري بمب‌گذاران هم به اين طريق رخ داده كه ماموران به قرار گروهي از منافقين مشكوك شده و چون مشاهده مي‌كنند كه آنان به سمت حرمين مي‌روند آنها را دستگير مي‌كنند و با اعتراف آنان همان روز انامي هم دستگير شده با شهادت صاحب خانه مشخص مي شود آنان قاتلان كشيش ميكائيليان بوده و مجيد اسفندياري پسر همراه آنان هم از مرز گريخته است .

ضمنا انامي در هنگام خروج از مرز زاهدان دستگير شده و بلافاصله در همان روز از شدت تاثر از سازمان بريده است و تمام حقايق را به خانواده مقتولان ارائه داده است!

از سوي ديگر متهمان اعتراف مي كنند كه قصد قتل كشيش بلوس را هم داشته اند و در مواجهه متهمان با كشيش بلوس ،او تائيد مي كند كه متهمان با او ارتباط داشته و تلاش داشته‌اند تا با او روابط نزديك برقرار كنند وحتي به منزل او رفت و آمد داشته‌اند و انامي هم در يك مصاحبه حضوري با بلوس همه موارد را تائيد مي‌كند و مشخص مي‌شود او از مدتي قبل تلاش داشته تا با او ارتباط دوستي پيدا كند.

 

با پايان يافتن سريع قضيه كشيش ها و مشكلات اهل سنت تنها موضوع باقي مانده مساله انفجار حرم بود كه آنهم بايد هرچه سريعتر تمام شد .

روز دهم مرداد رسانه‌ها اعلام كردند كه ماموران امنيتي فردي را كه از حيث چهره شباهت زيادي به نحوي داشته(قبلا اين تصوير در رسانه‌ها چاپ شده بود ) ! را در شمال تهران زخمي كرده و او را به بيمارستان منتقل كرده‌اند و عباس‌زاده هم در بيمارستان روي سر او حضور يافته و او را شناسائي كرده است و او در بيمارستان به اين جنايت اعتراف كرده و سپس دوازدهم مرداد هم مرده است. [41](آيا او را عمدا با اسلحه خالي رها كرده و سپس به نحوي گلوله باران كرده بودند كه كشته شود و براي جلب توجه عده اي هم شاهد قضيه باشند؟)

مادر نحوي هم در بيمارستان بر سر فرزند خود حاضر شده و از عمل او به شدت ابراز تاسف كرد و به خدا سوگند خورد كه اگر مي‌دانسته مهدي عضو منافقين بوده او را معرفي مي‌كرده تا فاجعه انفجار حرم اتفاق نيفتد و خود او هم دچار اين سرن وشت شوم نشود[42]!(به گفته مقامات اطلاعات او در ابتداي اطلاع از موضوع جنايت فرزندش ، سوابق همكاري او با منافقين را تشريح كرده بود!)

10روز بعد هم در 22 مرداد 1373 (50 روز پس از دستگيري) تنها بازمانده مطلع از ماجرا يعني عباس زاده هم اعدام شد[43] و اين قضيه هم تمام شد .

تنها مساله باقي‌مانده موضوع سرانجام زنان منافق بمبگذار و متهم به قتل كشيش‌ها بود هفت ماه بعد دادگاه اينان نيز برگزار شد و اتهامات آنها در ارتباط با بمبگذاري و قتل كشيش‌ها و از همه مهمتر كشيش + ميكائيليان;مطرح شد.در انتهاي كار هم تمام اعضاي خانواده ميكائيليان اعلام كردند كه از اين سه زن هيچ شكايتي ندارند[44] (به چه دليل آنها نخواستند براي اين افراد حكم اعدام صادر شود؟)و در نهايت قاضي رهبرپور از دانش آموختگان مدرسه حقاني هم حكم 20 تا 30 سال زندان براي اين افراد بمبگذار و قاتل و عضو منافقين صادر كرد و در همان حين احكام جنجالي فراواني درباره 8 شركت مضاربه اي ، عاملان ترور نافرجام رئيس جمهور ، باند زنده دل، 10 نفر از اعضاي باند سرقت مسلحانه هم صادر شد كه خود موجب آشفتگي بيشتر مي شد.[45] حكم زندان براي چنين افرادي در جمهوري اسلامي جاي بحث فراوان دارد و در نهايت هم اين سه نفر به تبعيد فرستاده شدند! [46]و سرنوشت آنها تا كنون نامعلوم مانده است .[47]

 

به اين ترتيب در حاليكه بحران بسيار بدي براي جمهوري اسلامي ايجاد شده بود 30 خرداد بمبي در حرم امام رضا منفجر شد و ظرف كمتر از 52 روز پس از آن كشيش‌هاي مشكل ساز براي جمهوري اسلامي همگي كشته شدند و در اثر جو سنگين اين واقعه دلخراش ماجراي اهل سنت هم خاموش شده و برخي هم دستگير شدند و عاملان بمبگذاري هم يا كشته و يا اعدام شدند ولي زنان متهم به قتل كشيش ها و بمبگذاري در حرمين 7 ماه بعد حكم زندان گرفته و تبعيد شدند !!.و همچنين منافقين هم به منتهاي درجه بدنامي در ايران و جهان رسيدند .

 

درباره قتل كشيش‌ها ضمن لزوم توجه به سابقه باند سعيد امامي موارد ذيل قابل توجه مي‌باشند :

1-چگونه آناني كه براي ايجاد بحران براي رژيم حاضر به قتل كشيشها بوده‌اند علاوه بر معرفي خود به عنوان اعضاي سازمان مجاهدين خلق به صاحب خانه ،اين شاهد خطرناك را زنده رها كرده و حتي كروكي محل قتل ديگر كشيش را هم به همراه بروشورهاي سازمان خود جا گذاشته‌اند؟

2-چگونه براي چنين عمليات مهمي خانه اي اجاره كرده اند كه اولا دربستي نبوده و در طبقه پائين صاحب خانه ساكن بوده و دوم اين خانه به نحوي بوده كه حتي در حاليكه دو زن تلاش داشته انداو را سرگرم كنند صداي تير هم به پائين ‌رسيده.ضمنا خانواده او كجا بوده‌اند؟

3-چگونه انامي با 15 سال سابقه همكاري با سازمان در همان روز دستگيري در مرز زاهدان ، در تهران به طور كامل اعتراف كرده و به اين سرعت بريده است؟و . . .

4-چنين حكم سبكي براي كساني كه قصد ايجاد بحران براي جمهوري اسلامي را داشته‌اند هم در نوع خود بسيار قابل توجه است .

با توجه به سابقه گروه جنايت پيشه امامي و نگراني شديد امامي از كشيش‌هاي مسيحي كشته شده و سابقه ساير جنايت‌هاي آنان اين بخش را به پايان برده و به ابهامات واقعه انفجار حرم مي‌پردازيم كه دقيقا همزمان با اين مسائل اتفاق افتاده بود .

 

1-چگونه وزارت اطلاعات پس از انفجار حرم در همان ساعات اوليه قاطعانه اعلام كرد كه عامل انفجار حرم سازمان مجاهدين خلق بوده(اين گونه نتيجه گيري شتاب زده جاي سوال فراوان دارد) و آنها اعلاميه هائي در اين زمينه به جا گذاشته‌اند .(در حالي كه سازمان به شدت آنرا تكذيب مي كرد و اين مساله نمي‌تواند منطقي باشد كه از يك سو تكذيب كنند و از سوي ديگر اعلاميه بجاي گذارند )

2- 6 روز بعد يكي ديگر از اعضاي سازمان هم كه قصد بمبگذاري در مسجد اهل تسنن را داشته است دستگير شده و اعتراف كرده بود كه بمب را از +مهدي نحوي; تحويل گرفته و لذا او عامل بمبگذاري مشهد است (نحوي به او نگفته كه قصد انفجار حرم امام رضا را دارد اين نتيجه گيري چگونه ايجاد شده بود؟)پس شخص عامل بمبگذاري حرم با نام +مهدي نحوي; شناسائي شده و عكس او در جرايد چاپ شده بود و خانواده او هم سوابق همكاري او با سازمان را تشريح مي‌كنند .

3-در حاليكه عكس نحوي در روزنامه ها چاپ شده بود فردي كه از حيث قيافه خيلي به او شبيه است با ماموران برخورد پيدا كرده و مجروح مي‌وشد و در بيمارستان پس از اعتراف مي‌ميرد .آيا چنين فردي تا اين حد بي‌احتياطي داشته كه بجاي خروج از مرز مشهد ،40 روز بعد در تهران به سر برد و شناسائي شده و كشته شود؟

4-خانواده نحوي پس از مرگ فرزندشان بر خلاف گذشته اعلام مي‌كنند كه اگر از همكاري او با سازمان اطلاع داشتند به مقامات اطلاع مي‌دادند .

5-اگر انفجار كار سازمان بوده چگونه عده ديگري از اهل سنت در اين ارتباط به زندان افتادند؟[48] (+يوسف گردهاني;،+اقبال ايوبي;،+انور دهواري;،+فيصل سپاهيان;،و +لشگز زرهي ; )

6-نشتي هاي سخنان امامي : سعيد امامي مهر ماه 1375 در يك سخنراني در دانشگاه همدان بر اين نكته تاكيد مي‌كند كه آنها بر عملكرد سازمان مجاهدين احاطه مناسبي دارند و از 58 بمبي كه در شش ماهه گذشته وارد كشور شده است تنها 2 تاي آنها منفجر شده‌اند و درباره واقعه بسيار عظيم انفجار حرم رضوي هم تاكيد مي‌كند كه اطلاعاتي درباره آن داشته‌اند و از 14 روز قبل اطلاعات لازم را به حراست آستان قدس رضوي داده‌اند![49]ضمنا پس از دستگيري عباس زاده هم يكي از مقامات امنيتي اعلام كرده بود كه در اين مورد اطلاعاتي از چند وقت پيش داشته‌اند !(حال چگونه با اين اطلاعات بمب منفجر شده جاي بحث دارد)

7-اعدام سريع عباس زاده هم به خودي خود سوال برانگيز مي‌باشد

8-طبق اطلاعيه سازمان قضائي نيروهاي مسلح باند امامي قبلا در فلكه آب مشهد بمبگذاري كرده بوده كه منجر به كشته شدن 2 نفر شده بود و همين مساله مشخص مي كند اينان از چنين جناياتي ابائي ندارند [50]


امضا محفوظ

[1]- تراژدي دموكراسي در ايران ،عمادالدين باقي ، ج دوم ،ص 23

[2]- تراژدي دموكراسي در ايران ،عمادالدين باقي ، ج اول ،صص 30،127،184

[3]- عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري ،اكبر گنجي ، طرح نو ، ص 57

[4]- تراژدي دموكراسي در ايران ،عمادالدين باقي ، ج دوم ،ص 65

[5]- پيشين ص 71

[6]- عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري ،اكبر گنجي ، طرح نو ، ص 202

[7]- پيشين ص 184

[8]- پيشين ص 54

[9]- پيشين ص 89

[10]- پيشين ص 77 و 78

[11]- پيشين ص 97 و 122

[12]- پيشين ص 131

[13]- تراژدي دموكراسي در ايران ،عمادالدين باقي ، ج دوم ،ص 49 و عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري ،اكبر گنجي ، طرح نو ، ص 96

[14]- عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري ،اكبر گنجي ، طرح نو ، ص 63

[15]- تراژدي دموكراسي در ايران ،عمادالدين باقي ، ج دوم ،ص 106

[16]- عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري ،اكبر گنجي ، طرح نو ، ص 127 و 170

[17]- تراژدي دموكراسي در ايران ،عماد الدين باقي ، ج 2،ص 27

[18] - پيشين ص 55 و 60

[19] - پيشين ص 87 و 88

[20] - پيشين ص 85

[21] - پيشين ص 85

[22] - پيشين ص 86

[23]-عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري ،اكبر گنجي ،طرح نو ،ص 202

[24]-تراژدي دموكراسي در ايران ، عمادالدين باقي ، نشر ني ،ج اول، ص185

[25]-عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري ،اكبر گنجي ،طرح نو ،ص 129

[26] -پيشين ص 124

[27]- عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري ،اكبر گنجي ،طرح نو ، ص 66 و همچنين تراژدي دموكراسي در ايران ، عمادالدين باقي ، نشر ني ،ج اول، ص 147 و148و175

[28]- تراژدي دموكراسي در ايران ، عمادالدين باقي ، نشر ني ،ج 2، ص162

[29]- پيشين ص 159

[30]- پيشين ص 161

[31]- پيشين ص 165

[32]- پيشين ص 114

[33]- پيشين ص 143

[34]- پيشين ص 114

[35]- پيشين ص 115

[36]- پيشين ص 126و121

[37]- پيشين ص 130

[38]- پيشين ص 128

[39]- پيشين ص 119

[40]- پيشين ص 132

[41]- پيشين ص 141 و 143 و 144

[42]- پيشين ص 145

[43]- پيشين ص 146

[44]- پيشين ص 155

[45]- پيشين ص 157

[46]- عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري ،اكبر گنجي ،طرح نو ، ص 97

[47]- تراژدي دموكراسي در ايران ، عمادالدين باقي ، نشر ني ،ج اول، ص 194

[48]- تراژدي دموكراسي در ايران ، عمادالدين باقي ، نشر ني ،ج 2، ص 186

[49]- پيشين ص 187

[50]- عاليجناب سرخپوش و عاليجنابان خاكستري ،اكبر گنجي ،طرح نو ، ص 66 و همچنين تراژدي دموكراسي در ايران ، عمادالدين باقي ، نشر ني ،ج اول، ص 147 و148و175

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سيمای نظام