|
|
|||
انتقاد از دو نهاد صنفي
آرش سيگارچي
ترديدي وجود ندارد که در دنياي مدرن و در تقابل ميان فرمانروايان و فرمانبران، بين آنها هرگونه تعادلي برقرار باشد، يقينا فضاهايي وجود دارد که به دليل ذات تماميت خواه قدرت، حقوق مردم، گاه از سوي حاکمان مورد خدشه قرار مي گيرد. اين گونه است که وجود نهادهاي صنفي و حامي نمود مي يابد که عمده دغدغه آنان دفاع از حقوق وابستگان خود مي شود. از ديماه 1383 به دلايلي واهي، پرونده اي سياسي براي اينجانب که يکي از روزنامه نگاران شناخته شده در استان گيلان بوده ام، تشکيل شد. از آن جهت واهي و سياسي مي گويم که ابتدا خود يکشبه من را به 14 سال زندان محکوم کردند و سپس خود آن را به 3 سال کاهش داده اند و امروز قريب يکسال است که همچنان در همين زندان رشت [لاکان] زنداني هستم. اين نامه را همزمان با روز خبرنگار مي نويسم تا نسبت به عملکرد دو نهاد صنفي در اين استان که اتفاقا در هر دوي آنها عضويت داشته ام، انتقاد کنم. در اين دو سال ِ سپري شده از آغاز پرونده و قريب يک سال سپري شده از از زنداني شدنم، هيچگونه فعاليت "قابل مشاهده اي" از "خانه مطبوعات گيلان" و "خانه فرهنگ گيلان" در مورد پيگيري وضع من سرنزده است. البته شايد به روال برخي، آنها نيز به رايزني هاي پشت پرده پرداخته اند که باورم است اين سياست بازي ها و چاني زني هاي بي ثمر همان بهتر که در عرصه سياست باشد و به نهاد هاي صنفي مان راه نيابد. يادآوري مي نمايم که اينجانب از ابتداي سال 80 عضو خانه مطبوعات گيلان بوده ام و حتي در مقطعي به عنوان مسوول کميته آموزش اين نهاد به اداره فرهنگ استان معرفي شدم. در خانه فرهنگ گيلان نيز عضو اصلي بوده ام چه آنکه يکسالي حق عضويت پرداختم و در انتخابات هيات مدير نيز راي دادم که خوشبختانه هنوز همان هيات مديره منتخب، بر سر کار است. بنابراين شايسته مي دانم از اين دو نهاد به عنوان بخشي از وظيفه ذاتي شان که حمايت صنفي از اعضاي خود است توضيح بخواهم و جانانه در انتظار شنيدن پاسخ شان باشم. در پايان لازم مي دانم از همکاران مطبوعاتي ام در گيلان نيز انتقادي بنمايم. چگونه است در روز خبرنگار ياد فلان روزنامه نگار هرمزگاني، تهراني و اردبيلي را در ذهن داريد، اما از همشهري تان که تلاش وافي براي رونق مطبوعات اين استان داشته، بي خبريد؟ آيا شما هم به روزمره گي دچار شده ايد و تنها از روزنامه نگاري، به درج اخبار ادارات و خبرگزاري ها بسنده کرده ايد؟ يا فکر مي کنيد يادي از روزنامه نگار شهرتان که تنها براي دفاع از حريم روزنامه نگاران و آزادي بيان در زندان است، به روحيه سفارش دهندگان رپورتاژهاي شما لطمه مي زند! باور بفرماييد که در روز خبرنگار و در ديدارتان با مسوولان دادگستري، زندان و... مي توانستيد اشاره اي کوچک به تنها زنداني روزنامه نگار شهرتان داشته باشيد که عملکرد پنج ساله ام در گيلان نشان مي دهد اگر در مورد هر کدام شما اين اتفاق مي افتاد، من سکوت نمي کردم. خدا نگهدار همه ماست
|
||||
|