بازگشت به صفحه اول

از روز

 
 

برخورد همه جانبه با توليدات هنری

هم هنرمند داغ مي كنند، هم هنر را

شهرام رفيع زاده

۳۰ شهریور ۱۳۸۵

"من پشت دستم را داغ كردم كه ديگر كنسرت برگزار نكنم." اين اعتراض شهرام ناظري است به تنگ تر شدن فضاي هنري و فرهنگي كشور كه در برابر چهار هزار بيننده بر روي سن و خطاب به مخاطبانش گفته است.

در روزهاي اخير خبرهاي ناخوش تري نيز از حوزه فرهنگ به گوش مي رسد: لغو مجوز دو مجلد از "فرهنگ افسانه‌هاي مردم ايران" اثر علي اشرف درويشان، "لغو مجوز رمان اوا‌‏لونا نوشته ايزابل آلنده به ترجمه خليل رستم‌‏خاني و جلوگيري از چاپ دوم آن"، "احتمال افزايش ده درصدي قيمت کتاب به خاطر حذف يارانه كاغذ"، "احتمال واگذاري سانسور كتاب به خانه كتاب"، "پلمپ فروشگاه پنجاه و پنج ساله بتهوون"، "ندادن مجوز اكران به فيلم آفسايد فيلمي كه تا يك قدمي دريافت اسكار پيش رفته"، "بازار داغ اتهام سازي براي هنرمندان و نويسندگان در رسانه هاي نزديك به دولت"، "صدور اطلاعيه وزارت ارشاد و تهديد فيلم ها مبني بر اينكه در صورت پخش آگهي درشبكه هاي ماهواره اي مجوز اكران لغو خواهد شد"....

كمر فرهنگ و هنر زير سنگني بار سياست در حال خرد شدن است، و در جريان انتقام خاموش از اهالي فرهنگ و هنر حالا نوبت به توليدات هنري و فرهنگي رسيده است.

يك گزارش، صد اتهام

اگر چه هنرمندان و فرهنگيان همواره از جانب حكومت ها مورد بي مهري قرار گرفته و در سه دهه گذشته نيز از موقعيت خوبي برخوردار نبوده اند، با اين حال به نظر مي رسد تاوان گشايش نسبي در امور فرهنگي و هنري كشور در سالهاي اوليه رياست جمهوري خاتمي براي هنرمندان و فرهنگيان هزينه سنگيني در پي داشته است. روند تدريجي ايجاد محدوديت در حوزه فرهنگ و هنر كه از دور دوم خاتمي و با عقب نشيني او از مواضع دور اول آغاز شد در يك سال گذشته و با به قدرت رسيدن راستگرايان تندرو به مرحله تازه اي وارد شده است. مرحله اي كه در آن توليدات فرهنگي، هنري نه تنها در حوره هايي چون كتاب و مطبوعات، بلكه در گستره اي بسيار وسيع تر از پيش؛از سينما و موسيقي گرفته تا تئاتر و كتاب و مجلات تخصصي فرهنگي و هنري و تا فعاليت هاي فرهنگي دانش آموزان و دانشجويان را در بر مي گيرد.

نخستين نشانه هاي اين ماجرا با تغيير تركيب نهادهاي صنفي هنري و فرهنگي آغاز شد. هر نهادي كه امكان تغيير هيات مديره و تركيب آن وجود داشت تاكنون با چنين تغييري مواجه شده؛ و هر جا چون كانون نويسندگان امكان تغيير تركيب آن مطابق ميل مقامات فراهم نبوده، با ممنوعيت برگزاري جلسات و لغو مجمع عمومي و فشارهاي پيدا و پنهان مواجه شده است.

در بخشي ديگر، تغيير مديريت در نشريات تخصصي و از جمله نشرياتي چون كتاب هاي ماه و مجله كتاب هفته تا توقيف و لغو امتياز ماهنامه كارنامه بي سر و صدا صورت گرفته و گاه چون نشريه مقام، ارگان تخصصي حوره هنري در عرصه موسيقي، به تشري از جانب رسانه هاي راستگرا از جانب مسئولان شان دچار تغيير شدند. آنگاه نوبت به هنرمندان و فرهنگيان رسيد. رسانه هاي راستگرا در چند ماه گذشته بارها با نام بردن از نقاشان، موسيقي دانان و طنزپردازان و مجسمه سازان تا نويسندگان و شاعران وسينما گران و پژوهشگران آنها را به فراهم آوردن مقدمات انقلاب مخلمين متهم كردند. روزنامه هاي جمهوري اسلامي، كيهان و رسالت در اين ميدان حضوري چشمگير داشتند.

از هنگام قرائت گزارش تحقيق و تفحص از وزارت ارشاد اما به نظر مي رسد كه مانع تراشي و محدود كردن توليدات فرهنگي نيز شكل تازه اي به خود گرفته است. در گزارش كميسيون فرهنگي مجلس هفتم از تحقيق و تفحص از وزارت ارشاد دوره خاتمي، به دفعات از "هنرمندان فاسد" و"نويسندگان معاند با انقلاب اسلامي" يادشده و اتهاماتي چون"گسترش فرهنگ لمپنيزم"، "حاكميت فرهنگ دين‌زدايي و غرب‌گرايي بر توليدات سينمايي"، "زير سئوال بردن نهادهاي انقلاب اسلامي"، "معرفي غرب به عنوان كعبه‌ آمال و آرزوهاي جوانان ايراني"، "ترسيم نظام مقدس جمهوري اسلامي به عنوان تضييع كننده‌ حقوق زنان و جوانان"، "خوانندگي و رقص زنان"، "پخش موسيقي‌هاي غير مجاز"، "به چالش كشيدن مظاهر اقتدار نظام از جمله ارتش، سپاه و تصوير آنان به عنوان نهادهايي متحجرو كهنه‌گرا"، "القاء عقب‌ماندگي مسلمانان"، "عدم هماهنگي با سياست‌هاي خارجي نظام جمهوري اسلامي "، "استفاده‌ ابزاري از تصاوير زنان"، "غيرت‌زدايي"، "ابتذال كلامي و رفتاري "، "پوچ‌گرايي و منفي‌گرايي نسبت به جهان و زندگي [تبليغ نيهليسم اجتماعي]"، " اهانت و كم‌ارزش جلوه دادن ارزش‌هاي دفاع مقدس"، "حريم‌شكني اخلاق اسلامي و ارزش‌هاي ديني"، "ترويج انديشه‌هاي فمينيستي"، " سياه‌نمايي و تضعيف نظام"، "ترويج باورهاي مردستيزانه و تضعيف نهاد خانواده"، "تضعيف باورهاي ديني در مردم و اشاعه‌ منكرات"، " برگزاري كنسرت‌هاي مبتذل و ترويج موسيقي مبتذل غربي" به آنان زده شده است.

از هنگام انتساب چنين اتهاماتي، كه يك کارگردان سينما از آن با عنوان"اتهامات مخوف" يادكرد و اعتراض سينماگران در جريان جشن خانه سينما را نيز به دنبال داشت، به نظر مي رسد فضاي برخوردهاي تندتر با هنرمندان نيز فراهم شده است. توليدات فرهنگي، هنري به عنوان قربانيان نسبت تعريف نشده فرهنگ و حكومت در ايران در همين مدت كوتاه چند هفته با فضاي سرد، تند و خشن از آن گونه كه در عرصه سياست ايران بسيار است مواجه شده است.

سانسور، بيروني و دروني

توليدات فرهنگي، هنري در ايران هميشه با گذر از فيلترهايي به دست مخاطبان نه چندان زيادشان رسيده اند. هركتاب منتتشر شده تنها با اخذ مجوز پيش از چاپ و سپرده شدن به دست بررسان و سانسورچيان امكان انتشار دارد. چنانكه هر آلبوم موسيقي پيش از انتشار مي بايست چه از نظر موسيقايي و چه از نظر ترانه و شعر تاييد مركز موسيقي را كسب كند. تئاترها بايد پيش از اجراي عمومي ابتدا مجوز نمايشنامه را كسب كرده باشند، و پس از آن براي اعضاي هيات نظارت و ارزشيابي به اجرا در آيند تا در صورت تاييد آنها به اجراي عمومي در آيند. در سينما كار از اين نيز مشكل تر است. فيلمنامه بايد تاييد شود، اسامي گروه سينمايي بايد به تاييد برسد، بايد پروانه ساخت گرفته شود، در جريان ساخت نيز انواع و اقسام نظارت ها وجود دارد، هر فيلمي پس از ساخت مورد بازبيني قرار مي گيرد و تنها با لحاظ کردن تغييرات مورد نظر هيات نظارت است که مجوز اكران به آن داده مي شود.... و تازه بعد از اكران، يا پس از آن ـ به نسبت واكنش گروه ها و مقامات ـ از اكران آن جلوگيري مي شود.

برگزاري نمايشگاه نقاشي و كاريكاتور و عكس نيز منوط به كسب اجازه از ارشاد است. با اين همه به نظر راستگرايان تندرو در سالهاي گذشته وزارت ارشاد در كار ايجاد محدوديت بر سر راه عرضه توليدات فرهنگي كوتاهي كرده و حالا به جبران آن، اكنون برخورد با توليدات فرهنگي در دستور كار قرار گرفته و اتفاقات تازه تري در چند هفته اخير رخ داده است.

براي مثال مجوزانتشار جلدهاي هفتم و هشتم "فرهنگ افسانه‌هاي مردم ايران" اثر علي‌اشرف درويشيان، پس از تجديد چاپ، لغو شده است. اين در حالي است كه هجده جلد از اين فرهنگ 20جلدي تاكنون انتشار يافته و به گفته درويشيان جلد نوزدهم آن يك سال است كه در انتظار دريافت مجوز نشر به سر مي‌برد.اين نويسنده در واكنش به لغو امتياز اين اثر پژوهشي گفته است با آنكه جلد بيستم اين اثر را نيز به پايان رسانده اما تا مشخص نشدن وضعيت جلد نوزدهم، آن‌را به ناشر نخواهد سپرد.

خبرگزاري ايلنا نيز در روزهاي اخير نمونه ديگري از لغو مجوز كتاب هاي پيشتر منتشر شده را گزارش كرده است.به نوشته اين خبرگزاري "رمان اوا‌‏لونا نوشته ايزابل آلنده كه با ترجمه خليل رستم‌‏خاني و توسط انتشارات بازتاب نگار منتشر شده بود، غير قابل چاپ اعلام شده است." اينها دو نمونه از كتاب هايي است كه تنها در هفته گذشته "دچار مشكل" شده اند، وگرنه مي توان فهرست عناويني از اين دست را پشت هم كرد و به آنها چند صد عنوان كتاب انتشاراتي هاي مختلف را افزود كه به دلايل اعلام نشده از چندين ماه پيش تا كنون بلا تكليف مانده يا "مهر غير قابل انتشار" خورده اند.

اخبار ديگري نيز از سپرده شدن بررسي و سانسور كتاب به برخي مراكز خصوصي مورد اعتماد وزارت ارشاد منتشر شده است. در تازه ترين خبر اعلام شده كه اين كار به موسسه خانه كتاب، يكي از موسسات جنبي وزارت ارشاد كه به صورت نيمه خصوصي اداره مي شود، سپرده خواهد شد. عماد افروغ، رييس كميسيون فرهنگي مجلس هفتم كه از قرار مي بايست حامي حقوق ملت در مجلس باشد، چند روز پيش در همين ارتباط اعلام كرد: "مسئله اصلي ما در حوزه نشراين است که بايد در روند صدور مجوز کتاب و مميزي تسريع صورت گيرد. در اصل مميزي نمي توانيم ترديد کنيم و اين امر بر اساس فلسفه اخلاقي که به آن اعتقاد داريم پذيرفته است اما ايده آل اين است که مميزي بيروني نباشد."

راه حل كشف شده همان روش خودسانسوري است كه مطبوعات نيز به آن دچارشده اند چرا كه به گفته رييس كميسيون فرهنگي مجلس "مميزي دروني" ايده آل است." آن هم در شرايطي که تيراژ متوسط كتاب در ايران بين دو تا سه هزار نسخه است. و در اين اندازه هم دولت تاب تحمل ندارد، به همين علت است که حذف يارانه كاغذ، در آينده نزديك مطرح شده. خبرگزاري ميراث به دنبال اين تصميم به نقل از جعفر همايي، مدير نشر ني نوشت: "مسلما آزاد شدن کاغذ تحرير و افزايش قيمت اين کاغذ از بندي هفت يا هشت هزار تومان دولتي به بندي بيست هزار تومان قيمت کتاب را تحت تاثير قرار مي دهد اما اين افزايش قيمت از نظر بنده نهايتا ده درصد خواهد بود."

همايي در عين حال با اشاره به ركود موجود در بازار كتاب گفته كه: "ناشران در شرايطي که با رکود بازار مخاطب مواجه هستند به صورت غير منطقي قيمت کتاب را افزايش نخواهند داد."

اما برخي از ناشران ديگر افزايش قيمت كتاب را بيشتر از اين محتمل مي دانند و آن را عاملي براي كاهش هر چه بيشتر كتابخوانان و كاهش تيراز متوسط كتاب به هزار تا دو هزار مي دانند.

همکاري اماكن با ارشاد

وقتي در چند روز گذشته خبر پلمپ مركز موسيقي بتهوون تهران كه فروشگاهي پنجاه و پنج ساله و مشهور در عرضه آلبوم هاي موسيقي و بليت هاي كنسرت است، در شهر پيچيد در برخي محافل فرهنگي شايعاتي مبني بر رو آوردن نهادهاي غيرمسئول به برخورد بيروني با توليدات فرهنگي منتشر شد.

خبرگزاري ميراث فرهنگي درباره جزييات اين ماجرا چنين گزارش كرده: "عصر روز پنجشنبه بيست و سوم شهريور ماه مرکز موسيقي بتهوون از سوي اداره اماکن نيروي انتظامي پلمب شد." به نوشته اين خبرگزاري "به نظر مي آيد دليل اصلي اين موضوع فروش بليت کنسرت هاي راک بوده که در آموزشگاه هاي موسيقي و به صورت خصوصي براي تعدادي از هنرجويان و علاقه مندان برگزار مي‌شده است." و اين درحالي است كه "اين کنسرت ها عموما با جمعيتي کمتر از صدو پنجاه نفر برگزار مي شود و تا به امروز اعلام شده بود که چنين کنسرت هايي نياز به طي مراحل برنامه هاي بزرگ را ندارد و اعلام آنها به دفتر موسيقي" وزارت ارشادکافي است.اما اداره اماکن به دليل بي اطلاعي از اين برنامه ها برخي از اين آموزشگاه ها و از جمله آموزشگاه موسيقي ترانه، و آموزشگاه موسيقي راحيل را تعطيل و مرکز موسيقي بتهوون را که محل فروش بليت برخي از اين برنامه ها بوده، پلمب کرده است."

 
 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام