بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

تاثير سحرآميز "وثيقه"

حسين باستاني
h.bastani@roozonline.com

۱۹ شهریور ۱۳۸۵

تنها يک هفته پس از اظهارات اجباري رامين جهانبگلو - بلافاصله پس از آزادي به قيد وثيقه - راجع به "شرايط خوب" زندان، و فقط شش هفته پس از مرگ يک زنداني سياسي در دوره حبس، يکي ديگر از محبوسين اين زندان هاي داراي "شرايط خوب" جان داد.

رامين جهانبگلو، در جريان سخنان خود به دفعات تکرار کرده بود که "با من هيچ برخورد خشني نکردند"، "به من هيچ فشار جسمي و روحي وارد نشد"، "بازجويي ها مؤدبانه بود"، "فکر نمي کردم در زندان پزشک هاي مختلف وجود داشته باشند که بيايند به شما سر بزنند و بگويند حال شما خوب است يا خير؟"، "بازجوها با من بسيار مؤدبانه برخورد کردند"، "هيچ برخورد نامناسبي با بنده صورت نگرفت"، "وضع غذا خوب بود" ... و قس علي هذا. معناي تکرار پشت سر هم چنين جملات آشنايي از سوي اين استاد دانشگاه، چنان براي روزنامه نگاران ايراني بديهي بود که هيجان زيادي در ميان آنها براي "افشاي" اجباري بودن اين گونه اظهارات برنينگيخت. به همين ترتيب، تاکيد جهانبگلو بر آن که در زندان هيچ فيلمي از "اعترافات" وي تهيه نشده (در حالي بود که پيشتر، دادستان کل کشور و سخنگوي قوه قضاييه، رسماً تهيه چنين فيلمي را تأييد کرده بودند)، يا اظهارات نامبرده مبني بر اين که اتهام "جاسوسي" در حين بازجويي به وي تفهيم نشده (در حالي که قبل از آن، روزنامه هاي نزديک به قوه قضاييه به کرات از دستگيري وي به اتهام جاسوسي نوشته بودند) بازتاب چنداني را در رسانه هاي ايران پيدا نکرد.

برخورد روزنامه نگاران ايراني با سخنان رامين جهانبگلو، غير منتظره نبود: اين سخنان، براي کساني که آشنا به شرايط ايران بودند، اساساً يک "خبر" مهم محسوب نمي شد. چرا که در روزنامه نگاري، "خبر" مهم، شرح واقعه اي است که به دليلي با آنچه به طور معمول رخ مي دهد، تفاوت داشته باشد. در حالي که ناهمخواني اظهارات يک زنداني (يا زنداني آزاد شده) با آنچه از سوي مقامات قضايي و رسانه اي محافظه کار در مورد پرونده وي بيان شده، سال هاست که در ايران يک "قاعده" و اتفاقي "معمولي" محسوب مي شود. اتفاقي آنچنان عادي که ديگر تکرار آن، اساساً توجه چنداني را بر نمي انگيزد و به لحاظ مطبوعاتي، "خبر" مهمي محسوب نمي شود.

اما با اين همه، يک هفته است در ميان برخي از فعالان سياسي، بحثي در جريان است که جهانبگلو شکنجه شده است يا نه، در مقابل فشار بازجويان مقاومت کرده است يا نه، "قهرمان" بوده است يا نه، اگر زماني موفق به خروج از کشور بشود همين حرف ها که در مصاحبه با ايسنا گفته را تأييد خواهد کرد يا نه، و ...

به نظر مي رسد براي پي بردن به اين که رامين جهانبگلو به چه ميزان تحت فشار بوده، لازم نيست که لزوما از دوران زندان بودن او و نوع رفتار با وي در سلولش اطلاعات خيلي محرمانه اي داشته باشيم. وضعيت فعلي اين روشنفکر ايراني، در يک جمله کليدي از متن اظهارات وي در گفت و گو با ايسنا، به خوبي توضيح داده شده است؛ آنجا که جهانبگلو با اشاره به آزادي خود با قيد وثيقه، خاطر نشان کرده است: "اين وثيقه سنگين بوده است، و سند دو منزل را توديع کرديم." حتي اگر ندانيم که داخل زندان با جهانبگلو چه رفتاري صورت گرفته است (هرچند مي توان حدس زد به خاطر حساسيت هاي جهاني، اين رفتار به بدي رفتار با زندانيان مقتول هفته هاي اخير نبوده است) جمله فوق بخش مهمي از اظهارات اين فيلسوف ايراني را توضيح مي دهد.

واقعيت آن است که يک زنداني، ممکن است در داخل زندان کتک و توهين و سلول انفرادي و ... را تحمل و به اميد آزادي، مقاومت کند، و مي تواند اين قدر "شجاع" باشد که بعد از آزادي نيز، به فعاليت هاي پيش از دستگيري خود کمابيش ادامه دهد. اما به راستي، او بايد "خيلي فداکار" باشد که در خارج از زندان، با اقدامي که انجام مي دهد تمام اندوخته زندگي خود (منزلش) و از آن مهمتر مثلاً تمام اندوخته زندگي آشنايان خود را (که براي آزاديش وثيقه گذاشته اند) در معرض خطر قرار دهد.

به همين قياس، جاي ترديد جدي است که رامين جهانبگلو، با وثيقه "چند صد ميليون توماني" اي که براي آزادي تا زمان تشکيل دادگاهش در اختيار قوه قضاييه گذاشته است، حتي در صورت خروج از کشور (وي در مصاحبه خود از امکان مسافرت خود به هند براي ادامه تحقيقات دانشگاهي اش خبر داده) امکان سخن گفتن آزادانه و عادي را داشته باشد. بنابراين، کساني که براي اثبات نحوه رفتار با اين استاد دانشگاه در زندان، منتظر اظهارات بعدي او – احتمالا در خارج از کشور – هستند، کاملا ممکن است با وضعيت متفاوتي از آنچه انتظارش را مي کشند مواجه شوند.

نوع استفاده دستگاه قضايي ايران از ابزار وثيقه براي تحت فشار قرار دادن دگرانديشان، يکي از مهم ترين ابزارهاي محدود کردن آزادي بيان انديشمندان و فعالان سياسي و مطبوعاتي ايران است که به شدت مورد کم توجهي افکار عمومي داخل و خارج قرار مي گيرد. محاسبه اي تقريبي، نشان مي دهد که حداقل 200 تن از موثرترين چهره هاي مطبوعاتي، سياسي و دانشگاهي ايران، به قيد وثيقه هاي بسيار سنگين "به ظاهر" در خارج از زندان به سر مي برند و دستگاه قضايي، مي تواند هر زمان اراده کرد و به هر شيوه که مايل بود وثيقه آنها را با وارد کردن اتهامات جديد افزايش دهد.

البته، واضح است که بسياري از اين 200 نفر، به درجات مختلف ريسک فعاليت انتقادي در دوران آزادي از زندان به قيد وثيقه را پذيرفته اند. اما ترديد نيست کساني که مثلاً بتوانند فعاليت سياسي آزاد را (نه براي هميشه، که تا زمان تشکيل دادگاه که آن هم سرنوشتي نامعلوم دارد) به ضبط منزل مسکوني والدين يا بهترين دوستان خود ترجيح دهند، اقليتي بسيار ناچيز محسوب مي شوند.

به راستي، در چند مورد از گزارش هايي که در مورد نقض حق آزادي بيان در ايران انتشار يافته، به اين جنبه مخرب فشار بر روزنامه نگاران و روشنفکران ايراني اشاره شده است؟

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام