بازگشت به صفحه اول

از صدای آلمان

 
 

تشديد محدوديت‌ها در حوزه نشر كتاب

گفتگويى با سيدعلى صالحى

”حتى در دوره هشت سال جنگ و دفاع هم شرايط آنقدر تاريك نبود كه امروز هست“

با گذشت بيش از يك‌سال از شروع كار دولت جديد، بسيارى از روشنفكران و نويسندگان و نيز برخى رسانه‌ها، از تشديد فشار و محدود كردن فعاليتهاى فرهنگى بخصوص در عرصه نشر و تاثير آن بر ميزان كتابخوانى در ايران سخن مى‌گويند. گفته مى‌شود كه تكليف صدور مجوز براى كتابهاى عرضه شده به وزارت ارشاد، پيش از اين در عرض كمتر از دو ماه روشن مى‌شد، اما اكنون گاه ناشر براى اين مسئله بايد حدود يك‌سال يا بيشتر در انتظار بماند.
در همين زمينه و نيز در رابطه با سياستهاى جديد وزارت ارشاد، سيدعلى صالحى شاعر و عضو «كانون نويسندگان ايران» به پرسشهاى ما پاسخ داده است.

مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

ممكن است بفرماييد‌ كتابخوانى در ايران در شرايط كنونى در چه وضعيتى قرار دارد‌؟ آيا در اين زمينه تفاوتى را با گذشته مشاهده مى‌كنيد؟

سيدعلى صالحى:  تعبير و تحليل نهايى من اين است كه برعكس رسم و صحبت و خبرى كه اين روزها حتى از طريق رسانه‌ها اعلام مى‌شود، مسئله‌ى مطالعه در ايران ابدا دچار بحران نشده و همچنان كتاب‌ها به فروش مى‌‌رسد و سبد كتاب در حال حاضر رضايت‌بخش است. اين نيست كه مى‌گويند در گذشته سطح مطالعه در تقسيم به آحاد ملت بالاتر بوده است. من معتقد هستم كه طبقات ممتاز جامعه، طبقات سوادمند جامعه‌ى ما كثرت پيدا كرده و كتاب از استقبال خوبى برخوردار است، منتهى معضلات كنارى‌اش اندكى آزاردهنده است، از جمله خالى شدن سبد اقتصادى خانوارها در رابطه با همين هزينه‌ى خريد و دريافت كتاب. مسئله‌ى دوم هم مسئله‌ى سانسور است كه به اين كاستى‌ها دامن زده، در حال حاضر فضا به اعتقاد من از حيث مطالعه‌ى عمومى قابل تأمل است و جاى خرسندى دارد. نمونه‌اش هم تعداد دانشجويان ماست كه طبعا اهل مطالعه هم هستند، واقعا وسيع و كثير شده است.

بعضى از نويسنده‌ها و همين‌طور رسانه‌ها مشكل كتابخوانى را به يكى از اين مشكلاتى كه شما به آن اشاره كرديد ارجاع مى‌د‌هند و آن هم تغيير شرايط صدور مجوز است. اگر اين حرف درست باشد، شرايط جديد براى صدور مجوز چه مواردى‌ هستند و آيا تأثيرى بر ميزان كتابخوانى از يك طرف و صنعت نشر از طرف ديگر دارند؟

سيدعلى صالحى:  طبعا وقتى كه آزادى انديشه و بيان محدود مى‌شود و محدوديت جانشين مصونيت مى‌شود، تأثيرات منفى خودش را بر حوزه‌ى كتاب و جامعه‌ى كتابخوان ما هم خواهد گذاشت. ما چند دوره را طى اين ۲۷ سال تجربه كرديم. دوره‌ى آقاى ميرسليم، آقاى خاتمى، آقاى لاريجانى، آقاى مهاجرانى و آقاى مسجد‌جامعى و امروز آقاى صفار هرندى كه وزير ارشاد هستند. به باور من حتى در دوره‌ى هشت سال جنگ و دفاع هم شرايط آنقدر تاريك نبود كه امروز هست و مشكلات جانبى عجيب و غريبى كه ‌الان براى كتاب پيش آمده يكى كند بودن طى مراحل مطالعه و مميزى‌ست در دايره‌ى كتاب وزارت ارشاد. كند كردن اين حركت كه نتيجه و ماحصل حضور آدم‌هاى غيرزبردست و غيرحرفه‌اى در واقع در وزارت ارشاد باعث شده كه كتاب مجوز نهايى‌اش به تعلل بيافتد و نتيجه‌ى نهايى اين است كه هم مراكز پخش كتاب و هم كتابفروشى‌ها كه از طريق تك‌فروشى ارتزاق مى‌كنند و هم مجموعه‌ى صنعت نشر در ايران با بن‌بست روبرو شده و همين مسئله باعث شد كه سال گذشته كه تازه آغاز راه هم بود، نمايشگاه كتاب پرشور نبود، حداقل مثل سال‌هاى گذشته كه اندك نسيمى وزيدن مى‌گرفت و ما مى‌ديديم، آثار تازه‌تر را مردم با شور و شوق بيشترى دنبال مى‌كنند و يا مى‌خرند. ما از حدود ۶ ماه ديگر نمايشگاه كتاب را پيش روى خواهيم داشت. وزارت ارشاد چه پاسخى به ناشرين ما و خواهندگان كتاب در اين نمايشگاه خواهد داد، چون به ندرت كتاب تازه منتشر مى‌شود و در نتيجه الان مجموعه‌ى صنعت نشر بويژه مركز پخش گلايه دارند. ناشرينى هستند كه تا ۵۰ عنوان كتاب را به ارشاد برده‌اند و هنوز به هيچ كدام پاسخ ندادند، تا آنجايى كه من خبر دارم، شنيده‌ام و در اخبار جسته‌گريخته‌ هم آمده مى‌گويند كه قريب ۴ هزار عنوان كتاب همچنان چشم‌به‌راه مجوز است و ما واقعا اميدوار هستيم كه مسئولين وزارت ارشاد تغيير رويه بدهند و وزارت ارشاد به انبار كتاب تبديل نشود.

تجربه‌ى شخصى خود شما چيست؟ آيا شما خودتان كتابى را آماده‌‌ى چاپ و انتشار داريد كه در وزارت ارشاد با مشكلى برخورد كرده باشد؟

سيدعلى صالحى:  طى همه‌ى اين سال‌ها، حتى سخت‌ترين دوره‌اى كه از آن ياد مى‌شود، يعنى دوره‌ى آقاى ميرسليم‌، آثار ما براى گرفتن مجوز مى‌رفت‌، اگرچه سه‌ ماه، چهار ماه، گاهى يك‌سال هم طول مى‌كشيد، ولى سرانجام مجوز مى‌گرفت، حالا با كمى تغييرات كه البته اكثر ما تن به تغييرات و سانسور نداديم و نخواهيم داد، ولى در اين دوره كمترين پاسخ را به ناشرين و يا مؤلفين مى‌دهند، همان مسئولينى كه پاسخگو هستند در وزارت ارشاد. در سال‌هاى گذشته من كتابى داشتم تحت عنوان «زنى تنها در قاب آبنوس» كه خمير شد. در دوره‌اى بود كه آثار را مى‌بردند و مجوز كه نمى‌دادند. براى جلوگيرى از هر گونه پخش مجموعه‌ى آن كتاب را خمير مى‌كردند و ناشر و من هر دو متضرر شديم، اما در اين دوره، يعنى طى حدود ۱۶ ماه پيش، من تازه‌ترين كار خودم را كه ۵ هزار صفحه بازسرايى «كتاب مقدس» يعنى عهد عتيق و عهد جديد بود، پس از حروف‌چينى به وزارت ارشاد داده شد، ولى بعد از ۱۶ ماه به ناشر خبر دادند كه اكيدا اين كتاب ۵ هزار صفحه‌اى نبايد منتشر بشود و مطلقا چاپش ممنوع شده، كتاب تحت عنوان «قصيده‌ى اقيانوس» بود. در واقع ۶ سال كار مداوم و شبانه‌روزى من به بن‌بست خورد و به اين كتاب اجازه‌ى نشر نمى‌دهند.

آيا اين امكان وجود دارد كه خود شما يا ديگر نويسندگان، مثلا نمونه‌اى كه خود شما اشاره كرديد، تصميم به چاپ كتابتان در خارج از كشور بگيريد، طبعا بدليل محدوديت‌ها؟

