بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

چه کساني در تور بيگانگان افتاده اند؟

مهرانگيز کار
۲۹ تیر ۱۳۸۵

آقاي محسني اژه اي وزير اطلاعات و ساير مقامات امنيتي و سياسي کشور ما، نگاهي حکومتي به مقوله امنيت را نمايندگي مي کنند که مطابق آن، همه کساني که از دولت متبوع خود [بخوانيد جمهوري اسلامي] حقوق انساني، قومي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي را مطالبه مي کنند، دست در دست بيگانه دارند و مي خواهند پاي بيگانه را به کشور باز کنند. از نگاه اينان همه جا تور بيگانگان پهن است و مردم ايران از هر دسته و گروه دارند توي اين تور مي افتند.

هنگامي که برخي اعتراض هاي قومي شروع شد، حسين شريعتمداري نماينده ولي فقيه در روزنامه کيهان نوشت: "آمريکا از داخل به ايران حمله کرده است." اما نگفت که اقوام ايراني، مرزداران و مرزنشيناني که بايد از تماميت ارضي حراست کنند، کساني هستند که پيش و بعد از انقلاب همواره در محروميت زيسته اند و پول نفت با هدف تأمين رفاه اقتصادي آنها خرج نشده و پياپي به بهانه هاي گوناگون حقوق فرهنگي شان پشت گوش افتاده است.

آقاي محسني اژه اي وزير اطلاعات همچنين گفته است که تجمع مسالمت آميز زنان روز 22 خرداد که نهادهاي پليسي و امنيتي با آن برخورد خشونت آميز کردند، يکي از انواع تورهايي است که دست خارجي آن را مي گشايد و جمعي آگاهانه، جمعي ناآگاهانه در اين تورها مي افتند.

ديگر مديران کشور نيز هر يک متناسب با تکاليفي که به عهده دارند دست خارجي را در تمام واکنش هاي اعتراضي مردم پيدا مي کنند و به سهولت افرادي را شايسته دار مجازات مي دانند. اينک افرادي از طبقات محروم استان خوزستان نزديک به جوخه هاي مرگ شده اند. مثل اين است که چرخ روزگار به هر سويي که بچرخد، نگاه حکومتي نسبت به تئوري توطئه تغيير نمي کند. پيش از انقلاب هر نوع اعتراض و انتقادي به مداخله شوروي تعبير مي شد و بعد از انقلاب تمام عهد شکني هاي حکومت انقلابي، انواع فساد اقتصادي، قضايي و اجتماعي را ناشي از توطئه هاي غرب مي دانند و در نتيجه در برابر مردم پاسخگو نمي شوند و در رفتار خود تجديد نظر نمي کنند.

امه اين موضوع را از ديد پژوهشي نيز مي توان بررسي کرد. نگاهي که پيرامون وضع موجود را مبنا قرار مي دهد و اغلب کارشناسان سياسي، اقتصادي، اجتماعي، حقوقي آن را نمايندگي مي کنند. مطابق اين نگاه، البته قدرت هاي بزرگ اعم از شرقي و غربي با هدف حفظ منافع و گلوگاه هاي حياتي خود در سطح جهان فعالند و کمترين فرصتي را از دست نمي دهند. اما کارشناسان، در پاسخ به اين پرسش که فرصت ها را چه کساني در اختيار بيگانگان مي گذارند، بر پايه تجربه هاي تاريخي مي گويند: آن دسته از مديران سياسي که – به ويژه در کشورهايي با اهميت استراتژيک - بر پايه خود بزرگ بيني و استبداد زدگي حکومتي مي کنند؛ يا از روي جهل و ناداني، و يا براي حفظ قدرت. معمولاً مديران جاهل و نادان که اتفاقي سوار مرکب قدرت شده اند، همه جا دنبال تورهاي خيالي مي گردند تا منتقدين و معترضين را سرکوب کنند و در توجيه آن پاي خارجي را به ميان بکشند. آنها چنان غرق در خيالبافي هاي امنيتي خود مي شوند که تورهاي واقعي بيگانگان را نمي بينند و تمام و کمال به دام اين تورها مي افتند، هر چند بسيار دست و پا مي زنند تا استقلال طلبي شان را به اثبات برسانند.

اما اگر قرار باشد مردم ايران نگاه امنيتي صاحبان قدرت را که بسي فرسوده و مضحک شده جدي بگيرند، به ناچار مجبور مي شوند در انگيزه هاي پشت پرده انقلاب ايران نيز شک کنند و ضمن يک داوري عجولانه مثلاً بگويند زمينه سازي حضور امثال آقاي محسني اژه اي و همکاران و همفکران ايشان در نظام حکومتي ايران نيز حاصل خواست بيگانگان بوده است. تئوري توطئه در فرض موجود آن قدر که به دامان حاکمان ايران مي چسبد به دامان مردم ايران نيم چسبد. مي گوييد نه؟ فقط يک تور از صدها توري را که خارجي در منطقه گسترده و عوامل حکومتي در آن به دام افتاده اند دنبال کنيد!

پيام آخير اسامه بن لادن که قلع و قمع شيعيان را دستور مي داد نشان از تور خطرناک و خانمان براندازي داشت که در منطقه خاور ميانه گسترده مي شود. آيا چشمهاي تيزبين اين تور را که هدف از آن ايجاد منازعات وسيع شيعه و سني در منطقه است نمي بينند يا مي بينند و در آن فرو افتاده اند؟ هر گاه تور خارجي به درستي ديده شده بود مديران کشور در سياست هاي خود نسبت به اهل تسنن تجديد نظر مي کردند و حتي در صورت لزوم اصلاح قانون اساسي را از حيث حقوق اقليت ها براي حضور در حوزه هاي زمامداري ارج مي نهادند. آيا چنين کرده اند؟

آقاي بن لادن با اعلام جنگ شيعه و سني نه فقط با نيروهاي غربي از در مبارزه و جنگ وارد نشده، بلکه به نظر مي رسد عصاي دست آنها هم شده است. براي قدرت هاي بزرگ چه بهتر از آن که شيعه و سني در منطقه به جان هم بيفتند و تمام انرژي، نيروي انساني، نيروي علمي و تخصصي، منابع مالي، تجهيزات نظامي و ديگر امکانات را در اين راه صرف کنند. با تخليه انرژي مسلمانان در منطقه و تن در دادن مسلمانان به کشتار يکديگر ديگر نيرويي باقي نمي ماند تا قدرت هاي بزرگ از آن نگراني داشته باشند.

در شرايطي که آقاي بن لادن معلوم نيست با پيروي از کدام سياست جهاني منطقه را مرحله به مرحله به جنگ فرساينده شيعه و سني هدايت مي کند، واکنش هاي ايران قابل تأمل است. همين اخيرا بود که خبر رسيد يکي از علماي اهل تسنن شرق کشور را بازداشت کرده اند. بازداشت وي واکنش هاي وسيع در پي داشته و توسط افرادي دولتي و ضد سني تدارک ديده شده است. امام جمعه اهل سنت زاهدان اعلام کرده است اين بازداشت عواقب وخيمي در منطقه سني نشين در پي دارد. او خواسته است افراد تند رو حکومتي از برخورد با اهل سنت برحذر داشته شوند.

مجموعه اين رويدادها پرسشي پيش روي آقاي محسني اژه اي و ديگر مقامات و مسوولين امنيتي کشور مي گذارد: اين که آيا اطمينان دارند که در تور خارجي نيفتاده اند و روي خط منافع آنان حرکت نمي کنند؟ آيا اطمينان دارند که مجري خواست امثال بن لادن که معلوم نيست از کجا تغذيه مي شوند نشده اند؟

آيا اينکه بين زايران ايراني و طلاب وهابي در مدنيه درگيري ايجاد شده مسوولان امنيتي ما را نگران نمي کند؟ بي گمان اين فقط بر عهده ملک عبدالله و ديگر حاکمان منطقه نيست تا از تندروي هاي وهابيون عليه شيعيان بکاهند. در عهده مسوولان ما نيز هست که به جاي حمله و هجوم به اجتماع مسالمت آميز زنان، از وقوع آنچه براي وحدت ايران خطرناک است جلوگيري کنند و به حقوق اقليت هاي قومي و ديني احترام بگذارند.

افسوس که چنين نمي کنند. به عکس دارند به تئوري توطئه جان تازه اي مي بخشند و ايفاي گر نقش هايي مي شويد که خواست بيگانگان است. به راستي از گسترش جنگ شيعه و سني در منطقه چه کساني سود مي برند؟ آيا خود زني مسلمانان منافع ملي آنها را تأمين مي کند يا منافع ملي بيگانگان را؟

چنين پيداست که اين مسوولان امنيتي ما هستند که آگاهانه يا ناآگاهانه در تور خارجي افتاده اند، نه تني چند از زنان ايراني که حقوق انساني خود را در کمال احترام و ادب مطالبه مي کنند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام