|
|
|||
در غارت میراث فرهنگی ایران:قاچاق اشیاء عتیقه: پرسود تر از نفت
در سال های اخير در رسانه های داخلی و بين المللی درباره قاچاقچيان و فعاليت گسترده باند های قاچاق در ايران، خبرهای زيادی منتشر میشود. اخباری که نشان از بیپروايی قاچاقچيان در مواجهه با پليس، مقامات محلی ومسئولان ميراث فرهنگی کشور دارد. آخرين گزارش ها حاکی است که فعاليتهای قاچاق عتيقه و اشيای باستانی شدت گرفته است. فرمانده انتظامی استان تهران ديروز خبر مربوط به دستگير شدن دو گروه از
قاچاقچيان آثار تاريخی را اعلام کرد. ازيکی از گروهها يک کتابچه هشت برگی طلا منقش
به لوتوس به ابعاد ۱۱ در ۱۷.۴ متعلق به قرن هزاره اول پيش از ميلاد، به دست آمده
است. در اين صفحات شش خط نوشته ميخی نيز وجود دارد. قاچاقچيان مسلح از سيستان وبلوچستان و کرمان به اين منطقه رفتند و با شروع فعاليت در گورستان دلگان بخشهای قابل توجهی از محوطه را تخريب کردند. محمد حيدری، باستان شناس و معاون حفاظت فنی سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری استان سيستان و بلوچستان گفت: "در بازديدی که از محل داشتيم مجبور شديم با لباس محلی و به عنوان مسئولان اداره آب وارد منطقه شويم تا از طرف حفاران غير مجاز خطری ما را تهديد نکند. هنگامی که از عملکرد حفاران غير مجاز فيلم ضبط میکرديم، آنها بدون واهمه به کار خود ادامه میدادند. از آنجايی که همه اين حفاران غير مجاز مسلح هستند، در صورتی که مسئولان حراست سازمان ميراث فرهنگی در منطقه شناسايی شوند منجر به درگيری و در نهايت وقايع ناگوار ديگر خواهد شد." همچنين اعلام شد که در شمال کشورو در منطقه تالش، پيش از آنکه تيم کاوش به منطقه
تاريخی" ويل" برسند، اين قاچاقچيان بودند که به محل رسيدند. باران و ناشناختن محل،
باعث شد کاوشگران سازمان هرگز به محوطه ويل نرسند و به تول تالش برگردند. محمد رضا
خلعتبری، سرپرست هيات کاوش در محوطه باستانی تالش گفت: فلات بزرگ ايران، مملو از آثار تاريخی هزاران ساله است. پراکندگی اين آثار به گونه ای است که تا کيلومترها فاصله از برخی ازمحوطه ها، اينک شهريا حتی روستايی وجود ندارد. دورافتاده بودن اين محوطه ها باعث شده که آثار تاريخی آنها به گونه ای منحصر به فردتا کنون سالم مانده باشد. اما مدت هاست که برخی از اين محوطه ها به گذرگاه قاچاقچيان مسلح مواد مخدر تبدیل شده، که در حوزه قاچاق اشياء تاريخی نيز فعاليت می کنند. قاچاقچيان در مناطق شرقی و مرکزی ايران قدرتی افسانه ای دارند، آنان دراين مناطق که حکومت مرکزی تا کيلومترها تنها پاسگاهی با چند سرباز موظف دارد، حکمفرمايی می کنند. آنها منطقه را به خوبی می شناسند وتوانايی کسب همکاری افراد محلی را نيز دارند. در چنين شرايطی ماجرايی نظير آنچه در جيرفت اتفاق افتاد بسيار محتمل است. درجيرفت اغلب اهالی محل به همراه گروههای زبده قاچاق، خاک منطقه را نقطه به نقطه گشتندو چاله های موسوم به " پرايدی" را ـ براساس اينکه با فروش آثار به دست آمده از چاله، چند پرايد می شد خريد ـ نزیر و رو کردند. حال آنکه قيمت برخی از آثار به دست آمده در حراجیهای جهانی بسيار بيشتراز همه آنها پراید ها است. گرچه گفته میشودهمه مسئولان محلی، از نيروی انتظامی وقضايی گرفته تا شوراهای روستايی برای مقابله با اين حفاران وارد عمل شده اند، اما کماکان فروش اين آثار ادامه دارد. هنوز هم هرروزاخباری از کشف آثار از قاچاقچيان جيرفت شنيده می شود. يگان ويژه ميراث فرهنگی پس از چندين سال بحث و تلاش و برنامه ريزی بالاخره يگان ويژه ميراث فرهنگی تشکيل
شدو فرمانده آن اعلام کرد اين يگان در سال گذشته ۴۹محموله قاچاق آثار تاريخی را
کشف و ضبط کرده است. با وجود اين بسياری از آگاهان نسبت به موفقيت اين گروه پنج
هزارنفره نااميد هستند. آنان معتقدند محوطه های تاريخی ایران نيازمند مراقبت چند
برابر اين تعداداست و اين گروه، يا بايد گسترش يابد يا با همکاری کامل نيروی
انتظامی و استفاده ازتوان آن کار کند. از سوی ديگر سازمان ميراث فرهنگی دست ياری به سوی بخش خصوصی هم دراز کرد. اعلام
شد بامجوز يگان حفاظت سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری کشور، حفاظت از اماکن تاريخی و
تپه های باستانی استان گيلان به بخش خصوصی واگذار شده است. اما با توجه به گستره
وپراکندگی مناطق باستانی در اين استان بازهم مناطق زيادی در اختيار حفاران غيرمجاز
قراردارد. دست بزرگان در سازمان ميراث فرهنگی همه کارمندان و کارشناسان داستانهايی دارند. داستانهايی
شنيدنی از اتفاقاتی که پيش وپس از انقلاب افتاده است .هميشه درميان اين نامها،
اسامی بزرگانی تکرار می شود. تجارت پرسود و بی حساب ميراث فرهنگی هميشه برای
قدرتمداران جذاب بوده است. اينکه اين داستانها چقدر به واقعيات نزديکند، هيچگاه
مشخص نمی شود اما شايعات هميشه وجود دارد. همانطور که پيش از انقلاب همیشه نام اشرف
پهلوی خواهر شاه ايران در اينگونه مناسبات شنيده مي شد، اينک نيز نام چند تن از
سران جمهوری اسلامی درميان است. قاچاق آثار تاريخی ایران به خارج ، آن هم دراین حجم
وسيع و بدون نگرانی از عقوبت، به عنوان دليلی برای وجود دستهای بزرگان دراين بازی
هميشه مطرح است. يوسف مجيد زاده، از شناخته شده ترين چهره های ميراث فرهنگی است که
اينک در پاريس زندگی می کند. اين باستانشناس که در جيرفت حفاری کرده،رد آثار قاچاق
را تا حراجی های کشورهای غربی گرفت. او همان کسی است که با شکايت از موزه لوور
خواهان باز پس گرفتن يکی از آثار جيرفت شد که اين موزه دريک حراجی به قيمت ۱۵۰
هزاريورو( ۱۵۰ ميليون تومان ) خريده بود. او می گوید:" طی حفاری های غير مجاز جيرفت
در دو سال اخير تاکنون۱۰۰ هزار شئی تاريخی از کشور خارج شده است. آثار جيرفت در
بازارهای اروپا، آمريکا و خارج از ايران بين ۴۰ - ۵۰ هزار يورو به بالا به فروش
رسيده است و اگر ما ميانگين قيمت هر شئی تاريخی جيرفت را ۶۰ هزار يورو حساب کنيم و
آن را در عدد ۱۰۰ هزار ضرب کنيم، می شود ۶ ميليارد يورو و يا بهتر است بگوييم ۶
هزار ميليارد تومان که اين برابر درآمد چهار سال فروش نفت ايران است، در حالی که
يک سوم در آمد نفت هزينه توليد آن می شود[ اما حفاری وخارج کردن آثار تاريخی هزينه
چندانی هم ندارد] و در اصل فروش اشياء تاريخی جيرفت در خارج از کشور شش برابر درآمد
سال نفت ايران درآمد داشته، آيا به نظر شما اين مساله امنيت ملی و ثروت کشور را به
خطر نمی اندازد؟"
|
||||
|