|
|
|||
سخنراني فاطمه حقيقت جو در نيويورکاينها بقايای سعيد امامي هستندوحيد ثابتيان ۲۵ تیر ۱۳۸۵
جمعي از دانشگاهيان، فعالان سياسي واحتماعي با حضور در مقابل مقر سازمان ملل در اعتراض به ادامه بازداشت فعالان کارگري، دانشگاهي وسياسي دست به اعتصاب غذا زدند. دراين برنامه که با حضور ده ها تن از ايران مقيم اين شهر وشهرهاي ديگر آمريکا برگزار شد، فاطمه حقيقت جو، نماينده اصلاح طلب مجلس ششم شوراي اسلامي که هم اکنون در آمريکا مشغول به تحصيل است، درسخناني به وضعيت آزادي بيان در کشور وزنداني شدن فعالان سياسي اعتراض کرد. حقيقت جو گفت: "امروز ما دور هم جمع شده ايم تا خواهان آزادي زندانيان سياسي باشيم و برايشان دعا کنيم و اميد به آينده اي نزديک داريم تا شاهد آزادي، عدالت و برابري باشيم.ما خواهان گسستن بند از زندانياني هستيم که براي دفاع از آزادي بيان و عقيده اشان، مطالبات سياسي، اجتماعي، اقتصادي، جنسيتي، ديني و قومي به بند کشيده شده اند. زندانياني که از اقشارمختلف و قوميت هاي گوناگون اند. از ميان وکلا، روزنامه نگاران، سياسيون، دانشجويان، کارگران، معلمان، روشنفکران، روحانيون، ترک، کرد، بلوچ، عرب و فارس در زندان هستند. گرچه در طول اين سالها گوشمان آشنا به اتهامات واهي همچون جاسوسي، اقدام عليه امنيت ملي، براندازي، افشاي اسناد محرمانه، تشويش اذهان عمومي و نشر اکاذيب است. " اين نماينده پيشين مجلس سپس به شرح رويدادهايي پرداخت که طي سالهاي گذشته جامعه ايراني را از خود متاثر کرده است. به ناملايمات ونقض حقوق بشر وفعاليت هاي دستگاه هاي اطلاعاتي که اقدامات غير انساني را به اشکال مختلف انجام شده اند. دکتر فاطمه حقيقت جو گفت: "روزي زني مومن را در مقابل چشمان فرزندان کوچکش کشانکشان مي برند، روزي اقدام به آدم دزدي مي کنند، روزي جواني را مقابل چشمان مادر بيمارش به زنجير مي کشند، روزي زن و فرزندان کارگر اتوبوسراني را بمنظور بازداشت راننده شرکت واحد به جرم فرياد براي نان شب به اسيري ميگيرند، و روز ديگر روشنفکري را در فرودگاه بازداشت و پس از 2 ماه که دليلي براي بازداشت پيدا نمي کنند بهانه انقلاب مخملين را مطرح مي نمايند. و روزي ديگر عزيز ما و دوست توانمند، خوشفکر و دلسوز ما آقاي مهندس سيد علي اکبر موسوي خوئيني را به جرم شرکت در تجمع زنان بازداشت مي کنند. بي هيچ پروايي و در کمتر از چند ساعت بيش از 70 نفر را به جرم دفاع از حقوق زنان کتک زنان بازداشت مي کنند، چرا پروا؟" اين نماينده سابق مجلس که درجريان استعفاي دسته جمعي نمايندگان مجلس، اولين نماينده اي بود که تقاضاي اعتصاب کرد با اشاره به ريشه دستگيري هاي ماه هاي گذشته گفت: "اينان همان تيم سعيد امامي هستند که وحشيانه بر بدن بيمار پيرزني دهها ضربه چاقو وارد کردند، اينان همان هايي هستند که مخالفين خود را در اروپا به رگبار بستند و جنايت هاي بيشماري انجام دادند. و تمام اين جنايت ها و خيانت ها به نام دين و حکومت ديني است و تمام اين اعمال بر خلاف مشي مولاي متقيان امير مومنان است، امامي که تحمل به زور کشيدن خلخال از پاي زن يهودي را ندارد و مرگ را شايسته تر از نديدن چنين ظلمي برمي شمارند." سخنان حقيقت جو که با استقبال ايرانيان حاضر در اين مراسم همراه بود با اظهارات وي درخصوص مدت زماني که درمجلس شوراي اسلامي درقامت يکي از نمايندگان شجاع در دفاع از حقوق بشر پيشگام بود ادامه يافت: " من خود شاهدم و شهادت مي دهم. زماني که در خانه ملت، تلاش خدمت به ملت داشتم با همکاران خود بارها و بارها به بازديد از زندانها رفته ام. من به چشم خود جواني را ديده ام که به جرم شرکت در تجمع 18 تير، بر پشت وي با چاقو 18 تير را حکاکي کرده اند، من به چشم خود دست و پاي شکسته دانشجويان ساکن خوابگاه را ديده ام و حتي سر شکسته دانشجوي نابينا. دانشجوياني که پس از خروج از زندان به دليل شکنجه روحي و رواني دچار آسيب هاي رواني شده اند را ديده ام، من شاهد زندانيان روزنامه نگاري بوده ام که امروز در خانه زنداني هستند و از اذيت و ازارهاي روحي بازجويان در امان نيستند، همه سيامک پورزند را مي شناسيم. من به چشم خويش فرزندان گريان زندانيان را ديده ام، مادراني که توانايي تحمل زندان پسرانشان را نداشتند و سکته کردند، من نمي توانم صداي زهرا کوچولوي مهندس موسوي را از ياد ببرم، که گفت لابد بابام مرده که مامانم در حال گريه است، من نميتوانم چشمان نگران دختر اقاي گنجي را از ياد ببرم که کودکي بود که پدرش به جرم بيان حقايق بازداشت شد وسالها گذشت تا در سن نوجواني، نگرا ن اين باشد که ايا پدرش از اعتصاب غذا جان سالم بدر خواهد برد؟ نمي توانم زنان رشيد و فهيم زندانيان ملي مذهبي را در راهروهاي مجلس ششم که در پي آزادي مردانشان بودند را از ياد ببرم. زبان بريده آقاي منصور اصانلو به جرم تاسيس سنديکاي شرکت واحد و تقاضاي بهبود شرايط رانندگان شرکت واحد اتوبوس راني تهران فراموش شدني نيست. گفتني هاي تلخ بسيار وبسيار." وي سپس با طرح اين پرسس که چه بايد کرد گفت: "تمام اين ها ذره اي از ظلمهاي اين حکومت است. چه بايد کرد که با بي تدبيري، تنش زايي و سرکوب داخلي نه تنها منافع ملي را به خطر انداخته اند، بلکه تماميت ارضي را نيز به مخاطره افکنده اند. ايرانيان عزيز چه کسي مسوول است؟ اين همه گنه آيا فقط به دوش اين حکومت است يا به دوش ما نيز است؟ ما که مشغول زندگي روزمره شديم و حداکثر اخبار کشور را پيگيري کرديم و فقط و فقط افسوس خورديم. آيا افسوس کافي است. آيا مي توانيم پاسخگوي فرزندانمان، نسل امروز و فردا باشيم؟" اين نماينده پيشين مجلس در ادامه افزود: " آينده اي اميد بخش، ايراني آزاد و توسعه يافته جز با فکر و دست ايرانيان ساخته نخواهد شد. آينده ايران و اعتلاي ان در گرو همکاري تمامي ايرانيان است. گرچه مبناي هر تحولي در جامعه امروز ايران بايد از درون و خيزش مردم در کشور باشد اما در اين ميان ايرانيان فرهيخته خارج کشور نقش ويژه تاريخي مي توانند ايفا نمايند. اين نقش مي تواند شامل پردازش فکري و تعميق انديشه اي،ايجاد تريبون براي جنبش تحول خواهي مردم ايران، وحدت و يکدلي باشد. و اين ميسر نيست جز با خودسازي و ايثار، گذشت و همکاري و سازماندهي؛ چرا که جمهوري اسلامي اصولا داراي يک اپوزيسيون قوي، همدل و يکپارچه نيست وبا درک اين خلا به سرکوب فعالان داخلي مي پردازد." فاطمه حقيقت جو در خاتمه ضمن تاکيد بر اينکه اين برنامه اولين برنامه مشترک فعالان جامعه مدني داخل وخارجاز کشور است رمز موفقيت برنامه هايي ازاين دست را در چنين موضوعي دانست. او اين حرکت را موفقيتي بزرگ دانست و افزود: " قطع ارتباط ايرانيان در دوسوي مرزها به منزله هرز رفتن بسياري از سرمايه هايي بود که در صورت اتحاد متيوانست منافع ارزشمندي را نصيب جامعه کند. ترديد نکنيم که يکي از دلايل عمده ناکام ماندن تلاشهاي ايرانيان در داخل و يا خارج از کشور ناشي از اين فاصله بوده است و امروز بايد از اين فرصت بيشترين بهره را ببريم. اگر تا ديروز ايرانيان داخل کشور حتي براي ارتباط با اقوام شان در خارج از کشور، مضطرب و نگران بودند؛ امروز ما آنها را در کنارمان مي بينيم که شجاعانه هماهنگ با ايرانيان خارج از کشور به اعتصاب نشسته اند. چراکه ديگر اتهام جاسوسي و وطن فروشي نزد مردم رنگ باخته است،هرچند آنها مجبورند برنامه شان را در فضاي تهديد، ارعاب و سرکوب دنبال کنند." به گفته اين نماينده اصلاح طلب سابق مجلس شوراي اسلامي: "ما مي توانيم و بايد با حمايت ايرانيان داخل جنبش تحول خواهي را به حرکت در آوريم چراکه تحول خواهي خواست امروز اکثريت ايرانياني است که به فردايي بهتر مي انديشند.اين گام را اگر آغازي برحرکتي شتابان واستوار به سوي ايراني آزاد و آباد بدانيم و به آن باور داشته باشيم بي شک از ظرفيت لازم براي تحول آفريني برخورداريم."
|
||||
|