|
|
|||
حكومت با لجبازی
احمد زيدآبادی
لجبازي صفت كودكانهاي است كه به ندرت مفيد ميافتد. شايد تنها فايدهاي كه براي لجبازي ميتوان تصور كرد، مقاومت موفقيتآميز فرد لجباز در برابر عمليات شستشوي مغزي در شرايط زندان انفرادي است. فراتر از اين، من تاكنون سودي براي لجبازي كشف نكردهام. لجبازي اما هنگامي كه در گستره يك حكومت مبناي عمل و عكسالعمل قرار گيرد، نتايجش فاجعه بار است. به گمان من، مبناي رفتاري بسياري از كساني كه در حكومت ايران نقشي به عهده دارند، لجبازي است. كساني كه گذارشان به زندانهاي جمهوري اسلامي افتاده است، حرف مرا راحتتر ميپذيرند. معمولا آن دسته از نيروهاي قضايي يا امنيتي كه با زنداني سر و كار دارند، چندان در پي كشف جرمي از سوي او به منظور عقوبت كردنش نيستند، از همين رو، هنگامي كه يك زنداني قرص و محكم در برابر آنها ميايستد و اصرار ميورزد كه جرمي را مرتكب نشده است، با او از در لج در ميآيند و تمام توان خود را به كار ميگيرند تا به اصطلاح عامه، رويش را كم كنند. سياست رو كم كني كه ظاهرا ريشه در لجاجتي كودكانه دارد، همچنان در ايران ساري و جاري است و نمونهاي از آن را ميتوان در ماجراي بازداشت علي اكبر موسوي خوئيني نشان داد. موسوي خوئيني بيش از صد روز است كه دستگير شده و در زندان 209 به سر ميبرد. در اين مدت نه اتهامي به طور روشن عليه او طرح شده و نه وكيلش اجازه يافته است تا با او ملاقات كند. هنگامي كه پدر موسوي در كنار ساير عوامل، احتمالا يكي هم به علت فشارهايي كه دستگيري پسر بر وي وارد كرد، به رحمت خدا رفت، مقامهاي رسمي قضايي از تبديل قرار بازداشت او به وثيقه و يا كفالت خبر دادند، وعدهاي كه هرگز به آن عمل نشد. در مقابل، موسوي خوئيني را همراه با مامور به مراسم ترحيم پدرش آوردند، كاري كه ظاهرا نه فقط از آلام او نكاست بلكه به دليل برخوردهاي نادرست، بر رنجش افزود. بعد از آن ماجرا، ديگر خبر چنداني در باره موسوي خوئيني انتشار نيافت. فقط گفته شد كه شرايط زندان را براي او مشكلتر كرده و برخي از امكاناتي را كه در اختيارش بوده از وي گرفتهاند. تا اينكه در مراسم چهلم مرحوم موسوي پدر، بار ديگر مهندس موسوي را به همراه مامور به مراسم اعزام كردند. او نيز با استفاده از اين فرصت محدود، در بين جمعيت فرياد زد كه او را در زندان تحت فشار گذاشته و شكنجه ميكنند. كساني كه شاهد سخنان مهندس موسوي بودهاند، تاكيد ميكنند كه فريادي به بلندي و غضبناكي فرياد او تا كنون در عمرشان نشنيده بودند. از قرار مسموع، موسوي خوئيني قرار نبوده بازداشت شود و ظاهرا بيتوجهي او به هشدار ماموران امنيتي برا ي عدم حضور در تجمع زنان در روز 22 خرداد در ميدان هفت تير، سبب بازداشت او شده است. قاعدتا فردي كه در چنين وضعيتي دستگير ميشود، بازداشت او ديري نميپايد، اما بازداشت خوئيني نه فقط دير پاييده، بلكه فشارها عليه او روز به روز افزايش يافته است. مسلما اين روند، نميتواند نتيجه كشف جرم بزرگي از او در جريان بازداشت باشد، چرا كه كارنامه و عملكرد موسوي خوئيني براي همه روشن است. او تا دو سال پيش نماينده مجلس بوده و از فيلتر گزينش عقيدتي – سياسي شوراي نگهبان گذشته بود. پس از دوران نمايندگي نيز، خوئيني جز فعاليت در چارچوب سازمان دانشآموختگان ايران اسلامي، كه سازماني قانوني و داراي مجوز رسمي از وزارت كشور است، فعاليت ديگري نكرده بود. من خود كه در اين دوران با موسوي به عنوان دبير كل سازمان دانشآموختگان در ارتباط بودم، به خوبي آگاهم كه او جز آنچه طبق قوانين ايران، مجاز تلقي ميشود، نه كاري كرد و نه برنامهاي در سر داشت. با اين حساب، تنها دليلي كه براي ادامه بازداشت و آزردن او باقي ميماند، اصرار او بر بيگناهي و پافشاري بازجويان بر كم كردن روي اوست. در واقع، نوعي از رفتار لجوجانه به منظور رو كم كني از موسوي خوئيني در جريان است كه مسلما دودش بيشتر به چشم حكومت ميرود. بازتاب جهاني سخنان موسوي خوئيني در مراسم چهلم پدرش و اعتراض گسترده سازمانهاي حقوق بشر جهاني به وضعيت او، در حقيقت جز ابطال تلاشهاي لفظي مقامهاي قضايي و اجرايي ايران به منظور نشان دادن سيمايي ملايم از حكومت در عرصه بينالمللي، نتيجهاي در پي نداشت. اگر حكومتگران ايران، از اين نتيجه راضياند، به لجبازي و سياست رو كم كني خود ادامه دهند! |
||||
|