سيدعلى صالحى: مخاطبين كثير ما و نقش تأثيرگذارى كلمات ما در درون ايران مهم است، ما پيام را براى درون ايران مى‌خواهيم، براى مردم ساكن و همسايه‌ى خودمان. مخاطبين نهايى ما در بيرون از ايران كه تبعيديان و مهاجرين ما هستند و با رؤياهاى مجروح هم رفته‌اند و بشدت براى ما گرامى و محترمند، متأسفانه آنقدر اندك هستند كه تيراژ كتاب در ۲۰۰ جلد چاپ خواهد شد. وقتى كه مخاطبين و خوانندگان آثار ما در بيرون از ايران بين ۲۰۰ تا ۵۰۰ نفر بيش نيستند و آنها يعنى همين ۲۰۰ تا ۵۰۰ نفر نسبت به ما داناتر هستند، چون در مركز اخبار هستند، پس اثر ما، چندان نقشى براى آنها نخواهد داشت. وظيفه‌ى نهايى ما ماندن در ميهن است و در كنار مردمى كه همه‌ى مصائب را با صبورى تحمل مى‌كنند و از سويى ديگر، چون الان تكنولوژى و مسئله‌ى نشر رشد كرده، همين كتاب ۵ هزار صفحه‌اى من الان حروف‌چينى و سى‌دى‌اش هست و نابودشدنى نخواهد بود، براى عصرى ديگر.

منظور من اشاره به يك مشكل يا معضل بود، آيا اين امكان وجود ندارد كه نويسندگان ايران وقتى با سانسور آثارشان مواجه مى‌شوند، ترغيب شوند كه آثارشان را در خارج از ايران منتشر كنند، يعنى راه ديگرى نداشته باشند؟

سيدعلى صالحى:  بله،‌ اين تجربه را ما داشتيم، نمونه‌ى بارز آن رمان «جن‌نامه» نوشته‌ى يادآشناى هميشگى ما هوشنگ گلشيرى بود و كتب بسيار ديگرى ديديم كه اينجا اجازه‌ى نشر ندادند و در بيرون از ايران منتشر شده. اگر در حوزه‌ى نگاه سمبليك به قضيه باشد، تحت عنوان اعتراض به نوع رويه‌‌اى كه براى ما پيش گرفته‌اند و مسئله‌ى سانسور، بد نيست، چه بسا خود من هم روزى اين كار را بكنم، ولى چون نقش و تأثير اثر براى ما مهم‌تر از اين نگاه سمبليك و معترضانه است، معتقد هستيم كه كتاب در همين‌ جا چاپ بشود. حتى مى‌شود كه آثار من پيش از آنكه در ايران به فارسى منتشر شود مثلا در كردستان عراق ترجمه شود و به كردى دربيايد با تيراژ بالا، ولى نمى‌د‌انم، اين سليقه‌ى شخصى و نگاه فردى من است كه بر اين باورم، نه، من مى‌خواهم كه در حال حاضر صدايم فقط در ميهن خودم شنيده شود و اگر ما عقب‌نشينى كنيم و اين رويه عمومى بشود كه آثارمان را بيرون از ايران چاپ بكنيم، به گمانم كسانى خوشحال مى‌شوند كه مخالف آزادى انديشه و بيان خواهند بود، چون حداقل هزينه‌شان كمتر خواهد شد.

وزارت ارشاد معمولا در رابطه با عدم صدور مجوز نشر كتاب، چه دلايلى را مى‌آورد، آيا روى مسائل مشخصى در كتاب‌ها انگشت مى‌گذارند يا هيچ توضيحى نمى‌دهند؟

سيدعلى صالحى:  دوره‌ى آقاى صفار هرندى تفاوت چندانى با دوره‌هاى گذشته ندارد، با اين معنا كه سه مسئله را بر اساس تجربه‌‌، اعلام كه نشده‌ بلكه نگاه و برداشت شخصى من است، سه محور دارد. يكى اينكه نبايد توهين به اديان بشود دوم اينكه به زعم خود اين مسئولين، نويسنده بايد از حيث واژگانى عفت عمومى و اصول اخلاقى را رعايت كند و سوم اينكه برخوردهاى سياسى به قول خودشان معاندانه مطرح نشود. اين سه مؤلفه و سه محور، زيرمجموعه‌هاى بسيارى دارد كه در گذشته به علت حرفه‌اى بودن آن مسئولين مميزى، مى‌شد كه با آنها چانه زد و گفت كه اين برداشت شما بد است تا كتاب به يك نحوى از زير تيغ سانسور رها بشود، نجات پيدا بكند، ولى در حال حاضر گفتگو از بين رفته، تازه اگر مؤلف و ناشرين شانس بياورند، بر روى يك تكه كاغذ بدون آرم و حروف‌چينى با خودكار دست‌خطى را بر آن مى‌نويسند و مى‌دهند و مى‌گويند‌ كه اين صفحه‌ها يا سطرها و اين كلمات بايد زدوده و حذف شود. من متأسفم براى كسانى كه مجبورند زير بار سانسور بروند، ولى كم هم نيستند نويسندگان، شاعران و مترجمانى كه محكم ايستاده‌اند و مى‌گويند‌ اگر حتى يك كلمه هم از كتاب ما حذف شود، مايل به چاپ اثرمان نيستيم.

ارزيابى خود شما چيست؟ الان چه نوع كتاب‌هايى بيشتر با مشكل صدور مجوز مواجه هستند؟ كتاب‌‌هاى ادبى‌، فلسفى و يا سياسى؟

سيدعلى صالحى:  چون مايلم مستند، مستدل و قابل دفاع حرف بزنم،‌ حقيقتا اطلاع كافى از اين حوزه ندارم، اما من اشاره به يك شايعه‌ى كوچك مى‌كنم: گفته شده كه حتى كتاب‌هاى كمك‌درسى را هم آنجا سانسور مى‌كنند و نگاه مى‌كنند كه اين واژه مثلا صد سال آينده به زيان يك پسربچه و يا دختربچه هست يا نيست. وقتى تا اين حد سقف را پايين آورد‌ه‌اند و جاى خزيدن به واژه را هم نمى‌دهند، طبيعى است كه در ارتباط با كتب ديگر چه برخوردى مى‌شود‌، ولى با اين حال اميدوار هستيم كه اين بن‌بست فروبريزد و نگذارند كه جامعه‌‌ى فرهنگى ما همچنان افسرده باقى بماند. ناشرينى هستند كه من خبر دارم‌، الان ذخيره‌ى شخصى‌شان براى دادن خرج خانواده تمام شده و توانايى دادن اجار‌ه‌ى ماهانه‌ى محلشان را هم ندارند. اگر همين مسير و سياست و تدبير با همين شيوه در پيش برود، در آيند‌ه‌ى نزديك ما شاهد سقوط ناشرينى خواهيم بود كه يكى از محترم‌ترين طيف‌هاى اجتماعى ما هستند.

وزير ارشاد، ‌آقاى صفار هرندى، ضمن اينكه از بسيار از آثار هنرى كه امروز عرضه مى‌شود،‌ ابراز نارضايتى كرده بودند و آنها را حاصل كار دولت‌هاى قبلى معرفى كرده‌ بودند، وعده داده بودند كه در آينده ثمرات تلاش‌هاى دولت جديد را در عرصه‌ى فرهنگى خواهيم ديد. به نظر شما ثمرات اين تلاش‌ها چه خواهند بود و چه تغييراتى در عر‌صه‌ى فرهنگى انجام خواهند گرفت؟

سيدعلى صالحى:  اگر ما از همان زاويه و پنجره‌اى كه صفار هرندى به جهان نگاه مى‌كند، همانجا بايستيم، طبعا متوجه خواهيم شد نظر آقاى صفار هرندى اين است كه فرهنگ و هنر به تعبير دولتى و حكومتى آن وسيع‌تر خواهد شد، گسترش خواهد يافت و به شدت حمايت خواهد شد. در واقع نوعى ادبيات و فرهنگ خودى را حمايت خواهند كرد و طبعا آن چيزى را كه اين مسئولين به عنوان فرهنگ غير خودى از آن ياد مى‌كنند، با يك فضاى تيره و انزواطلبانه روبرو خواهند كرد. اين يك سوى قضيه، سوى ديگر انتقاد من اين است كه آيا دولت‌هاى قبلى چگالى و سخنگوى حاكميت اسلامى حاكم بر ايران نبودند؟ اينها وقتى كه سركار مى‌آيند، متأسفانه به علت گاهى ناتوانى، توپ را در زمين نيروهاى قبلى خودشان مى‌اندازند، يعنى هنوز كه هنوز است ممكن است صحبت بشود كه اگر مثلا نادرشاه مثلا در قوچان به زمين نمى‌خورد، الان وضع ما بهتر از اين بود. ۲۷ سال گذشته، چرا ناتوانى خودتان را به گردن دولت‌هاى قبلى مى‌اندازيد؟ البته اين در ايران متأسفانه سنتى است. هر سلسله‌اى كه آمده سلسله‌ى پيشين را مكروه و نادان معرفى كرده. الان زمان كوتاه شده، هر دولتى كه مى‌آيد مى‌گويد دولت قبلى مقصر است و من آمده‌ام مشكلات دولت قبلى را حل بكنم، در نتيجه دولت بعدى هم كه بيايد، آن وزير آينده هم مى‌گويد تمام مشكلات زير سر آقاى صفار هرندى بوده، اين شيوه و اين رويه‌، رويه‌‌ى جها‌ن‌سومى است، رويه‌ جهان‌كپرى است و به اعتقاد من عادلانه نيست. اگر مى‌توانند آينده را بسازند، مرتب به خرابى‌هاى گذشته اشاره نكنند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام