|
|
|||
جمع آوری گدايان، تحريف آمارهافقرزدايي به روش آبادگرانشروين اميدوار ۱۰ مرداد ۱۳۸۵ در هفته هاي اخير مقامات دولت احمدي نژاد دست به کار روش هاي تازه اي براي فقر زدايي شده اند. اين اقدامات که از جمع آوري متکديان و کودکان خياباني و انتقال ايشان به اردوگاه ها آغاز شده، با اعلام خط فقر جعلي و آمارهاي مشکوک نرخ تورم، خط فقر و تکذيب گراني ها پيگيري مي شود. کار به جايي رسيده که سايت بازتاب نيز با انتقاد از انحراف در جريان محاسبه نرخ تورم، "نسبت به پيامدهاي اين اقدام در بياعتمادي عمومي و نيز اعتبار علمي و بيطرفي بانك مركزي در محاسبه و اعلام شاخصهاي اقتصادي هشدار" داده است. ويترين را حفظ کنيم زمستان 83 گروهي از حاميان احمدي نژاد، در حمايت از کارتن خوابهاي تهران بيانيه هايي منتشر کردند. اين گروه که نام دانشجويان عدالتخواه بر خود نهاده بودند، در برابر مجلس و رياست جمهوري جمع شدند و با اعلام اينکه کارتن خوابي مظهر فقر است، از دولت خواستند رفع فقر را از نجات جان کارتن خوابها شروع کند. احمدي نژاد هم که آن روزها شهردار تهران بود بلافاصله دستور داد در حمايت از دانشجويان عدالتخواه، کارتن خوابها را تجهيز کنند، به آنها پول و غذاي گرم بدهند، و چادر و اقامتگاهي برايشان بنا کنند. آقاي شهردار آن موقع خود را حامي پابرهنگان مي نمود و خدمتگزاري به کارتن خوابها را افتخار خود مي دانست. او اما يک سال بعد، در کسوت رييس جمهور دستور داد متکديان را از تهران و شهرستان ها جمع کنند. استدلال هم اين بود که ام القراي جهان اسلام نبايد متکدي داشته باشد. کارتن خوابهاي زمستان 83 نيز در زمستان 84 عنوان گدايان ميلياردر گرفتند و روزنامه کيهان از گداياني خبر داد که در جيبشان ميليون ها تومان پول پيدا شده است. روزنامه جوان هم در يادداشتي از هزينه دو ميليارد توماني براي نگهداري منکديان تهراني انتقاد کرد و نوشت: "كثر متكديان تهرانى به گفته يكى از نمايندگان كميسيون اجتماعى مجلس، ماهانه درآمدى بيش از يك ميليون تومان دارند!" چندي بعد پليس اعلام کرد بين 700 تا 900 گدا را از تهران جمع کرده و به اردوگاهي در اطراف تهران منتقل کرده است. بازار اتهام به گدايان چنان داغ شد که بعضي مقامات آنها را متهم به انجام جرائم ديگر تحت پوشش گدايي کردند. پس از آن خبرگزاري جمهوري اسلامي، از طرح جمع آوري کودکان خياباني به محوريت
استانداري تهران خبر داد و نوشت: "دولت معتقد است وجود كودكان خيابانى در تهران كه
ويترين ايران است، چهره كشور را بدنما مى كند." کار برخورد با مظاهر فقر به جايي رسيد که روزنامه کيهان که تا پيش از انتخابات سال گذشته، عکس هايي از گدايان و کودکان خياباني را به عنوان اسناد ناکار آمدي دولت خاتمي به چاپ مي رساند، در يادداشتي از مشاهده مجدد گدايان در سطح شهر انتقاد کرد و با نقل ماجرايي که براي يکي از خبرنگارانش پيش آمده بود، گدايان را به روسپيگري و اشاعه فساد متهم کرد. فقر زدايي با تحريف آمارها حفظ ويترين ولي تنها محدود به جمع آوري گدايان و کودکان خياباني نماند. با گذشت يک سال از شروع به کار دولت و ماهها جدال بر سر اينکه چه کسي مسئول اعلام خط فقر است، بالاخره وزارت رفاه "خط فقر مطلق در ايران براي يك خانوار ۶/۴ نفره شهري را ۱۶۰هزار تومان و براي يك خانوار روستايي ۱۱۳ هزار تومان در ماه" اعلام کرد. حال آنکه دولت قبلي خط فقر را در سال 84 براي همين رده 240 هزارتومان اعلام کرده بود. محمد عباسپور، نماينده اروميه در اعتراض به اعلام چنين ارقامي درباره خط فقر،
ضمن توجه دادن به وضعيت جامعه و تورم رو به فزوني گفت: "به نظر ميرسد وزارت رفاه
خط فقر را در عالم رويا و خواب تعيين كرده است." اين نماينده مجلس، در گفت وگو با
ايلنا افزود: "در طي چند سال اخير با خشنتر شدن آسيبهاي اجتماعي در جامعه به
نظر ميرسد، بحث لايه بندي فقر در جامعه پررنگتر شده است." چه کسي فريب مي خورد؟ با گذشت يک سال از در دست گرفتن قواي سه گانه کشور توسط جناح راست، نه تنها شعارهاي انتخاباتي محمود احمدي نژاد که بر رفع فقر، تبعيض، فساد اقتصادي، و رانت خواري بنا شده بود، جامه عمل نپوشيده بلکه تا همين جا و به رغم درآمد بي سابقه نفتي اثرات آن به شکل تورم لجام گسيخته و بيکاري بيشتر رخ نموده است. دراين يک سال دولت ابتدا تلاش کرد با پناه بردن به اقتصاد دستوري مقدمات تحقق شعارهايش را فراهم کند، اما اقتصاد دستوري درمان اقتصاد بيمار ايران نبود. آنگاه تعويض هزاران مدير اجرايي آغاز شد، که از رده وزرا تا مديران عامل بانکها و مديران شرکتها و کارخانه ها و مديران کل و فرمانداران و بخشداران و حتي مديران مدارس رادر بر گرفت؛ با اين استدلال که مديران اجرايي قبلي قصد خدمتگزاري به مستضعفان را ندارند. کار اما با اين تغييرات و آن دستورات به سرانجام نرسيد. احمدي نژاد برادرش را به
رياست نهاد بازرسي ويژه رساند، و پسرش را بازرس پنهاني و ويژه کرد تا به سراغ
بانکها و ادارات برود و برايش گزارش تهيه کند، اما آن گزارشها نيز به تحقق شعارها
کمکي نکرد. آنگاه سفرهاي استاني به راه افتاد. و روزنامه هاي نزديک به دولت از صدها
هزار نامه هاي مردم در هر سفر استاني خبر دادند و نوشتند سيصد نفر در دفتر رييس
جمهور مشغول نامه خواندن و پاسخ دادن هستند. . اينها همه اما نتوانست در اين يک سال
آن کند که رييس جمهور در زمان انتخابات وعده داده بود: "مي شود کار هشت ساله را در
يک سال کرد"، "مردم بايد اثرات افزايش در آمد نفت را بر سفره خود ببينند"، "مافياي
نفتي را افشا مي کنم"، "دست ويژه خواران را از بيت المال کوتاه مي کنم"، و ده ها
وعده ديگر...
|
||||
|