|
|
|||
شواهد نشان مي دهدبازگشت بازداشت های خودسرانهاسفنديار صفاری ۸ مرداد ۱۳۸۵ سه ماه پس از انتشار نخستين اخبار مربوط به مفقود شدن ويراستار آثار آيت الله محمود طالقاني، چند روز پيش اعظم طالقاني خبر داد "خانواده صراحي تاكنون به مراكز مختلفي از جمله دادگاه انقلاب و پزشكي قانوني مراجعه كردهاند و پروندهاي را نيز در اداره آگاهي تشكيل دادهاند، اما نتيجه نداشته است." خانواده حسن صراحي اعلام کرده اند شواهدي حاکي از ربودن اين ويراستار در دست دارند. خبرمفقود شدن ويراستار مجتمع طالقاني در حالي منتشر مي شود که در سه ماه گذشته اخبار ديگري نيز از بازداشت هاي همراه با ربايش منتشر شد. رامين جهانبگلو، عابد توانچه، محمد قائم مقامي، هومن کاظميان، و اميد عباسقلي نژاد از جمله کساني هستند که به طريقه ربايش و توسط لباس شخصي ها دستگير شدند. شيوه اي که در دوره قتل هاي زنجيره اي رايج و موجب هراس در جامعه روشنفکري ايران شد. رامين جهانبگلو چند روزي از ارديبهشت نگذشته بود که خبري دهان به دهان گشت: "رامين جهانبگلو از هنگام مراجعت به فرودگاه مهرآباد براي عزيمت به سفري خارجي به قصد شرکت در سميناري، مفقود شده است." وقتي "روز" در يازدهم ارديبهشت در خبري با عنوان "اخبار نگران کننده از رامين جهانبگلو" نوشت: "بر اساس اخبار غير رسمي، رامين جهانبگلو که طي سالهاي اخير کتاب هاي بسياري در مورد مدرنيته، سنت، جهاني شدن، فلسفه هندي و غرب و. . نوشته به دلايل نامعلومي از اواخر هفته گذشته در باز داشت به سر مي برد"، هيچ مرجع رسمي در کشور حاضر نشد خبر بازداشت او را تاييد کند. چند روزي بايد مي گذشت تا به دنبال انتشار خبر دستگيري در منابع خبري خارج از ايران، مقامات به صرافت تراشيدن اتهامي براي بازداشت جهانبگلو بيافتند. همان طور که در خبري که سرانجام رسانه هاي دولتي حدود يک هفته پس از بازداشت رامين منتشر کردند، به نقل از وزير اطلاعات اتهام او را ارتباط با بيگانه عنوان کردند. حسن صراحي؛ سه ماه ابهام اين نگراني زماني تشديد شد که خبرهايي يي مبني بر گم شدن ويراستار موسسه فرهنگي آيت الله طالقاني، که توسط اعظم طالقاني اداره مي شود، منتشر شد. اعظم طالقاني در نامه اي به فرمانده انتظامي تهران بزرگ اعلام کرد: "آقاي حسن صراحي فرزند حبيب الله كارمند مصحح و ويراستار مجتمع فرهنگي آيت الله طالقاني و موسسه اسلامي زنان از تاريخ 3/2/85 تاكنون مفقود گرديده است." نزديکان به اين موسسه گفتند "صراحي حدود ساعت 30/11 الي 18بعد از ظهر روز 3/2/85 در حاليکه وسايل شخصي اش شامل کت ، ساعت و کيفش در منزل باقي مانده بود مفقود شده است" اما "عليرغم اطلاع آگاهي تهران از موضوع ، اين اداره تا کنون براي بازديد و بررسي علت واقعه به منزل ايشان مراجعه ننموده است." با گذشت سه ماه از انتشار چنين خبري هنوز هيچ مرجعي به خانواده نگران صراحي درباره سرنوشت آقاي صراحي پاسخي نمي دهد. اعظم طالقاني فرزند آيت الله طالقاني چند روز قبل در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، اظهار داشت: "حسن صراحي از سوم ارديبهشت ماه كه در منزلش تنها بود، ناپديد شده و تاكنون اطلاعي از او به دست نيامده است." وي افزود: "خانواده صراحي تاكنون به مراكز مختلفي از جمله دادگاه انقلاب و پزشكي قانوني مراجعه كردهاند و پروندهاي را نيز در اداره آگاهي تشكيل دادهاند، اما نتيجه نداشته است." طالقاني تصريح كرد: "ساعت 15 و 30 دقيقه سوم ارديبهشت ماه همسر و دختر صراحي براي مراجعه به درمانگاه منزل را ترك ميكنند و هنگامي كه ساعت 18 و 30 دقيقه به منزل بازميگردند با عدم حضور صراحي مواجه ميشوند، اين در حالي است كه تمامي لوازم شخصي صراحي سر جايشان بودهاند." مهم در اين ميان هشدار فرزند آيتالله طالقاني است که با بيان اينكه سوابق نشان ميدهد مسوولين بايد مراقب نيروهاي خودسر باشند، هشدار داد که: "مسوولين بايد نيروهاي خودسر را از دستگاهها تصفيه كنند، اين نيروها ممكن است كارهايي انجام دهند كه به مصلحت نظام نباشد." عابد توانچه؛ بازداشت در صبح بهاري در جريان تحصن دانشجويان دانشگاه اميرکبير خبر بازداشت ياشار قاجار منتشر شد و سپس روز ادوار نيوز از "بي اطلاعي از سرنوشت عابد توانچه" خبر داد. عابد توانچه از جمله دانشجوياني بود که با راه اندازي وبلاگ، آخرين اخبار تحصن و اعتراض دانشجويان دانشگاه هاي تهران را منتشر مي کرد؛ آن هم وقتي که خبرگزاري هاي رسمي از انتشار چنين اخباري منع شده بودند. عابد توانچه هشت روز بعد در تماس با خانواد خود از بازداشتش خبر داد. در اين فاصله کساني با استفاده از موبايل عابد براي دوستان دانشجويش پيغام هاي تهديد مي فرستادند. 20 تيرماه که توانچه با گذشت 45 روز آزاد شد گفت: " ساعت 9 صبح روز هفتم خرداد بازداشت شدم و تمامي تماس ها و پيام هاي كوتاهي كه از تلفن همراه من ارسال شده است، فاقد اعتبار است." هومن کاظميان؛ تعقيب در حوالي دانشگاه در نيمه خرداد خبر "ده روزبي خبري ازهومن کاظميان دانشجوي دانشگاه تهران" منتشر شد. اطرافيان وي مي گفتند: "هومن كاظميان دانشجوي دانشگاه تهران ناپديد شده و هنوز هيچگونه تماسي با خانواده خود نداشته است؛ و اين موضوع موجب نگراني و تشويش شديد خانواده كاظميان شده است". مدتي بعد سعيد حبيبي عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در گفتگو با ادوارنيوز گفت: "به همراه خانواده هومن کاظميان و وکيل به معاونت امنيت دادگاه انقلاب تهران مراجعه کرديم اما متاسفانه نام هومن کاظميان در ليست بازداشت شدگان وجود نداشت که اين موضوع سبب نگراني شديد خانواده وي شده است." سعيد حبيبي گفت: "مطابق با اصل 32 قانون اساسي قوه قضاييه موظف است ظرف 24 ساعت با ذکر دلايل و به صورت کتبي به متهم تفهيم اتهام کند و در اسرع وقت امکان ملاقات وي با وکيل را فراهم سازد." حبيبي تاکيد کرد "وظيفه قانوني قوه قضاييه اين است که در صورتي که هومن کاظميان در اختيار اين قوه است هر چه سريعتر امکان برقراي ارتباط وي با خانواده اش را فراهم سازند و اگر در اختيار آنان نيست وزارت علوم و نهادهاي انتظامي و امنيتي موظف هستند تا براي روشن شدن وضعيت اين فعال دانشجويي تلاش نمايند." به گفته حبيبي هومن کاظميان "آخرين بار روز يکشنبه [هفتم خرداد] گذشته در دانشکده مديريت دانشگاه تهران ديده شده بود در حالي که عده اي در تعقيب وي بودند." هومن کاظميان 11 روز پس از ناپديد شدن آزاد شد و اعلام کرد اين مدت را در بازداشت به سر مي برده است. اميد عباسقلي نژاد؛ ربودن زنداني سياسي محمد قائم مقامي؛ هشت روز بي خبري "بي اطلاعي از وضعيت محمد قائم مقامي دانشجوي دانشگاه تهران" خبر نگران کننده ديگري بود که چندي پيش منتشر شد. شنبه 24 تير خانواده خانواده محمد قائم مقامي اعلام كردند "از روز 19 تيرماه تاكنون هيچ اطلاعي از وضعيت فرزندشان ندارند." اين درحالي بود که "پيشتر برخي شاهدان عيني از بازداشت اين دانشجو در برابر دانشگاه تهران خبر داده بودند". ادوارنيوز 8 روز بعد خبر داد محمد قائم مقامي "در تماس تلفني با خانواده اش از بازداشت و نگهداريش در زندان اوين خبر داد." در اين خبر آمده بود که "محمد قائم مقامي همچنين از خانواده خود خواسته است وثيقه 10 ميليون توماني براي آزادي وي تهيه کنند." هشت سال قبل که ماجراي قتل هاي زنجيره اي فاش شد و اعلام شد"عده اي ازهمکاران مسئوليت ناشناس و خود سر وزارت اطلاعات" در ربودن و قتل پروانه و داريوش فروهر، محمد مختاري، محمد جعفر پوينده، مجيد شريف و ديگر قربانيان آن ماجراي شوم دست داشتند، "خودسري" تنها توجيه براي اعمال غيرقانوني و غير انساني بود که ابتدا از تهديدهاي تلفني و ربايش شروع و به يکي از هولناک ترين ماجراهاي تاريخ معاصر ختم شد. ماجرايي که دودش به چشم جمهوري اسلامي نيز رفت. يک نويسنده و محقق چند روز پيش اعلام کرد: "من يک نويسنده در کشوري هستم که نويسندگان را مي ربايند و به راحتي به آنها اتهام جاسوسي مي زنند." آيا دهه اي نگذشته از آن ماجرا، تاريخ تکرار مي شود؟
|
||||
|